رأی دادگاه بدوی
در خصوص دعوی خانم م.الف. به طرفیت آقای م.م. و الف.د. حکم به ثبت واقعه نکاح منقطع و ثبت نام خواهان و فرزند مشترک در سند سجلی و الزام خوانده به اخذ شناسنامه برای نوزاد سه ماهه بنام ز.، به این توضیح که خواهان مدعی است در مورخ 4/11/91 به عقد نکاح موقت خوانده به مدت یک سال درآمده و در این مدت صاحب یک فرزند دختر بنام ز. نیز شده است و چون خوانده حاضر به ثبت واقعه نکاح و اخذ شناسنامه برای طفل نشده است با طرح دعوی حاضر صدور حکم به شرح فوق را خواستار شده است. دادگاه با توجه به مجموع محتویات و نظر به اینکه انعقاد عقد نکاح موقت از تاریخ 4/11/91 به مدت یک سال شمسی فی مابین زوجین مذکور مورد تأیید عاقد یعنی آقای م.ح. روحانی معتمد دماوند قرارگرفته است و خوانده علی رغم ابلاغ اوراق قضایی از جمله سند عادی استنادی که مندرجات آن حاکی از وقوع عقد نکاح مذکور است در دادگاه حاضر نشده و دفاعی به عمل نیاورده و ایرادی به اصل ادعای خواهان و سند ابرازی وی وارد نکرده است. لذا دادگاه انعقاد عقد مذکور را محرز و مسلم می داند و از سوی دیگر مستندات ارائه شده از سوی خواهان حاکی از تولد طفلی از وی در تاریخ 1/8/1392 در مرکز زایمان بیمارستان س. دماوند بوده که تولد وی به شماره 235604 گواهی گردیده است و مطابق ماده 1158 قانون مدنی (طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است. . .) و از سوی دیگر مطابق ماده 21 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 ثبت نکاح موقت در صورت باردارشدن زوجه الزامی است و این الزام قانونی مقید به زمان استمرار عقد نیست و زوجه در خلال عقد و بعد از بارداری و بعد از انقضای عقد نیز می تواند الزام زوج به تکلیف مذکور را بخواهد که با ثبت نکاح موقت و درج در اسناد سجلی حقوق طفل متولد از نکاح برقرار بماند لذا دادگاه با توجه به مراتب مذکور دعوی خواهان را وارد دانسته و مستنداً به مواد مارالذکر و ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به الزام خوانده اول به ثبت واقعه نکاح موقت موضوع دعوی و خوانده دوم به صدور شناسنامه بنام خوانده و خواهان برای طفل متولدشده بنام ز. صادر و اعلام می نماید. رأی دادگاه نسبت به خواهان و خوانده دوم حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است و نسبت به خوانده اول غیابی و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ واقعی قابل واخواهی در این دادگاه و سپس قابل تجدیدنظرخواهی ظرف بیست روز در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 1 دادگاه عمومی حقوقی دماوند ـ م. ی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی 1- خانم م. الف. به طرفیت 1- آقای م.م. 2- الف.د. و الف.د. به طرفیت خانم م.الف. از دادنامه شماره 9201356-30/11/92 شعبه محترم 1 دادگاه عمومی حقوقی دماوند که به موجب آن حکم به الزام خوانده اول آقای م.م. به ثبت واقعه نکاح موقت مورخ 4/11/91 و نیز خوانده دوم ثبت احوال به صدور شناسنامه بنام خوانده و خواهان برای طفل متولدشده بنام ز. نوزاد سه ماهه به شرح توضیحات داده شده در دادنامه موصوف صادر گردیده است وارد نمی باشد زیرا رأی بر اساس مقررات و موازین قانونی صادرشده و ایرادی از حیث ماهوی یا شکلی به آن وارد نیست و استدلال محکمه محترم بدوی و نیز مستندات آن صحیح می باشد و تجدیدنظرخواه دلیل یا دلایلی که موجبات نقض و یا بی اعتباری دادنامه را فراهم نماید ارائه ننموده لذا بنا به مراتب دادگاه مستنداً به قسمت اخیر ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی 21/1/79 ضمن ردّ اعتراض معترض دادنامه معترض عنه را عیناً تأیید می نماید رأی دادگاه به موجب مواد 397 و 368 قانون فوق الذکر ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی محترم کشور است.
رییس شعبه 26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
احمدی ـ نجفی رسا