عنوان: دعوای طلاق به‌طرفیت زوج سفیه

پیام: طرح دعوای طلاق به طرفیت زوج سفیه صحیح نیست و قیم نیز باید طرف دعوا قرار گیرد.
مستندات:
شماره دادنامه قطعی :
9309970907200040
تاریخ دادنامه قطعی :
1393/01/26
گروه رأی:
حقوقی
آراء منتخب پرونده:

عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده

رأی خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 13/6/1390 خانم م.ع. با وکالت خانم م.ر. وکیل پایه یک دادگستری به استناد تصاویر مصدق سند ازدواج شماره 8602-30/8/1387 دفتر ازدواج شماره . . . حوزه ثبتی تهران و شناسنامه دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به طرفیت آقای ع.ه. تقدیم و وکیل خواهان توضیح می دهد در تاریخ 30/8/1387 موکل با خوانده ازدواج نموده پس از حدود شش ماه زوج او را از منزل اخراج نموده و نفقه او را نداده است طبق اظهار موکله خوانده دارای عقب ماندگی ذهنی بوده و قدرت تصمیم گیری و ایفای وظائف زناشویی را ندارد و تحت راهنمایی مادرش اقدام بکاری را می نماید و در مدارس استثنایی تحصیل نموده و مورد مذکور را از موکل مخفی نموده که بعداً زوجه متوجه آن شده است با تقدیم دادخواست تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق بدون بخشش مهریه را دارم خانم م.ر. طی لایحه مورخ 5/7/1391 استعفای خود را از وکالت زوجه اعلام می نماید شعبه 244 دادگاه خانواده تهران پس از رفع نقص از دادخواست تقدیمی به موضوع رسیدگی و در تاریخ 16/7/1391 با حضور زوجین تشکیل جلسه می دهد زوجه اظهار می دارد تقاضا به شرح دادخواست می باشد شوهرم محجور است و در مدرسه استثنایی درس خوانده و با راهنمایی و هدایت مادرش اقدام می کند و کنترل امور زندگی خود را ندارد با خوانده تفاهم نداریم خوانده اظهار می دارد من محجور نیستم حاضرم برای معاینه به پزشکی قانونی معرفی شوم و زنم را طلاق نمی دهم دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر می کند ضمناً زوج را برای معاینه به پزشکی قانونی معرفی می نماید تا با بررسی امر وضعیت زوج از جهت قدرت اداره زندگی و امور مالی را دارد یا خیر و آیا ایشان محجور است یا نه به دادگاه اعلام گردد داور زوجه در تاریخ 28/7/1391 نظر خود را تقدیم می کند پزشکی قانونی استان تهران پس از انجام معاینات از آقای ( ع.ه. فرزند الف.) طی نظریه شماره 723 مورخ 16/8/1391 به دادگاه اعلام می نماید آقای ع.ه. مبتلا به درجاتی از نقص قوای ذهنی است و توانایی اداره امور مهم مالی خود را ندارد وضعیت نامبرده از مصادیق سفاهت متصل به زمان صغر می باشد دادگاه با توجه به نظریه پزشکی قانونی از دادسرای عمومی و انقلاب تهران سؤال می کند با توجه به نظریه پزشکی قانونی آیا در مورد آقای ع.ه. پرونده ای تشکیل شده و برای وی قیم تعیین گردیده است یا خیر که دادسرای مذکور طی نامه شماره 225/582-29/9/1391 به دادگاه اعلام می نماید در مورد آقای ع.ه. پرونده ای تشکیل نشده است دادگاه طی تصمیم مورخ 3/10/1391 در اجرای ماده 56 قانون امور حسبی مراتب را برای تعیین قیم برای آقای ع.ه. به دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام می نماید آقای الف.م. وکیل پایه دوم مرکز امور مشاوران حقوقی قوه قضائیه با تقدیم وکالت نامه خود را وکیل خواهان معرفی می نماید دادگاه در تاریخ 18/11/1391 با حضور وکیل خواهان و شخص زوجه تشکیل جلسه می دهد آن ها اظهار می دارند در خصوص مهریه اقدام گردیده و در این پرونده مدعی حقی نیست ولی متعاقباً اقدام خواهد گردید ضمناً موکل نصف مهریه به مقدار 157 سکه از 314 عدد سکه بهار آزادی را در قبال طلاق بذل می کند تقاضا داریم برای زوج داور تعیین گردد داور زوج در تاریخ 1 و 2/12/1391 نظریه خود را تقدیم می کند حسب گواهی بیمارستان م. به تاریخ 7/12/91 زوجه باردار نمی باشد دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رأی شماره 2206-28/12/1391 با شرح دعوای خواهان و انعکاس اظهارات زوجین و احراز رابطه زوجیت و نظرات داوران استدلال می کند و طبق اجرائیه شماره 559-15/8/1390 علیه زوج نامبرده نسبت به پرداخت نفقه زوجه اقدام نکرده و با توجه به نظریه پزشکی قانونی در مورد عدم توانایی اداره امور مالی خوانده و بذل نصف مهریه از سوی زوجه مستنداً به مواد 1145-1119-1130 قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق گواهی عدم امکان سازش را صادر و به زوجه اجازه می دهد با ارائه آن به یکی از دفاتر رسمی طلاق خود را به وکالت از سوی زوج به طلاق خلعی مطلقه نماید زوجه حسب گواهی پزشکی باردار نمی باشد پس از ابلاغ رأی زوج نسبت به آن تجدیدنظرخواهی می کند شعبه 47 دادگاه تجدیدنظر استان تهران به موضوع رسیدگی و طی رأی شماره 741-9/5/1392 استدلال می کند حسب نظریه پزشکی قانونی به شماره 17713/31/1 -16/8/1391 تجدیدنظرخواه سفیه می باشد و طرح دعوا به طرفیت وی وجاهت قانونی ندارد فلذا مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته قرار ردّ دعوای خواهان را صادر و اعلام می دارد رأی در تاریخ 21/7/1392 به خانم م.ع. ابلاغ و مشارٌالیها در تاریخ 21/7/1392 نسبت به آن فرجام خواهی می کند که پرونده پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و برای رسیدگی به این شعبه ارجاع می گردد.
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای قدرت اله طیبی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

در جلسه دادرسی مورخ 16/7/1391 شعبه 244 دادگاه خانواده تهران خواهان اظهار می دارد خوانده محجور است و قادر به اداره امور خود نیست و امور مربوطه در اختیار مادرش می باشد حسب گواهی شماره 17723/31/1 مورخ 16/8/1391 پزشکی قانونی تهران ـ آقای ع.ه. فرزند الف. مبتلا به درجاتی از نقص قوای ذهنی است و توانایی اداره امور مهم مالی خود را ندارد ـ وضعیت نامبرده از مصادیق سفاهت متصل به زمان صغر به شمار می رود بنا به مراتب فوق و مندرجات پرونده طرح دعوای صدور گواهی عدم امکان سازش برای اجرای صیغه طلاق به تنهایی به طرفیت نامبرده با وصف فوق و به لحاظ اینکه زوج فاقد اهلیت قانونی برای دفاع در قبال دعوای مذکور می باشد توجیه قانونی ندارد لذا مستنداً به قسمت اخیر بند 2 ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی رأی فرجام خواسته فاقد ایراد و اشکال قانونی بوده و با ردّ اعتراض فرجام خواه به لحاظ رعایت تشریفات دادرسی به استناد ماده 370 قانون مذکور مصوب سال 1379 رأی فرجام خواسته ابرام و پرونده اعاده می گردد.
رئیس شعبه 12 دیوان عالی کشور ـ مستشار
طیبی ـ حیدری

نقد رأی

تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0

نقدهای شما