عنوان: فاقد ارزش

پیام: رای طولانی و فاقد نکته است
مستندات:
شماره دادنامه قطعی :

تاریخ دادنامه قطعی :

گروه رأی:
کیفری
آراء منتخب پرونده:

عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده

رأی شعبه دیوان عالی کشور

پرونده:
شماره:140306390000126634
شعبه:سی و هشتم دیوان عالی کشور
قاضی:
تاریخ:1403/02/24
موضوع:مشارکت در نزاع دسته جمعیبسمه تعالی شعبه *م. ع. دادنامه : 140322390003319639 تاریخ دادنامه : 1403/09/28 شعبه : شعبه 1 دادگاه کیفری یک استان قزوین (اول کیفری استان سابق) پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره * شکات: ۱. خانم م. ی. ف. فرزند ک. ۲. اقای ع. ع. فرزند ت. با وکالت خانم ل. ی. ف. فرزند ک. به نشانی * متهم: اقای ا. ع. فرزند د. با وکالت اقای م. د. فرزند س. به نشانی * اتهام: معاونت در قتل عمدی گردشکار در این پرونده ، ۱ اقای ع. ج. فرزند ا. متولد *، با وکالت خانم ن. ک. ، متهم است. به مباشرت در ارتکاب بزه قتل عمدی مرحوم اقای ا. ع. فرزند ع. با نام مستعار ف. در مورخ ۱۳۹۳/۰۳/۰۱٫۲ ا. ع. فرزند د. ، با وکالت اقای م. د. ، متهم است. به معاونت در قتل مذکور از طریق رانندگی و تحریک اقای ع. ج. ، ۳ اقای ح. م. فرزند ف. متهم است. به مصرف مسکر؛ با این شرح که در تاریخ مذکور ، عوامل *، وقوع یک فقره قتل در نشانی *( علیه السلام ) و مقابل *را ، به شرح صفحه ۵ پرونده ، به بازپرس کشیک اطلاع می دهند و پس از حضور بازپرس کشیک در صحنه قتل ، گزارش گردیده که فردی به هویت اقای ا. ع. با نام مستعار ف. فرزند ع. ، درحالی که خونریزی شدید از ناحیه ترقوه چپ داشت ، به صورت طاق باز روی زمین افتاده و فوت نموده است. در فاصله ۲ متری وی ، دو قبضه سلاح سرد ( یکی کارد حدودا ۳۰ سانتی متری با دسته زرد و یکی شمشیر حدود ۵۰ سانتی متری با دسته چوبی ) روی زمین قرار دارد. ، وهمچنین یک دستگاه موتورسیکلت هوندا با طرح کویر ، ابی رنگ ، به شماره انتظامی ۵۶۶۲۴/۵۲۵ ، در کنار جسد مقتول به صورت تک جک پارک شده که در قسمت های زین و کمک های عقب ، اثار خون مشهود بود. و دستورهای لازم توسط بازپرس کشیک جهت حضور عوامل تشخیص هویت و پزشکی قانونی صادر گردیده است ، و در زمان حضور ، اقای ح. م. ، متهم ردیف سوم ، در صحنه قتل حضور داشته است. خانم دکتر م. از *در صحنه حاضر و پس از معاینه جسد ، فوت مقتول را تایید نموده ، سپس دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی صادر می شود. عوامل تشخیص هویت نیز با سراکیپی ستوانیکم ب. س. ح. ، دستورهای لازم جهت عکس برداری و فیلم برداری صادر می گردد. سپس با توجه به وجود ادله کافی و جهت جلوگیری از فرار متهمان و حضور رییس *دستور جلب متهمان صادر می گردد. ( به شرح صفحات ۳ الی ۴ پرونده ) ، که متهمان در *دستگیر ( متهمین شخصا در کلانتری حاضر شده اند. ) ( صفحات ۱۴ الی ۱۵ پرونده ). اقای ا. ع. ، گواه پرونده ، به شرح صفحات ۱۵۹٫۱۶۰ و ۱۶۱ ، که خلاصتا عنوان نموده است: در خانه د. جوجه زدیم. ع. با ا. حرف می زدند. ساعت حدود ۲ یا ۳ شد که ما بلند شدیم برویم خانه خودمان ، رفتیم جلوی در که خداحافظی کنیم. ا. به من گفت شما را می رسانم. نشستیم داخل ماشین. خود ا. راننده بود. من وسط نشستم ، ع. سمت شاگرد. از *که درامدیم ، امد سمت و. ع. . به ا. گفتم من را ببر خانه ، گفت تو را اخرین نفر می رسانم. در مسیر ، ا. به ف. ع. تلفنی می گفت بیاید ببینمتان. بین راه به ع. می گفت زمانی که انها رسیدن ، من باهاشون دست می دهم ، تو بیا بزنش. من نمی دانستم چه کسی را می گوید. توی مسیر همش می گفت که این کار را بکن ، اگر نکنی خودت را می زنم. قمه ع. دستش بود. رسیدیم به *. چند دقیقه بعد دو نفر با موتور امدند. ا. پیاده شد. موتوری ها هم همین که رسیدند ترکش ، پیاده شد. ا. رفت سمت ف. و با او دست داد. ع. همین زمان پیاده شد. قمه دستش بود. دوید سمت ف. . اول ف. روی موتور بود. ع. با قمه حمله کرد. اولین ضربه را زد. ف. موتور را خواباند و با ع. درگیر شدند و قمه ع. را می خواست بگیرد و گرفت. وقتی که گرفت ، ع. یک کارد که در کمرش بود ، دراورد و ضربه زد به مقتول. من فقط اولین ضربه ع. به ف. ( مقتول ) را دیدم ، که تقریبا به سمت گردنش یا کتفش بود. سمت راست یا چپش الان دقیق نمی دانم ، ولی حدودا گردنش بود. ا. توی راه به ع. می گفت زمانی که تو زدی من به تو می گویم چرا زدی ، که بعد از زدن ع. ، ا. همین کار را کرد. زمانی که ف. ( مقتول ) قمه را از دست ع. گرفت. و ع. به سمت ماشین فرار می کرد. ف. مثل اینکه از پشت ع. را زده است ، ولی من ندیدم. متهمان ردیف دوم و سوم نیز به شرح صفحات ۲۷ الی ۳۱ پرونده ، اظهارات مشابه گواه را مطرح نموده اند. متهم ردیف اول ، به شرح صفحات ۲۵ الی ۲۶ پرونده ، مدعی شده قتل توسط متهم ردیف دوم صورت گرفته است؛ لکن متعاقبا به شرح صفحات ۴۳ الی ۴۴ پرونده ، ارتکاب قتل را پذیرفته است؛ همچنین به شرح صفحات ۶۹٫۷۰٫۷۱٫۱۸۱ و ۱۸۲؛ که در صفحه ۱۸۱ اظهار داشته است: من با ا. و ا. در خانه د. بودیم. مشروب خوردیم چهار نفری. من و د. و ا. با ا. . من با ا. خیلی بیشتر خوردیم و ا. قضیه تجاوز امید به من را در جمع گفت و من غرورم شکست. قبل از این ح. به ا. گفته بود. که ا. چاقوکش است. و تعریف کرده بود. ازش و امید هم حسودی کرده بود. و به ا. فحاشی کرده بود. ح. ر. موضوع فحاشی در اینستا را به ا. می گوید و ا. هم دنبال بهانه بود. تا با ف. ( ا. ع. ) دعوا کند و اون شب بعد از مشروب خوردن ، حالت دعوا گرفته بود ، و به من گفت بیا بریم با امید دعوا کنیم و بزنیمش و گفت نترس ، من پشتت هستم و اگه دیدم تو را می زند ، من وارد می شوم و می زنمش. موقع مشروب خوردن ، ا. پررو بازی برای ا. در اورد و ا. هم یواشکی به من گفت که ا. را می خواهم بلا سرش بیاورم. با ا. و ا. راه افتادیم. گوشی ا. شارژ تمام کرده بود. و خاموش بود. و با گوشی من زنگ زد به امید ، و امید را کشاند سمت *و. ع. ( عج ) ، به بهانه اینکه ع. پیش من است. و بیا بلا سرش بیاوریم. امید با ح. اومدند *و. ع. ( عج ) ، پشت *. در مسیر رفتن ، ا. به من می گفت که بزنش ، اگه نزنی من خودم تو را می زنم ، و موقعی که سر قرار رسیدیم ، من پیاده می شوم و به هوای دست دادن ، دستش را می گیرم و تو با قمه بزن. رسیدیم ، ا. که راننده بود. پیاده شد و رفت سمت ا. ، و با امید دست داد و من هم با قمه که حدودا۵۰ سانتی متر بود. و در دستم بود ، پیاده شدم ( قمه را قبلا از خود ا. خریده بودم )؛ ا. به محض این که مرا با قمه دید ، با سر زد صورت ا. و هم رسیدم به ا. و قمه را سمت وی پرت می کردم و به دستش خورد و به پاهاش خورد. ا. هم یه چاقوی دسته زرد داشت و از سرم ، سمت راست زد و ا. قمه را از دستم دراورد ، و ا. به ا. گفت این بچه را با قمه می خواهی بزنی و با دست خالی نمی توانی ، او را بزنی؟ ا. قمه را داد دست ا. و ا. همین که به سمت من اومد ، ا. با قمه حمله کرد به سمت ا. ، و دیدم زد ، ولی ندیدم از کجاش زد. زمانی که ا. با امید درگیر بودند و در حالت خم بودند ( همانند حالت کشتی بود. ) و من هم یه چاقو داشتم ، از پشت به ا. ضربه زدم و از بالای کتف چپش زدم ، و به محض این که زدم ، برگشت سمت عقب و من هم در رفتم ، و من بعد از دعوا چاقو را دادم به ا. ، و اون چاقو الان نمی دانم کجاست ، و ما با وانت ا. در رفتیم ، که سر *بوس خوردیم ، و در ادامه هم به کامیون خوردیم ، و ا. با ح. با موتور دنبال ما اومدند ، حدود ۵۰۰ متر ، و بعدش دیگه ما ندیدیم و ساعت ۷ صبح دایی ع. گفت که ا. مرده است. به شرح صفحات۵۹ الی ۷۳ پرونده ، قرار تامین برای متهمین صادر شده است. به شرح صفحات ۸۴ الی ۸۶ پرونده ، بین متهمین و گواه مواجهه حضوری صورت گرفته است. حسب گواهی پزشکی قانونی به شرح صفحه ۹۸ پرونده ، علت فوت مقتول ، شوک ناشی از خونریزی داخلی و خارجی ناشی از پارگی احشا داخل قفسه سینه بر اثر اصابت جسم نوک تیز و نافذ برنده اعلام شده است. به شرح صفحه ۱۷۴ پرونده ، بازسازی صحنه قتل ، به پیوست سی دی ، انجام شده است. نظریه پزشکی قانونی به شرح صفحه ۱۷۶ پرونده ، درخصوص سلامت روانی متهم اخذ ، که اعلام داشته اند: در حال حاضر مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است. و در حال حاضر از رشد و کمال عقل برخوردار نیست. گواهی حصر وراثت به شرح صفحه ۱۹۶ پرونده اخذ ، که ورثه مقتول عبارتند از ع. ع. ( پدر مقتول ) و م. ی. ف. ( به عنوان مادر مقتول ). دفاعیات متهم به شرح صفحه ۱۸۲ اخذ شده است. پرونده شخصیت به شرح صفحات ۲۰۸ الی ۲۲۳ پرونده ، برای متهمان تشکیل شده است. لایحه خانم ن. ک. به وکالت از متهم ع. ج. ضمیمه پرونده شده است. ( صفحات ۲۲۸ و ۲۴۸ و ۲۴۹ پرونده ). اقای س. ب. خ. وکالت خود را از اقای ح. م. اعلام و وکالتنامه ضمیمه پرونده شده است. ( صفحه ۲۳۷ پرونده ). لایحه دفاعیه اقای م. د. به وکالت از متهم ا. ع. ، واصل و ضمیمه پرونده شده است. ( صفحات ۲۴۶ و ۲۴۷ پرونده ). خانم ل. ی. ف. ، وکیل اولیا دم ، لایحه خود را به شرح صفحات ۲۵۰ الی ۲۵۵ پرونده ، تقدیم نموده است. دستور ابلاغ اخطاریه های موضوع مواد ۳۸۷ و ۳۸۸ از قانون ایین دادرسی کیفری به طرفین صادر گردیده است. پس از جری تشریفات قانونی و تشکیل جلسه رسیدگی با حضور طرفین و وکلای انان و استماع اظهاراتشان ، اولین جلسه دادگاه در مورخ ۱۳۹۹/۱۱/۱۸ تشکیل گردید ، که متهم ضمن بیان علت اختلاف وی با سایرین ، اظهار داشته: … ا. گفت که ف. ( ا. ) سر تو بلا اورده است. و گفت ح. م. این را گفته ، رفتیم بیرون ، داشتیم گریه می کردیم و گفتم اینجوری نشده ، و گفت بیا روبرو کنیم ، و در راه ا. گفت که بیا این قمه را و اگر دست داد تو با قمه بزن و اگر نزنی من تو را می زنم ، و موضوع را از ا. از ف. پرسید ، ا. با ح. م. امد و با موتور امدند و ف. گفت که من این کار را کردم ، بیا برویم این کار را بکنیم ، و با قمه دویدم سمت او ، و ایشان هم چاقو دراورد ، و من قمه را به دستش زدم و دقیق یادم نیست کجایش زدم ، و او هم به کتف من چاقو زد ، و بعد که قمه را ول کردم ، فکر کنم خورد به سینه اش ، و قمه را انداختم و یک چاقو هم دراوردم و باک بنزین موتور را می زدم که دیدم ا. چند ضربه به ف. زد ، و من فرار کردم ، با ا. فرار کردم و به من گفت فرار کن ، و فرار کردیم ، و زد به یک مینی بوس ، و بعد زد به یک کامیونی ، و با موتور ، ح. افتاد دنبال ما …. با توجه به اعتراض وکیل اولیای دم به نظریه پزشکی قانونی درخصوص ع. ج. ، مجددا مشارالیه جهت احراز وضعیت رشد و کمال عقلی به پزشکی قانونی در اجرای ماده ۹۱ از قانون مجازات اسلامی ، معرفی گردید ، و در ادامه ، درخصوص اتهام اقای ح. م. فرزند ف. ، دائر بر مصرف مسکر و شرب خمر ، قرار عدم صلاحیت ، به صلاحیت و شایستگی دادگاه کیفری دو شهرستان *، طی دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۹/۱۱/۲۲ صادر گردیده است. متعاقبا نظریه پزشکی قانونی به شماره ۵۷۲۴۹ مورخ ۱۴۰۰/۰۲/۲۲ مبنی بر این که معاینه و مصاحبه به عمل امد. مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می باشد. در زمان وقوع جرم و در حال حاضر ، مسوول اعمال خویش است. از رشد و کمال عقل در زمان وقوع جرم و در حال حاضر برخوردار است. ( صفحه ۲۹۵ پرونده ). مجددا از ناحیه وکیل اولیای دم ، خانم ل. ی. ف. ، به نظریه پزشکی قانونی اعتراض گردیده ، که پرونده از این حیث ، مجددا به پزشکی قانونی جهت طرح در کمیسیون پنج نفره ارسال و ارجاع گردیده است ، که نهایتا در مورخ ۱۴۰۰/۰۸/۱۵ ، نظریه پزشکی قانونی به شماره ۴/۳۱/ک/۱۱۲۲۶ حکایت از این دارد. که متهم ع. ج. ، در حال حاضر از رشد و کمال عقل برخوردار نیست و در زمان وقوع جرم ( مورخ ۱۳۹۹/۰۳/۰۱ ) نیز برخوردار نبوده است. در حال حاضر ، مسوول اعمال خود می باشد. و در زمان وقوع جرم نیز بوده است ، که با تعیین وقت رسیدگی به موضوع ، مجددا وکیل اولیا دم به نام اقای ع. ش. م. ، تقاضای ارجاع به کمیسیون هفت نفره داشته ، که با توجه به اعلام سه فقره نظریه سابق پزشکی قانونی ، ارجاع مجدد به هیات کارشناسی موجبات اطاله دادرسی فراهم می نماید. فلذا با صدور دستور جلسه رسیدگی و برگزاری مجدد جلسه و استماع اظهارات طرفین ، اعضای دادگاه پس از شور و اعلام ختم رسیدگی ، به شرح دادنامه شماره *مورخ۴/۱۱/۱۴۰۰ با لحاظا عدم احراز رشد و کمال عقل اقای ع. ج. حکم بر نگهداری وی به مدت پنج سال در کانون اصلاح و تربیت به اتهام قتل عمدی و محکومیت اقای ا. ع. به تحمل بیست و پنج سال حبس تعزیری به اتهام معاونت در قتل عمدی مذکور صادر که دادنامه فوق الذکر به موجب دادنامه شماره *مورخ ۰۶/۰۱/۱۴۰۱شعبه *ابرام گردیده است. متعاقبا اقای م. س. د. به وکالت از اقای ا. ع. از دادنامه شماره *یک درخواست اعاده دادرسی نموده که شعبه سی و هشتم دیوان عالی کشور با این استدلال که مجازات متقاضی اعاده دادرسی ، بیشتر از مجازات قانونی تعیین شده است. دادنامه مذکور را نقض و رسیدگی مجدد را به شعبه هم عرض واگذار نموده است. با وصول پرونده به دادگاههای کیفری یک استان پرونده به این شعبه ارجاع ، وقت رسیدگی تعیین و طرفین و وکلای انان ، دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان *احضار که در جلسه رسیدگی مورخ ۲۲/۰۹/۱۴۰۳ متهم و وکیل وی و نماینده محترم دادستان حضور یافته و اظهارات و دفاعیات انان استماع گردیده است. در نهایت اعضای دادگاه پس از شور ، ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح زیر مبادرت به انشا رای می نماید.: " رای دادگاه" درخصوص اتهام اقای ا. ع. فرزند د. دارای کد ملی*اهل و ساکن *با وکالت اقای م. د. دائر بر معاونت در قتل عمدی مرحوم ا. ع. از طریق رانندگی و تحریک اقای ع. ج. ( مباشر قتل ) دادگاه با عنایت به جمیع اوراق و محتویات پرونده و دادنامه های صادر شده وبا لحاظ اینکه مجازات مباشر در قتل عمدی به جهت عدم احراز رشد و کمال عقل درجه چهار بوده ومجازات معاون در جرم مذکوردرجه پنج خواهد بود. بنابراین با استناد به مواد۱۴٫۲ ، ۱۸٫۱۹٫۱۲۶ ، تبصره ۲ بند ت ماده ۱۲۷٫۱۶۴٫۱۶۷٫۱۶۸ ، بند الف ماده ۲۹۰ همگی از قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و تبصره ماده ۶۱۲ قانون تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ و با لحاظ نتایج زیانبار عمل ارتکابی و بیم تجری نامبرده و دیگران حکم بر محکومیت مشارالیه به تحمل چهار سال حبس تعزیری صادر و اعلام می دارد. رای صادر شده حضوری محسوب و ظرف مهلت بیست روز قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. مستشاران شعبه * م. ر. ح. ص. دادنامه : 140322390003964691 تاریخ دادنامه : 1403/11/11 شعبه : شعبه 1 دادگاه کیفری یک استان قزوین (اول کیفری استان سابق) پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره * شاکی: اقای ا. ع. فرزند د. با وکالت اقای م. د. فرزند س. به نشانی * متهمین: ۱. اقای ع. ع. فرزند ت. ۲. خانم م. ی. ف. فرزند ک. با وکالت خانم ل. ی. ف. فرزند ک. به نشانی * اتهام: معاونت در قتل عمدی ‹‹ بسمه تعالی›› گردشکار : به تاریخ ۱۰/۱۱/۱۴۰۳ در وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضا کنندگان ذیل و با حضور نماینده محترم دادستان دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *تشکیل و پرونده کلاسه *تحت نظر است. ملاحظه می شود. محکوم علیه اقای ا. ع. پس از ابلاغ دادنامه صادره توسط این دادگاه در مورخه ۲۸/۰۹/۱۴۰۳ به وی در مورخه ۰۱/۱۰/۱۴۰۳ طی لایحه ارسالی از طریق دفاتر خدمات قضایی ، تقاضای اسقاط حق تجدید نظر خواهی و تخفیف مجازات را نموده است. دادگاه با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال و با تکیه بر شرف و وجدان قضایی و پس از شور و تبادل نظر ، بشرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید. ( رای دادگاه ) در خصوص تقاضای ا. ع. فرزند د. ، مبنی بر تخفیف مجازات بر اساس ماده ۴۴۲ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ نسبت به مجازات مقرر در دادنامه شماره: *مورخ ۲۸/۰۹/۱۴۰۳ صادره از این دادگاه که حسب دادنامه مذکور متقاضی به اتهام معاونت در قتل عمدی به تحمل چهار سال حبس تعزیری محکوم شده است. با توجه به جمیع اوراق و محتویات پرونده نظر به اینکه محکوم علیه پیش از پایان مهلت فرجام خواهی طی لایحه ی ارسالی از طریق دفاتر خدمات قضایی مثبوت به شماره: *مورخ ۰۱/۱۰/۱۴۰۳ به این دادگاه واصل شده است. که حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی خود را اسقاط نموده و تقاضای تخفیف مجازات تعیین شده را نموده و دادستان محترم *نیز نسبت به دادنامه مذکور در فرجه قانونی اعتراض ننموده است. لذا شرایط اعمال تخفیف مجازات فراهم می باشد. بنابراین دادگاه به استناد ماده ۴۴۲ قانون مارالذکر ضمن موافقت با درخواست محکوم علیه ، مجازات چهار سال حبس تعزیری را با اعمال تخفیف به سه سال حبس تعزیری تقلیل می دهد. رای صادره قطعی می باشد. م. ح. ص. مستشاران شعبه *

نقد رأی

تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0

نقدهای شما