رأی خلاصه جریان پرونده
خلاصه جریان پرونده:
در این پرونده ف. م. ح. به وکالت از ز. ر. در مورخه ۹۹/۱۰/۱۵ با تقدیم دادخواست به خواسته طلاق به لحاظ عسر و حرج به طرفیت ع. ز. طرح دعوی نموده و اعلام کرده در ۹۲/۲/۱۱ با خوانده ازدواج نموده است.لیکن باتوجه به اختلال در عملکرد جنسی زوج و اختلالات روان پزشکی و اعتیاد و خوف جانی ادامه زندگی غیر ممکن است. شعبه *در ۹۹/۱۱/۲۱ تشکیل جلسه داده است.وکیل خواهان به مفاد دادخواست تاکید نموده و اعلام کرده با گذشت ۹ سال از عقد زوج جهت تشکیل زندگی مشترک اقدامی ننموده است. مهریه ۲۱۴ سکه است.که موکل یک سکه را بذل می نماید. وکیل خوانده پاسخ داده: مطالب وکیل تکذیب می شود. و دلیلی ارائه نشده است. موکل شهود دارد. که بعد از عقد زوجه حاضر به تمکین نبوده است.زوجه باکره نیست. و موکل حاضر به طلاق نمی باشد. پرونده زوجین در مورد نفقه و تمکین در حال رسیدگی است. وکیل خواهان اظهار داشته تقاضای ارجاع به پزشکی قانونی جهت اختلالات روانی و جنسی زوج را دارم. دادگاه قرار ارجاع به داوری و استماع شهادت شهود و ارجاع به پزشکی قانونی صادر نموده است. جلسه بعدی دادگاه در ۹۹/۱۲/۲۳ تشکیل و از شهود استماع شهادت شده است. ۱- ه. س. : من اطلاع دارم. زوجین هفت سال در عقد هستند زوجه بلند پرواز است. ماشین و همه چیز می خواهد. در مورد اعتیاد خبرندارم. زوج کشاورزی می کند خانه ساخته است.اعتیاد ندارد. ۲-ف. ر. : عمه زوجه هستم: بلند پرواز است.تا یکسال قبل خوب بودند اعتیاد ندارد. هر مشکل برای زوج گفته اند دروغ است. زوجه قصد زندگی ندارد. ۳- م. ر. : خواهرم ۹ سال ا ست در عقد است.و همسرش زندگی مشترک را شروع نکرده دو سال است.که خواهرم را ترک نموده اعتیاد به تریاک دارد. عرق می خورد. فیلم وی را دیده ام. چندین بار در کمپ بستری شده ولی ترک نکرده است. خواهرم در عسر و حرج است. ۴- ح. ل. : ۹ سال است.که زوجه در عقد و بلاتکلیف است. شوهرش اعتیاد دارد. و عرق می خورد خودم فیلم ان را دیده ام. چندین بار او را ترک دادند ولی فایده نداشته است. زوجه در عسر و حرج است. وکیل زوج گفته شهود معارض هستند و لذا شهادت طرفین ساقط است. داور زوج اعلام کرده مخالف جدایی و طلاق هستم ص ۳۰ داور زوجه نظر به عدم سازش داده است.ص ۳۲ پزشکی قانونی بشرح ص ۳۳ اعلام نموده زوج جهت معاینه اعتیاد و روانپزشکی مراجعه ننموده است. قاضی مشاور نظر به رد دعوی زوجه داده است.ص ۳۴ دادگاه نیز با توجه به شهود معارض و نظر قاضی مشاور حکم به رد دعوی خواهان صادر نموده است. وکیل زوجه نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. شعبه *در مورخه ۱۴۰۰/۳/۱۱ تشکیل جلسه داده است. زوجه گفته هنوز در ایام عقد هستم ولی دوشیزه نیستم. در اوایل ازدواج رابطه با همسرم داشته ام. دادگاه زوج را به پزشکی قانونی معرفی نموده است. و پاسخ پزشکی قانونی بشرح ص ۶۵ در مورد اعتیاد وجود مواد مخدر را منفی اعلام نموده است.و در مورد ناتوانی جنسی زوج اعلام کرده تعداد اسپرم ها کمتر از حد طبیعی است. که با انجام اقدامات دارویی و کمک باروری امکان باروری وجود دارد. دلیلی بر عدم توانایی مقاربت یافت نشد. دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره *۱۴۰۰/۴/۲۶ دادنامه بدوی را تایید نموده است. وکیل زوجه از دادنامه فرجامخواهی نموده و اعلام نموده به نظریه پزشکی قانونی معترض می باشد. که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ وکیل فرجامخوانده اقای ج. ح. در زمان شور قرائت می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *۱۴۰۰/۴/۲۶ فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.فرجامخواهی خانم ف. م. ح. به وکالت از ز. ر. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۴/۲۶ صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی حکم به رد دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر وحرج صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا وکیل زوجه اعلام نموده به نظریه پزشکی معترض میباشد. و تقاضای بررسی در هیات عالی پزشکی را نموده که باید مورد توجه قرار گیرد. ثانیا اینکه صرفنظر از اعتراض ذکر شده نیز نظریه پزشکی حکایت از این دارد. که زوج در شرایط طبیعی توان باروری ندارد. و با گذشت نه سال از ازدواج و وجود رابطه زناشویی زوجه فاقد فرزند بوده که می تواند از موارد عسر و حرج تلقی گردد. ثالثا اینکه علیرغم اینکه عقد در سال ۹۲ صورت گرفته زوج اقدامی در جهت ایجاد زندگی مشترک ننموده و اقدام وی در جهت اخذ حکم تمکین پس از ۸ سال از عقد حکایت از عدم توجه وی به این موضوع دارد. رابعا در پرونده روشن نیست نفقه زوجه در طول سالهای گذشته توسط زوج پرداخت گردیده یا خیر که باید مورد بررسی قرار گیرد. و عدم پرداخت ان که اثبات پرداخت بر عهده زوج است.قطعا موجب عسر و حرج می تواند باشد. خامسا اعلام شده زوج سابقه اعتیاد و ترک در بازپروری و ترک اعتیاد دارد. که لازم است.نسبت به این موضوع تحقیق شود. و نتیجه ازمایش پزشکی قانونی دایر بر عدم وجود مواد مخدر در خون زوج دلیل بر عدم اعتیاد نیست و می تواند با عدم مصرف در مدت ۴۸ ساعت یا استفاده از بعضی داروها اثار ان از بین برود. مضافا به اینکه شهود شهادت به اعتیاد زوج و مصرف مواد مخدر توسط وی داده اند. از طرفی تحقیقات محلی نیز در این زمینه نسبت به اعتیاد زوج برای رفع نقص لازم است. لذاباتوجه به مراتب ذکر شده و اینکه هشت سال بلاتکلیفی زوجه و عدم امکان زندگی مشترک قطعا می تواند خود از مصادیق عسر و حرج باشد. و نظریه داور زوجه نیز تاکید به این موضوع دارد. بااستناد به بند ۵ ماده ۳۷۱ و بند الف ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید.با نقض دادنامه و اعاده پرونده شعبه *تشکیل جلسه داده است. زوجه اعلام کرده ۹ سال است.که ازدواج کردم و باکره نیستم ولی شوهرم مواد مخدر مصرف می کرد. به همراه خانواده اش چند بار وی را به کمپ معرفی کردیم. به خاطر مواد مخدر تمایلی به من نداشت عمه ام می گفت درست می شود. و ما صبر کردیم و لذا اقدامی برای زندگی مشترک نشد و ایشان تمایلی به زندگی و رابطه نداشت عرق می خورد و می فروخت کار درستی ندارد. تقاضای طلاق دارم. در جمع فامیلی که داشتیم یک بار شوهرم گفت بیایید زنمون را با یکدیگر عوض کنیم که من و بقیه هاج و واج ایستادیم ایا این یک جو غیرت دارد. که چنین حرفی می زند با چنین فردی می شود. زندگی کرد من حاضرم در قبال طلاق نصف مهریه را که ۲۱۴ سکه است.بذل کنم ادعای مالی دیگری ندارم. وکیل ایشان نیز گفته موکل با توجه کراهت نصف مهریه را بذل نموده است.در مورد اعتیاد زوج تقاضای تحقیق محلی داریم. زوج در طول ۹ سال که از عقد گذشته تلاشی برای زندگی مشترک ندارد. و در طول ۹ سال نفقه نداده است.و در مورد ناتوانی جنسی هم باید به پزشکی قانونی معرفی شود. وکیل زوج گفته: موکل در مورد اعتیاد سالم است. ادعای زوجه در مورد لچک نیز واقعی نیست. زوجه مدخوله است.پس زوج مشکل ناتوانی ندارد. و عدم ارتباط در طول ۹ سال به خاطر عدم تمکین است.و کراهت هم در زمانی است.که کل مهریه بذل شود. وکیل زوجه گفته در مورد نفقه پرونده جداگانه تشکیل شده است.و موکل یکصد و پنجاه سکه از مهریه را بذل می کند. وکیل زوجه گفته زوجه محکوم به تمکین شده است. دادگاه مقرر نموده در مورد زوج تحقیق محلی انجام شود. و زوج مورد معاینه قرار گیرد. پزشکی قانونی اعلام کرده زوج عقیم محسوب نمی شود. و توانایی مقاربت دارد. ص ۱۰۶ گزارش کلانتری حاکیست کسی زوجه را در محل نمی شناخت ص ۱۰۸ دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره ۰۰ *۰۰/۱۱/۳۰ دادنامه بدوی را تایید نموده است. خانم ف. م. ح. به وکالت از ز. ر. از دادنامه فرجام خواهی نموده که متن لایحه ایشان در زمان شور قرائت می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده درخصوص دادنامه شماره *۰۰/۱۱/۳۰ فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
فرجام خواهی خانم ف. م. ح. به وکالت از ز. ر. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۱۱/۳۰ صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی فرجام خواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج صادر گردیده وارد و موجه است. زیرا اولا زوجه اعلام نموده بعد از ۹ سال از ازدواج فاقد فرزند می باشد. و دو فقره گواهی پزشکی قانونی در دو مرحله که از زوج معاینه بعمل امده بشرح صفحات ۶۷ و ۱۰۶ پرونده حکایت از این دارد. که تعداد اسپرم زوج کمتر از حد طبیعی است.و لذا امکان باروری طبیعی ندارد. و احتمال باروری با روش دارویی و کمک باروری ممکن است.وجود داشته باشد. در هر حال صرف نظر از اینکه به روش کمکی زوج بتواند در اینده بارور شود. یا خیر فعلا با توجه به گذشت ۹ سال از ازدواج و عدم وجود فرزند و ناتوانی طبیعی زوج در باروری شرط بند عقد محقق است.و بدیهی است.که باعث عسر و حرج زوجه باشد. ثانیا اینکه زوجه اعلام نموده نسبت به زوج کراهت شدید دارد. ۱-کراهت امری درونی است.و صرف بیان ان کافی است.و نیاز به ادله اثباتی ندارد. ۲-زوجه بایت کراهت خود قسمت اعظم از مهریه شامل یکصد و پنجاه سکه را با سایر حقوق مالی بذل نموده است. ۳-مطابق مفاد ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی و تبصره الحاقی ان عسر و حرج عبارت است.از بوجود امدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل ان مشکل باشد. بدیهی است.که کراهت ایجاد شده با توجه به مفارقت جسمانی طولانی زوجین قطعا می تواند از مصادیق بارز عسر و حرج مندرج در ماده فوق باشد. ثالثا اینکه با توجه ازدواج در سال ۹۲ و زندگی کوتاه زوجین با اختلافات ایجاد شده بعدی زوج هیچگونه اقدامی در طول ۸ سال برای ایجاد زندگی مشترک ننموده است.و اقدام وی برای صدور حکم تمکین زوجه پس از ۸ سال نشان از بی توجهی و بی علاقگی وی به زوجه و زندگی مشترک دارد. رابعا اینکه زوج مکلف به پرداخت نفقه زوجه از زمان عقد تا زمان صدور حکم تمکین می باشد. و دلیلی بر پرداخت نفقه در این مدت ارائه نداده است. زوجه برای اخذ نفقه تکلیف به طرح دعوی و شکایت ندارد. لیکن زوج مکلف به پرداخت می باشد. و زوجه مدعی عدم پرداخت نفقه در این مدت طولانی است.خامسا اینکه داوران نیز نتوانسته اند بین زوجین سازش ایجاد کنندو جدایی جسمانی طولانی زوجین و اعلام کراهت شدید زوجه نیز با این نظریه انطباق دارد. و ادامه این زندگی با مفارقت جسمانی جز ایجاد عسر و حرج بیشتر و امکان مفسده چیزی دیگری را به دنبال ندارد. لذا با استناد به بند ۲ ماده ۳۷۱ و بند ج ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید. گ ۴/۲۱
شعبه *
رییس: ج. ق. مستشار: س. م. ت.