رأی خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده خانم م. ق. د. فرزند ا. در تاریخ ۹۹/۴/۱۶ ، دادخواستی را به طرفیت اقای ک. ک. ک. فرزند ح. بخواسته طلاق به درخواست زوجه به جهت عسر وحرج تقدیم دادگستری شهرستان *نموده که جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه خانواده ارجاع شده است. خواهان و وکیل وی اقای ع. ص. ک. ک. در توضیح خواسته خود اعلام نمودند: موکله ۱۵ سال است.ازدواج نموده است.دارای دو فرزند میباشند ، بطور مکرر از سوی زوج مورد ضرب وشتم قرار گرفته است ، دارای محکومیت در خصوص عدم پرداخت نفقه است.و علیرغم اجرای حکم از پرداخت ان خودداری می نماید. ، پرونده ضرب وجرح عمدی یکبار بنابه درخواست زوجه قرار ترک تعقیب صادر شد اما دوباره در این رابطه مطرح رسیدگی است. از سال ۹۸ زوج موکل و زندگی مشترک را رها نموده و در نزد مادرش زندگی می نماید. ، دعوی تمکین وی نیز رد شده است.موکل شهودی هم دارد. که بدادگاه معرفی می نماید. لذا موکله در عسر وحرج میباشد. تقاضای صدور حکم طلاق را دارد. ( ۱۲ ) صفحه ۱۷ پرونده حاکی محکومیت زوج در رابطه با ایراد ضرب وجرح نسبت به زوجه میباشد.: وکیل خوانده در جلسه ۹۹/۵/۱ دادگاه اعلام نمود: ادعای خواهان واهی است.موکل طبق فیش های واریزی تاکنون تمام نفقه را پرداخت نموده است.خواهان قصد دارد. طلاق گرفته و با یک فرد که از *امده و ثروتمند است.ازدواج نماید. تقاضای ایجاد صلح و سازش بین زوجین را دارم. ( ۲۷ ) طرح پرونده های متعدد بخاطر فشار بر زوج میباشد. تا او را طلاق دهد. ( ۲۷ ) محکومیت هم از طریق لوث اثبات شده است. وکیل خواهان در پاسخ اظهار نموده است: زوج از تاریخ ۹۱نفقه را پرداخت ننموده است.و زوجه از راه کارکرد خویش امرار معاش می نماید. اسناد پزشکی قانونی ضرب و جرح موجود است.زوج منزل را ترک نموده و در منزل مادرش زندگی میکند ، پرونده نفقه در حال رسیدگی است ، تقاضای تمکین زوج از سوی دادگاه رد شده است. ( ۲۸ ) موکل در عسر و حرج کامل بسر میبرد تقاضای صدور حکم طلاق را دارم. ( ۲۹ ) زوجه نیز اعلام نمود ۳۰۰ عدد سکه از ۴۱۲ عدد سکه مهریه خودم را در برابر طلاق بذل می کنم حضانت دخترم را می خواهم ( ۲۹ ) دادگها قرار ارجاع امر بداوری را صادر و اعلام نموده است. ( ۴۳ ) داور زوجه ادامه زندگی مشترک را غیر ممکن اعلام نموده است. ( ۴۴ ) داور زوج نیز اعلام نمود: زوج حاضر به طلاق همسرش نمیباشد. ( ۴۵ ) یکی از شهود تعرفه شده در دادگاه حاضر و بر سوی معاشرت زوج شهادت داده است. ( ۴۷ ) در جلسه ۹۹/۵/۲۱ وکلای خواهان و خوانده و مطالب قبلی خود را تکرار نموده و وکیل زوج اعلام نمود: نفقه پرداخت شده است. درخصوص شهادت شهود ، شاهد معرفی شده شخصا این سوی معاشرت را ندیده است.و ب.قل از خانواده اش شهادت داده است. ( ۴۸-۴۹ ) دادگاه خطاب به زوج: در مورد خانمی که شاهد گفته بود به باغ اوردید توضیح دهید ، زوج اعلام نمود ان خانم خواهر من بود اما من به شوخی به او گفتم پرستار میباشد. ( ۵۰ ) قاضی محترم مشاور در نظریه مورخه ۹۹/۵/۱۱ نظر خود را به صدور حکم طلاق اعلام نموده ( ۵۰ ) دادگاه در تاریخ ۹۹/۵/۲۲ ختم رسیدگی را اعلام و بشرح ذیل مبادرت بصدور رای نموده است: با توجه به موثر واقع نشدن تلاش دادگاه و داوران ، اصرار زوجه بر طلاق ، محکومیت زوج به پرداخت نفقه در پرونده کلاسه *، رد دعوی تمکین از زوج توسط دادگاه تایید شده در دادگاه تجدیدنظر ( بشماره ۰۰۴۰۶ ) محکومیت زوج در رابطه با ایراد ضرب و جرح نسبت به زوجه که شهادت شهود واحد نیز موید همین موضوع است ، مفارقت جسمانی زوجین از یکدیگر در مدت مدید ، بذل سیصد سکه از مهریه توسط زوجه که همگی دلالت بر فقدان رابطه عاطفی بین زوجین دارد. و همچنین با عنایت به نظریه قاضی محترم مشاور بر طلاق ، دادگاه دوام زوجیت را موجب وقوع خواهان در عسر و حرج شدید و غیر قابل تحمل میداند لذا باستناد ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده و ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی و منع تکلیف ما لایطاق از سوی شارع حکیم و قاعده لاضرر ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش خوانده را به مطلقه نمودن خواهان محکوم مینماید. ( ۵۵ ) زوج از رای صادره تجدیدنظر خواهی نموده و پرونده بدادگاههای تجدیدنظر *ارسال و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است. وکیل زوجه در لایحه تقدیمی علاوه بر مطالب گذشته اعلام نمود زوج طبق دادنامه شماره *دادگاه خانواده ( شعبه *ن عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده درخصوص دادنامه شماره *مورخ ۹۹/۷/۲۷ فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
رای شعبه
فرجامخواهی خانم م. ق. د. فرزند ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۹۹/۷/۲۷ صادره از شعبه *که با نقض دادنامه شماره *مورخ ۹۹/۵/۲۲ صادره از شعبه *بدلیل عدم تحقق عسر وحرج در اثر یکبار ایراد ضرب و جرح از سوی زوج و عدم کفایت شهادت شهود ( واحد بودن شاهد تعرفه شده ) و همچنین اظهارات زوج مبنی بر اینکه زوجه قصد دارد. با بهانه تراشی های مختلف از زوج طلاق گرفته تا به عقد یک سرمایه دار اهل *در اید و زوجه در این خصوص دفاعی بعمل نیاورده حکم به بطلان دعوی فرجامخواه صادر گردیده است.مالا و بدلایل ذیل مخدوش و دارای ایراد و اشکال اساسی است: ۱- عدم توجه دادگاه به عدم توفیق دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین که ادامه زندگی مشترک را غیر ممکن اعلام نمودند. ۲- نظریه قاضی محترم مشاور دادگاه که عقیده خود را به صدور گواهی عدم امکان سازش اعلام نموده و دادگاه محترم میبایست طبق ماده ۲ و ماده ۲۷ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۹۱ با ذکر دلیل نظریه انان را رد نماید. دادنامه از این جهت دارای نقص است. ۳- رد دادخواست تمکین زوج در دادگاه بدوی و تایید ان در دادگاه تجدیدنظر بدلیل فراهم ننمودن حداقل های زندگی مشترک از سوی زوج. ۴- سکونت زوجه در منزل مادرش و امرار معاش و تهیه مایحتاج زندگی بوسیله کارکرد خودش. ۵- عدم پرداخت نفقه از سوی زوج و محکومیت وی طبق دادنامه شماره *صادره از سوی دادگاه بدوی ۶- ایراد ضرب و جرح از سوی زوج نسبت به زوجه براساس گواهی صادره از سوی پزشکی قانونی و محکومیت کیفری زوج در اینرابطه. ۷- مفارقت جسمانی نسبتا طولانی مدت که حکایت از فقدان رابطه عاطفی و مودت قلبی فیمابین زوجین بوده و تاییدی است.بر پایان یافتن زندگی که در واقع وجود خارجی ندارد. ۸- بذل سیصد عدد سکه تمام بهار ازادی از مهریه از سوی زوجه بدلیل کراهتی که از زوج داشته و به قیمت روز میلیاردها تومان ارزش گذاری شده که نشاندهنده محقق شدن عسرو حرج در زندگی زوجه میباشد. ۹- تعرفه شاهد و حضور وی دردادگاه و گواهی سوی معاشرت و ایراد ضرب و جرح زوجه توسط زوج ، هر چند شهادت ایشان بالقول و از قول همسر و دختر خود نقل نموده است.اما در کنار محکومیت کیفری زوج در رابطه با ایراد ضرب و جرح و همچنین محکومیت به پرداخت نفقه و رد دعوی تمکین زوج بدلیل عدم پایبندی زوج به تعهدات یک زندگی مشترک کامل کننده سوی معاشرت زوج نسبت به زوج میباشد. ۱۰- عسر و حرج یک امر شخصی است.و این شخص زوجه است.که تحمل یا عدم تحمل زندگی مشترک را براساس عوامل شخصی همانند سوی معاشرت یا اکراه شدید و یا تحت تاثیر عوامل واقعی همانند ترک زندگی مشترک توسط زوج و عدم پرداخت نفقه و ایراد ضرب و جرح و فراموشی تعهداتی که زوج در اغاز زندگی بدان متعهد شده است.اعلام نماید. نه انکه دادگاه خود را در جای زوجه نشانده و اعلام نماید. که یکبار ایراد ضرب و جرح انهم بدون توجه به سایر موارد اعلامی عرفا نمیتواند از مصادیق عسرو حرج محسوب شود. علاوه بر این مگر کار خلاف قانون ، خلاف عرف و خلاف شرع با یکبار انجام دادن قانونی ، عرفی و شرعی محسوب می گردد. اگر چنین بود چرا زوج بدلیل ایراد ضرب وجرح ( ولو یکبار ) محکوم به تحمل مجازات گردیده است. ۱۱- از ایرادات و شگفتی های رای صادره این است.که دادگاه محترم تجدیدنظر بجای استناد به مجموعه و منظومه ای از علل و عوامل مذکور در یک اقدام بیسابقه اظهارات غیر مستند و واهی زوج را مبنی بر اینکه همسرم میخواهد از من طلاق بگیرد تا همسر یک فرد ثروتمند از اهالی *شود. را مستند رای خود قرار داده است ، جدای از نهی شارع مقدس در ورود به اینگونه مسایل و غیر مدلل بودن اظهارات زوج مستند دیگر دادگاه اینگونه اعلام شده است: و چون زوجه در برابر اظهارات زوج دفاعی بعمل نیاورده است.فلذا عسر وحرج مورد نظر قانونگذار محقق نگردیده است.جا داشت دادگاه محترم از زوج بعنوان مدعی ، دلایل و ادعاهای مطرح شده را مطالبه نموده و درصورت عجز از ارائه ان هرگز به این ورطه خطیر وارد نمیشد و با طرح این موضوع که طلاق خلع است.و زوجه باید همسرخود را برای این کار راضی نماید. دلیلی دیگر بر عسر و حرج زوجه نمی افزود. علیهذا فرجامخواهی زوجه بابند ۳ از ماده ۳۷۱ قانون ایین دادرسی مدنی مطابقت داشته و به جهات نقص اعلامی مستندا به بند ۵ از ماده ۳۷۱ قانون مذکور نقض میگردد. و رسیدگی بعدی باستناد بند الف ماده ۴۰۱ قانون مارالذکر به همان شعبه صادر کننده رای منقوض محول میگردد. تا با بررسی همه جانبه و شخصی و گسترده دانستن مصادیق عسر وحرج و توجه به فلسفه اصلاح ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی توسط قانونگذار در جهت حل مشکلات زنان و باز گذاشتن دست دادگاهها در این رابطه که نوعی تهور و تحول در سیستم قانونگذاری بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی محسوب میگردد. به موضوع رسیدگی نموده و جهت جلوگیری از اسیب ها و ضررهای بیشتر که زندگی شخصی و اجتماعی زوجه را تهدید می نماید. رای مقتضی را صادر فرمایند
پس از گزارش عضو ممیز پرونده هیات شعبه فرجامخواهی ، فرجامخواه ( زوجه ) را مطابق با بند ۳ از ماده ۳۷۱ قانون ایین دادرسی مدنی دانسته و به جهت نقص ، رای صادره از شعبه *بشماره *مورخ ۹۹/۷/۲۷ را نقض و مستندا به بند ۵ از ماده ۳۷۱ و بندالف ماده ۴۰۱ قانون مرقوم رسیدگی بعدی را به همان شعبه صادر کننده رای منقوض محول نموده تا بررسی همه جانبه و فلسفه اصلاح ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی توسط قانونگذار و مجموعه دلایل و عوامل موجود در پرونده به موضوع رسیدگی نموده و جهت جلوگیری از اسیب ها و ضررهای بیشتری که زندگی شخصی و اجتماعی زوجه را تهدید مینماید. رای مقتضی و شایسته را صادر فرمایند. ( ۱۲۳ ) شعبه مرجوع الیه در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۱۷ ختم رسیدگی را اعلام و بشرح ذیل مبادرت بصدور رای نموده است. ۱- غیر از بند یک و دو ایرادات دیوان مبنی بر رد نکردن نظریه داوران و قاضی مشاور هیچ بندی دلالت بر نقص تحقیقات نبوده و همگی اظهارنظر ماهوی ان مرجع در جهت احراز عسرو حرج بوده است.ثانیا استدلال های دیوان عالی نظر حقوقی ان مرجع بوده و دادگاه تجدیدنظر تکلیفی به صدور حکم طلاق براساس ان را ندارد. ثالثا قانونگذار زمانی عدم پرداخت نفقه را موجب طلاق میداند که الزام به پرداخت ممکن نباشد. و صرف صدور حکم نفقه کافی نمیباشد. و مستلزم اجرای الزامات قانونی میباشد. لذا بند ۳ و ۴ رای دیوان تا زمانیکه منجربه الزام زوج به تهیه مسکن و پرداخت نفقه و عدم امکان الزام او نگردد. موجب طلاق نخواهدشد رابعا ضرب و جرح زمانی موجب طلاق میگردد. که مستمر و غیر قابل تحمل باشد. و در ما نحن فیه صرفا براساس رای کیفری و جرح موردی انهم در حد حارصه بوده است.علاوه بر این عدم شکایت کیفری دلالت بر قابل تحمل بودن ان داشته است.خامسا با یک جرح حارصه و دلایل ضعیف نباید بنیاد خانواده را متلاشی نمود سادسا مستند دادگاه در رد دعوی طلاق بلحاظ مراتب مذکور بوده و ازدواج با مردی از *صرفا بصورت نقل و قول بوده است.و دادگاه اعلام ننموده که این قصد احراز شده است.لذا این مطلب به دعوی طلاق ارتباطی ندارد. علاوه بر این ضرب و جرح طبق قانون باید مستمر و غیر قابل تحمل باشد. واحراز عسر و حرج با دادگاه است.نه با زوجه ضمنا استفاده دادگاه از مشاور خانواده صرفا شامل محاکم خانواده است.نه تجدیدنظر و لکن صرفا از بابت تبعیت از رای دیوان عالی نظریه مشاور قضایی و داور زوجه رد میگردد. علیهذا این دادگاه مستندا به مواد *قانون ایین دادرسی مدنی و مفهوم مخالف ماده ۱۱۲۹ و تبصره الحاقی ماده ۱۱۳۰ و ۱۱۳۳ قانون مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم بر بطلان دعوی بدوی صادر و اعلام می نماید. ( ۱۴۱ ) از رای صادره توسط زوجه فرجامخواهی گردیده و زوج در مقام پاسخ صادر و اعلام مینماید. ( ۱۴۱ ) از رای صادره توسط زوجه فرجامخواهی گردیده و زوج در مقام پاسخ به فرجامخواهی بعمل امده ضمن قبول ضمنی ایراد ضرب و ترک نفقه اعلام نموده است.صرف یکبار محکومیت کیفری و محکومیت به پرداخت نفقه برای صدور حکم طلاق کافی نیست ، پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و باتوجه به سبق ارجاع جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع شده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای دکتر ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *۱۴۰۰/۱/۱۷ فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
فرجامخواهی خانم م. ق. د. فرزند ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱/۱۷ صادره از شعبه *که بانقض دادنامه شماره *مورخ ۹۹/۵/۲۲ صادره از شعبه *بدلیل عدم تحقق عسر وحرج حکم به بطلان دعوی فرجامخواه صادر گردیده است.مالا و بدلایل ذیل مخدوش و دارای ایراد و اشکال اساسی است:
۱- عدم توجه دادگاه به نظریه داوران مبنی بر عدم توفیق در اصلاح ذات البین که ادامه زندگی مشترک را غیر ممکن اعلام نموده اند وهمچنین عدم توجه دادگاه به عدم توفیق خویش در دو مرحله بدوی و تجدیدنظر در اصلاح و سازش میان زوجین ۲- عدم توجه به نظریه قاضی محترم مشاور دادگاه که عقیده خود را به صدور گواهی عدم امکان سازش اعلام نموده و دادگاه محترم می بایست طبق ماده ۲ و ماده ۲۷ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۹۱ با ذکر دلیل نظریه ارائه شده توسط قاضی محترم مشاور وداوران را رد نماید. و پس از نقض رای توسط شعبه دیوان نیز بدون ارائه دلیل واستدلال لازم انهم بصورت کلی نظریه قاضی مشاور و داور زوجه را رد نموده است. ۳- رد دادخواست تمکین زوج در دادگاه بدوی و تایید ان در دادگاه تجدیدنظر بدلیل فراهم ننمودن حداقل های زندگی مشترک از سوی زوج ۴- سکونت زوجه در منزل مادرش و تامین هزینه های زندگی بوسیله دست رنج خودش ۵- عدم پرداخت نفقه از سوی زوج و محکومیت وی طبق دادنامه شماره *صادره از سوی دادگاه بدوی و محکومیت کیفری زوج در اینرابطه ۷- مفارقت جسمانی طولانی مدت که حکایت از فقدان رابطه عاطفی و مودت قلبی فیمابین زوجین بوده و تاییدی است.بر پایان یافتن زندگی که در واقع وجود خارجی ندارد. ۶- بذل چندین میلیارد تومان از مهریه خود ( معادل سیصد عدد سکه بذل شده ) از سوی زوجه بدلیل کراهتی که از زوج داشته که نشاندهنده محقق شدن عسر و حرج زوجه در زندگی میباشد. ۷- حضور شهود تعرفه شده از سوی زوجه دردادگاه و گواهی انان مبنی بر سوی معاشرت زوج نسبت به زوجه ۸- محکومیت کیفری زوج در خصوص ایراد ضرب و جرح که باتوجه به گواهی مورخ ۹۸/۱۰/۸ و همچنین گواهی ۹۵/۱۰/۱۶ بصورت مکرر صورت پذیرفته است.۹- زوج در لایحه فرجامخواهی بطور ضمنی ایراد ضرب نسبت به زوجه و عدم پرداخت نفقه را مورد تایید قرار داده اما در ادامه اعلام نموده است.که صرف یکبار ایراد ضرب و نپرداختن نفقه و صدور حکم محکومیت در این رابطه نمی تواند موجبات صدور حکم طلاق را فراهم نماید. ۱۰- از دیدگاه بعضی از فقهای عظام شش ماه مفارقت جسمانی برای یک همسر جوان مصداق بارز عسر و حرج میباشد. در حالیکه در ما نحن فیه بیش از هفده ماه از این مفارقت میگذرد و حسب مدارک موجود در پرونده ( رد تمکین از سوی دادگاه ) این مفارقت در اثر تقصیر زوج بوده و مورد تایید دادگاه نیز قرارگرفته است. ۱۱- قانونگذار بااصلاح ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی و وضع تبصره ان در صدد جبران کمبود اختیارات قانونی زن در امر طلاق بوده و ا.ست دادگاهها را به مثابه یک قاعده عام در جهت راهگشایی و حل مشکلات زنان بازگذاشته است.که از نظر حقوقدانان نوعی تهور در امر قانونگذاری بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی محسوب می گردد. ۱۲- دادگاه محترم تجدیدنظر با این استدلال که شعبه دیوان در ماهیت اظهار نظر نموده و بااظهارنظر ماهوی عسر و حرج زوجه را محقق دانسته است.استدلالهای دیوان را نظر حقوقی این مرجع تلقی نموده و در رای صادره اذعان نموده است.که: دادگاه تجدیدنظر تکلیفی به صدور حکم طلاق براساس نظر دیوان را ندارد. در این رابطه متذکر میگردد. که طبق قانون حمایت خانواده و ماده ۳۶۸ ایین دادرسی مدنی ارای دادگاههای تجدیدنظر در خصوص طلاق بدون تایید دیوانعالی کشور قطعی نمیباشد. لذا رای دیوان در این موارد ماهوی است.علیهذا فرجامخواهی زوجه با بند ۳ از ماده ۳۷۱ قانون ایین دادرسی مدنی مطابقت داشته و رای صادره از سوی شعبه *نقض و مستندا به بند ج ماده ۴۰۱ و نیز بند ۳ ماده ۳۷۱ قانون ایین دادرسی مدنی به شعبه هم عرض ارجاع می شود./ا۴۰۰/۱۰/۱۳
شعبه *
رییس شعبه : ج. ق. مستشار: دکتر ح. ح.