رأی دادگاه بدوی
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
خواهان: خانم س. خ. ن. فرزند ع. با وکالت اقای م. ط. فرزند ح. به نشانی *
خوانده: اقای ح. ق. فرزند ح. با وکالت اقای ع. م. ف. فرزند ع. به نشانی *
خواسته: طلاق به درخواست زوجه
رای دادگاه
درخصوص دادخواست خواهان خانم س. خ. ن. فرزند ع. ش. دندان پزشک با وکالت اقای م. ط. بطرفیت خوانده اقای ح. ق. فرزند ح. ش. مهندس با وکالت اقای ع. م. به خواسته طلاق به درخواست زوجه به استناد بند ۱و۲و۳و۴و۹ عقد نامه باضافه عسر و حرج در جلسه اول ، با توجه به محتوای پرونده و نظر به دادخواست تقدیمی و شرح خواسته علقه زوجیت دائم نامبردگان براساس عقدنامه مورخ ۹۰/۰۴/۲۳ شماره ۵۹۸ دفترخانه ۵۳ که از نظر دادگاه محرز است.وحسب رونوشت سند ازدواج با عنایت به اظهارات منعکسه طرفین و وکلای مدافع و صورتجلسه مورخ ۹۷/۰۳/۲۲ دادگاه و اینکه خواهان بیان داشت: دعوی بشرح دادخواست تقدیمی است.می خواهم از همسرم جدا شوم باستناد بند ۱و۲و۳و۴و۹ عقد نامه دادخواست طلاق تقدیم دادگاه نمودم تقاضای رسیدگی دارم. ۷ سال است.ازدواج کرده و دارای یک فرزند سه ساله هستم که نزد خودم می باشد. سه سال نیز می باشد. که جدا زندگی می کنیم نمی خواهم با وی زندگی کنم ازدواج دومم می باشد. و. صحبت می کند وکیل خواهان اظهار داشت زوج سوی معاشرت داشته و در این مورد حکم دادگاه کیفری که قطعی و اجرا شده مبنی برایراد صدمه بدنی پیوست می باشد. و در مورد نفقه دعوی جداگانه مطرح شده است.و ایشان بیماری بای پلار دارد. به معنای اختلال دو قطبی است.و جنون ادواری دارد. و محکومیت کیفری که خلاف شان و منزلت زوجه هست دارد. و هم چنین ارتکاب اعمال مجرمانه و سوابق کیفری دارد. و موکل قبلا شکایت کیفری مبنی بر توهین و افترا نموده است.در ضمن به علت عسر و حرج نیز تقاضای طلاق داریم زوجه اظهار داشت در قبال طلاق مهریه ام که ۱۴ سکه می باشد. را تحویل گرفته و ادعای ندارم. و در مورد نفقه جداگانه اقدام نموده ام حضانت فرزند به خودم اعطا شده و در مورد جهیزیه نیز رای صادر شده و در مورد نفقه فرزند و ملاقات نیز رای صادر شده است.باکره نیستم ، حامله نیستم تمام کارها و اعمال و از جمله شیردهی که در طول زندگی مشترک انجام شده برای خداوند بوده است.اما ایشان هم وظایفی داشت که انجام نداده دادگاه حسب وظیفه ذاتی اخلاقی و اجتماعی و مهمتر از همه قرانی قرائت ایه الصلح خیر خواهان را به صلح سازش دعوت و پیامد طلاق را برای وی گوشزد که مقبول نیفتاد.خوانده نیز بیان داشت: در مورد حقوق وی اعم از جهیزیه و ملاقات فرزند و نفقه فرزند و حضانت رای صادر شده و در مورد نفقه همسرم جدا گانه مطرح رسیدگی است.و اما مواردی که همسرم و وکیل وی برای طلاق مطرح نمود را قبول ندارم. و بدین صورت نمی باشد. و در مورد سابقه پاپوش بوده است.که در قبال پیامک ارسالی بوده و دو طرف محکوم شدیم و در مورد جنون و دو قطبی بودن ، چون ایشان پزشک هستند یک قولی برای معافیت به من داد و تمام کارهایی که ایشان گفت را انجام دادم ودران زمان من اصلا بیماری نداشتم قبول ندارم. و می گفت هدف معافیت گرفتن است.و صحبتهایی که ان زمان داشتیم موجود است.و ایشان می گفت یک معافیت باید می گرفتم که گرفتم و بستری بودن من در بیمارستان به علت این بود که برای معافیت من بستری شدم و من مریض نبودم و برای معافیت بستری شدم چون ایشان در اصفها ن نفوذ داشت و این کار انجام داد و من اصلا حاضر به طلاق نیستم من همسرم را دوست دارم. و چند سال با وی زندگی کرده ام وروند دوساله بنده که تنش شروع شده ولی رضایت قلبی من برای زندگی قابل اثبات می باشد. وکیل خوانده نیز اظهار داشت در مورد نفقه تاکنون مطالبه ننموده است.و تا زمانی که خواهان منزل را ترک نکرده نه تنها مایحتاج زندگی تامین بوده بلکه فراتراز ان موکل و مادرش برای سهولت کار پزشکی وی مادر یک خادم و منشی عمل کرده اند و سکونت در منزل ششصد متری در *متری بود و منزل دارای استخر و امکانات مناسب بوده و ارسال پیامکهای تشکر زوجه برای مادر موکل موجود است.درمورد سوی رفتاراینکه به هیچ وجه سوی رفتار نبود و از زمانی که زوجه تصمیم می گرفته منزل را ترک کند با صحنه سازی با اتیان سوگند دو فقره سیاه شدگی اقدام به طرح شکایت نموده و به لحاظ کم بود دیه قطعی بوده است. لذا سوی رفتاری نیز وجود نداشته و حتی اتومبیل موکل دراختیار زوجه بوده است.و در مورد ابتلای به بیماری نیز مورد قبول موکل نیست و انچه که مدارک پزشکی پیوست می باشد. با نفوذ خواها ن جهت قضیه معافیت بوده و پرونده سازی شده و فایل صوتی نیز موجود است.و زوج مرتکب تخلف شده است.و در حال حاضر در صورت لزوم موکل به پزشکی قانونی معرفی شود. و از همه مهمتر اینکه یک سال قبل از عقد دائم در دو دوره زمانی هر یک شش ماه رابطه عقد موقت بین طرفین بوده است.و اگر مجنون بود چگونه رابطه دوستی بین ایشان بوده است.و در مورد محکومیت موکل که دارای دو محکومیت است.یکی از باب شدت علاقه به همسر مربوط به اینکه واحد اپاراتمانی خود را به عنوان مطلب دراختیار وی قرار دارد. و پس از فروش ملک توسط موکل موجب اختلاف شد و موکل دادخواست تخلیه مطرح نمود و در این اثنا موکل برای باز گرداندن زوجه به منزل و ممانعت از کار زیاد در مطب که موجب مشکل روحی برای فرزند مشترک شده بود اقدام به چسب به داخل قفل مطب نموده است.و بخاطر تخریب ، محکومیت تعلیقی شده است.و در مورد محکومیت اینکه گفته شده برای ایجاد مزاحمت برای بانوان محکم شده موضوع این است.که موکل با شخصی در یک برخورد در خیابان و پاسخ به سوال و اینکه ان خانم خود را مطلقه معرفی کرده بود و موکل از روی سادگی به پیامهای وی پاسخ می داد و شوهر خانم که برای همسرش پیام ارسال شده بود به این مسیله دامن زد وهمسرش را تهدید کرده ومنتهی به شکایت شد واثنا رسیدگی ثابت شد که خانم تحت فشار همسرش بود تقاضای حلت نمود و در مورد عسر و حرج اینکه هرگز عسر و حرج نبوده و مکان با امکانات تمام موجود بوده است.و موکل مانند یک خادم در اختیار همسرش بوده است. دادگاه با توجه به مراتب مذکور و نظر به اینکه سعی و تلاش دادگاه و داوران برای ادامه زندگی از سوی زوجه موثر واقع نگردید.و لذا با عنایت به اظهارات یادشده فقط تحقق شرایط مندرج در بند دو و نه عقدنامه ( محکومیت زوج ) محرز گردید.مع الوصف خواسته خواهان را بحق دانسته و در اجرای مواد ۲۶ الی ۳۹ قانون حمایت خانواده و مواد ۱۱۱۹ و۱۱۳۳و۶۵۶و۶۵۸و۶۶۳و۶۸۰و۱۱۳۹و۱۱۴۰قانون مدنی و بند۲و۹ عقدنامه گواهی عدم امکان سازش با شرایط ذیل بین انان صادر و اعلام می نماید. و نظر به اینکه زوجه از طرف زوج وکالت تام الاختیار دارد. لذا به زوجه اجازه داده می شود. و وکیل است.با حق توکیل به غیر پس از قطعیت حکم صادره جهت اجرا و ثبت طلاق با مراجعه به یک از دفاتر ثبت طلاق مراجعه و سر دفتر با رعایت سایر مقررات شرعی و قانونی نسبت به اجرای صیغه طلاق و ثبت ان اقدام خواهد نمود رعایت وجود شرایط صحت اجرای صیغه طلاق از جمله مراعات مفاد مواد ۱۱۳۴۱۱۳۵۱۱۳۸۱۱۴۱ قانون مدنی بر عهده مجری صیغه طلاق می باشد. و چون در مورد مهریه و نفقه و جهیزیه و حضانت فرزند و ملاقات رای صادر شده و اعمال زوجه تبرعی بوده لذا دادگاه در خصوص موضوعات معنونه با تکلیفی مواجه نیست و با توجه به بذل بخشی از مهریه ( ده میلیون ریال قیمت اینه و شمع دان مقید در عقد نامه ) توسط زوجه نوع طلاق مستندا به مواد ۱۱۴۵و۱۱۴۶و۱۱۵۱قانون مدنی خلع و عده ان سه طهر است. زوجه باردار نیست اما مدخوله می باشد. ارائه گواهی عدم حمل به دفترخانه الزامی است. مدت اعتبار گواهی مذکور بر اساس ماده ۳۴ قانون حمایت خانواده سه ماه پس از ابلاغ دادنامه قطعی یا قطعی شدن رای است. و امادر مورد دعوی خواهان مذکور بطرفیت خوانده یاد شده به خواسته طلاق به استناد بند یک عقد نامه چون برای دادگاه محرز نگردید.که زوج نفقه زوجه را پرداخت ننموده و رای صادره در مورد نفقه در دادگاه بدوی به نفع زوج صادر شده هر چند تاکنون قطعی نگردیده است.و درمورد استناد به بند سه و چهار با عنایت به نظریه پزشکی قانونی و اینکه زوجین چند سال با یکدیگر زندگی مشترک داشته و تا قبل از اختلاف ادله و مدارکی کافی که نشانگران باشد. که زوج برفرض مبتلا به اختلال خلقی با ایجاد حاد بیماری در روابط زناشویی وزندگی مسالمت امیز مشترک اختلال ایجاد نموده باشد. ارائه نشده است.لذا با توجه به مراتب مذکور و صورتجلسات فوق الذکر و اینکه خواهان و وکیل وی ادله و مدارک کافی جهت اثبات دعوی خود بگونه ای که اختیار طلاق را از زوج سلب نماید. ارائه ننموده اند و صرف ادعا مثبت دعوی نمی باشد. لذا دعوی خواهان ( با استناد بند ۱و۳و۴ عقدنامه و عسر وحرج ) مردود اعلام و مستندا به ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی و مفهوم مخالف ماده ۱۱۳۳ و عموم قاعده فقهی ( ( الطلاق بید من اخذ بالساق ) ) حکم بر بطلان دعوی خواهان را صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در دادگاه محترم تجدید نظر *می باشد.
رییس شعبه *ع. پ.
رونوشت برابر با اصل و اداریست و جهت هر گونه ابلاغ به تهیه و ارسال می گردد.
مدیر دفتر شعبه *دادوند