عنوان: وجود رابطۀ استلزامی بین ورود به ملک غیر و تخریب آن

پیام: فاقد ارزش عنوان سیستمی اشتباه درج شده
مستندات:
شماره دادنامه قطعی :

تاریخ دادنامه قطعی :
1399/09/18
گروه رأی:
کیفری
آراء منتخب پرونده:

عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده

رأی خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:
برحسب شکایت اولیه اقای پ. گ. اقایان س. ع. فرزند ر. و ب. ف. که مشخصات دیگر او در دست نیست و خانم ف. ک. فرزند ا. به اتهامات مشارکت در سرقت مسلحانه در شب و توقیف غیرقانونی و اقای س. ع. علاوه به اتهامات مذکور به اتهامات تهدید و اخاذی با قمه در دادسرای عمومی و انقلاب بندر انزلی تحت تعقیب قرار گرفته اند. پرونده در شعبه اول بازپرسی تحت رسیدگی قرار گرفته و شاکی نزد بازپرس در شرح شکایت اظهار داشته است.که با خانم ف. ک. در اینستاگرام اشنا شده و به پیشنهاد و دعوت او به *امده و در انجا نامبرده او را شبانه به منزلی که گفته محل کارش میباشد. برده و چون خسته بوده خواسته استراحت کند که خانم ف. به او گفته چون اتاق فاقد کولر است.لباسش را بیرون بیاورد او هم بلوزش را دراورده و خانم به او گفته شلوارش را هم دربیاورد و خانم خودش شلوارش را پایین کشیده و در این لحظه دو نفر وارد اتاق شده و یکی از انها به نام س. خود را شوهر خانم ف. معرفی نموده و دیگری هم خود را برادرش معرفی کرده و ضمن فیلم برداری از او س. او را مورد ضرب و شتم و تهدید با قمه قرار داده است.و به پیشنهاد شخصی که خود را برادر س. معرفی می کرد کارتهای بانکی خود را با رمز کارت به انها داده و انها از حساب او مبلغ چهل و نه میلیون و چهارصد و پنجاه هزار تومان برداشت کرده و موبایلش را هم سرقت کرده و بعد از ان همان شب او را به خارج از خانه برده و رها کرده اند. ( صص ۳۲ و ۳۳ ) اقای س. ع. و خانم ک. دستگیر شده اند و از انها در خصوص شکایت شاکی تحقیق به عمل امده است. اظهارات خانم ف. به طور خلاصه این است.که با شاکی دراینستاگرام اشنا شده و چون شاکی از وضعیت او اطلاع یافته و فهمیده که او مطلقه است.پیشنهاد کرده به *بیاید و او را ببیند. او هم موضوع را به س. که دوستش بوده گفته است.و س. و دوستش خانه ای ویلایی در *امده او با وی به ان خانه رفته اند. زمانی که شاکی لباسش را دراورده او مخفیانه س. را مطلع کرده و س. و دوستش ب. وارد اتاق شده و از شاکی در همان حال فیلم گرفته و او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. شاکی هم چون ترسیده بود گفته پول میدهم ابروی مرا نبرید. او و س. از اتاق بیرون رفته و ب. کارتهای بانکی شاکی را گرفته و به او داده و خودش دستهای شاکی را بسته و داخل خانه پیش او مانده و او هم با هماهنگی قبلی با اقای ا. ( ا. ط. ) با س. بعد از نیمه شب به مغازه او رفته اند. نامبرده دوربین مغازه اش را خاموش کرده و از چند کارت شاکی مبلغ چهل و نه میلیون و پانصد هزار تومان پول برداشته و با وی به صورت صوری معامله طلا انجام داده و بعد طلاها را خودش برداشته و پانزده میلیون و پانصد هزار تومان بابت سهم خود برداشته و نوزده میلیون تومان به او داده و قرار شده صبح فردا شانزده میلیون تومان به کارت او واریز نماید. و او نوزده میلیون تومان را به س. داده و بقیه دست خودش مانده است. ( صص ۲۳و۲۴ ) اقای س. ع. اظهار داشته ویلا را او اجاره کرده و قصد ترساندن شاکی را داشته اند و او خودش گفته پول میدهم که کارتهایش را گرفته اند. حسب صورت مجلس مورخ ۹۸/۹/۲۱ نامبرده هنگام ورود به کلانتری در اتاق رییس کلانتری به مامورین توهین کرده و با لگد زدن به میز رییس کلانتری ان را تخریب همچنین تابلوهای موجود در انجا را با ضربه زدن تخریب کرده است. ( ص۱۱ ) بازپرس به نامبرده اتهامات مشارکت در سرقت در شب ، حمل سلاح سرد ( قمه ) ، توقیف غیرقانونی ، تهدید و اخاذی با قمه ، توهین ، ایراد ضرب فاقد اثر و تخریب اموال دولتی ( شیشه میز رییس کلانتری ) را تفهیم نموده و او دفاعا اظهار داشته است: هدف من سرقت نبود خودش کارتها را داد و گفت در ازای ان به خانواده ام چیزی نگویید حدود سه ساعت هم ماندیم و بعد رهایش کردیم و گفته بودم شماره خانه ات را بده که بگویم چه کار کردی. توهین را قبول دارم. ایراد ضرب فاقد اثر را هم قبول دارم. تخریب میز را قبول ندارم. مامورین حمله کردند. و مرا هل دادند و به میز خوردم. ( صص ۴۰ و ۴۱ ) به خانم ف. ک. نیز اتهامات مشارکت در سرقت در شب و توقیف غیرقانونی تفهیم شده و او دفاعا اظهار داشته: من از سرقت انها خبری نداشتم بعد از این که انها کارت را گرفتند به من زنگ زدند از من کمک خواستند من به ا. ط. کار گفتم او هم گفت این کار را انجام می دهند من به س. و ب. گفتم ا. اشنای من است.انها هم امدند انجا. ( ص۴۳ ) بازپرس همچنین از اقای ا. ط. فرزند ع. پیرامون موضوع تحقیق نموده خلاصه اظهارات او این است.که شب دوشنبه ۹۸/۳/۲۲ خانم ف. ک. کی که از قبل مشتری او بوده و وی را می شناخته با او تماس گرفته و گفته با نامزدش به مغازه اش می ایند تا نامزدش برایش طلا بخرد. منتظرشان مانده تا با اقای س. ع. امده و چند کارت بانکی داشتند و رمز ان را هم داشتند و گفته اند کارتها از خودشان است.موجودی بگیرد و به اندازه موجودی طلا به انها بدهد او هم این کار را کرده است. بعد از مدتی خانم ف. به مغازه او امده و گفته به پول نیاز دارد. و خواسته طلاها را از او بخرد چون به پول نیاز دارد. او هم طلاها را خریده و کارمزدش را کسر کرده و مقداری پول که در مغازه داشته به او داده و بقیه اش را هم فردا صبح داده است.و از سرقتی بودن کارتها بی اطلاع بوده است.به او اتهامات تحصیل مال مسروقه و توهین به مامور دولت حین انجام وظیفه تفهیم شده و او دفاعا اظهار داشته از مسروقه بودن کارتها اطلاع نداشته و به مامور دولت توهین نکرده است. ( صص۳۷ تا ۳۹ ) بازپرس برای اقای ا. ط. قرار اخذ وثیقه و درباره خانم ف. ک. و اقای س. ع. قرار بازداشت موقت صادر نموده و دادیار با قرار بازداشت انان موافقت نموده است. اقای ا. طلا کار با سپردن وثیقه ازاد گردیده است. ( ص۵۸ ) در جریان رسیدگی شاکی رضایتنامه رسمی خود از متهمان نامبرده را ارایه داده که پیوست است. ( ص۹۰ ) و در جلسه مواجهه با متهمان نیز ضمن تاکید بر رضایت خود از متهم فراری به نام ب. ف. نیز رضایت داده است. ( ص۹۵ ) با توجه به رضایت شاکی بازپرس قرار بازداشت صادره درباره دو نفر از متهمان را فک و برای انان قرار اخذ وثیقه درباره هریک به مبلغ دویست میلیون تومان صادر و دادستان با ان موافقت نموده است. ( صص ۱۲۴ و ۱۲۵ ) و انان با سپردن وثیقه ازاد گردیده اند. ( صص۱۳۷ و ۱۶۴ ) در نهایت بازپرس در پایان رسیدگی و تحقیقات مبادرت به صدور قرار نهایی نموده و ضمن ان در خصوص اتهامات ۱- اقای س. ع. دایر به مشارکت در سرقت مسلحانه در شب ، توقیف غیرقانونی ، تهدید ، اخاذی با قمه و تخریب اموال دولتی ( شیشه میز رییس کلانتری ) ۲- خانم ف. ک. ۳- اقای ب. ف. که متواری است.دایر به مشارکت در سرقت مسلحانه در شب و توقیف غیرقانونی۴- اقای ا. ط. دایر به تحصیل مال و توهین به مامور دولت در حین انجام وظیفه قرار جلب به دادرسی و راجع به اتهامات دیگر اقای س. ع. مبنی بر ایراد ضرب فاقد اثر و توهین به لحاظ گذشت شاکی و قابل گذشت بودن موضوع قرار موقوفی تعقیب صادر و دادستان با ان موافقت نموده و دادیار برای متهمان کیفرخواست صادر و از دادگاه کیفری یک گیلان تقاضای تعیین کیفر نموده است. ( صص ۲۲۲ تا ۲۲۵ ) پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان گیلان ارجاع گردیده است. پس از جری تشریفات قانونی و تعیین وکیل تسخیری از طریق کانون وکلای دادگستری گیلان برای اقایان س. ع. و ب. ف. ( ص۲۳۳ ) [خانم ها م. پ. و ه. م. در دادسرا خود را به وکالت از خانم ف. ک. و خانم ز. ن. و ر. ر. خود را به وکالت اقای ا. ط. معرفی نموده اند. وکالتنامه انان به ترتیب در صفحات ۱۰۹ و ۳۵ و ۵۸ ضمیمه است.ولی اقای ا. ط. وکیل خود را عزل و اقای م. ه. س. ن. با تقدیم وکالتنامه خود را به وکالت او معرفی کرده است. ص۲۳۸] و تشکیل جلسه مقدماتی دستور تعیین وقت رسیدگی ودعوت طرفین و وکلای انان و نماینده دادستان را داده است. یاداور می شود. که گزارش جریان پرونده که رییس دادگاه تهیه در فرم چاپی تنظیم شده و قسمتهای سفید ان با خط که بعضا هم ناخوانا است.تکمیل گردیده است. ( ص۲۴۲ ) در وقت مقرر جلسه دادگاه در هیات قانونی تشکیل گردیده است. اقای پ. گ. شاکی اولیه حاضر نگردیده است. فرمانده انتظامی استان گیلان با ارسال لایحه ای نسبت به اقای ا. ط. در مورد توهین به مامورین در حین انجام وظیفه اعلام رضایت نموده است. ( ص۲۶۸ ) از متهمان پرونده نیز اقایان س. ع. و ب. ف. حاضر نگردیده اند ، اقایان ا. ث. و ح. خ. ب. که به ترتیب به وکالت تسخیری انان تعیین شده در دادگاه حاضر گردیده اند. خانم ف. ک. در معیت وکلای خود خانمها م. پ. و ه. م. و اقای ا. ط. در معیت وکلای خود اقایان ر. ر. و م. ه. س. ن. در دادگاه حاضر شده اند دادستان عمومی و انقلاب بندرانزلی نیز در جلسه حاضر گردیده است. دادگاه پس از اعلام رسمیت جلسه و انجام تکالیف قانونی شروع به رسیدگی نموده است. ابتدا دادستان کیفرخواست را قرایت نموده است. انگاه دادگاه اتهامات اقای س. ع. ( در صورت جلسه نام فامیل او ا. نوشته شده ) را به وکیل تسخیری او تفهیم نموده و او ضمن مدافعاتش با اشاره به گذشت شاکی ( اقای پ. گ. ) و بیماری روانی موکل ( با عطف توجه به این که حسب محتویات پرونده ویلای محل وقوع بزه اعلامی توسط موکل تهیه نشده بود بنابراین نمی تواند از دلایل سرکردگی وی در مانحن فیه باشد. و عنایتا به سن و جوانی موکل و سابقه بیماری روانی وی و اظهار پشیمانی وی به طوری که از اعمال خود اعلام توبه را نیز دارد. تقاضای اعمال تخفیفات لازم را با نظر رافت اسلامی نموده است. نامبرده در ادامه اظهاراتش در پاسخ سوالاتی که دادگاه از او کرده گفته است.که به طور قطع و یقیین نمی توان در خصوص حلول جنون در موکلش در زمان بزه های اعلامی اظهار نظر نمود و اقدامات او را در راستای تنبیه شاکی خصوصی برای مزاحمت خانم ف. ک. که در گذشته همسایه بوده اند عنوان کرده و گفته موکلش بنا به اظهاراتش در زمان هیجان و پرخاشگری بر رفتار خود مسلط نبوده و به این جهت مبادرت به اعمال خشونت در حق شاکی خصوصی و همچنین در کلانتری نموده و در اخر هم منشا اطلاعات خود را محتویات پرونده و اظهارات پدر موکل بیان داشته است. دادگاه به خانم ف. ک. اتهام مشارکت در سرقت مسلحانه را تفهیم کرده و او ضمن بیان مدافعات خود که عمدتا تکرار اظهاراتش در نزد بازپرس و مرحله تعقیب و تحقیقات می باشد. گفته است.که زمانی که س. و ب. به منزلی که شاکی و او انجا بودند امدند او از اتاق بیرون رفته و س. کارتهای بانکی شاکی را گرفته و بعد با هم به طلافروشی رفته اند. وکلای او نیز با اشاره به این که وی زمان سرقت حضور فیزیکی نداشته و گذشت شاکی تقاضای تخفیف مجازات او را نموده اند. دادگاه همچنین اتهامات اقای ب. ف. را به اقای ح. خ. ب. تفهیم نموده و او مدافعات خود را به عرض رسانده است. اتهامات: اقای ا. ط. را نیز به او تفهیم نموده و مدافعات او و وکیلش را استماع نموده که درج انها به لحاظ غیابی بودن رای نسبت به اقای ب. ف. و صدور قرار عدم صلاحیت در خصوص اتهامات اقای ا. ط. ضرورت ندارد. در اخر دادگاه از وکلای متهمان اخرین دفاع اخذ و جلسه را ختم کرده است. پس از ان دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه مذکور در فوق پس از بیان خلاصه شکایت اقای پ. گ. و مدافعات متهمان با توجه به محتویات پرونده و بازبینی فیلم تهیه شده از صحنه ورود متهمین ( اقایان س. ع. و ب. ف. ) به محل استقرار شاکی و اقرار و اعتراف صریح انها به این که مبلغ چهل و نه میلیون و پانصد هزار تومان از کارتهای اعتباری وی هنگام خرید طلا برداشت نموده اند و مسلح بودن نامبردگان به قمه و چاقو اتهام اقایان س. ع. و ب. ف. و خانم ف. ک. دایر به سرقت مسلحانه را محرز و مسلم دانسته و به استناد ماده ۶۵۴ قانون مجازات اسلامی ( کتاب تعزیرات ) اقایان س. ع. و ب. ف. هر کدام را به پنج سال حبس و خانم ف. ک. را با اعمال تخفیف به یک سال حبس محکوم کرده و از اتهام توقیف غیرقانونی و اخاذی تبریه نموده است. همچنین اقای س. ع. را به اتهام تخریب اموال دولتی ( موضوع شکایت اقای ا. ز. رییس کلانتری ۱۲ انزلی ، ص۳۴ ) بزهکار شناخته و به استناد ماده ۶۸۷ همان قانون با رعایت ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی به سه سال حبس محکوم کرده است.و در خصوص اتهامات اقای ا. ط. قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادگاه کیفری دو *صادر کرده است. وکلای تسخیری اقایان س. ع. و ب. ف. و وکلای خانم ف. ک. از رای صادره هریک از محکومیت موکلین خود درخواست فرجام کرده اند. درخواست انان به انضمام پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. لوایح اعتراضیه زمان شور خوانده میشود. یاداور می نماید. برای اقای س. ع. و خانم ف. ک. پرونده شخصیت تشکیل شده و پیوست است. عضو ممیز- ج. ا.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و ملاحظه نظریه کتبی اقای غ. ا. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر ابرام رای فرجام خواسته در قسمت محکومیت اقای س. ع. و خانم ف. ک. به اتهام مشارکت در سرقت مسلحانه و نقض رای مزبور در قسمت محکومیت اقای س. ع. به اتهام تخریب و قابل فرجام نبودن رای مذکور در مورد محکومیت اقای ب. ف. مشاوره نموده چنین رای میدهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

رای
۱- در خصوص فرجام خواهی اقای س. ع. و خانم ف. ک. نسبت به رای مذکور در فوق در قسمت محکومیت انان به اتهام مشارکت در سرقت مسلحانه در شب ، نظر به این که از سوی وکلای انان اعتراض خاصی که قابل توجه و رسیدگی و موثر در نقض رای باشد. بیان نشده و رای فرجام خواسته با توجه به محتویات پرونده و رسیدگی های صورت گرفته و اقاریر متهمان در مورد مشارکت در عملیات اجرایی بزه ارتکابی مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده صادر شده و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز خالی از ایراد و اشکال است.مستندا به بند الف ماده ۴۶۹ قانون ایین دادرسی کیفری ابرام می گردد.
۲- اعتراضات وکیل اقای س. ع. در قسمت محکومیت او به اتهام تخریب ( تخریب شیشه میز رییس کلانتری ) وارد است.زیرا بزه ارتکابی در شمول ماده ۶۸۷ قانون مجازات اسلامی ( کتاب تعزیرات ) قرار ندارد. بلکه مشمول ماده ۶۷۷ همان قانون است. از این رو رای صادره در این قسمت مخدوش است.و مستندا به شق ۴ بند ب ماده مرقوم نقض و رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع می گردد.
۳- نظر به این که رای فرجام خواسته بر محکومیت اقای ب. ف. به صورت غیابی صادر شده است.و با توجه به این که رای غیابی طبق ماده ۴۰۶ قانون ایین دادرسی کیفری ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ واقعی قابل واخواهی است ، بنابراین قابل فرجام نبوده و با اعلام عدم قابلیت رسیدگی فرجام خواهی وکیل تسخیری او قرار رد ان را صادر و اعلام می نماید.
شعبه سی و چهارم دیوان عالی کشور رییس: ج. ا. مستشار: ح. ق.

نقد رأی

تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0

نقدهای شما