عنوان: رابطه وقف و گذاشتن زمین در اختیار هیات امنای مسجد

پیام: در مواردی که فردی زمینش را در اختیار هییت امنای مسجد قرار می دهد تا به هرنحو که صلاح بدانند عمل کنند و یا بفروش برسانند یا به شخصی واگذار کنند، دلالتی بر وقف ندارد زیرا شرط نخستین وقف که حبس عین می باشد، مستقر نشده تا بخواهد عقد وقف شکل بگیرد.
مستندات: ماده 55 قانون مدنی-ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی-
شماره دادنامه قطعی :
140047920004547221 ,
تاریخ دادنامه قطعی :
1402/03/17
گروه رأی:
حقوقی
آراء منتخب پرونده:

عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده

رأی خلاصه جریان پرونده



نماینده حقوقی سازمان *و امور خیریه شهرستان *در تاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۳۰ دادخواستی بطرفیت اقایان ۱ ع. ا. ح. ۲ م. ع. ب. ۳ م. ا. ی. پ. به خواسته اثبات وقفیت یک قطعه زمین به مساحت ۵۰۰ مترمربع واقع در *گ. مقوم به ۲۱ میلیون ریال و ابطال معامله موضوع بیعنامه عادی مورخ ۱۳۹۰/۱۲/۶ فیمابین اقایان ع. ا. ح. و م. ع. ب. م. به ۲۱ میلیون ریال با احتساب خسارات دادرسی تقدیم دادگستری شهرستان *و خلاصتا اظهار نموده ، بدلالت وقف نامه مورخ ۱۳۹۰/۹/۱۴ و نامه مورخ ۱۴۰۰/۵/۴ ، اقای م. ا. ی. پ. ( خوانده سوم ) یک قطعه زمین بمساحت ۵۰۰ مترمربع واقع در *– *با حدود اربعه معین را در تاریخ ۱۳۹۰/۹/۱۴ وقف *نموده و قبض و اقباض بعمل امده و در تصرف مسجد قرار میگیرد. اقای ع. ا. ح. ( خوانده اول ) بعنوان احد از هییت امنای مسجد ، بدون اذن و اجازه و دارابودن اختیاری قانونی و شرعی ، برابر بیعنامه عادی مورخ ۱۳۹۰/۱۲/۶ رقبه مذکور را به خوانده دوم ( م. ع. ب. ) انتقال میدهد. عرصه و اعیان مسجد موقوفه بوده و در اختیار و تولیت سازمان *قرار دارد. و هیات امنا صرفا در امور داخلی مسجد فعالیت دارند و سمتی برای انتقال ملک مسجد ( املاک وقفی ) ندارند و براساس ماده ۳۴۹ قانون مدنی بیع وقف می باشد. و مستدعی صدور حکم بشرح خواسته شده است نماینده خواهان: ۱ کپی دلیل سمت و مدیریت ۲ کپی دست نوشته عادی مورخ ۹۰/۹/۱۴ که طی ان م. ا. ی. پ. ( مجل نژاد ) مقدار پانصد مترمربع از زمین شخصی و متصرفی خودش بنام گته کتی را برگذار ( واگذار ) و تقدیم کرده به اقا ا. ح. ( ع ) و برادر بزرگوارش اقای ا. ا. ( ع ) و از خود خلع ید نموده و در ید و تصرف امنا *قرارداده یا عدولی از اقایانیکه دست اندرکارند با نظارت ایشان بهرطوریکه صلاح بدانند یا بفروش برسانند یا به شخص دیگری واگذار بکنند مختارند و قیمت انرا برای شعبه *صرف برسانند و حدود و اربعه زمین را تشریح نموده ، ۳ کپی ورقه ای تایپی و عادی که طی ان م. ا. ی. پ. به سازمان *شهرستان *بعنوان مالک قطعه زمینی بمساحت ۵۰۰ مترمربع …. اعلام داشته برابر وقف نامه عادی مورخ ۹۰/۹/۱۴ ان زمین را برای *وقف نموده و در تاریخ ۹۰/۹/۱۵ مورد تایید هیات امنا وقت مسجد مذکور قرار گرفته نکته بسیار مهم اینکه بلحاظ عام بودن موقوفه هرنوع تصمیم و اقدام با توجه بمراتب فوق و مطابق مدارک پیوستی ، هیات امنا وقت *، بدون مجوز و نظارت اوقاف اقدام بفروش ملک مورد نظر نموده اند که اجرای نیت وی قابل پیگیری است ، این عریضه در تاریخ ۱۴۰۰/۵/۶ ثبت دفتر حقوقی اوقاف گردیده است ، ۴ کپی قرارداد عادی ناخوانا موضوع معامله ششدانگ قطعه زمین به م. ع. ب. بعنوان خریدار را پیوست عرضحال خود داده است. با ارجاع دادخواست ( نقصان صفحه دارد. ) به شعبه *، طرفین به دادرسی دعوت میگردند. جلسه رسیدگی در تاریخ ۱۴۰۱/۱/۱۵ با حضور نماینده خواهان و اقای ب. ع. بعنوان وکیل خوانده اول ( ع. ا. ح. ) به همراه موکلش و دیگر خواندگان ( م. ع. ب. و م. ا. ی. پ. ) تشکیل یافته و خواهان در لایحه ای که فرستاده عمدتا مطالب مرقوم در دادخواست را تکرار نموده و وکیل اقای ع. ا. ح. دعوی اداره خواهان را مسموع ندانسته و اجمالا بیان داشته برابر سند مورد ادعای خواهان ملک وقف نشده بوده و داستان از اینقرار است.که *کوچک بوده و قصد توسعه داشته بدین منظور در کنار هییت امنا ، هییت توسعه مسجد نیز تشکیل میشود. ، تنها جاییکه میشد مسجد را گسترش داد زمین اقای م. ه. بود که ارزشی تجاری داشت و بهای زیادی می طلبید ، خیرین و متمولین رودبارک هر کدام بطریقی ( نقدی یا دادن مال ) از طرح حمایت کردند. ، از جمله اقای م. ا. ی. پ. که قطعه زمین ۵۰۰ متری خود را در اختیار هییت امنا و هییت توسعه قرارداد تا با فروش ان برای توسعه مسجد اقدام شود. ملک در همان سال ۱۳۹۰ توسط هییت امنا به اقای م. ع. ب. فروخته میشود. و در سلسله انتقالات به ایادی بعد منتقل شده است ، وکیل مذکور بیان داشته گواهی گواهان موثر در مقام نمیباشد. زیرا گواهان در تنظیم صورتجلسه ۹۰/۹/۱۴ حضور نداشته و امضایی از انها وجود ندارد. سپس اقای م. ا. ی. پ. اجمالا بیان میدارد. مستند مورخ ۹۰/۹/۱۴ به خط و انشا خودش میباشد. ، وی ملک را وقف نکرده و انرا داده بود تا برای مسجد بفروشند اما در سالهای بعد اقای ب. ح. که نمیداند چه خصومتی با وی دارد. برگه ای نزد وی می اورد و حسب اطمینان انرا امضا نموده است.انها به وی گفته اند ایا زمین را برای مسجد دادی وی میگوید داده است.و ان نوشته اماده را می اورند و او هم نخوانده امضا میکند ، اگر میدانست که در ان نوشته ، وقف شده امضا نمیکرد و خدارا شاهد و گواه میگیرد که وقف نبوده و صرفا بر مبنای اعتماد نخوانده مستند سال ۱۴۰۰ را امضا زده وگرنه وقف نکرده است. وی زمین را واگذار کرده که بفروشند تا پول انرا به اقای ه. بابت بدهکاری مسجد بدهند و گرنه بعلت اختلافات ملکی با اقای ع. ا. ح. ( خواهرزاده ) قهر میباشد. و در پایان مرقوم داشته خداگواه است.که وقف نکرده. سپس اقای م. ع. ب. اجمالا اظهاردداشته زمین را در سال ۹۰ از هییت امنا خریده و قصدش کمک به ساخت و ساز مسجد و کارخیر بوده است. در زمان خرید ، زمین مذکور نه راه داشت و نه ساختی و صرفا برای ابروی مسجد و براساس متن سال ۱۳۹۰ انرا خریده است. حتی اقای ع. ا. ح. از وی میخواهد که تا دم اخر بایستد و شاهدباشد. که ثمن بر ای توسعه مسجد به اقای ه. داده میشود. سپس نماینده اداره خواهان در پاسخ به موارد مطروحه از سوی خواندگان میگوید اطلاع نداشته اند که وقف شده و الا همان سال ۹۰ اقدام به طرح دعوا میگردید. بعد از نامه مورخ ۱۴۰۰/۵/۶ و گزارشی که به اداره مبنی بر اقرار به وقفیت داده میشود. اقدام به طرح دعوا نموده اند. انکار بعد از اقرار مسموع نیست و براساس اقرارنامه سال ۱۴۰۰ ، نامبرده به وقفیت واگذاری سال ۱۳۹۰ اقرار نموده و شاهدان از مطلعین محلی هستند که به اوقاف مراجعه و صحت قضایا را تایید نموده اند. دادگاه بعد از اخذ توضیحات دیگری از وکیل خوانده دستور تعیین وقت رسیدگی برای استماع شهادت شهود خواهان میدهد. جلسه ( اجرای قرار استماع شهادت شهود ) در تاریخ ۱۴۰۱/۲/۲۷ با حضور نماینده خواهان و دو تن از خواندگان ( ح. و ع. ب. که مسامحتا علیاری مرقوم شده ) و در غیاب سایرین تشکیل یافته و در این جلسه دادگاه طی اوراق جداگانه ای از دوتن بعنوان گواه تحقیق نموده است.۱ ب. ح. ۵۵ ساله اجمالا اظهار داشته نزد اقای ا. ی. پ. میرود و او می گوید زمین را وقف کرده و به وی نامه میدهد. وقتی وی متوجه میشود. هییت امنا زمین وقفی را فروخته اند به ایشان مراجعه مینماید. وقفنامه ای ندیده ولی فروشنامه هییت امنا را دارد. و متوجه میشوند هییت امنا فروش مال غیر کرده اند البته وی در زمانیکه ایشان زمین را به وقف واگذار میکرده حضور نداشته ولی در نامه ای که انها به ایشان مراجعه میکنند خودشان به وی ( گواه ) میگوید زمین را وقف کرده ولی شخصا از شرایط وقف خبر ندارد. ، ۲ ر. ح. ۵۲ ساله اجمالا اظهار داشته همراه م. ح. در مغازه اش بوده اند که ی. پ. که تاره از بیمارستان مرخص شده بود به مغازه می اید و از ایشان درخصوص وضعیت این زمین میپرسند میگوید این زمین را برای مسجد داده ولی درباره اینکه تحت چه عنوانی و به چه منظوری بوده چیزی نمیگوید و درخصوص وقفیت یا عدم ان چیزی نگفت. در این جلسه ع. ا. ح. اظهار داشته گواهان تعرفه شده به جم خانه می روند و اصلا به مسجد رفت و امد ندارند و در تنظیم بیعنامه یا واگذاری زمین توسط ی. پ. حضور نداشته اند و انها اهل خانقاه هستند و این سخنان را م. ع. ( ع. ب. ) قبول نموده است. دادگاه مطابق دادنامه ای بشماره *۱۴۰۱/۲/۲۷ اقدام به صدور رای نموده است. بموجب مفاد دادنامه موصوف دادگاه طی استدلالی اجمالا بدینصورت که اظهارات گواهان تعرفه شده موثر در مقام نبوده و احد از انها اساسا درخصوص وقفیت یا عدم ان اظهار بی اطلاعی کرده و بیان داشته اقای ی. پ. نزد او سخنی از وقفیت نگفته و گواه دیگر نیز زمان واگذاری حضور نداشته و از طرفی سند مورخ ۹۰/۹/۱۴ اساسا دلالتی بر وقفیت ندارد. و در ان بصراحت گفته شده که زمین را در اختیار هییت امنا مسجد قرار داده …. تا به هرنحو که صلاح بدانند یا بفروش برسانند یا به شخصی واگذار کنند مختارند ، لذا شرط نخستین وقف که حبس عین باشد. مستقر نشده تا بخواهد عقد وقف شکل بگیرد و با استناد به ماده ۵۵ قانون مدنی و ماده ۱۹۷ قانون ایین دادرسی مدنی دعوی خواهان را وارد و قابل اجابت ندانسته و حکم به بطلان ان صادر مینماید. با تجدیدنظرخواهی نماینده حقوقی سازمان *و امور خیریه شهرستان *از دادنامه موصوف شعبه *بدوا طی تصمیم مورخ ۱۴۰۱/۴/۲۸ ملاحظه اصول مستندات خواهان و تحقیق از مسجلین ذیل سند و بررسی وضعیت فعلی زمین با انجام معاینه محل و تحقیقات محلی و همچنین تحقیق از اعضای شورا و هییت امنا را ضروری دانسته و موارد نقص را مرقوم و اجرای ان را نیابتا به دادگاه بدوی محول مینماید. شعبه *پس از دریافت پرونده با تعیین وقت طرفین را جهت اجرای قرارهای تحقیق و معاینه محلی دعوت مینماید. جلسه اجرای قراردر تاریخ ۱۴۰۱/۵/۲۰ تشکیل و رییس محترم شعبه بعنوان عضو مجری قرار در محل حاضر شده و در بیان شرح مشاهدات و معاینه محل مرقوم داشته بدوا نقشه هوایی ملک از سامانه گوگل ارت و تصویر رقبه اخذ و ملک را فاقد اعیانی دارای چند اصله درخت گردوی ایستاده اعلام و در بیان شرح مشهودات و تحقیق محلی از افراد حاضر در محل بعبارت رییس وقت شورای شهر و معتمدین محلی از ده نفر به اسامی اقایان ا. ا. ح. و ک. ح. و ع. ی. پ. و ا. ب. و ج. س. د. و س. ع. و م. ف. و م. ه. و ب. ح. و ا. ا. بشرح منعکس در صورتمجلس تنظیمی تحقیق و اطلاعات انها از ماوقع را مرقوم و محل اجرای قرار را به مقصد دادگاه ترک و سپس پرونده را در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۲۲ به دادگاه تجدیدنظر عودت میدهد. دادگاه تجدیدنظر طی تصمیم مورخ ۱۴۰۱/۷/۱۱ جهت ملاحظه صورتجلسه اجرای قرارهای مذکور طرفین را طی اخطارنامه دعوت مینماید. سازمان *در لایحه ای که در تاریخ ۱۴۰۱/۷/۲۴ میدهد عمدتا مطالب قبلی را تکرار و توجها به گواهی اشخاصیکه در قرار تحقیقات محلی گواهی داده اند اساس اینکه ملک مورد نزاع برای مسجد از سوی اقای ا. ی. پ. واگذار و تحویل گردیده ثابت و مسلم میباشد. اقای ب. ع. ( وکیل ع. ا. ح. ) نیز در لایحه ای که در تاریخ ۱۴۰۱/۷/۱۷ فرستاده اظهارات اهالی و معتمدین را جملگی حاکی از واگذاری ملک موضوع دعوی توسط مالک به قصد فروش و مصرف پول ان برای خرید ملک همجوار *و گسترش ان دانسته است. دادگاه تجدیدنظر پرونده را در وقت نظارت تحت نظر قرارداده و ختم دادرسی اعلام و بموجب دادنامه شماره *۱/۱۱/۱۱ مبادرت به انشای رای مینماید. برابر مفاد ان دادگاه تجدیدنظر پس از ذکر مشخصات و مقدمات تجدیدنظرخواهی صورت گرفته و انعکاس ماحصل اظهارات خواهان و مندرجات سند عادی مورخ ۹۰/۹/۱۴ و خلاصه مدافعات م. ا. ی. پ. در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۱/۱/۱۵ که در قید حیات بوده و کاغذ تایپی مربوط به سال ۱۴۰۰ را بی اعتبار دانسته و ذکر اطلاعات ر. ح. و اقدامات معموله متعاقب صدور و اجرای قرارهای تحقیق و معاینه محلی اجرا شده توسط دادگاه بدوی و مندرجات صورتمجلس تنظیمی از سوی مجری قرارها و درج خلاصه اظهارات مطلعین ، تجدیدنظرخواهی بعمل امده را وارد ندانسته و وقف عرصه مورد نزاع یا نیت وقف را احراز ننموده و با رد تجدیدنظرخواهی بعمل امده دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید مینماید. این دادنامه در تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۱۸ به سازمان *و امورخیریه شهرستان *ابلاغ الکترونیکی و مورد مشاهده واقع میگردد. سازمان *و امورخیریه شهرستان *با نمایندگی اقای ر. ر. ط. ( رییس اداره ) در تاریخ ۱۴۰۱/۱۲/۳ از این دادنامه فرجام خواهی نموده است. دفتر دادگاه تجدیدنظر پس از دریافت دادخواست فرجامی و انجام اقداماتی برای مطالبه پرونده محاکماتی و ارسال اخطار تبادل لوایح و اخذ پاسخی از اقای ب. ع. بعنوان وکیل اقای ع. ا. ح. ( بدون ارائه فرم وکالتنامه ) و عدم وصول پاسخی از سایر فرجام خواندگان ، پرونده را طی نامه مورخ ۱۴۰۲/۱/۹ به دفتر کل دیوان عالی کشور ارسال مینماید. با ارجاع مورخ ۱۴۰۲/۲/۴ به شعبه *گزارش پرونده بنحو فوق تهیه میشود. مفاد دادخواست فرجامی و لایحه ابرازی همزمان با شور قرائت خواهد شد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده درخصوص دادنامه شماره * ۱۴۰۱/۱۱/۱۸ فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رأی دادگاه بدوی


فرجام خواهی سازمان *و امورخیریه شهرستان *بطرفیت فرجام خواندگان نسبت به دادنامه شماره *۱/۱۱/۱۸ شعبه *که در مقام تایید رای شماره *( اجمالا مشعر بر صدور حکم به بطلان دعوی در مورد دادخواست تقدیمی فرجام خواه به خواسته اثبات وقفیت یک قطعه زمین بمساحت ۵۰۰ مترمربع و تقاضای اعلام ابطال ( بطلان ) معامله موضوع بیعنامه عادی مورخ ۹۰/۱۲/۶ ) صادر گردیده وارد و موجه نیست. از سوی فرجام خواه در قبال اساس دادنامه فرجام خواسته تعرض موجه و مستدلی که از جایگاه قانونی برخوردار و قابل اتکا و امعان نظر باشد. صورت نپذیرفته و تعرضات معموله و مندرجات عرضحال فرجامی ابرازی علاوه بر غیرمتکی بودن به ادله و مدارک واجد تاثیر در مقام یا معارض استدلال دادگاه موصوف و عمدتا تکرار مطالب معنون در مراحل سابق دادرسی که ملحوظ نظر ان دادگاهها بوده و بنا به جهات و موارد موجهه منعکس در دادنامه صدرالاشعار بگونه ای هم نمیباشد. که بتواند رای فرجام خواسته و مبانی استنباط دادگاههای مرقوم را که مبتنی بر ارزیابی دلایل موجود در پرونده و ملاحظه ماحصل نکات مرقوم در دادخواست و خلاصه مدافعات خواندگان و مندرجات مرقوم در دست نوشته عادی مورخ ۹۰/۹/۱۴ و بی اعتبار دانستن ورقه تایپی مورخ ۱۴۰۰/۵/۴ منتسب به اقای م. ی. پ. توسط وی در خلال دادرسی معموله و اظهارات مطلعین قضیه و قرارهای معاینه و تحقیق محلی اجرا شده از سوی عضو محترم مجری قرارها در دادگاه بدوی و عدم احراز وقف عرصه مورد نزاع یا نیت واقف از سوی دادگاه تجدیدنظر صادرکننده رای فرجام خواسته و سایر محتویات پرونده اصدار یافته را متزلزل و مخدوش ساخته و مغایرت ان با قانون و شرع را مدلل نموده یا نقض انرا ایجاب نماید. علیهذا مستندا به مادتین ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورمدنی ضمن رد فرجام خواهی بعمل امده دادنامه فرجام خواسته ابرام و مقرر مینماید. با کسر از امار موجودی پرونده نزد مرجع ارسال کننده عودت داده شود.

شعبه *

رییس: ج. مستشار: ح.

نقد رأی

تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0

نقدهای شما