رأی خلاصه جریان پرونده
خلاصه جریان پرونده:
به موجب دادنامه شماره *که از شعبه *صادر شده اقای م. ا. ب. گ. ز. فرزند ک. به اتهام ایراد جرح عمدی با اسلحه گرم منتهی به اسیب های شدید بدنی به ادای م. ا. ب. بزهکار تشخیص و از نظر جنبه خصوصی جرم به پرداخت دیه و ارش صدمات وارده به شاکی و از حیث جنبه عمومی به هفت سال و نیم حبس و منع از حمل اسلحه به مدت دو سال محکوم گردیده است. محکوم علیه نامبرده با تقدیم دادخواست به ان دادگاه از پرداخت محکوم به ( دیه و ارش ) موضوع دادنامه مذکور تقاضای اعسار کرده است. دادگاه به دعوی او رسیدگی و به موجب دادنامه مذکور در فوق مدعی اعسار را متمکن از پرداخت به نحو اقساط دانسته و به استناد مواد ۶٫۷ و ۱۱ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی ضمن صدور حکم بر اعسار نامبرده از پرداخت یک جای بدهی حکم بر تقسیط بدهی صادر نموده به این نحو که مدعی اعسار بلافاصله پس از قطعیت حکم نصف میزان محکوم به و پس از ان نیز هر ماه یک در صد دیه کامل تا استهلاک کامل محکوم به بپردازد. دادگاه رای صادره را قابل فرجام اعلام کرده است.و به این جهت هم مدعی اعسار و هم خوانده دعوی با تقدیم دادخواست خطاب به دیوان عالی کشور به رای صادره اعتراض کرده اند دادخواستهای انان به انضمام پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. عضوممیز- ج. ا.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و مشاوره چنین رای میدهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
نظر به اینکه طبق ماده ۱۴ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی دعوی اعسار غیرمالی است.بنابرابن رای صادره درخصوص ان قابل فرجام نبوده بلکه قابل تجدیدنظر است. از این رو پرونده قابل رسیدگی در دیوان عالی کشور نیست و به دادگاه اعاده می گرد تا به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال نمایند.
شعبه *رییس: ج. ا. مستشار: ح. ق.