رأی دادگاه بدوی
پرونده کلاسه ۹۹۰۹۹۸۳۴۲۴۲۰۰۳۵۶ شعبه ۱ دادگاه کیفری یک شهر کهنوج تصمیم نهایی شماره ۱۴۰۱۲۱۳۹۰۰۰۱۱۳۹۳۵۳
شکات:
۱. خانم ا. س. ک. فرزند ح. ۲. اقای ا. س. ک. فرزند ن. با وکالت اقای ع. م. فرزند د. لله به نشانی *
متهم:
اقای ا. س. ا. فرزند ح. با وکالت خانم م. ا. فرزند ح. به نشانی *- بلوار پاسداران - روبروی دادگستری - دفتر وکالت و اقای م. ک. فرزند د. به نشانی *
اتهام ها:
۱. قتل شبه عمد
۲. قتل عمدی مسلمان
به نام خدا در تاریخ ۰۱-۰۳-۱۴۰۰ جلسه شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان کرمان ( مستقر در *) در وقت فوق العاده به تصدی اعضای امضا کننده ذیل صورت جلسه تشکیل است.پرونده کلاسه پیوست تحت نظر است. دادگاه با توجه به اوراق پرونده ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال و پس از مشاوره بین اعضا به شرح ذیل رای صادر می کند.
رای دادگاه
در این پرونده دادسرای عمومی و انقلاب جیرفت به موجب کیفرخواست شماره ی ۱۴۰۰۲۱۴۳۰۰۰۰۰۵۷۳۰۰ روز ۳۰-۲-۱۴۰۰ راجع به اقای ا. س. فرزند ح. ، شیعه ، ایرانی ، فاقد سابقه ی کیفری ، اهل و ساکن * ، بازداشت به لحاظ صدور قرار بازداشت موقت ، به لحاظ ارتکاب بزه قتل عمدی مرحوم ع. س. ک. تقاضای تعیین مجازات کرده است. شعبه ی سوم دادگاه کیفری یک استان کرمان ( مستقر در *) به موجب دادنامه ی شماره ی ۱۴۰۰۲۱۳۹۰۰۰۱۹۴۹۱۳۷ روز ۲۰-۴-۱۴۰۰ با تلقی رفتار متهم در پرتاب سنگ به ناحیه ی پشت گوش و سر به عنوان رفتار نوعا کشنده ، وی را به قصاص نفس محکوم کرده است. متعاقب فرجام خواهی محکوم علیه و احد از وکلای وی نسبت به دادنامه ی مورد اشاره ، شعبه ی پنجاه و یکم دیوان عالی کشور به موجب دادنامه ی شماره ی ۱۴۰۰۰۶۳۹۰۰۰۰۴۶۰۰۳۶ روز ۲۸-۶-۱۴۰۰ با این استدلال که " … زیرا اولا … متهم سر مقتول و یا موضع حساس دیگر وی را که در شمار مقاتل باشد. هدف نگرفته و سنگ را به منظور دور نمودن مقتول از صحنه پرتاب کرده است.و این موضوع را نیز ارزیابی نکرده است.که احیانا سنگ به سر مقتول اصابت نماید. و قصد کشتن در میان نبوده ، ثانیا معلوم هم نیست که سنگی که اصابت کرده است.حتی در فرض هدف گیری به سر الت عادتا و غالبا کشنده به حساب بیاید بعلاوه متهم عالم به نتیجه رفتار خود و اگاه و متوجه بر حاصل کاری را که انجام می دهد نبوده زیرا اصولا قصد کشتن نداشته و قصد رفتار نوعا کشنده بر روی مقتول نداشته است.علیهذا … توصیف قتل عمدی قطعا بر رفتار متهم بار نخواهد بود و عمل وی مشمول بند پ ماده ی ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی به جهت بی احتیاطی و تفریط به نفس از سوی متهم و خطای جزایی مصداق قتل شبه عمدی ارزیابی می شود. … "؛ ضمن نقض دادنامه ی پیشین ، رسیدگی را به شعبه هم عرض محول کرده است. محتویات پرونده حکایت از این دارد. که در روز نهم اذر ماه سال یکهزار و سیصد و نود و نه ، چند پسر بچه از جمله مقتول اقای ع. س. ک. در مجاورت منزل مسکونی متهم سرگرم بازی بوده اند که این امر مورد اعتراض متهم قرار گرفته است ، پس از درخواست متهم دایر به ترک محل از سوی پسربچه ها و ظاهرا پس از مخالفت انها ، متهم اقدام به پرتاب سنگ به سمت انها می نماید. که به لحاظ برخورد سنگ به قسمت سمت راست سر در ناحیه پشت گوش راست ، نامبرده فوت می نماید. حسب مفاد نظر سازمان* ، علت فوت اسیب بافت مغزی و خونریزی مغزی ناشی از ضربه مغزی بدنبال اصابت جسم سخت عنوان شده است. حال نظر به این که موضوع ضروری در راستای کشف حقیقت و احقاق حقوق اصحاب دعوا این است.که مشخص شود. ۱. ایا مرتکب از انجام رفتار مجرمانه ( بدون نیاز به بررسی نوع و کیفیت رفتار ) قصد سلب حیات از بزه دیده را داشته است.یا خیر. با در نظر گرفتن منشا و علت رفتار مجرمانه متهم در پرتاب عمدی سنگ و سن متهم و نیز سن متوفی ، فقد هر گونه خصومت قبلی بین اولیای دم و متهم و این که مشاجره مورد نظر وکیل اولیای دم و به تعبیر وی عدم کنترل خشم از سوی متهم به حدی نیست که بتواند هدف سلب حیات طفل را در متهم ایجاد کند ، به هیچ عنوان قصد مرتکب از ارتکاب این رفتار مجرمانه ( پرتاب عمدی سنگ ) ، سلب حیات از بزه دیده یا به تعبیر وکیل اولیای دم " قصد نابودی " بزه دیده ارزیابی نمی گردد. و یا حداقل دلیلی بر وجود قصد سلب حیات ارایه نشده است.و بر همین اساس مفاد لایحه ی روز ۱۸-۲-۱۴۰۱ وکیل اولیای دم نیز حکایتی از وجود ادعای وجود قصد سلب حیات ندارد. ، ۲. حال که به لحاظ عدم احراز قصد سلب حیات ، موضوع از مصادیق بند های الف و ت ماده ی ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی خارج است ، ایا رفتار متهم ان گونه که مورد تاکید وکیل اولیای دم است ، مشمول بند ب و پ این ماده قرار می گیرد یا خیر. در این مقام باید در نظر داشت الف. برخورد سنگ یا اجسام سخت به هر یک از قسمت های حساس بدن از جمله سر ( با در نظر داشتن وزن جسم و یا شدت پرتاب ) ، نوعا موجب مرگ قربانی می شود. و تفاوت چندانی بین اشخاص متعارف ( بند ب ) و اشخاص در وضعیت خاص یا شرایط خاص زمانی و مکانی ( بند پ ) وجود ندارد. بنابراین ، اجابت خواسته ی روز ۱۸-۲-۱۴۰۱ وکیل اولیای دم در خصوص استعلام کشنده بودن رفتار متهم از سازمان* ، صرف نظر از حدود صلاحیت سازمان* در این خصوص ، به لحاظ بدیهی بودن موضوع کشنده بودن اصابت سنگ نسبتا بزرگ به سر ، محلی برای اجابت ندارد. و ب. بند های ب و پ ماده ی ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی تبلور قسمت پایانی ماده ی ۱۴۴ قانون مجازات اسلامی ( علم به وقوع نتیجه ) است. به موجب ماده ی ۱۴۴ قانون مجازات اسلامی در تحقق جرایم عمدی علاوه بر علم مرتکب به موضوع ، باید قصد او در ارتکاب رفتار مجرمانه احراز گردد. و در جرایمی که وقوع انها منوط به تحقق نتیجه است ، قصد نتیجه یا علم به وقوع ان نیز باید محرز شود. از این رو در پرونده حاضر نیز به طور قطع باید قصد مرتکب در اصابت سنگ به سر بزه دیده احراز گردد. عدم تفکیک بین مرز رفتار عمدی در پرتاب سنگ به سوی بزه دیده از فاصله ی معتنا به ( حداقل چهارده متر ) و برخورد سنگ با محل حساس بدن بزدیده دیده موجب این برداشت نادرست می شود. که " چون متهم در پرتاب سنگ عامد بوده است ، بنابراین اصابت سنگ به سر بزه دیده نیز عامدانه بوده است." و از این روز انجام فعل نوعا کشنده به متهم منتسب می شود. به بیان دیگر برای تحمیل مسیولیت کیفری ( قصاص ) به متهم باید در نظر داشت ایا متهم در رفتار خود در پرتاب عمدی سنگ به سوی بزه دیده قصد اصابت سنگ را به همان موضعی که اصابت کرده است. ( سر و گردن ) داشته است.یا خیر . قراین و امارات موجود در پرونده از جمله فاصله ی بین محل حضور بزه دیده و محلی که مرتکب اقدام به پرتاب سنگ کرده است. ( چهارده متر ) و در نظر گرفتن پاسخ منفی قطعی متهم و یا هر شخص متعارف دیگر به این سوال فرضی که " شما هر چند قصد سلب حیات از پسر بچه را ندارید ولی اگاه و متوجه به حساسیت محل برخورد سنگ یا شی سختی که در دست دارید و ان را عمدا به سوی او پرت می کنید هستید و اگاه و متوجه هستید که این عمل موجب سلب حیات یا صدمه ی شدید به وی می شود. ( یا با توجه به عمومی و غیر تخصصی بودن اطلاعات راجع به حساسیت سر در همه ی انسان ها - به ویژه در نوزادان و کودکان – و در نظر گرفتن اوضاع طبیعی شما در حین انجام این رفتار ، اگاه و متوجه فرض می شوید ) ، با این وجود ایا محلی که برای اصابت سنگ در نظر می گیرید ، همان سر و گردن پسر بچه است.یا موضع غیر حساس دیگری را در نظر می گیرید و یا این که اصولا ایا با این اوصاف همچنان اقدام به پرتاب سنگ می کنید؟ " حکایت از این دارد. که دلیلی بر این که متهم از پرتاب سنگ ، قصد اصابت ان را به موضع حساس بدن و فراتر از ان تمامیت بدن بزه دیده را داشته است ، وجود ندارد. یا به تعبیری مرتکب سر یا هر یک از نقاط حساس بدن بزه دیده را به عنوان هدف در نظر نگرفته است.و در صدد برخورد سنگ با ان ناحیه نبوده است. بدیهی است.طرح این سوال فرضی به معنای اشاره به ندامت متهم پس از ما وقع ( که تاثیری در مسیولیت کیفری وی ندارد. ) نیست ، بلکه صرفا تاکید بر این موضوع است.که هر چند مرتکب با انجام این رفتار ( پرتاب سنگ به سوی پسر بچه ) و نادیده گرفتن خطراتی که در ورای ان قرار دارد. از رفتار متعارف و معقول انسانی فاصله گرفته است ، اما این میزان تقصیر به حد توان اطلاق عنوان بزه قتل عمدی به مرتکب نیست چه این که همانطور که گذشت ، در پرونده ی حاضر باید بین رفتار "پرتاب عمدی سنگ به سمت بزه دیده "و رفتار "زدن سنگ به سر بزه دیده " تفاوت قایل شد. درست است.متهم به سوی بزه دیده سنگ یا شی مشابه را پرتاب کرده است.ولی این پرتاب از راه نسبتا دور به لحاظ کوتاهی و تقصیر در پیش بینی و احتمال اصابت نکردن و احتمال صدق ادعای متهم در خصوص هدف از پرتاب سنگ ( ترساندن اطفال ) به معنای همان "زدن سنگ به سر بزه دیده " نیست و بر همین اساس نمی توان گفت متهم از پرتاب سنگ ، قصد برخورد ان را با هر یک از مواضع حساس بدن متوفی داشته است.که بر مبنای ان بتوان انجام " فعل نوعا کشنده نسبت به انسان های متعارف و یا انجام فعل نوعا کشنده نسبت به انسان های خاص یا انسان های متعارف در شرایط خاص "را منتسب به متهم نمود. در نتیجه از نظر دادگاه پاسخ هر یک از سوالات مطرح شده ( موارد ۱ و ۲ ) منفی است.و بنابراین عمل متهم از شمول بند های ماده ی ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی خارج است.و با لحاظ این که دلایل کافی نیز در خصوص قصد متهم در اصابت سنگ به بدن مجنی علیه وجود ندارد. و بدین لحاظ ، رفتار وی از مصادیق بند الف ماده ی ۲۹۱ قانون یاد شده نیز خارج می گردد. و از ان جا که پرتاب سنگ به سوی بزه دیده و در نظر نگرفتن خطرات احتمالی این امر ، به نوعی بی احتیاطی ( از مصادیق تقصیر ) از سوی متهم ارزیابی می شود. عمل نامبرده منطبق بر بند پ ماده ی ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی تشخیص داده می شود. بنابراین دادگاه ضمن احراز بزهکاری متهم در انجام رفتار منتسب به وی ، با در نظر داشتن مواد ۱۴٫۱۷ ، ۱۸ و تبصره الحاقی به ان ، ۱۹٫۲۳ ، ۲۷٫۱۲۰٫۱۴۰٫۱۴۴٫۱۴۵ ۱۶۰٫۲۱۱٫۲۹۰٫۲۹۱٫۴۴۸٫۴۶۲ قانون مجازات اسلامی و ماده ی ۶۱۶ کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی وی را به پرداخت یک فقره دیه کامل مرد مسلمان در حق اولیای دم مرحوم ع. س. ک. و نیز از لحاظ جنبه ی عمومی با توجه به این که با در نظر داشتن اقدام مرتکب در فرار پس از ارتکاب بزه و نیز نتیجه ی سنگین رفتار مجرمانه ی وی که منجر به سلب حیات از طفل بی گناه شده است ، عدول از حداقل مجازات حبس ضروری می نماید.؛ به تحمل سه سال حبس تعزیری درجه پنج با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم می نماید. هم چنین با در نظر داشتن اهمیت بزه و در نظر گرفتن اوضاع و احوال موجود در پرونده ، اتخاذ تصمیم مطابق ماده ۴ قانون کاهش مجازات حبس تعزیری ( تعیین مجازات تکمیلی ) ضروری به نظر می رسد و لذا دادگاه به استناد مقرره یاد شده متهم را به منع اقامت در *به مدت دو سال محکوم می کند. در خصوص مفاد کیفرخواست مورد اشاره راجع به تقاضای تعیین مجازات به لحاظ ارتکاب بزه قتل عمدی ، نظر به این که مجموع رفتار مجرمانه متهم در قالب بزه قتل شبه عمدی اتخاذ تصمیم شده است.و به لحاظ فقد عناصر لازم برای تحقق بزه قتل عمدی ، دادگاه با لحاظ اصل ۳۷ قانون اساسی و ماده ۴ قانون ایین دادرسی کیفری و ماده ی ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی رای بر برایت متهم از اتهام قتل عمدی مسلمان صادر و اعلام می کند. این رای حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور از سوی اصحاب دعوا است.
مستشار دادگاه کیفری یک کهنوج س. س. – رییس دادگاه کیفری یک کهنوج س. م. م.