رأی خلاصه جریان پرونده
خلاصه جریان پرونده:
برحسب محتویات پرونده در تاریخ ۹۴/۱۲/۱۹ متعاقب وقوع تصادف در محور *بین دو دستگاه خودرو خاور ایسوز ستوان سوم پ. ا. ر. جمعی *در محل حاضر و با وجودی که افسر کاردان فنی در محل حاضر شده و مقصر حادثه را تعیین کرده بوده به عللی که در گزارش تنظیم شده از سوی افسر نامبرده امده [گزارش فاقد امضای اوست ص ۱ و ۲] از جمله حضور اشخاصی در محل و درگیری انان با راننده غیرمقصر و همچنین حمله انان به او اقدام به تیراندازی کرده که در اثر ان شخصی به هویت اقای م. ز. فرزند م. به قتل رسیده است. پرونده امر در دادسرای نظامی استان *تشکیل و رسیدگی به ان به بازپرس شعبه اول ارجاع گردیده و بازپرس پس از تفهیم اتهام به متهم و استماع مدافعات او و صدور قرار بازداشت درباره وی که به موافقت دادستان رسیده و همچنین استماع شکایت اولیایدم مقتول و تحقیق از شهود حادثه و حاضران در صحنه و جلب نظر کارشناس اسلحه جنایی در نهایت به موجب قرار مورخ ۹۵/۲/۷ با این استدلال که مفاد اظهارات متهم در مراحل مختلف بازجویی و همچنین اظهارات جملگی گواهان و مطلعین حاکی است.که در ماوقع مذکور متهم در حین انجام وظایف قانونی خود در ارتباط با جرایم مشهود مرتکب جرایم انتسابی در فرض ثبوت گردیده و ضابط دادگستری بوده است.به استناد مواد ۲۸٫۴۵٫۳۱۰ و تبصره ۴ ماده ۵۹۷ ق.ا.د.ک. قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *صادر و دادستان با ان موافقت کرده است. پس از ان پرونده به شعبه *ارسال و به بازپرس شعبه سوم ارجاع گردیده و بازپرس به موجب قرار مورخ ۹۵/۲/۹ که در چند صفحه به تفصیل انشا گردیده بعد از بیان مقدمه ای در مورد این که بلافاصله پس از اطلاع از وقوع قتل در دایره جنایی پلیس اگاهی حاضر که بازپرس و دادستان نظامی نیز قبل از او در انجا حاضر شده و تحقیقات از متهم را اغاز کرده بودند و بعد از ان تحقیقات از متهم و شهود را با حضور او ادامه داده و در نهایت با اعتقاد به صلاحیت خود رسیدگی را عهده دار شده اند و اشاره به این که در زمان وقوع تصادف در وهله اول جرمی محقق نشده تا حضور مامور متهم در محل تصادف ضروری باشد. و دستوری هم از مقام قضایی نداشته و بیان بعضی از اعمال و اقوال او در جانبداری از یکی از اطراف تصادف به نقل از شهودی که به صورت رهگذر بوده و رابطه ای با طرفین نداشته اند در نهایت با این استدلال که اقدام مامور به هیچ عنوان در راستای وظایف ضابط بودن خود نبوده و اساسا در وهله اول هیچ جرمی محقق نشده تا بتوان ان را مشهود یا غیرمشهود دانست ضمن نفی صلاحیت خود قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادسرای نظامی استان *صادر کرده که مورد موافقت دادستان قرار گرفته و بعد از ان پرونده برای حل اختلاف در صلاحیت به دیوان عالی کشور ارسال و پس از وصول و ثبت در دبیرخانه به این شعبه ارجاع گردیده است.
این شعبه به موجب دادنامه شماره *و به شرح جهات و دلایل مندرج در ان با تایید صلاحیت دادسرای نظامی استان *حل اختلاف نموده است. پیش از حل اختلاف در صلاحیت از سوی این شعبه بازپرس شعبه *متهم را که زندانی بوده احضار و پس از اقدام وفق مقررات مواد ۱۹۳ و۱۹۴ قانون ایین دادرسی کیفری اتهام قتل عمدی مرحوم م. ز. را به او تفهیم نموده و او در دفاع از خود این طور اظهار داشته است: مقارن ساعت ۱۶ مورخه ۹۴/۱۲/۱۹ برابر اعلام مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ مبنی بر وقوع یک فقره تصادف خسارتی از طریق بی سیم واقع در *… در معیت خودرو سازمانی که یک قبضه اسلحه کلاش سازمانی همراهم بود به محل اعزام شدم به محض ورود مشاهده نمودم دو دستگاه خودرو ایسوز و با یکددیگر برخورد کرده بودن که راننده غیرمقصر اظهار نمود که راننده مقصر علاوه بر خسارت خودرو … بنده را مورد ضرب و شتم قرار داده که اینجانب قصد صلح و سازش انها را داشتم که یک مرتبه خانواده ز. حدود هشت نفر بودند وارد صحنه و بازهم راننده غیر مقصر و یک نفر دیگر که همراه وی بود مورد ضرب و شتم قرار دادند با توجه به مشهود بودن جرم و اعلام اینجانب به پاسگاه جهت اعزام نیروی کمکی به خانواده ز. ابلاغ نمودم که در محل حضور داشته باشید تا مامورین کمکی در صحنه حاضر شوند که یک نفر از انها با روشن کردن خودرو و با بی اعتنایی به سمت اینجانب امد که ناچار یک تیر به صورت هوایی شلیک که اعتنایی ننموده یک تیر به سمت لاستیک خودرو شلیک کردم که در همین حین خانواده به سمت من حمله ور و با بنده درگیر شدند سرلوله اسلحه پایین امد و یک نفر از مهاجمین ماشه سلاح را کشید که تیر به مرحوم برخورد نمود و پس از چند دقیقه درگیری سلاح را از من گرفتند و قصد بردن ان را داشتند که مامورین کمکی در محل حاضر و سلاح را از انان گرفتم و بنده از ناحیه انگشت شست دست راست مجروح شدم و لباسهایم را پاره کردند. بازپرس از او سیوالاتی در مورد علت اعزام او به ماموریت و حضور او در محل ، دلیل جلوگیری نمودن از حرکت خودرو مقصر ، تعداد تیرهایی که شلیک کرده و نحوه پس گرفتن اسلحه کلاش از مهاجمین نموده که او به انها پاسخ داده است. در مورد نحوه پس گرفتن اسلحه کلاش گفته است: اسلحه کلاش من در دست یکی از مهاجمین بود البته خشاب روی اسلحه نبود و ستوان دوم م. که از نیروهای کمکی بود امد و اسلحه را از وی گرفت … ( ص۱۰۸ تا ۱۱۴ ) بازپرس در پایان تحقیقاز متهم قرار بازداشت او را که در تاریخ ۹۴/۱۲/۱۹ صادر شده بوده ( ص۱۷ ) ابقا کرده که مورد موافقت معاون دادستان قرار گرفته و متهم نسبت به ان اعتراض کرده است. ( ص۱۱۵ ) به اعتراض او در شعبه *رسیدگی و این شعبه قرار معترض عنه را تایید کرده است. پس از حل اختلاف در صلاحیت از سوی این شعبه ، پرونده از دادسرای *اسلحه کلاش سازمانی که منجر به قتل مقتول گردیده به عمل اورده او ضمن اشاره به حضور خانواده راننده مقصر در محل و ضرب و شتم راننده غیر مقصر از سوی انان و درخواست او از پاسگاه برای اعزام نیروی کمکی اظهار داشته: مهاجمین قصد ترک محل را داشتند اینجانب ابلاغ به نامبردگان که حق ترک محل را ندارند که بی اعتنا با روشن نمودن خودرو قصد رفتن را داشتند اینجانب به ناچار یک تیر به لاستیک ان سمت شاگرد زدم و خودم را کنار کشیدم که نامبردگان حدود هشت نفر عصبانی شدند و سمت من حمله ور شدند که در این حین تیر از اسلحه رها شد و بدلیل درگیر سریعا از طرف انان به بنده فرصت به ضامن شدن را نداده و نیز به فردی به هویت ز. برخورد و پس از چند دقیقه اسلحه را از بنده گرفتند و بنده از ناحیه انگشت و پا چپم مصدوم شدم نامبرگان قصد بردن سلاح را داشتند که در همین حین ستواندوم م. حاضر و با کشیدن سلاح کلت به طرف انان سلاح را گرفت و خشاب در دست یکی دیگر از انان بود که ان را گرفته و تعدادی از فشنگهای ان در خشاب نبود یکی از مهاجمین را به کمک نیروها به پاسگاه دلالت … در ضمن تیراندازی که منجر به فوت مقتول گردید.به دلیل شلوغی و ازدهام ( کذا در متن ) جمعیت نمی دانم ماشه اسلحه را چه کسی کشید و باعث تیراندازی و به قتل رسیدن مقتول گردید. ( ص۱۲۴ و۱۲۵ ) بازپرس در پایان تحقیق از متهم قرار بازداشت او را ابقا کرده و به موافقت دادستان رسیده و متهم به ان اعتراض کرده ولی دادگاه نظامی یک *ان را تایید کرده است. ( ص۱۲۶ و۱۳۱ ) قرار بازداشت موقت متهم در جریان رسیدگی چند بار دیگر ابقا گردیده و هر بار نیز متهم به ان اعتراض کرده ولی دادگاه ان را تایید کرده است. ( ص۱۴۱٫۱۴۲٫۱۴۴٫۱۵۲ و۱۶۰ ) .
۲ مقتول مرحوم م. ز. فرزند م. م. ۶۱/۱۰/۱ میباشد. طبق گزارش معاینه جسد مقتول که در صفحه ۸۴ پیوست است.علت فوت او اصابت گلوله جنگی به قفسه سینه او و عوارض ناشی از ان تعیین گردیده است. وراث مقتول نیز طبق گواهی حصر وراثت برگ ۱۰۵ پرونده عبارتند از: ۱ م. ص. ا. ( پدر ) ۲ ه. ص. ( مادر ) ۳ ض. ز. متولد سال ۱۳۹۳ س. ز. م. ۱. ( فرزند ا. ) ۵ س. ز. همسر. پدر ومادر و همسر مقتول از متهم به اتهام قتل عمد شکایت و تقاضای مجازات او را نموده اند. ( ص۲۹٫۳۲٫۴۰ )
۳ درخصوص کیفیت واقعه و نحوه تیراندازی متهم که منتهی به قتل مقتول گردیده از اشخاصی که در صحنه حاضر بوده و بعضا از بستگان مقتول هستندتحقیق به عمل امده که ذیلا اظهارات انها درج می شود.:
ف. ص. ( برادر مقتول ) اظهار داشته است.بعد از تماس برادرش با م. با او و اطلاع از تصادف با خاور برادرم به محل امدیم تا بار م. را تخلیه کنیم ، امدیم محل تصادف مشاهده کردم که مامور ( رفاهی ) در محل حضور دارد. … ما می خواستیم کامیون را به یک پارکینگ انتقال تا بار وی را داخل خاور دیگر برادرم تخلیه کنیم و مامور تصور نمود ما می خواهیم فرار کنیم … با اسلحه کلاشینکف که در دست داشت در حالی که م. برادر کوچکم پشت فرمان بود و برادر دیگرم م. … طرف راننده ایستاده بود دوتیر به صورت تک تیر به سمت چرخ جلو سمت شاگرد کامیون م. شلیک کرد من به م. گفتم بیا پایین و بگذار کامیون را مورد اصابت گلوله قرار دهد م. هم از کامیون پایین امد در حالی که اسلحه را به صورت هجومی گرفته بود و لوله اسلحه به سمت مردم بود … در حالی که مامور سمت شاگرد بود جلوی کامیون و برادرم در سمت راننده جلو کامیون حضور داشت یک تیر شلیک و به پهلوی وی اصابت نمود … زمانی که یک گلوله به برادرم اصابت کرد مردم به وی گفتند اسلحه را به سمت مردم نگیر ممکن است.دوباره تیراندازی کنی ، مردم حاضر در محل اسلحه را از مامور گرفتند من هم برای شناسایی ضارب در محل حضور یافتم که مامور گریبان من را گرفت و گفت شما قاتل هستید و شما ماشه را چکاندی و گلوله شلیک شده و به برادرت اصابت کرد … ( ص۷ و۸ ) اقای م. ص. ا. ( برادر مقتول ) در اظهاراتش ضمن اشاره به این که بعد از تصادف با برادرش م. تلفنی تماس گرفته و از او خواسته که برای تخلیه بار کامیون بیاید و امدن برادرانش به محل و درگیری بستگان راننده کامیون دیگر با انها که به محل امده بودند و ترک محل از سوی انها گفته است: بعد یک نفر که هندفری در گوشش بود به ما گفت که چرا در محله و منطقه ما عربده می کشی و فحاشی نمود و گفت شیشه خودرو مرا تخریب کرده اید و مرحوم دستش را گرفت و گفت هرچه خسارت شما باشد. می دهم شر درست نکنید و بروید بعد برادرم ف. نیز صورت وی را بوسید گفت بروید و در این زمان مامور به ان شخص که به ما فحاشی می کرد گفت ناموس نداری اگر حقت را از اینها نگیری بعد می خواستیم بار را تخلیه کنیم پشت فرمان ماشینم نشستم تا ماشین را جابجا نمایم بعد مامور نزد فردی که فحاشی می کرد بود دوید به طرف ما به سمت شاگرد ایستاد و گفت حق نداری حرکت کنی و به سمت شاگرد دو گلوله شلیک کرد و گفت حق نداری حرکت کنی و م. و ف. گفتند بیا پایین و حرکت نکن در همان اثنا پدرم و برادرم ح. رسیدند … بعد یک پراید در محل متوقف شد و شخص بلند قدی در حالی که چفیه بر سر بسته بود پیاده شد و از پشت گردن مرا گرفت و مرحوم م. ز. برادرم به وی گفت توچه کاره ای و یک تیری شلیک شد و مرحوم م. گفت اخ پدر مردم ان شخص نیز گردن مرا ول کرد و فرار نمود. زمانی که مامور تیراندازی کرد از سمت راست کامیون جلوتر بود ( حدود چند متر جلوتر از دماغ ماشین مستقر بود ) و من و مرحوم م. و پدرم کمی جلوتر از سمت چپ دماغ ماشین حضور داشتیم. کسی هم کنار مامور نبود کسی هم نزدیک مامور نیود … برادرم ف. روی اسفالت با فاصله بیشتری از مامور مستقر بود و فاصله زیادی داشت … ( ۵۵ و ۵۶ )
اقای ح. ز. ( برادر مقتول ) که او نیز به محل تصادف امده بود مشاهدات خود را این طور بیان داشته: حدود یک متر از ماشین فاصله داشتم که دیدم یک نفر بلند قد با دست یک ضربه به گردن م. وارد کرد از پشت سر زد و م. هم که جلو دماغ ماشین بود به طرف انها حرکت کرد و رفت و مامور سمت راست دماغ ماشین ( شاگرد ) بود در حالی که اسلحه را به صورت هجومی گرفته و کسی در کنارش نبود هیچکس نزد مامور نبود و کسی هم به وی تعرض نکرده بود و در حالی که م. به سمت م. میرفت مامور تیری شلیک کرد که به بازوی سمت راست مرحوم م. اصابت کرد … م. در حین اصابت گلوله گفت اخ پدر مردم. ( ص۵۸ )
اقای س. ن. و. – راننده کامیونی که با کامیون اقای م. ز. تصادف کرده – ضمن شرح تصادف گفته است: … تصادف در محل *بود تعدادی از اهالی محل در کنار محل سانحه تصادف تجمع کرده بودند … همزمان با تصادف م. با خانواده اش تماس گرفت برای تخلیه … برادر م. به اتفاق شخص دیگری با یک دستگاه خاور که بار نداشت در محل حضور یافتند … برادران م. و م. به دلایل نامعلوم با تعدادی از اهالی محل درگیر شدند. زمانی که برادران م. در محل حضور یافته اند همزمان دیدم که مامور با خودروی سازمانی به تنهایی در حالی که یک قبضه اسلحه کلاشینکف همراه داشت در محل حضور دارد. در محلی که … کامیون خودم را متوقف نموده بودم و فاصله ان با صحنه اولیه تصادف حدود ۲۰۰ متر بود حضور داشتم که صدای شلیک دو گلوله را شنیدم و از دور مشاهده نمودم که مامور ( ر. ) در میان انها قرار دارد. و سایرین در اطراف وی با فاصله حضور دارند و بعد از ان محل را ترک کردم. ( ص۱۰ )
اقای ستواند. م. م. که بعد از وقوع تیراندازی در محل حاضر شده اظهار داشته است: … جهت کمک رسانی به گشت پاسگاه با یک دستگاه خودرو عبوری به محل حادثه واقع در تجره گله دار رسیدم که مشاهده نمودم یک قبضه اسلحه کلاش در دست یک نفر لباس مشکی که برادر ( متوفی ) بود وجود داشت که بلافاصله از خودرو پیاده شدم به سمت فرد مسلح دویدم و از پشت وی را گرفتم که سلاح کلاش را به سمت فرد دیگر پرتاب نمود که سلاح روی زمین افتاد و سلاح را از زمین بلند کردم در پایین جاده ای داخل زمین کشاورزی ستوان سوم ر. را دیدم که در حالت خون الود و لباسهای پاره و خاکی با دو نفر که یکی از انها ف. ز. و دیگری به نظرم پدر وی بود با س۳ ر. درگیر بودند که چند نفر ناشناس دیگر حضور داشتند که قسط ( کذا در متن ) داشتن به سمت بنده حمله کنند که با سلاح کمری انها را تهدید و هشدار دادم … ( ص۱۳ )
سرباز وظیفه ف. ج. پ. که همراه ستوان م. به محل واقعه رفته این طور گفته است: … زمانی که ما حضور پیدا کردیم مشاهده نمودم اسلحه به دست یک نفر شخصی می باشد. که شباهت زیادی با همین برادر مرحوم م. ص. که دستگیر و در اینجا حضور دارد. داشت قرارداشت اقای م. و من به طرف فردی که اسلحه در دستش بود رفتیم اقای م. چند ضربه به سرو صورت وی وارد نمود و اسلحه را از وی گرفت و اسلحه را از وی گرفت و خشاب را دردست داشت فرار نمود. خشاب را پرت نمود من رفتم خشاب را برداشتم و تحویل جناب سروان م. دادم. بعد جناب سروان ر. را دیدم که خون از دهانش جاری بود و البسه نظامی وی پاره بود و یقه همین فرد که مشخص گردید.هویت وی ف. ص. می باشد. را گرفته بود و می گفت وی را به پاسگاه ببریم و نمی گفت به چه علتی … ضمنا اقای ر. فقط به اقای ف. ص. فحاشی می کرد و علت فحاشی نمودن به وی را بازگو نمی کرد … ( ص۱۱ و۱۲ )
اقای ا. ا. – راننده کامیون که از محل عبور می کرده – ضمن بیان مشاهدات خود با اشاره به تیراندازی مامور ( ستوان سوم ا. ر. ) برای جلوگیری از حرکت دادن کامیون توسط اقای م. ( برادر مقتول ) اظهار داشته: … گلوله سوم شلیک شد که به م. اصابت کرد … یک نفر دید مستقیم بنده را گرفته بود ندیدم که چطور اسلحه را گرفته بود اما به هنگام شلیک گلوله سوم اسلحه دست خود مامور بود و هیچ کس به وی نزدیک نبود و با وی گلاویز نشده بود و همه … با او فاصله داشتند. ( ص۴۲ و۴۳ )
اقای ا. ز. که او نیز از محل عبور می کرده و ضمن بیان مشاهدات خود اظهار داشته: مامور با اسلحه ای که به صورت هجومی در دست در دست گرفته بود … یک مقدار جزیی به سمت چپ نوک اسلحه را حرکت داد که یک گلوله شلیک شد و به مرحوم م. ز. که داشت ارام ارام به سمت انها حرکت می کرد [اصابت کرد] و مرحوم م. نیز فریاد زد اخ پدر کشتم و مامور نیز گفت خانه ام خراب شد و فرار کرد. ( ص۴۵ و۴۶ )
اقای ب. ز. که او نیز از محل عبور می گرده ضمن شرح مشاهداتش گفته است: مامور اسلحه کلاشینکف به دست و بند انرا به دستش پیچیده بود و به صورت هجومی اسلحه را در اختیار داشت و گرفته بود و مرحوم م. سمت چپ جلوی ماشین و مامور سمت راست جلو ماشین و کسی پیش ماشین نبود … در این حین در حالی که لوله اسلحه به سمت مرحوم م. در فاصله ۴ یا ۵ متری م. حضور داشت یک گلوله شلیک کرد و به سمت راست مرحوم م. اصابت کرد … و عقب عقب رفت چند قدم و به سمت چپ کامیون خورد و به زمین افتاد و ایشان را بغل نموده و برادرش ح. را صدا نمودم و او را در ماشین گذاشتیم و م. و ح. او را به بیمارستان برد … ( ۴۹ و۵۰ )
اقای م. ب. که حسب اظهاراتش در حال گذر از محل تصادف بوده ضمن اظهاراتش گفته است: راننده ( کامیون ) می خواست از محل خود را دور کند که مامور جلو شو گرفت و گفت شاکی دارد. باید بیایی پاسگاه ولی انها اهمیت ندادند و خواستند بروند … مامور یکبار تیرهوایی زد و دوباره خواست برود که به چرخ سمت شاگردش شلیک کرد که دیگه پیاده شد و با اطرافیانش به سمت مامور حمله ور شدند و او را تهدید کردند. که اسلحه شو می گیرند و با هاش درگیر شدند که تیر سوم رها شد به صورت ناخوداگاه که با صدای تیر من و تمام مردم بی طرف فرار کردند. … ( ص۸۷ ) نامبرده مجددا در شعبه بازپرسی حاضر و از اظهاراتش عدول کرده و ضمن اشاره به شلیک دو تیر هوایی از سوی مامور برای جلوگیری از حرکت کامیون گفته است: تیر سومی هم صداش به گوشم رسید که من متوجه نشدم کی کی رو کشت ولی فقط توی ان جمع مامور اسلحه داشت و من نیز قصد شهادت نداشتم که به اصرار خانواده مامور برای شهادت امدم … اظهارات قبلی خود را پس می گیرم و لحظه تیر سومی که شلیک شد شاهد عینی نبودم … تیرهای اول و دوم باعث شد من و ۹۰ درصد اطرافیان به سمت ماشین هامون فرار کردیم … ( ص۱۷۱ )
بازپرس از چند نفر دیگر که در محل تصادف دو دستگاه کامیون بوده اند به نامهای اقایان ع. ر. ع. ( ص۱۹۰ ) ا. د. ( ص۹۱ ) م. ک. ( ص۱۳۴ ) م. ن. و. ( ص۱۴۰ ) و ب. ب. ( ص ۱۷۱ ) نیز به عنوان گواه تحقیق نموده اظهارات انان حاوی نکته قابل توجه نیست
۴ جانشین فرمانده انتظامی شهرستان *در محل حاضر و حسب صورت جلسه تنظیمی پدر مقتول که در محل حاضر بوده سه عدد پوکه کلاشینکف نشان داده و گفته مربوط به سلاح مامور بوده که با ان فرزند ش را مجروح کرده است. پوکه ها ضبط و تحویل مامورین *گردیده است. ( ۳ ) کارشناس اسلحه نیز در معیت پزشک قانونی در محل سالن تشریح از جسد مقتول معاینه و ضمن درج مراتب در نظریه تقدیمی اظهارنظر کرده است: زاویه شلیک و تیراندازی راست به چپ و اندکی از بالا به پایین و کمی عقب به جلو به اصابت یک گلوله با کالیبر ۷/۶۲ میلیمتر بوسیله اسلحه ای نظر کلاشینکف با همین کالیبر در فاصله بین ۱ الی ۲ متر تعیین می گردد. ( ص۷۷ )
بازپرس در تاریخ ۸۸/۱۱/۱۸ متهم را از زندان احضار و اتهام قتل عمد مرحوم م. ز. را به او تفهیم و او به تفصیل از خود دفاع کرده و ضمن ان قتل عمد را قبول نکرده است. بازپرس پس از استماع مدافعات متهم ضمن عدول از عنوان اتهام قتل عمد ، اتهام قتل غیر عمدی را به او تفهیم نموده و او گفته تیراندازی به صورت سهوی بوده است. بازپرس از او سوال کرده است: چرا تا کنون از بازگو کردن حقیقت طفره رفته اید؟ پاسخ داده است: در طول اظهاراتم نیز اظهار داشتم که ماشه توسط فرد ناشناسی که در صحنه بوده کشیده شده و طفره ان به دلیل مجازات ان بوده است.و حال نیز معتقدم اگر با لمس انگشت اینجانب کشیده شده و جدایا حسی نداشتم و معتقد نیستم توسط خانواده مقتول کشیده شده باشد. در اخرین دفاع نیز اظهار داشته: تقاضای عفو و بخشش دارم. چون که به صورت سهوی بوده و بنده معتقدم در صحنه بوده ام و توسط سلاح بنده به قتل رسیده است.و هیچ گونه نیتی در کار نبوده است. ( ص۱۸۲ تا ۱۸۵ ) .
بازپرس پس از اخذ اخرین دفاع از متهم با توجه به تغییر عنوان اتهام قرار بازداشت سابق الصدور درباره او را به قرار وثیقه به مبلغ پنج میلیارد ریال تخفیف داده و دادستان با ان موافقت کرده است. ( ص۱۸۶ و۱۸۷ ) و نامبرده با سپردن وثیقه ازاد گردیده است. سپس بازپرس به لحاظ تغییر عنوان اتهام در قتل عمد به شبه عمد و توجها به تقلیل مجازات بزه ارتکابی و اختیارات دادستان و دادیاران در رسیدگی جرایم مادون تعزیر درجه چهار پرونده را نزد دادستان ارسال نموده و دادستان ان را به دادیار شعبه دوم ارجاع نموده است. ( ص۲۱۴ ) . دادیار مامور رسیدگی پس از تحقیق از خانم م. ح. ( ص۲۱۸ تا۲۲ ) و م. ب. ( ص۲۳۱ تا ۲۳۲ ) و ستوان دوم م. م. و ف. ج. پ. ( ص ۲۳۷ و۲۳۸ و۲۵۰ ) با تفهیم اتهامات تیراندازی عمدی بر خلاف مقررات ( شلیک ۲ عدد تیر یکی هوایی و یکی برخورد با بدنه خودرو ) و قتل شبه عمد از او اخرین دفاع اخذ ( ص۲۳۵ ) و در تاریخ ۹۶/۹/۱۴ ( در این زمان او نیز به سمت بازپرس منصوب گردیده ) با اعلام ختم تحقیقات قرار جلب به دادرسی متهم را به اتهامات مذکور صادر و دادستان ضمن موافقت با ان صدور کیفرخواست به استناد بند ( پلاک ) ماده ۲۹۱ق.م.ا. مصوب ۹۲ و ماده ۴۱ ق.م.ج.ن.م. و ماده ۶۱۶ قانون تعزیرات از دادگاه نظامی استان *تقاضای تعیین کیفر کرده است. ( ص۲۵۱ تا ۲۵۵ )
۶ پرونده به شعبه *ارجاع گردیده و دادگاه در جلسات مورخ ۹۶/۱۱/۱۶ و *به موضوع رسیدگی و در نهایت بموجب دادنامه شماره *متهم را بزهکار تشخیص داده و در رابطه با تیراندازی عمدی برخلاف مقررات و قانون به کارگیری سلاح به جبران خسارت وارده و تحمل یکسال حبس و در رابطه با قتل شبه عمد مرحوم م. ص. به پرداخت دیه کامل یک مرد مسلمان ظرف دو سال تمام قمری از تاریخ وقوع قتل در حق اولیای دم متوفی و سه سال حبس محکوم کرده است. ( ص۲۷۴ ) محکوم علیه و اولیای دم مقتول از رای صادره تقاضای تجدیدنظر کرده اند. ( ص۲۸۲ و ۲۹۴ تا ۲۹۷ ) پرونده در دادگاه تجدیدنظر تظامی *مورد رسیدگی قرار گرفته و دادگاه به شرح دادنامه شماره *با اشاره به اقدامات متهم با این استدلال که متهم عامدانه و عالمانه تیر سوم را به سمت مرحوم م. ص. شلیک نموده و مسیر تیراندازی نشان از مهارت او در تیر اندازی و نشانه گیری داشته و با توجه به دفاعیات غیرموجه و غیرموثر متهم و تناقض در اظهارات او تجدیدنظر خواهی اولیای دم مقتول را وارد دانسته و قتل را از نوع عمد و منطبق با بند ب ماده ۲۹۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ تشخیص داده و مستندا به بندهای ب و ت ماده ۴۳۴ و بند پلاک ماده ۴۵۵ قانون ایین دادرسی کیفری دادنامه تجدیدنظر خواسته را نقض و با توجه به نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته تجدیدنظر خواهی متهم را مردود اعلام نموده و با توجه به این که هیات شعبه تجدیدنظر عضو دادگاه نظامی یک *می باشندبه لحاظ عدم شعبه دیگر در ان استان مقرر داشته اند پرونده برای رسیدگی به اتهام متهم دایر به قتل عمدی مرحوم م. ص. و تیراندازی عمدی برخلاف مقررات منجر به قتل عمدی به نزدیکترین دادگاه نظامی یک ارسال گردد. ( ص ۳۳۳ )
۷ پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان *ارسال و به شعبه *نظامی یک ارجاع گردیده و دادگاه پس از تعیین وکیل تسخیری برای متهم و جری تشریفات قانونی دستور تعیین وقت رسیدگی و احضار اولیایدم مقتول و متهم و وکلای انها و دعوت دادستان نظامی استان را داده است. در وقت مقرر جلسه دادگاه تشکیل شده و اولیای دم مقتول و وکلای انها و متهم و وکیل تسخیری او و نماینده حقوقی نیروی انتظامی حاضر گردیده اند. دادستان نظامی با نماینده او حاضر نشده و دادگاه حضور او را الزامی ندانسته است. پس از اعلام رسمیت جلسه با رعایت ترتیب مقرر در قانون رسیدگی را شروع نموده ، ابتدا شکایت اولیایدم مقتول و وکلای انها را که خواستار قصاص متهم گردیده اند استماع کرده ، بعد از ان اتهام متهم مبنی بر تیراندازی برخلاف مقررات منجر به قتل مرحوم م. ص. را به او تفهیم و سوال کرده ایا اتهام قتل شبه عمدی ناشی از تیراندازی برخلاف مقررات را قبول دارد. یا خیر. متهم ضمن قبول اتهام قتل شبه عمد مدافعات خود را بیان داشته و به سوالاتی که دادگاه از او کرده پاسخ داده است. پس از ان وکیل متهم مدافعات خود را به عرض دادگاه رسانده ، نماینده حقوقی نیروی انتظامی نیز لایحه ای تقدیم و بعد از اخذ اخرین دفاع از متهم و وکیل او دادگاه از وکلای اولیایدم مقتول خواسته چنانچه اظهارات دیگری دارند بیان نمایند و پس از استماع اظهارات انها جلسه رسیدگی را ختم کرده است. سرانجام دادگاه بشرح دادنامه شماره *پس از بیان خلاصه جریان پرونده و اشاره به تحقیقات انجام شده با بیان این که ادعای اولیای مقتول و وکلای انها دایر براین که متهم عمدا مرحوم م. ص. را به قتل رسانده ادعای بدون دلیل است.و انها برای اثبات ادعای خود دلیلی بیان ننموده و مدرکی ارائه نداده اند اتهام متهم را تیراندازی منجر به قتل مرحوم م. ص. برخلاف مقررات و ناشی از تقصیر و بی مبالاتی مشارالیه دانسته و از حیث جنبه عمومی بزه با استناد به ماده ۱۳۱ و تبصره ۱ ماده ۱۳۴ و بند پلاک ماده ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ و ماده ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۷۵ و ماده ۴۱ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح با رعایت ماده ۱۳۲ همان قانون با بیان این که از رفتار متهم نتایج مجرمانه متعدد حاصل شده متهم را از حیث تیراندازی عمدی برخلاف مقررات علاوه بر جبران خسارت وارده ( قیمت سه تیر فشنگ ) به یکسال حبس و از حیث اتهام بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات مربوط به نحوه استفاده از سلاح منجر به شلیک تیر و به قتل رسیدن مرحوم م. ص. به سه سال حبس محکوم و تصریح کرده این مجازات به عنوان مجازات اشد قابل اجراست. درخصوص جنبه خصوصی بزه قتل چون اولیای دم خواستار قصاص نبوده و مطالبه دیه نکرده اند خود را مواجه با تکلیف ندانسته است. رای قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور اعلام شده است.
۸ اقای ف. ش. ه. ا. وکیل پدر مقتول در مهلت قانونی از رای صادره طی لایحه تقدیمی درخواست فرجام کرده است. درخواست او در دفتر دادگاه ثبت و همراه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. متعاقب ان لایحه اعتراضیه فرماندهی *نسبت به رای صادره که به استناد قانون حمایت قضایی از کارکنان دولت و پرسنل نیروهای مسلح مطرح شده به این شعبه واصل گردیده که پیوست است. لوایح مذکور در زمان شور خوانده می شود.عضوممیزج. اسلامی
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ا. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای دکتر ا. م. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: صلاحیت دادگاه تجدیدنظر و قابل طرح نبودن پرونده در دیوان عالی کشور درخصوص دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
نظر به این که طبق ماده ۵۸۳ قانون ایین دادرسی کیفری وظایف ، اختیارات و صلاحیت دادگاه نظامی یک همان است.که در مورد دادگاه کیفری یک مقرر شده است.و به حکم ماده ۳۸۲ ان قانون دادگاه کیفری یک در صورت صدور کیفرخواست در حدود ان رسیدگی و رای صادر می کند. براین مبنا با توجه به این که درکیفرخواست اتهام متهم قتل شبه عمد ذکر شده و به استناد بند ( پلاک ) ماده ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۹۲ و ماده ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۷۵ تقاضای تعیین کیفر برای او گردیده و دادگاه نیز اگر چه در رای صادره به ادعای اولیایدم مقتول دایر به عمدی بودن قتل او اشاره کرده و ان را بلادلیل دانسته ، لکن بدون اتخاذ تصمیم راجع به این ادعا در حدود کیفر خواست به موضوع رسیدگی و به استناد مواد مذکور در ان حکم بر محکومیت متهم صادر نموده است.بنابراین چون بزهی که متهم به اتهام ارتکاب ان بزهکار تشخیص و به مجازات محکوم گردیده از جمله جرایم منصوص در ماده ۴۲۸ اصلاحی قانون ایین دادرسی کیفری نیست با لحاظ ماده ۶۳۵ همان قانون رسیدگی به اعتراضات عنوان شده از سوی وکیل پدر مقتول و فرماندهی انتظامی استان *قابل رسیدگی در دیوان عالی کشور نیست و باید در دادگاه تجدیدنظر نظامی *مورد رسیدگی قرار گیرد از این رو با اعلام عدم قابلیت رسیدگی به پرونده در دیوان عالی کشور پرونده به دادگاه مربوط اعاده میگردد. تا به دادگاه تجدیدنظر ارسال نمایند.
شعبه *
رییس: ج. ا. ح. ق. : مستشار