رأی خلاصه جریان پرونده
خلاصه جریان پرونده:
سازمان *۱۷ چرمهین به دادگاه عمومی بخش *بهادران چنین گزارش داده: … در مورخه ۱۳۹۲/۱۲/۹ در پی تماس با سازمان *و اعلام یک مورد درگیری در ادرس *منزل ا. ی. پ. بلافاصله عوامل این یگان به محل اعزام و با شخصی به هویت م. ع. هماهنگی که اعلام داشت ساعت ۲۱/۵۵ برادرم ج. ع. به من زنگ زد و اعلام نمود برادران همسرم داخل منزل می خواهند مرا بزنند و خودتان را برسانید و بعد هم تلفن قطع شد که پس از بررسی بیشتر متوجه شدیم برادرمان در *می باشد. که در این خصوص با دادرس محترم بصورت تلفنی هماهنگی دستور فرمودند اظهارات برادر شخص مجروح و شهود اخذ گردد. و فردا پرونده به دادگاه ارسال شود. ضمنا طبق صورتجلسه پیوست با *در ساعت ۱/۳۰ یوم جاری تماس حاصل که اعلام نمودند ج. ع. تحت عمل جراحی از ناحیه سر قرار گرفته و در حال حاضر داخل سی سی یو بیهوش می باشد. لازم به ذکر است.در پرونده کلاسه ۹۲/۵ *۲/۲۹ از اقای ج. ع. ( شخص مضروب ) با موضوع ترک انفاق شکایت شده است. ( برگ ۸ پرونده ) دادرس دادگاه پس از ملاحظه گزارش فوق دستوراتی خطاب به سازمان *صادر کرده و این مرجع پس از انجام تحقیقات موردنظر دادگاه چنین گزارش داده: … از عوامل اورژانس اقایان ۱ م. ک. ۲ س. م. کشیک وقت اورژانس پیرامون موضوع تحقیق ، اعلام داشتند در ساعت ۲۲/۲۷ مورخه ۱۳۹۲/۱۲/۹ ناگهان درب اورژانس به صدا درامد وقتی بیرون امدیم مشاهده شد سه نفر که هویت انها مشخص نبوده با مشخصات ظاهری ۱ یکی لاغر اندام با کفش و لباس کار ۲ یک نفر قدکوتاه چاق با صورت گرد و بینی پهن ۳ نفر سوم قد متوسط با موهای جو گندمی با یکدستگاه پراید سفید رنگ درب امبولانس ایستاده و یک نفر جوان که از ناحیه سر مصدوم بوده داخل خودرو مشاهده شد از انها علت را جویا شدیم که بیان داشتند وی با موتور سیکلت تصادف کرده است.و به محض انتقال به داخل خودروی امبولانس افراد مذکور متواری شدند لازم به ذکر است.که از روی چهره مشخص بود که ظاهرا با هم برادر یا نسبت فامیلی داشتند متعاقبا جهت بازدید از صحنه درگیری و همچنین انجام تحقیقات پیرامون موضوع مامورین به محل حادثه عزیمت و برابر گزارش پیوست مشاهدات به شرح ذیل می باشد.: در بدو ورود به داخل حیاط مقداری خون کف حیاط نزدیک به درب خروجی رویت و در چند متری دو عدد فیلتر سیگار انداخته شده بود ، وارد اتاقها شدم در اتاق پذیرایی تعداد سه عدد استکان و لیوان کف اتاق پرت شده بود که حکایت از درگیری در ان نقطه بوده است.موارد فوق مستند سازی و لیوان ها جهت اثر برداری به سازمان *دلالت شد از اهالی محل و مطلعین نیز تحقیق ظاهرا موضوع به قرار زیر به وقوع پیوسته است ، اقای ج. ع. حدودا یکسال و نیم است.که با همسرش به نام م. پ. اختلاف خانوادگی داشته و با توجه به بازبینی تلفن همراه مصدوم و بررسی اخرین تماسها به نامبرده شماره تلفن*۳۷ ( خط منزل خودش ) شماره ۷۸۹ … مربوط به اقای ی. پ. پدر م. پ. و شماره ۲۰۹ … مربوط به م. پ. فرزند ا. ی. و همچنین بنظر می رسد ، اقایان ک. ب. ف. م. ش. ه. پ. به اتفاق ا. ی. پ. و م. در منزل منتظر ایشان بودند و پس از مراجعت به دلیل اختلافات قبلی در داخل منزل درگیری می شود. مصدوم ج. ع. قصد فرار و خروج از درب حیاط را داشته که به وسیله جسم سخت به سر وی ضربه وارد می شود. اثار خون ریخته شده مشهود بوده است. متعاقبا ردیف های یک الی سه که نامبرده را سوار پراید سفید رنگ کرده و به اورژانس ۱۱۵ منتقل می نمایند و سپس متواری می شوند در ادامه تحقیقات اقای ا. ی. پ. با خانم م. و م. و ی. ا. فرزند ا. مصدوم مشاهده می شوند که از سمت منزل مصدوم که حدودا ۳۰۰ متر فاصله داشته به منزل خودشان در حال حرکت بودند. لذا کلیه اقدامات از طریق تماس تلفنی به عرض دادرس دادگاه عمومی بخش *بهادران رسید دستور فرمودند نسبت به جلب کلیه متهمان اقدام و با توجه به متواری بودن انها پدر ایشان ( ا. ی. ) که خود نیز متهم است.با اذن ورود به منزل و مخفیگاه جلب و از طریق وی سایر متهمان به سازمان *هدایت شوند لزوما برابر صورتجلسه پیوست مامورین جهت جلب متهم به ادرس *ا. ی. پ. عزیمت پس از دق الباب و با رعایت کلیه موازین شرعی و قانونی و حفظ حریم همسایگان وارد منزل شدیم یکی از متهمان به نام م. ، علی رغم ایست های مکرر پلیسی از روی دیوار وارد منزل همسایه و متواری می شود. و دو نفر به نامه های ا. ی. پ. و ب. پ. جلب و به سازمان *دلالت داده شدند از متهم ا. ی. پ. فرزند ش. در خصوص موضوع با طرح سوالات گوناگون تحقیق که بیان داشت بنده هیچگونه درگیری با ج. ع. نداشته ام ، منزل خودم بودم طی تماس تلفنی بچه های اقای ج. ع. به بنده اطلاع دادند در ادامه از ایشان سوال شد با توجه به اظهارات خودتان و پسر شما بنام ب. و تحقیقات محلی مامورین واقعیت را بیان کنید که پاسخ داد بنده در منزل بودم که بچه بزرگ ج. ع. با شماره تلفن ثابت منزل خودشان به عروسم که نمی دانم کدامیک از انها بوده گفت که ج. داخل حیات مصدوم شده و یک عدد تالیور نیز در دست دارد. من تنها رفتم تا ببینم چه اتفاقی است؟ ۲۰ قدم به سمت منزل انها رفتم که دیدم همسرم و دخترم ( م. و دخترش ) از سمت منزل ج. امدند و گفتند که ج. مجروح شده است.و ک. او را به بیمارستان برده است.با پراید خودش که سفید می باشد. مجددا از سوی سوال شد اظهارات شما ضد و نقیض می باشد. واقعیت را دقیقا شرح دهید؟ پاسخ داد عرض دیگر ندارم. از متهم دیگر بنام ب. پ. فرزند ا. ی. ۳۳ ساله نیز پیرامون موضوع تحقیق بیان داشت ، بنده ، ج. ع. درگیری نداشتم فقط وی را به اورژانس منتقل نمودم خواهرم به بنده زنگ زد و گفت با ج. بحثمان شده است. چون اقای ج. ع. با موتور به زمین خورده بود … خواهرم بنام م. به خانه پدرم تماس گرفت و گفت با ج. بحثمان شده بیایید منزل ما بعد من تنها به منزل ایشان رفتم دیدم ج. با موتور سیکلت داخل حیات جلو در به زمین خورده و به اتفاق برادرانم ک. و ف. که بعد از من به منزل وی مراجعه نمودند با پراید ک. ج. را به اورژانس انتقال دادیم از خانم م. پ. فرزند ا. ی. ( همسر شاکی ) تحقیق شده و مشارالیها چنین اظهار داشته: … حدود ۹ ماه است.که همسرم با بنده اختلاف داشته و مدتی است.که شب ها منزل نمی اید … شب مجروحیت وی نیز حدودا ساعت ۲۱/۳۰ شب بود که با وی تماس گرفتم که خانه بیاید و ساعت ۲۱/۳۰ وارد منزل شد مادرم تنها در منزل ما بود و از ج. خواست تا طلاهای مرا پس بدهد او انکار کرد و گفت حتی النگوهای تو را هم در می اورم و رفت گاز انبر بیاورد که النگوهای مرا دراورد و خیلی عصبانی بود مادرم می خواست به پدرم زنگ بزند که وی تلفن را کشید بعد از چند دقیقه پدرم با تلفن همراه خودم تماس گرفت و علت حادثه را جویا شد و با توجه به نگرانی که داشت برادرم بنام م. را فرستاد سپس بعد از چند دقیقه م. با ف. امدند و ج. وقتی دید برادرانم دارند می ایند لباس هایش را پوشید و یک میله از زیر صندوق داخل ایوان برداشت. رفتم داخل *گفتم که دست بالا نبرید روی شوهرم بعدا وارد حیاط شدم دیدم دارد. با برادرانش تماس می گیرد و می گفت که بلند شوید بیایید دنبالم و به ج. گفتم که از ان درب فرار کن جواب داد که نمی روم می خواهم ببینم می خواهند چکار کنند … در همین حین بود که برادرانم بنام ف. و م. وارد حیاط شدند و داشتند با همدیگر حرف می زدند بعد از ان برادر دیگرم بنام ب. منزل ما امد و وقتی درب را زد ج. فکر کرد که برادرانش هستند درب حیاط ب. را دید و ب. تند با وی برخورد کرد و ب. یک مشت به سمت او پرتاب کرد و با هم گلاویز شدند و در همین حین او به زمین خورد و دیگر برادرانم نیز با مشت و لگد ج. را کتک کاری کردند. در ادامه برادرم بنام ک. امد و از درگیری جلوگیری کرد و بلافاصله ج. را به اورژانس بردند. خودش به زمین خورد وقتی اول با ب. و سپس با دیگر برادرانم بنام م. و ف. درگیر شد و ندیدم که چه کسی وی را به زمین زد خودش به زمین خورد. ( برگ ۲۰ ۱۹ پرونده ) . از شاکی اقای ج. ع. تحقیق شده و نامبرده چنین بیان کرده: فعلا اصلا نمی توانم صحبت کنم و هوشیاری کامل ندارم. اما می دانم همه بودند ا. ی. پ. و ک. و ب. و ف. و م. ه. پ. و خانم من ( م. پ. ) و مادر خانم م. ن. انجا بودند. فقط یک ضربه زدند و نفهمیدم چه کسی زده است.در ماشین می فهمیدم که به هم می گفتند برویم بیاندازیم داخل رودخانه ولی بعدا پدرش زنگ زده بود که برادرانش فهمیدند بروید جایی اورژانس ولش بکنید و بیایید. ( برگ ۸۱ پرونده ) . دادرس دادگاه از متهمان به اسامی ا. ی. فرزند ش. و ب. پ. بعنوان متهم تحقیق کرده و به انان اتهام شرکت در ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به شاکی اقای ج. ع. را تفهیم کرده و انان شرکت در بزه موصوف را تکذیب کرده و دادرس فوق قرار بازداشت متهمان مذکور را با استناد به بند د ماده ۳۲ و بند د ماده ۳۵ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۷۸ صادر کرده و پس از موافقت رییس دادگاه بخش *با ان ، نامبردگان را به ندامتگاه معرفی کرده است. متعاقبا قرار فوق فک و به قرار معرفی کفیل تخفیف یافته و نامبردگان پس از معرفی کفیل ازاد شده اند ضمنا دادگاه پس از دسترسی به متهمان دیگر پرونده به اسامی م. ، ک. ، ف. و خانم م. ه. ش. پ. پس از تفهیم اتهام شرکت در ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به شاکی اقای ج. ع. به نامبردگان و به اتهام معاونت در بزه فوق به خانم م. پ. قرارهای تامین کیفری مقتضی درباره هر یک از انان صادر کرده است. ( برگ های ۲۷٫۸۲٫۹۱٫۹۲ )
در جلسه دادرسی مورخ ۱۳۹۵/۷/۳ که با حضور شاکی اقای ج. ع. و وکلای وی به اسامی اقایان ص. و ا. و متهمان اقایان ۱ ا. ی. ۲ م. ۳ ف. ۴ خانم م. ه. پ. و خانم ش. ع. و … تشکیل شده ( متهمان اقایان ب. و ک. پ. حضور نداشته اند ) مقررات مواد ۱۹۰٫۱۹۳٫۱۹۴٫۱۹۵ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ به نامبردگان تفهیم شده و وکلای شاکی چنین بیان کرده اند: با کسب اجازه از دادگاه همانطور که در جلسات قبل و لوایح تقدیمی به استحضار رسیده طبق اظهارات موکل اقای ج. ع. در هنگام مراجعه به منزل در حالی که گوشی اش توسط همسرش گرفته می شود. متوجه حضور متهمان قبل از حضور خودش در منزلش می شود. افرادی که انجا بوده اند ، ا. ی. پ. ، ک. پ. ، ب. پ. ، م. پ. ، م. پ. ، ف. پ. و ش. ع. می باشند ( پدر خانم و برادران خانم و مادر خانم و خانم موکل ) موکل با خط دیگری که داشته با م. ع. تماس می گیرد و می گوید کمک کنید وضعیت غیر عادی است.بعد پدر خانم و برادر خانمش به موکل حمله می کنند و به نظر می رسد طبق قرائن موجود ضربه اصلی را ا. ی. پ. به پشت سر موکل زده است. قرائن این است.که موکل لحظه ای به پشت سر نگاه می کند و پدر خانمش را می بیند. اقای ج. ع. چنین اظهار داشته: من پیاده بودم و حدود نه شب بود وارد خانه شدم و همسرم و مادر همسرم با هم نشسته بودند و بچه هایم نبودند و پرسیدم که بچه ها کجا هستند که یکدفعه دیدم ( شاکی توان حرف زدن ندارد. و به سوالات دادگاه به درستی پاسخ نمی دهد و به نظر می رسد هنوز عوارض ضربه رفع نگردیده است.… ) پدر خانمم و ب. و م. و ک. و ف. یکدفعه امدند و یکی از انها سیگار می کشید و یکی چوب داشت و یکی از انها اهن داشت و یکی با مشت زد و اینکه کدامیک زدند را یادم نیست و این ها اصلا نباید می امدند داخل خانه من و یادم نیست که انجا بودند یا بعد از حضور من امدند و فقط یک لحظه نگاه کردم پشت سرم دیدم پدر خانمم ( ا. ی. ) ایستاده است.و حدس می زنم که ا. ی. به سرم زده است.و دقیق نمی دانم ضارب را مشخص کنم. اقای ا. وکیل شاکی در ادامه بیان داشته: ا. ی. پ. اول حضورش را در چرمهین تکذیب کرده است.در حالی که دو شاهد او را در نزدیکی منزل موکل دیده اند ضمنا خانم پایدار نیز حضور ا. ی. و برادرانش را تایید کرده است.و گفته برادران با مشت و لگد زده اند و طبیعتا پدر خانمش با جسم دیگری زده است. تقاضای ارجاع موکل به کمیسیون پزشکی بالاتر را داریم. سپس دادگاه به متهمان اقایان ف. ، م. و ا. ی. هر سه پایدار اتهام شرکت در ایراد ضرب و جرح عمدی به شاکی را تفهیم کرده و اقای م. پ. اظهار داشته من اصلا نبودم و من خانه بودم و می خواستم بروم علوفه بیاورم از موضوع اطلاعی ندارم. و حرف دیگری ندارم. اقای ف. پ. اظهار داشته: من اتفاقی امدم بیرون و دیدم ک. و ب. با پراید امدند پیش من و ج. ع. هم صندلی عقب بود و به من گفتند بیا برویم دکتر و ج. سرش شکسته او را ببریم دکتر و بعد من زیرپوش و زیر شلواری داشتم و همین طوری او را بردیم اورژانس *ش. و عوامل اورژانس خواب بودند و ما درب را محکم زدیم و انها خیلی ناراحت شدند و بعد ج. را سوار امبولانس کردند. و او را بردند *و به ما گفتند بیایید که گفتیم ، شما بروید ما با ماشین شخصی همراهمان می اییم. بعد ما دیدیم برادران ج. ع. امدند و ما خودمان برگشتیم. اقای ا. ی. پ. در دفاع چنین بیان کرده: من انجا نبودم و من یک ساعت بعد از معما ( قضیه ) امدم خانه و از *امدم خانه و من ساعت ده شب از *ن و من را م. ق. و س. دیدند که کنار خونمون بودم و جایی که مرا دیده اند پانصد متر فاصله دارد. با خانه ج. ع. . دادگاه به متهمان فوق اتهام مذکور را مجددا تفهیم و انان در اخرین دفاع گفته اند دفاع ما بشرح فوق است. دادگاه به خانم م. پ. اتهام معاونت در ایراد ضرب و جرح عمدی را تفهیم کرده و مشارالیها در دفاع چنین بیان کرده: ج. ع. چند سال است.که هرگونه اتهامی را به من می زند. من به هیچ کس نگفتم که بیاید او را بزنید و من هم با او هیچ کار نکردم و هر کاری کرده خودش کرده است.و نه من و نه هیچ کس دیگری با او کاری نداشته است.و در اخرین دفاع نیز اضافه کرده ، من و مادرم و بچه هایم خانه بودیم و از این چیزها که می گوید خبر ندارم. و حرفی ندارم. خانم ش. ع. مادر همسر شاکی اقای ج. ع. نیز چنین بیان داشته: من شب ها می رفتم خانه ج. ع. و پیش دخترم می خوابیدم بعد ج. ع. ان شب امد و با م. دخترم بحث لفظی کرد و به برادرانش زنگ زد و گفت ، بیایید می خواهم همه انها را بریزم روی زمین و یک انبر دست دستش بود و می خواست النگوهای دخترم م. را بردارد. و ببرد و یک میله اهن هم دست ج. ع. بود و می خواست من را بزند و هیچ کس دیگری انجا نبود و همه اش حمله می کرد به دخترم م. که او را بزند و من میله اهنی را از دست ج. ع. گرفتم و به سرش زدم و یکی هم به پایش زدم و بعدش زنگ زدم به ب. و ف. و ک. و م. امدند ج. ع. را بردند دکتر … . ( برگ ۴۲۸ ۴۱۹ ) دادگاه شاکی اقای ج. ع. را پیرو سابقه به *قانونی لنجان معرفی کرده تا درباره اینکه علاوه بر ضایعات قبلی ، چنانچه ضایعات دیگری حادث شده نوع و میزان و ارش ان را اعلام دارد. ( برگ ۴۳۶ پرونده ) اداره کل پزشکی قانونی اصفهان در پاسخ به استعلام فوق اعلام کرده ، با بررسی مدارک بالینی و با توجه به محل ضایعات مغزی در ناحیه گیجگاهی چپ ( مرکز تکلم ) نامبرده دچار اختلال در تکلم ( در بیان دریافت و پرداخت مطالب ) گردیده که ارش نقص عضوی حاصل از ان به میزان نه درصد ( ۹٪ ) از دیه کامل تعیین می گردد. که به جمع ضایعات واروش اعلامی در نظریه پزشکی قانونی لنجان و کمیسیون مورخ ۹۴/۷/۱۱ اضافه می گردد. … ( برگ ۴۶۵ پرونده ) دادگاه مزبور متعاقبا ختم دادرسی را اعلام کرده و بشرح دادنامه شماره ۷۳۹ ۱۳۹۵/۱۱/۱۷ چنین رای داده: در خصوص اتهام اقایان ۱ ا. ی. پ. فرزند ش. ۲ م. ۳ ف. ۴ ک. ۵ ب. ه. پ. فرزند ا. ا. ی. دایر بر مشارکت در ضرب و جرح عمدی موضوع شکایت اقای ج. ع. با وکالت اقایان ک. ص. و س. ا. به دین توضیح که شاکی ج. ع. در طول دادرسی اظهار داشته در تاریخ ۹۲/۱۲/۹ پس از حضور در منزلش متوجه حضور متهمین می شود. و با خط دیگری که در دست داشته با برادرش م. ع. تماس برقرار و اعلام می دارد. کمک کنید وضعیت غیر عادی است. سپس متهمین به سوی او حمله و وی را مورد ضرب و جرح قرار داده اند. در ادامه متهمین منکر موضوع ادعایی شده اند. علی هذا با توجه به جمیع اوراق پرونده و گزارش دهم اسفند نود و دو سازمان *که مفادا حاکی از وجود اثار درگیری در داخل منزل شاکی و نیز وجود اثار خون در داخل حیاط می باشد. و نیز با توجه به اظهارات متناقض متهمین به گونه ای که متهم ب. پ. در جلسه ۹۲/۱۲/۱۱ اظهار داشته: من رفتم داخل حیاط و دیدم م. ( خواهر متهم ) داخل حیاط بود. گفتم چی شده؟ گفت بحث همیشگی است. به ج. گفتم مرتیکه چته؟ م. گفت ولش کن این دیگه خوب به زمین خورده دیدم حالش خوب نیست همان موقع بردیمش اورژانس با ک. و ف. برادرانم سی ثانیه بعد از اینکه من رسیدم انها هم رسیدند. این در حالی است.که خانم م. پ. در جلسه ۹۲/۱۲/۱۱ اظهار داشته: پدرم ا. ی. به من زنگ زد و گفت م. را می فرستم و خودم هم می ایم … به ج. ( شاکی ) گفتم: درگیر نشو اما قبول نکرد و گفت: بگذار بیایند می خواهم شل وشیتشان کنم ، … بعد برادرانم م. و ف. امدند داخل حیاط و حرف زدند ، اما درگیر نشدند و ج. موتور را برداشت و دم در حیاط محکم خورد زمین ، و من موتور را از روی پایش برداشتم بعد ج. بلند شد و با ب. درگیر شد و دیدیم که خونریزی کرده به م. گفتم بروید دنبال کیانفر تا ببریدش دکتر … از طرفی متهم ا. ی. پ. در جلسه ۹۲/۱۲/۱۱ اظهار داشته: مادر منزلمان در *ن دیدیم که دخترم ( م. پ. ) زنگ زد و گفت ج. حالت غیر طبیعی دارد. و من احساس کردم که بین اینها حرفی شده و اتفاقی افتاده است.و مادر م. گفت: تو هم برو بالا … من راه افتادم بروم خانه ج. ، دیدم س. ع. و م. ق. از منزل ج. بر می گشتند به انها گفتم چه اتفاقی افتاده و انها هم اطلاعی نداشتند بعد رفتند *و دیدم جواب نمی دهند گرفتم خوابیدم و نیز م. پ. در جلسه ۹۲/۱۲/۲۶ در دفاع از خود اظهار داشته ساعت ۹ تا ۹/۵ یا فکر می کنم ساعت ۱۰ بود دیدم برادران ج. ع. بنام های ب. ، گ. و م. انجا بودند و یکی از انها در دستش چوب و یکی دیگر میله اهن بود. مرا که دیدند دنبالم کردند. بعد امدم منزل ک. و به او گفتم که جریان این گونه است.و با ک. امدیم درب خانه ب. و او را سوار کردیم امدیم خانه ع. ( شاکی ) دیدیم که پشت درب منزلش افتاده بود و به درب تکیه داده بود و اه و ناله می کرد و هیچ کس انجا نبود. سوار ماشینش کردیم و تحویل اورژانس ۱۱۵ دادیم. همچنین متهم ک. پ. در جلسه ۹۲/۱۲/۲۶ در پاسخ به اتهام اظهار داشته من با ماشین خودم رسیدم ( به منزل شاکی ) و زنگ زدم ۱۱۵ ، وقتی رسیدم دیدم درب خانه باز است.و دیدم م. امد و وقتی مصدوم را ( ج. ع. ) سوار ماشین کردیم ب. را هم خبر کردیم. و در ادامه متهم ف. پ. در جلسه ۹۴/۲/۱۳ در دفاع عنوان نموده: با تحقیقات متوجه شدم که شاکی مدت یکسال را با خانمی در ارتباط بوده است.و در زمان حادثه راس ساعت ۲۱ شب مورخ ۹۲/۱۲/۹ ضمن قرار با خانم مربوطه و زمانی که جهت ملاقات با وی عازم محل بوده توسط خانواده خانم مورد ضرب و جرح قرار گرفته است.و پس از ان ضاربین جهت امحای مدارک ضرب و جرح وی را به درب منزلش منتقل نموده و پس از رها نمودن وی متواری شده اند. و همچنین با توجه به اظهارات مامورین اورژانس در حضور رییس *که بیان نموده اند متهمین پس از انتقال مصدوم به داخل امبولانس از محل متواری شده اند و نظر به گواهی های پزشکی قانونی و سایر قرائن و امارات بزه انتسابی محرز و مسلم است.لذا متهمین از لحاظ جنبه خصوصی به استناد مواد ۴۴۸٫۴۴۹ ، و مواد فصل سوم ، چهارم ، پنجم و ششم بخش دوم از کتاب چهارم همگی از قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ مشترکا به پرداخت دیه و ارش به شرح ذیل در حق شاکی محکوم می شوند. ۱ یک سوم دیه کامل برای جراحت دامغه سمت چپ استخوان جمجمه ۲ دو درصد دیه کامل برای ارش پارگی کیسه مغز و له شدگی نسج مغزی ۳ هفت درصد دیه کامل برای ارش جراحی کاسه سر و جراحی ترمیمی ۴ ده درصد دیه کامل برای ارش کاهش شدید هوشیاری ۵ ده درصد دیه کامل برای ارش کاهش قوای شناختی ۶ نیم درصد دیه کامل برای حارصه پهلوی چپ ۷ دو درصد دیه کامل برای چهار عدد حارصه در دو دست و دو پا ۸ دو درصد دیه کامل برای ارش فتق عضلات ۹ سه درصد دیه کامل برای ارش حالت تشنج ۱۰ نه درصد دیه کامل برای ارش اختلال در تکلم همگی در حق شاکی و اما از لحاظ جنبه عمومی به استناد ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی ( بخش تعزیرات ) هر یک از متهمین منفردا به تحمل دو سال و نیم حبس محکوم می شوند و اما در خصوص اتهام خانم م. پ. فرزند ا. ی. دایر بر معاونت در ضرب و جرح عمدی با توجه به مراتب پیش گفته و بررسی گوشی تلفن همراه وی توسط ضابطین که حاکی از تماس نامبرده با برخی از متهمین صدرالذکر می باشد. و نیز اظهارات متناقض متهم بزه انتسابی محرز و اقدامش مشمول بند الف ، ب ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی است.لذا به استناد مواد ۱۲۶ و ۱۲۷ قانون مذکور به تحمل شش ماه حبس محکوم می شود. اجرای مجازات حبس متهم خانم م. پ. با توجه به مواد ۴۰ و ۴۶ قانون فوق الذکر به مدت یکسال تعلیق می شود. چنانچه متهم در این مدت مرتکب یکی از جرایم موضوع ماده ۵۲ قانون مذکور نشود. محکومیت تعلیقی بی اثر خواهد شد و اما چنانچه در این مدت مرتکب یکی از جرایم موضوع ماده ۵۴ همان قانون شود. علاوه بر اجرای مجازات جرم ارتکابی ، مجازات معلق نیز در حق وی اجرا خواهد شد و اما در خصوص اتهام ج. ع. دایر بر توهین نسبت به ا. ی. پ. با توجه به اقرار مقرون به واقع متهم ع. در جلسه ۹۵/۷/۳ لذا به استناد ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی نامبرده به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت محکوم می شود. …. و نیز در مورد شکایت م. پ. علیه ج. ع. دایر بر ترک انفاق … بنا به مراتب پیش گفته و عدم کفایت دلیل به استناد ماده ۲۶۵ قانون ایین دادرسی کیفری قرار منع تعقیب کلیه متهمین صادر و اعلام می شود. …
اقای ه. ر. وکیل دادگستری به وکالت از محکوم علیهم اقایان ۱ ا. ی. ۲ م. ۳ ف. ۴ ک. ۵ ب. ۶ خانم م. ه. ش. پ. نسبت به حکم محکومیت نامبردگان تجدیدنظر خواهی کرده و در لایحه تقدیمی چنین نوشته: ۱ بر دادنامه بدوی شماره ۷۳۹ ۱۳۹۵/۱۱/۱۷ ایرادات زیادی وارد است.و بطور کلی فاقد دلایل و شرعی و قانونی بوده و صرفا بر مبنای اظهارات شاکی رای صادر شده است.و به اقرار صریح ش. ع. دایر بر ایراد ضرب با میله به سر شاکی ( اصلا توجهی نشده و دادگاه بدوی اصلا انکار موکلین را نیز مورد توجه قرار نداده است ) ۲ موکلین افرادی کشاورز و فاقد هرگونه سابقه کیفری بوده و در محل خود قابل احترام می باشند ۳ منزلی که شاکی ج. ع. با خانواده اش زندگی می کند متعلق به ا. موکلین ا. ی. پ. ( پدر همسر شاکی ) می باشد. که دارای ۷ اتاق و ۲ باب مغازه است.و موکل ا. ی. دو باب از منزل مذکور را جهت سکونت ج. ع. ( داماد و شاکی پرونده ) و خانواده او قرار داده و کلیه موکلین ( ا. ی. و فرزند ا. ) به منزل مذکور رفت و امد داشته و دارند. زیرا اثاثیه و لوازم زندگی و کار و حتی علوفه در منزل مذکور نگهداری می کنند و حتی امکان دارد. روزانه چند بار موکلین برای کارهای مختلف به منزل موصوف رفت و امد داشته باشند ۴ شکایت ابتدایی در پرونده توسط خود مصدوم ( شاکی ج. ع. ) انجام نشده است.بلکه برادران او ع. ع. و م. ع. که در محل نبوده اند و بعدا به محل رفته اند و از ماجرا خبر نداشته اند بدون اطلاع دقیق از ماجرا با طرح روایات متعدد از قضیه موضوع را بیان کرده اند. ۵ شاکی ( ج. ع. ) در صفحه ۹۰ پرونده می گوید: فقط یک ضربه زدند نفهمیدم چه کسی زده است. بنابراین اولا یک ضربه به سر شاکی وارد شده است.که تنها توسط یک نفر وارد شده نه توسط شش نفر موکل ثانیا: خود شاکی هم نمی داند ضربه توسط چه کسی وارد شده یا میداند و تجاهل می نماید. تا موکلین را گرفتار کند بنابراین با توجه به عدم حضور موکلین هنگام وقوع درگیری خانوادگی بین شاکی و همسرش م. که تنها مادر همسرش شهر ب. ع. حضور داشته و عدم تصریح به شکایت علیه موکلین توسط شاکی و بیان شکایت با تردید و اقرار صریح ش. ع. ( مادر همسر شاکی ) حاضر در محل مبنی بر وارد کردن یک ضربه به سر دامادش ( شاکی ) ، اتهامی به موکلین توجه ندارد. ۶ موکلین از ابتدای تشکیل پرونده تا پایان اخرین جلسه دادرسی بدوی بطور کلی منکر حضور در محل هنگام اسیب دیدن شاکی و حتی منکر دخالت در ضرب و جرح نسبت به شاکی شده اند. زیرا موکلین بعد از صدمه دیدن شاکی در محل حضور یافته اند و بلافاصله هم او را به اورژانس جهت مداوا انتقال داده اند ۷ اغلب صدمات وارده به شاکی و اثار ناشی از ان طبق گواهی پزشکی قانونی صفحات ۸۷ و ۱۵۷ و ۱۶۹ پرونده ناشی از ورود همان یک ضربه به سر شاکی می باشد. که قطعا توسط یک نفر ضربه مذکور وارد شده است.نه بیشتر و سایر صدمات هم ساده می باشند. ۸ وکلای شاکی و شخص شاکی در جلسه دادرسی بدوی صفحه ۲۳۵ پرونده اظهار نموده اند که شاکی متوجه نمی شود. چه کسی او را زده است. ( یا بنظر بنده تجاهل به این امر می کند ) و بعد هم علیه موکل ا. ی. شکایت ورود ضربه به سر شاکی می کند و حتی علیه سایر موکلین صرفا شکایت معاونت در ضرب و جرح می کند. بنابراین اولا: وقتیکه شاکی متوجه نشده چه کسی ضربه را به سرش زده چگونه بعد از گذشت دو سال علیه موکل ا. ی. چنین شکایتی را مطرح می کند که مستند به هیچ دلیلی نیست ثانیا در حالیکه خود شاکی و وکلای او با تردید صرفا علیه موکل ا. ی. پ. شکایت ایراد ضرب و جرح کرده اند و علیه سایر موکلین شکایت معاونت در ضرب و جرح مطرح کرده اند چگونه و چرا دادگاه بدوی همه موکلین را به اتهام مشارکت در ضرب و جرح محکوم کرده است.در حالیکه ضربه وارده به سر شاکی یک ضربه و توسط یک نفر وارد شده است.بنابراین اتهام مشارکت موکلین فاقد وجاهت قانونی و صدور حکم علیه موکلین نادرست می باشد. ۹ خانم ش. ع. ( مادر همسر شاکی ) طی لایحه ثبت شده به شماره *۱۳۹۵/۷/۱ صفحه ۴۰۷ پرونده و حتی در صورتجلسه دادرسی *صریحا اقرار می کند که در تاریخ ۹۲/۱۲/۹ در منزل دخترش بوده و ساعت ۱۰ شب شاکی ج. ع. با میلگرد دخترش م. را مورد ضرب و جرح قرار داده و قصد داشته النگوهایش را از دستش در اورد که میلگرد را از دست ج. ع. گرفته و به سر و دست و پای شاکی ضربه وارد می کند. ۱۰ طی صورتجلسه دادرسی مورخ ۱۳۹۵/۷/۳ دادگاه بدوی ( صفحه ۴۱۹ ) شاکی ج. ع. در واقع اظهارات مادر همسرش ش. ع. را تایید می کند و اظهار می دارد. ساعت ۹ شب وارد خانه شدم و همسرم و مادر همسرم نشسته بودند که دلالت بر حضور خانم ش. ع. قبل از وقوع درگیری زناشویی بین شاکی و همسرش م. در منزل شاکی دارد. مضافا اینکه چون شاکی شبها بعلت اختلافات زناشویی غالبا به منزل نمی امده و خانم ش. ع. شبها به منزل دخترش می رفته و نزد او می خوابیده است ، بعلاوه در همان صفحه و صورتجلسه دادرسی شاکی اظهار نموده حدس می زنم ا. ی. به سرم زده است ، دقیق نمی توانم مشخص کنم که قصد دارد. موکل ا. ی. را گرفتار کند در حالیکه اظهارات و اقرار ش. ع. که با اظهارات شاکی مبنی بر حضور او در منزلش به اتفاق همسرش تطابق دارد. و دلالت بر ایراد ضرب نسبت به شاکی توسط ش. ع. دارد. ، مقرون به واقع می باشد. ۱۱ بر اساس استشهادیه محلی ضمیمه پرونده ، شاکی هم اکنون مشغول کار بنایی می باشد. ، البته یاداوری این نکته ضروری است.که شاکی به علت مشکلات پزشکی جسمانی که داشته از خدمت سربازی معاف شده و بعضی از موارد مقید در گواهی پزشکی در واقع مرتبط با نواقص جسمانی شاکی دارد. و ارتباط با صدمه وارده ندارد. ۱۲ در دادنامه بدوی امده است.که ا. ی. پ. ( موکل ) به همسرش ش. گفته برو منزل دخترت که این مطلب همانگونه که قبلا بیان شد راجع به قبل از بگو مگوهای شاکی و همسرش بوده و همانگونه که عرض شد خود شاکی هم می گوید. زمانی که به منزل رسیدم همسرم و مادر همسرم در منزل بودند و بعدا بگو مگو شروع شده است.بنابراین چنین مستندی توسط دادگاه بدوی وجاهت ندارد. ۱۳ موکلین بعد از درگیری بین شاکی و مادر همسرش و همسرش به منزل شاکی رفته اند و به محض اینکه شاکی را مصدوم می بینند او را به اورژانس برده تا مداوا شود. بنابراین اگر خودشان شاکی را مصدوم کرده بودند و چنسن تصمیم و قصدی داشتند قطعا از صحنه متواری می شدند و دست به کمک و مساعدت شاکی نمی زدند. ۱۴ موکلین هیچگاه اقرار به حضور در محل حادثه ندارند و همگی می گویند بعد از ماجرا رسیده اند و هیچ شهادتی علیه موکلین مبنی بر اینکه صدمه ای به شاکی وارد کرده باشند علیه انان داده نشده است.و در واقع هنگام درگیری تنها شاکی و همسرش و مادر همسرش ( ش. ع. ) در محل بوده اند و موکلین و برادران شاکی بعد از درگیری رسیده اند ، بعلاوه اینکه موکلین در تمامی مراحل ایراد ضرب و جرح نسبت به شاکی را انکار می نمایند لذا بنا به مراتب ، موکلین دخالتی در ایراد صدمه نسبت به شاکی نداشته اند و شاکی از موکلین شکایتی ندارد. و تنها با شک و تردید می گوید ا. ی. به سرش صدمه زده در حالی که ش. ع. صریحا اقرار کرده که او صدمه بر سر شاکی زده است.لذا نظر به اینکه دلیلی بر توجه اتهام به موکلین وجود ندارد. صدور رای بر برائت انان از اتهامات انتسابی مورد تقاضاست. پرونده برای رسیدگی به تجدیدنظر خواهی وکیل محکوم علیهم فوق به شعبه *ارجاع شده و این دادگاه پس از تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین ، به لحاظ اینکه در جلسه دادرسی مقرر ( ۱۳۹۶/۷/۱۱ ) طرفین توافق نموده اند تا جلسه دادرسی با هدف صلح و سازش تجدید شود. وقت دادرسی را تجدید و مقرر داشته تا طرفین و وکلای انان مجددا وفق مقررات برای رسیدگی دعوت شوند. اقای ک. ص. ا. از وکلای اقای ج. ع. در تاریخ ۹۶/۸/۹ لایحه ای به دادگاه ارائه داده و با استدلال اینکه ، اتهام متهمان جنایت عمدی علیه تمامیت جسمانی موکل بوده و دیه تعیین شده بیش از نصف دیه کامل می باشد. مستندا به ماده ۴۲۸ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ مرجع صالح برای رسیدگی به تجدیدنظر خواهی مذکور در فوق را دیوان عالی کشور دانسته و تقاضای صدور تصمیم مقتضی از دادگاه تجدیدنظر مزبور را نموده و این دادگاه بشرح دادنامه شماره ۳۱۴ ۹۶/۸/۱۷ با استناد ماده ۴۲۸ یاد شده دیوان عالی کشور را مرجع صالح برای رسیدگی به تجدیدنظر خواهی وکیل تجدیدنظر خواهان تشخیص داده و قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دیوان عالی کشور صادر کرده و پرونده را به مرجع اخیر فرستاده که پس از ثبت در دبیرخانه جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. ( لازم به ذکر است.دادگاه بدوی در دادنامه تجدیدنظر خواسته راجع به اتهام خانم ش. ع. مبنی بر مشارکت در ایراد صدمه عمدی به شاکی اقای ج. ع. یا معاونت مشارالیها در ان چنین استدلال کرده: و اما در خصوص اتهام خانم ش. ع. فرزند ع. متولد ۱۳۳۴ دایر بر مشارکت و یا معاونت در ضرب و جرح عمدی نسبت به ج. ع. نظر به اوراق پرونده و هر چند خانم ع. طی لایحه *و نیز در جلسه رسیدگی مورخ ۹۵/۷/۳ اقرار نموده که به وسیله میله اهن ج. ع. را مورد ضرب و جرح قرار داده است.اما با توجه به اینکه خانم ع. در لایحه مذکور مدعی گردیده به جهت تنهایی دخترش خانم م. پ. به منزل وی رفته بوده و این در حالی است.که خانم م. پ. در جلسه ۹۲/۱۲/۱۱ اظهار داشته: مادرم گفت: مرا ا. ی. فرستاده که طلاهای دخترم را بگیری و بهش بدهیم و کار به دادگاه نکشد و وقتی مادرم این حرف را زد بلند شد گاز انبر اورد و امد که طلاهای مرا ببرد … و از طرفی ا. ی. پ. در جلسه ۹۲/۱۲/۱۱ عنوان نموده: مادر م. گفت: برو بالا و همچنین با توجه به ادعای خانم ع. در لایحه *مبنی بر ایراد ضرب و جرح دخترش م. پ. بوسیله میله گرد توسط ج. ع. ، در حالی که هیچگونه دلیلی بر ضرب و جرح خانم پایدار وجود ندارد. و حتی شخص خانم م. پ. در طول دادرسی مدعی چنین موضوعی نشده است.و در نهایت با توجه به اینکه ج. ع. از لحاظ جسمی رشید و بلند قامت می باشد. و ادعای خانم ع. منطقی و عرفی به نظر نمی رسد لذا اقرار خانم ع. از نظر این مرجع مقرون به واقع نبوده و دلایل کافی بر مشارکت و یا معاونت وی در وقوع بزه ضرب و جرح عمدی وجود ندارد. بنابراین به استناد ماده ۲۶۵ قانون ایین دادرسی کیفری قرار منع تعقیب وی صادر و اعلام می شود. … . ضمنا دادنامه فرجام خواسته در تاریخ ۹۵/۱۲/۱۸ به خانم م. پ. و در تاریخ ۱۳۹۶/۱/۲۶ به محکوم علیهم اقایان م. ، ک. ، ب. ، ی. پ. ابلاغ شده ولی به محکوم علیه اقای ف. پ. ابلاغ نشده است.ولی وکیل محکوم علیهم فوق در تاریخ ۱۳۹۶/۱/۲۴ به وکالت از نامبردگان لایحه تجدیدنظر خواهی را به دفتر دادگاه صادر کننده دادنامه موصوف ارائه کرده است.در حالی که وکیل فوق پس از صدور حکم بدوی به عنوان وکیل محکوم علیه معرفی شده و در وکالتنامه تقدیمی اختیار فرجام خواهی به وی تفویض نشده است.همچنین محکوم علیها خانم م. پ. در تاریخ ۱۳۹۶/۱/۶ شخصا تجدیدنظر خواهی کرده و در لایحه تقدیمی چنین مرقوم داشته: …. دعوی اقای ج. ع. بطرفیت اینجانب م. پ. و غیره بر مبنای ایراد ضرب مطرح و منجر به صدور دادنامه شماره ۲۷۳۹ ۱۳۹۵/۱۱/۱۷ گردیده است.اعتراض داشته و لایحه تکمیلی اینجانبه متعاقبا تقدیم می گردد. ( لایحه تکمیلی ارائه نشده است ) برگ های ۴۶۶٫۴۶۷٫۴۷۲٫۴۷۳٫۴۷۴٫۴۷۵٫۴۸۲ پرونده ) . عضو ممیز ح. ق.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ا. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ج. ط. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر عدم قابلیت طرح پرونده در خصوص دادنامه شماره ۷۳۹ ۹۵/۱۱/۱۷ فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
طبق ماده ۳۵ قانون ایین دادرسی … در امور مدنی وکیل محکوم علیه در صورتی می تواند از حکم محکومیت موکل خود فرجام خواهی کند که این اختیار در وکالت نامه تصریح شده باشد. در حالی که محکوم علیهم فوق اقایان ۱ ا. ی. ۲ م. ۳ ف. ۴ ک. ۵ ب. ۶ خانم م. ه. ش. پ. در وکالت نامه تنظیم شده مورخ ۹۶/۱/۱۴ ( برگ ۴۶۶ پرونده ) به وکیل خویش اقای ه. ر. وکیل دادگستری اختیار فرجامخواهی از حکم محکومیت مذکور را تفویض ننموده اند و وکیل مزبور با تلقی اینکه حکم یاد شده قابل تجدیدنظر خواهی است.در مهلت مقرر قانونی برای فرجامخواهی از ان تجدیدنظر خواهی کرده و شعبه *با استناد به ماده ۴۲۸ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ رسیدگی به موضوع را به لحاظ قابل فرجام بودن ان ، در صلاحیت دیوان عالی کشور تشخیص داده و ضمن صدور قرار عدم صلاحیت ، پرونده را به این مرجع فرستاده است.با عنایت به اینکه مطابق بند الف ماده ۴۳۳ قانون اخیر محکوم علیه ، وکیل یا نماینده قانونی او حق درخواست تجدیدنظر یا فرجام دارند و با توجه به اینکه وکیل موصوف بشرح مذکور در فوق اختیار فرجام خواهی از حکم محکومیت محکوم علیهم مزبور را نداشته لذا قرار رد درخواست مذکور صادر می شود. ضمنا محکوم علیها خانم م. پ. قبل از مداخله وکیل فوق شخصا تجدیدنظر خواهی کرده ولی لایحه تکمیلی خود را که در درخواست تجدیدنظر به ان اشاره کرده ارائه نداده است.همچنین حکم صادره به محکوم علیه اقای ف. پ. ابلاغ نشده است.لذا توجه دادگاه را جهت اقدام قانونی مقتضی به موارد فوق ، جلب می نماید.
شعبه *رییس: ج. ا. مستشار: ح. ق.