رأی خلاصه جریان پرونده
در این پرونده دادستان عمومی و انقلاب شهر بابک از تعدادی از نوجوانان دختر بابت تعدیات بعمل امده به انان تحقیق نموده است. خانم ۱۶ ساله که بعد هویت وی بنام ف. ک. مشخص شده اظهار داشته است: سر *س. رو دیدم گفت بیا سوار شو ، خودم می برم. من و دوستم سوار شدیم و بعد از پیاده کردن دوستم رفتیم ا. م. را سوار کردیم که ببریم کافه. تو راه می رفتیم که ا. و م. ز. هی زنگ می زدند و س. هم مشکوکانه باهاشون حرف می زد. میگفت تعقیبمون کردی داری دنبالمون می ای ، دیگر رفتیم کافه ، س. و دوستش ا. م. پیاده شدن ، در ماشین رو قفل کردن. بعد ا. ا. با صورت پوشیده اومد گفت در ماشین را باز کن. باز نکردم. چند دقیقه بعد س. و ا. امدند سوار ماشین شدند. ا. یک اسلحه دستش بود. گفت اگر صدا بدی خودت می دونی ، یک تیر هم شلیک کرد. گفت ببین واقعیه من هر چی گفتم برای چه ، مگه چیکارت کردم. گفت بماند. هر چه زور زدم تو شیشه هر کار کردم …. شد ( متن ناخواناست ) . م. ز. زنگ زد به اریا گفت بیا *، بعد یک زانتیا که م. ز. با دوستانش بودند پیچیدن جلوی ماشین و در و باز کردند. و س. را پرت کردند. بیرون و بعد ا. نشست پشت فرمون و م. ز. طرف شاگرد و گفت برو *من هر کاری کردم شیشه را پایین بکشم نتوانستم خودم را پایین پرت کنم. رفتن باغ شهرداری و م. ز. در ماشین به من تجاوز کرد. هم اسلحه داشتند هم شوکر. دختر خانم ۱۸ ساله دیگری اظهار داشته است.م. ز. و ا. ا. گفتند میریم جاده ابدری صحبت کنیم بر می گردیم و بعد رفتند ابدر تو یک خیابان در ماشین را قفل کردند. و بهم تجاوز کردند. ا. ا. مرا زد. دختر خانم ۱۵ ساله ای اظهار داشته است: به بهانه کافه رفتن به سمت گاو داری در *بردند و ا. ا. به من تجاوز کرد. این تحقیقات بر مبنای گزارشی بوده است.که از طریق اطلاعات سپاه شهر بابک به دادستانی شهر بابک واصل شده بود که دو نفر از شهروندان به دختران تجاوز و ادم ربایی و تهیه فیلم از انان می کند. گزارش فرمانده ناحیه مقاومت بسیج شهر بابک درخصوص سوی استفاده از دختران توسط م. ز. و ا. ا. واصل و ضم پرونده گردیده است. از متهم ا. ا. ۱۵ ساله در دائره اگاهی تحقیق بعمل اورده اند. اظهار داشته: س. می خواست با چند تا دختر عکس بگیرد و به من گفت بیا ، البته گفت من می روم دنبالشون ، بعد خبر می دهم کجا هستم شما بیایید. چند دقیقه ای گذشت س. برگشت کافه و به من ، م. و ا. گفت بیایید بریم. ما رفتیم بالا کاپشنم را بیاورم دیدم م. و س. با هم دعوا می کنند و س. در حال التماس کردن و فرار کردن است.دعوا تمام شد. من و س. و ف. ک. در یک ماشین پژو پارس بودیم که یک دفعه یکدستگاه زانتیا پیچید جلوی ما و م. به ماشین اضافه شد و س. از ماشین پیاده شد. من ماندم م. و ف. ، فهمیده بودم موضوع چیست رفتیم باغ شهرداری به من گفت پیاده شو و بعد از چند دقیقه صدا زدند که برویم و به کافه برگشتیم و دیدم س. اشفته است.و می گوید مادر و پدر ف. دنبالش هستند ، ا. با ما رفاقت چند ساله داشت موضوع را به ما گفت که س. زیر ف. را بالا داده که شکایت کند. تنها بخاطر اینکه دوست دخترش را برده بودیم از ما کینه داشت. از متهم در شعبه دوم بازپرسی تحقیق شده است.و عینا همان مطالب را تکرار نموده است. مضافا در ارتباط با چند دختر و ارتباطش با انها توضیحاتی داده است.و اعلام نموده است.کلت ، شوکر و سلاح سرد در خانه ج. ش. نگهداری و جاسازی شده است. از متهم م. ز. در بازپرسی تحقیق شده و اظهار نموده است: غلط کردم. ف. ک. ما را مورد تمسخر و فحش قرار می داد. س. ط. گفت ف. را می اییم ، برنامه به ریزیم. شما از پشت بیایین ( مطالب ناخوانا به دست خط متهم است ) دنبالشون رفتیم. ف. با س. بود ، داخل *ماشین را زد کنار ، س. گفت دو تا مشت به من بزن که شک نکند ، همین کار انجام شد و سوار ماشین شدیم به *رفتیم. اول من مورد تجاوز قرار دادمش و ا. ( متن ناخواناست – عضو ممیز ) ، در مورد دختر دوم گفته است.که پ. ا. که از قبل قرار بود کاری برامون انجام بده ، پول از ما گرفت و نارو زد. قرار شد دوری بزنیم که در ماشین چند سوال از او کردیم ، دروغ گفت. در صورتی که از جریان خبر داشتیم. به جاده ابدر رفتیم. اول ا. تجاوز کرد و بعدا خودم. راضی بود. تفنگ دست اریا بود و شوکر دست من. قرار نگهداری متهمان در سازمان *صادر و روانه کانون شده اند. بدل پرونده ا. ا. به لحاظ طفل بودن وی تهیه و به محاکم کیفری دو ارسال شده است ، اقای س. ط. به اتهام مشارکت در ادم ربایی جلب و تحقیقات از وی معمول گردیده است.و اظهار نموده است.که ف. ک. زنگ زد و گفت می ای دنبالم ، من رفتم از ا. ماشین گرفتم و رفتم دنبال ف. که با دوستش بود و بعد دنبال ا. رفتم و با هم بودیم که م. ز. و ا. زنگ زد . گفت ف. را بیاور ، گفتم همین جا بگو ، گفت به ناموسم قسم کارش ندارم. ا. گفت نریم بهتره ، گفتم قسم ناموسش خورده ، رفتیم کنار قهوه خانه ا. ز. ا. ، با ا. پیاده شدم که یک دفعه ا. و م. با نقاب و اسلحه شوکر امدن سمت من ، م. و. ( ناخوانا – عضو ممیز ) من کرد با شوکر ، ا. هم نشست ت. شین ، من به زور نشستم پشت ماشین ، ا. اسلحه را گذاشت روی سر من گفت نری می زنم. من رفتم تا نصف راه یک تیر هوایی زد. گفت دو تا تیر دیگر هست یکی می زنم به تو س. ، یکی را می زنم به ف. . رسیدیم به *وایستادیم. م. امد به زور منو پایین کرد. ا. نشست پشت فرمان ماشین ، م. هم عقب نشست و رفتند. قرار نگهداری متهم در سازمان *صادر و روانه کانون شده است. از ا. م. در اگاهی تحقیق و اظهار داشته است: م. ز. و ا. ا. که از داخل کافه امدن بیرون با کلاه مشکی صورت خود را پوشانیده بودند. م. ز. شوکر و ا. ا. اسلحه کلت داشتند و س. انها را دید پیاده شد و فرار کرد. من و س. و ا. ز. ا. با خودرو زانتیا انها را دنبال کردیم. که م. ز. به صورت صوری در *ماشین ایستاده بودند از پژو پیاده شده بود ، س. را تهدید کرد. بازپرس اتهام ا. م. را مشارکت در ادم ربایی قرائت و تفهیم نموده استمتهم در دفاع اظهار داشته: س. ط. یک دعوی صوری با م. ز. کرد و … . از ا. ز. ا. در اگاهی تحقیق و اظهار داشته است: اقای ا. از من ماشین خواست که خودرو پارس خودش را از م. ز. بگیرد و من و ا. و ط. با زانتیای من رفتیم دنبال انها که در *جلوی انها را گرفتیم ولی دنده عقب گرفتند و فرار کردند. اقای ط. انجا پیاده شد و سوار ماشین انها شد. بین متهمان مواجهه حضوری بعمل امده است.و متهم س. ط. اظهارات متهمان دیگر م. ز. و ا. ا. را پذیرفته است. حسب صورتجلسه تنظیمی ۹۸/۱/۵ شوکر برقی و یکدستگاه کلت بادی کشف شده است. در اخرین دفاع متهم س. ط. ضمن تکرار اظهاراتش اضافه کرده است.که م. گفت اگر نیای با تیر می زنمت. گفتم تهدید نکن ولی می ام. متهم م. ز. همان دفاعیات سابق را با پذیرش اتهام تکرار نموده است. بازپرس نسبت به اتهام اقای س. ط. کمسرخی دائر بر مشارکت در ادم ربایی و اتهامات اقای م. ز. ن. دائر بر مشارکت در ادم ربایی ، مورد تهدید قرار دادن با اثار مستهجن جهت سوی استفاده جنسی ، نگهداری یک مورد شوکر و کلت بادی قرار جلب به دادرسی صادر و با موافقت دادستان ، کیفر خواست صادر و از شعبه *و از انجا به شعبه کیفری یک ویژه نوجوانان *قرار عدم صلاحیت صادر شده است.و به شعبه *ارجاع شده است.و بلحاظ رعایت تشریفات در محاکم سابق دستور تعیین وقت صادر و نماینده دادستان ، مشاور متهمان و وکلای انان جهت محاکمه احضار شده اند ، جلسه دادگاه با حضور متهمان و وکلای انان و در غیاب نماینده دادستان تشکیل شده است.و طی دادنامه شماره *متهم م. ز. ن. را بابت دو فقره ادم ربایی نسبت به خانمها کمسرخی و ا. به دو فقره پنج سال نگهداری در سازمان *و بابت نگهداری سلاح غیر مجاز به پرداخت ده میلیون جزای نقدی و بابت نگهداری شوکر به پرداخت ده میلیون جزای نقدی و متهم س. ط. را بابت مشارکت در ادم ربایی به پنج سال نگهداری در سازمان *محکوم و نسبت به سایر اتهامات حکم برائت متهم م. ز. را صادر نموده است. م. ز. راسا و س. ط. کمسرخی با وکالت اقای ع. ا. خ. با تقدیم لایحه تقاضای فرجام خواهی نموده اند که مفاد انها در هنگام شور قرائت خواهد شد. عضو ممیز – م. ع.
هیات شعبه بتاریخ فوق تشکیل و با قرائت گزارش عضو ممیز و لوایح فرجام خواهی و ملاحظه محتویات پرونده و نظریه اقای غ. ا. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: بلحاظ عدم حضور مشاور و عدم رعایت تشریفات قانونی عقیده بر نقض دادنامه فرجام خواسته را دارم. شور نموده و بشرح اتی مبادرت به صدور رای می نماید.:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی ۱ – اقای م. ز. ن. ۲ – اقای ع. ا. خ. به وکالت از اقای س. ط. کمسرخی نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه *وارد است.زیرا بموجب ماده ۳۱۵ قانون ایین دادرسی کیفری و تبصره های ان ، در رسیدگی به جرایم متهمان نوجوان در دادگاه کیفری یک ویژه رسیدگی به جرایم نوجوانان ، حضور مشاوران الزامی است.اما در جلسه مورخ ۹۹/۲/۲۲ که در دادگاه به اتهام فرجام خواهان رسیدگی و مبادرت به صدور رای فرجام خواسته نموده است.مشاور حضور نداشته است.و تشکیل جلسه دادرسی مطابق موازین قانونی صورت نگرفته است ، فلذا با توجه به نقض در رسیدگی به استناد بند ۲ شق ب ماده ۴۶۹ قانون ایین دادرسی کیفری رای فرجام خواسته نقض و رسیدگی مجدد به شعبه صادر کننده رای ارجاع می گردد.
شعبه *رییس – ج. ا. عضو معاون – م. ع.