رأی دادگاه بدوی
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
شکات:۱ اقای م. ب. خ. فرزند م. ۲. اقای ح. ش. فرزند ح. ا.
متهمین:۱اقای پ. ا. ص. س. فرزند ب. با وکالت اقای ح. ب. فرزند غ. به نشانی *واحد شش و اقای س. ی. ش. فرزند م. به نشانی *۲. اقای م. ه. فرزند ع. با وکالت اقای م. ع. م. ف. فرزند ع. به نشانی *
اتهام: محاربه و افساد فی الارض
بسمه تعالی. دادگاه با توجه به جامع اوراق پرونده ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.
رای دادگاه
در خصوص اتهام اقایان ۱. پ. ا. ص. س. فرزند ب. ، متولد ۱۳۷۲ ، ایرانی ، مسلمان ، مجرد ، باسواد ، دارای سابقه کیفری ، شغل خرید و فروش اتومبیل ، ساکن *، بازداشت به لحاظ عجز از تودیع وثیقه با وکالت اقای ح. ب. ۲. م. ه. فرزند ع. متولد ۱۳۶۷ ، ایرانی ، مسلمان ، مجرد ، باسواد ، دارای سابقه کیفری ، شیشه بر ، ساکن *، بازداشت به لحاظ عجز از تودیع وثیقه با وکالت اقای م. ع. هر دو دائر بر مشارکت در محاربه با عنایت به محتوای پرونده از جمله: ۱. هر دو متهمان بر اساس مدارک موجود در پرونده همانند تصاویر مندرج در صفحه ۱۱ و ۱۲ پرونده با در دست داشتن قمه در خیابان حضور داشته اند ۲. بین متهمان و شکات رابطه خصومت قبلی و اشنایی و ارتباط پیشین وجود نداشته ۳. متهمان نه تنها به اشتهار و تجرید و حمل سلاح سرد اقدام کرده اند بلکه اقدام به مجروح نمودن برخی از افراد نموده اند ۴. متهمان در تحقیقات انجام شده به اصل وقوع تجرید و حمل سلاح سرد و ایراد جرح عمدی اقرار نموده اند ۵. گواهی پزشکی قانونی بر وجود جراحات دراثر اصابت جسم تیز و برنده موجود می باشد. ۶. متهمان سابقه درگیری به حکایت صفحه ۱۰۷ و ۱۰۹ پرونده دارند ۷. متهمان مدعی مصرف مسکر شده اند اولا این ادعایی بیش نیست ثانیا بر فرض مصرف دلیلی بر خروج از حالت عادی و عروض سکر بر نامبردگان وجود ندارد. ثالثا اصل افاقه و هوشیار است.و مستی نیاز به دلیل می باشد. رابعا اثار شرب مسکر دارای مراتبی است.که در حالت مسلوب الاختیار شدن تعادل رفتاری و کلامی شارب مسکر برای شاهدین معلوم می باشد. و در این فقره هیچکس چنین ادعایی را مطرح نکرده است.خامسا الامتناع بالاختیار لاینا فی الاختیار متهمان مدعی نشده اند که شرب مسکر از روی اجبار و اکراه بوده است.۸. عنوان محاربه بر رفتار مجرمانه صادق است.زیرا اولا کشیدن سلاح به قصد ارعاب محقق بوده ثانیا انگیزه متهمان درگیری با فرد خاصی نبوده ثالثا ایجاد ناامنی در محیط صورت گرفته است.رابعا مردم از این رفتار مورد ارعاب واقع شده اند ۹. در دفاع از متهم بیان شده که ایشان قصد درگیری نداشته بلکه مورد شخصی بوده با تاکید که در ماه های گذشته نیز در این محل با برخی از افراد درگیری داشته اند و در حقیقت این ادامه ان درگیری است.این در حالی است.که پرونده قبلا مطالعه شده اوراقی از ان پرونده تهیه و ضمیمه پرونده است.هیچ یک از طرف دیگر ان پرونده در این پرونده مطرح نیستند و اصولا پرونده با شکایت تشکیل نشده بلکه گزارش پلیس در خصوص متهمان بوده که اخلال در نظم بوجود اورده اند ۱۰. همچنین در دفاع از متهمان گفته شده است.چون اینان خودمعرفی بودند این نشانه توبه متهمان است.این در حالی است.که اولا صرف خودمعرف بودن دلیلی بر توبه انان نبوده ثانیا متهمان منکر وقوع بزه محاربه هستند از چه چیزی توبه نموده اند ثالثا وکلای محترم منکر تحقق عنوان محاربه شده اند به اینکه قصد مجرمانه فعل محاربه به لحاظ مست بودن و به لحاظ اینکه قضیه شخصی بوده محقق نبوده حال توبه از چه جرمی صورت گرفته است.ما قصد لم یقع و ما وقع لم یقصد ۱۰. وکلای محترم موضوع شرب خمر را مطرح نموده اند به گونه ای که متهمان را فاقد وصف هوشیاری معرفی نموده اند لکن کما اینکه بیان شد دلیلی بر مست بودن وجود ندارد. زیرا شرب خمر ملازم با مستی نیست مضافا از مطالب ارائه شده از متهمان برمی اید که کاملا هوشیار بودند زیرا مدعی شده اند که به قصد گرفتن گوشی همراه خود رفته بودند النهایه مذاکرات منجر به سازش نشده و درگیری صورت گرفته است.با توجه به انچه گفته شد و با عنایت به کیفرخواست اصداری و گزارش مرجع انتظامی و اقاریر ضمنی متهمان بزه انتسابی به نامبردگان محرز و مسلم بوده و به استناد مواد ۱۲۵ و ۲۷۹ و ۲۸۲ و ۲۸۳ و ۲۸۴ و ۲۸۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ حکم به نفی بلد از *صادر و اعلام می گردد. این حکم مستمر بوده و مقید به زمان نبوده حداقل ان یک سال است.که در صورت وقوع توبه و ابراز ان و احراز ان اجرای احکام پرونده عفو برای نامبردگان تشکیل و جهت برخورداری از عفو م. م. ر. برای کمیسیون عفو ارسال می نمایند و در صورت عدم وقوع توبه و عدم احراز ان حکم همچنان به قوت خود باقی خواهد بود بدیهی است.محکومان در مدت نفی بلد می بایست تحت مراقبت قرار گرفته از معاشرت و مراوده و رفت و امد با دیگران خودداری نمایند البته تهیه مایحتاج زندگی و مراجعه به مراکز درمانی و پزشک و معاشرت با خانواده بلامانع می باشد. رای صادر شده حضوری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد.
رییس شعبه *مستشار دادگاه انقلاب اسلامی رشت
ا. د. گ. س. م. ا.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
شماره دادنامه: *تاریخ رسیدگی: ۱۴۰۲/۳/۱۳
فرجام خواهان: اقایان: ۱ م. ه. فرزند ع. با وکالت تسخیری م. ع. م. ف. ۲ پ. ا. ص. س. فرزند ب. با وکالت ح. ب. و س. ی. ش.
فرجام خواندگان: ردیف دوم ، ۱ م. ه. ۲ اقای ح. ش. ۳ اقای م. ب. خ.
فرجام خواسته دادنامه شماره *۱۴۰۱/۱۱/۱۷ صادره از شعبه *
تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجام خواه: ۱۴۰۱/۱۱/۱۹ تاریخ وصول دادخواست فرجامی: ردیف اول: ۱۴۰۱/۱۲/۶ ردیف دوم: ۱۴۰۱/۱۲/۸
مرجع رسیدگی: شعبه *
هییت شعبه اقایان: م. ق. ( مستشار ) ت. ح. ( عضو معاون )
خلاصه جریان پرونده:
حسب گزارش مورخ ۱۴۰۱/۶/۱۳ حدود ساعت ۳۰ دقیقه بامداد یک فقره نزاع و درگیری با استفاده از سلاح سرد ( قمه و چاقو ) توام با اخلال در نظم عمومی و ایجاد رعب و وحشت در میدان *به وقوع پیوسته که با پیگیری و شناسایی پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان *مشخص گردیده فرجام خواهان ( هر دو نفر ) و چند نفر دیگر در این درگیری حضور داشته و با استفاده از قمه و چاقو اقدام به قدرت نمایی و ضرب و جرح کسبه محل نموده اند که از جمله سه نفر به اسامی ۱ م. ب. خ. ۲ ح. ش. ۳ ش. ا. مجروح و مصدوم گردیده اند نزاع و درگیری بین دو یا چند نفر نبوده ، بلکه اراذل و اوباش پس از شرب مسکر و مستی به خیابان امده و با تهدید و ارعاب مغازه داران و رانندگان خودروها و غیره اقدام به اخلال در نظم عمومی و مزاحم کسب و کار مردم و ایجاد رعب و وحشت در ان را نموده اند. مصدوم ردیف اول واقعه را چنین توضیح داده است: حدود ساعت ۰۰:۳۰ دقیقه بود. که در مقابل مغازه خود واحد صنفی سوپرمارکت حضور داشتم که متوجه حضور سه نفر به هویت های م. ه. ، پ. ا. و یکی از برادران شاهخ. در زیر پل *شدم و وقتی که مقابل مغازه رفتم دیدم که با حالت مستانه و به طوری که حالت عادی ندارند اقدام به ضرب و جرح کسبه و شهروندان می نمایند ، وقتی به من رسیدند پ. ا. با قمه قصد ضربه به سر مرا داشته که وقتی با دست دفاع کردم از ناحیه دست دچار جراحت شدم و بعد انان همچنان اقدام به ضرب و جرح نموده که حتی دایی بنده به نام ح. ش. هم اسیب دید و من به *جهت مداوا امدم ( ص ۵ ) فیلمهای دوربینهای مداربسته منصوبه در محل بازبینی شده و بشرح صورتجلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۱۵ ضمیمه پرونده گردیده است ، تصاویر استخراج شده نیز موید صحت گزارش پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان *را تایید می نماید. و در تصاویر مضبوطه فرجام خواهان در حالیکه قمه در دست دارند در خیابان و مغازه ها مشغول تهدید و ارعاب مردم هستند. ( صفحات ۶ تا ۱۳ ) سایر مصدومین و مطلعین نیز ماجرا را قریب به این مضمون تشریح نموده اند. گواهی پزشکی قانونی مصدومین پیوست است. که تنها در ساعد چپ م. ب. خ. یک فقره جراحت متلاحمه توام با پارگی تاندون عضلات خم کننده انگشتان ذکر شد که در اثر اصابت جسم تیز و برنده ایجاد شده است. ( ص ۲۷ ) ، مصدومیت سایر جزیی بوده است ، حدود ۵۰ روز پس از حادثه متهمان در تاریخ ۱۴۰۱/۸/۳ خود را به پلیس معرفی کرده اند ، البته حسب گزارش پلیس مذکور نامبردگان با ترفندها و شگردهای پلیسی به مقر پلیس دلالت و دستگیر شده اند. یک فقره استشهادیه محلی از سوی کسبه محل تقدیم که با اشاره به اقدامات سالب امنیت نامبردگان تقاضای مجازات انها شده است. ( ص ۲۶ ) م. ه. در تاریخ ۱۴۰۱/۸/۳ در اولین تحقیقات در حضور بازپرس پرونده در پاسخ به تفهیم اتهام وی مبنی بر محاربه با کشیدن سلاح سرد قمه که موجب رعب و وحشت شهروندان گردیده با مشارکت اقای پ. ا. اظهار داشته است: اشتباه بچگانه بود ، *بود. که سه نفر ما را زده بودند که همش ما را تهدید می کردند. از وی سوال شده: داخل خیابان چرا قمه می چرخاندید؟ جواب داده است: حالت عادی نداشتیم ، مشروب خورده بودیم. از وی سوال شد: چرا مردم را اجبار می کردید که همین الان باید درب مغازه را ببندید و بروید بیرون؟ جواب داده است: اشتباه کردم فردایش از همه عذرخواهی کردم. به وی تفهیم شده که شکایت شکات خصوصی نیز قرائت شد چه می گویید؟ جواب داده است: قبول دارم. که تخریب کردم قبول دارم. که اقای ش. را نیز با قمه زدیم ولی رضایت گرفتم و بابت تخریب ( ….دو کلمه ناخوانا ) قبول دارم. ( صفحات ۳۴٫۳۳ ) پ. ا. نیز در پاسخ به اتهام خود می گوید: با همدیگر عرق خوردیم به این دست بردم ( جمله کمی ناخواناست ) متوجه نشدم که چه کردیم و در خصوص شکایت شکات گفته است. اشتباه کردم همه شکایتها را قبول دارم. از وی سوال شده: ایا با شکات قبلا درگیری داشتید؟ پاسخ داده است: خیر. سوال شده: چند بار مست کردید؟ جواب داده است: شاید دوبار بوده است. از وی سوال شده: ایا هر بار مست می کردید با قمه حمله می کردید؟ جواب داده است: خیر. نامبرده در پاسخ غالب سوالات بازپرسی اظهار داشته است: نمی دانم. ( صفحات ۳۶٫۳۵ ) قرار بازداشت موقت هر دو متهم صادر و به زندان معرفی شده اند. از طرف کانون وکلای دادگستری *اقایان ش. س. و م. ع. م. به عنوان وکلای تسخیری متهمان به ترتیب پ. ا. ص. س. و م. ه. معرفی شده اند. ( ص ۴۶ ) شکات مجددا شکایت خود را مطرح و تقاضای رسیدگی کرده اند و تاکید نموده اند که متهمان نمی شناخته و قبلا سابقه اختلاف و درگیری با انها نداشته اند. ضمنا نامبردگان مست بودند حالت تعادل نداشتند و از دهانشان بوی مشروب می امد. ( صفحات ۵۵ و ۵۴ ) بازپرس محترم در تاریخ ۱۴۰۱/۸/۲۴ از متهمان با حضور وکلای تسخیری انان تحقیق کرده که متهم م. ه. در دفاع از اتهام مشارکت در محاربه و شرب خمر گفته است: وکیل من دفاع می کند و وکیل ایشان دفاع اظهار داشته است: موکل اقدام به معرفی به مرجع انتظامی نموده و این مسیله حکایت از پشیمانی و ندامت ایشان داشته و به نوعی توبه محسوب می گردد. ، موکل فاقد شاکی خصوصی بوده و اقرار صریح کرده است. و بدلیل استعمال مشروبات الکلی فاقد اختیار بوده و اظهار پشیمانی نموده است ، فاقد سابقه کیفری می باشد. استدعای اعمال رافت اسلامی را دارم. ( ص۶۸ ) متهم پ. ا. ص. س. نیز در پاسخ تفهیم اتهام مشارکت در محاربه و ایراد ضرب و جرح عمدی با قمه به شکات اظهار داشته است: من صحبت هایی که کرده بودم همان است. و هر چه واقعیت بوده را گفتم. وکیل ایشان هم اظهار داشته است: با توجه به اینکه متهم خودش را معرفی کرده و محرز است. و پشیمان شده است ، موکل حسب اظهارات خود مسلوب الاختیار بوده و این از علل رفع مسئولیت است. و با توجه به اینکه اقرار نموده تقاضای رافت اسلامی دارم. ( صفحات ۷۰ ۶۹ ) بازپرسی ختم تحقیقات را اعلام و قرار جلب به دادرسی باتهام ۱ پ. ا. ص. س. الف: مشارکت در محاربه ب: ایراد ضرب و جرح عمدی با قمه به اقایان ش. و ب. خ. ج: شرب خمر ۲ م. ه. باتهام الف: مشارکت در محاربه ب: شرب خمر صادر و در خصوص سایر اتهامات قرار منع تعقیب صادر کرده است. دادیار جانشین سرپرست دادرسی سازمان *با قرارهای صادره موافقت نموده لکن در کیفرخواست اتهام شرب خمر هر دو متهم حذف و یا از قلم افتاده است. ( صفحات ۷۳ ۷۲ ) پرونده به دادگاههای انقلاب اسلامی استان ارسال و به شعبه اول ارجاع که با صدور قرار رفع نقص در ۸ مورد پرونده را به دادسرا اعاده نموده است. ( به عدم ذکر اتهام شرب خمر در کیفرخواست اشاره ای نشده است. ) هر دو متهم مسبوق به سابقه ضرب و جرح عمدی و تخریب هستند. ( صفحات ۱۰۹ و ۱۰۷ ) دو نفر از شکات اقایان ۱ ش. ا. ۲ ح. ر. از شکایت خود در خصوص تخریب مغازه و ایراد ضرب جرح اعلام انصراف نموده اند. از پرونده مربوط به سوابق درگیری و اقدامات مشابه متهمان در فروردین ماه تصاویر اخذ و ضم سابقه گردیده است ، که م. ه. به شرکت در درگیری مذکور اقرار و مدعی شده که چند نفر به وی حمله و او را مجروح کرده اند بدین جهت خود شاکی پرونده بوده است. این درگیری در همان محل و در تاریخ ۱۴۰۱/۱/۱۸ بوده است. دادگاه با تشکیل جلسه دادرسی در تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۱۶ با حضور نماینده دادستان ، متهمان و وکلای انان و بدون حضور شکات به موضوع رسیدگی نموده و صرفا اتهام مشارکت در محاربه را تفهیم و دفاعیات متهمان و وکلای وی را اخذ می نماید. و نماینده دادستان نیز کیفرخواست را قرائت می کند ، متهم پ. ا. ص. س. دفاعا اظهار می دارد.: معنای محاربه را نمی دانستم در زندان فهمیدم ، شش ماه قبل از این قضیه اقای ه. ( متهم ) در ان مکان درگیر شده بودند و مجروح می شود. و گوشی او را می گیرند …. ( متهم خواسته است. بگوید ما برای مطالبه گوشی رفته بودیم و شکات از همان افرادی بودند که قبلا با م. ه. درگیر شده بودند ) من شمشیر با خودم نداشتم ، مست بودم ، ما که رفتیم گوشی را بگیریم اقای ب. خ. ( یکی از شکات ) امد جلوی من ، درگیری شد ، کلا بیست تا ۳۰ نفر انجا بودند ، من قصد درگیری نداشتم ، متهم: م. ه. در مقابل دفاع از اتهام مشارکت در محاربه مطالب صریحی ندارد. لکن دفاعیات وی قریب به این مضمون است. که در نزاع اول حدود ۲۰ ۳۰ نفر ریختند سر من و مرا مجروح کردند. و گوشی را از من گرفتند و در مرحله دوم رفتیم گوشی را بگیریم اقای ب. خ. از همان افراد نزاع اول بود. که با ما درگیر شد ، سپس ادامه می دهد: قبول ندارم. ما دو تا دعوی با همان افراد پشت سر هم داشتیم. وکلای انان نیز دفاعیات خود را حول محور اینکه نزاع شخصی بوده و جنبه عمومیت نداشته و متهمان در اثر شرب خمر مست و مسلوب الاراده بوده اند و اراده و اختیار نداشته اند ، همچنین توبه نموده و خود را به مرجع انتظامی معرفی کرده اند و از عملکرد خود نادم و پشیمان هستند ، م. ه. شاکی خصوصی ندارد. و برخی از شکات رضایت داده اند به استحضار دادگاه رسانده اند. دادگاه با تخفیف قرار بازداشت موقت به قرار وثیقه مبادرت به ختم رسیدگی و صدور رای نموده است ، دادگاه با استدلالی مشروح و مسبوط به تحقق محاربه اشاره نموده است. سپس استناد مواد ۱۲۵ ( مربوط به مشارکت در جرم ) و ۲۷۹ تا ۲۸۵ ( مربوط به محاربه ) از قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ حکم به محکومیت متهمان به نفی بلد به *صادر نموده و حداقل را یکسال اعلام داشته است. با ابلاغ رای وکلای محکوم علیهما در فرجه قانونی اقدام به فرجام خواهی نموده و غالبا همان مطالب فوق الاشاره را بیان کرده اند ، مشروح لوایح تقدیمی در جلسه شور قرائت خواهد شد. پرونده در تاریخ ۱۴۰۲/۱/۷ به این شعبه ارجاع گردیده است
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ت. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای م. ح. م. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی اقایان ۱ م. ه. فرزند ع. با وکالت ت. اقا م. ع. م. ف. ۲ پ. ا. ص. س. فرزند ب. با وکالت اقای ح. ب. از دادنامه شماره ۹۶۳۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ شعبه *قابل پذیرش نیست ، زیرا اعمال و رفتار فرجام خواهان همانطور که از قرائن و امارات موجود در پرونده از جمله اقاریر انان به ارتکاب تخریب ، ایراد ضرب و جرح عمدی ، ممانعت مردم از کسب و کار و تهدید افراد حاضر و کسبه بوسیله قمه و چاقو با هدف ارعاب انان که موجب ناامنی در محیط گردیده و تعدادی از افراد و کسبه که مجروح و مصدوم شده و یا اموال و املاک انان تخریب گردیده مبادرت به اعلام شکایت نموده و تعدادی نیز با تنظیم استشهادیه ای به شرح صفحه ۲۶ پرونده اقدامات انان در شکستن شیشه های مغازه ها و ایراد ضرب و جرح مردم با قمه و شمشیر را موجب وحشت و رعب مردم اعلام کرده اند ، با عنوان اتهامی منتسبه ( محاربه ) موضوع ماده ۲۷۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ مطابقت دارد. و دفاعیات وکلای محترم انان در راستای مسلوب الاختیار بودن به جهت استعمال و شرب مسکر ، ندامت و پشیمانی و توبه ، فقدان شاکی خصوصی در خصوص م. ه. ، فقدان سوابق کیفری ، عدم حضور عموم مردم در شوارع و معابر در زمان وقوع درگیری پس از نیمه های شب و نتیجتا عدم ارعاب عموم مردم و شخصی بودن نزاع بین نامبردگان و برخی از شکات و …. نمی تواند تاثیری در رفع اتهام از موکلین انها داشته باشد. ، از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز خدشه قابل ملاحظه ای بر فرایند دادرسی ملاحظه نمی گردد. ، علیهذا ضمن رد فرجام خواهی نامبردگان دادنامه فرجام خواسته به استناد بند الف ماده ۴۶۹ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۹۲ ابرام می گردد. ، لکن از حیث نحوه تعیین مدت مجازات که توام با ابهام و اجمال است ، همچنین از حیث عدم رعایت تناسب بین عمل ارتکابی و میزان مجازات به دادگاه محترم صادر کننده رای تذکر داده می شود./ح
شعبه *
مستشار: م. ق. عضو معاون: ت. ح.