رأی خلاصه جریان پرونده
در این پرونده خانم ف. ح. با وکالت خانم س. خ. دادخواست طلاق به طرفیت اقای م. ا. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته موکله در تاریخ ۹۷/۶/۱۴ با خوانده ازدواج نموده و در حال حاضر در دوران عقد بسر می برند نظر به اختلافات حاصله دیگر قادر به ادامه زندگی با خوانده محترم نمی باشد. لذا از دادگاه تقاضای رسیدگی و طلاق مورد استدعاست. دادگاه در تاریخ ۱۴۰۱/۳/۲۱ وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت کرده است.وکیل خواهان بیان داشت شورای حل اختلاف زوج را به پرداخت نفقه محکوم کرده و هم اکنون به جهت کراهتی که از زوج دارد. تقاضای طلاق دارد. زوج دو مرتبه دادخواست الزام به تمکین داده که هر دو بار مسترد شده است.موکل در عسر و حرج است. موکله پانصد عدد سکه بهار ازادی مهریه دارد. که چهارصد و پنجاه عدد را در قبال طلاق بذل می کند و خوانده در مقام دفاع اظهار داشته زوجه بطور کامل در جریان شرایط بنده بوده است.ایشان به تکلیف خود عمل نمی کند بنده راضی به طلاق نیستم بنده وسایل زندگی تهیه کردم ایشان هر وقت بخواهد می تواند برگردد. و زندگی کند سه سال است.زوجه مرا بازی می دهد زوج می گوید من شافعی مذهب هستم و طبق مذهب شافعی برخورد گردد. دادگاه درنهایت در تاریخ ۱۴۰۱/۳/۲۱ مبادرت به صدور رای به بی حقی خواهان طلاق نموده است.سپس زوجه بشرح لایحه وکیل خود نسبت به رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظر تقدیم داشته که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور در تاریخ ۱۴۰۱/۸/۲۹ مبادرت به صدور رای به رد درخواست تجدیدنظرخواهی و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است.متعاقبا زوجه بشرح لایحه وکیل خود که عمدتا تکرار مطالب و اظهارات در فرایند دادرسی است.نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی کرده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده درخصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
درخصوص دادخواست فرجامخواهی خانم ف. ح. با وکالت خانم س. خ. نسبت به رای شماره *مورخ ۱۴۰۱/۸/۲۹ شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۳/۲۱ شعبه *مبنی بر صدور حکم به بی حقی زوجه نسبت به خواسته طلاق بلحاظ عدم احراز عسر و حرج وی با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد است. زیرا ، اولا – زوجین تابع مذهب شافعی اهل تسنن می باشند و لذا برابر تبصره ماده چهارم قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ دادگاهها موظفند به دعاوی اشخاص موضوع اصول دوازدهم و سیزدهم قانون اساسی حسب مورد طبق قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه مصوب ۱۳۱۲/۴/۳۱ و قانون رسیدگی به دعاوی مطروحه راجع به احوال شخصیه و تعلیمات دینی ایرانیان غیرشیعه رای صادر نمایند. علی هذا دادگاهها پس از اخذ تصمیمات ان مراجع عالی ان را تنفیذ و اجرای می نمایند. نظر به اینکه دادگاههای بدوی و تجدیدنظر به فرایند مقرر قانونی مذکور عمل ننمودند. لذا پرونده از جهت مذکور ناقص بوده و قابلیت ابرام ندارد. ثانیا – دادگاههای بدوی و تجدیدنظر پیرامون ادعاهای زوجه مبنی بر ترک زندگی توسط زوج و عدم پرداخت نفقه هیچ گونه تحقیقی بعمل نیاوردند. زیرا ، حسب اظهارات زوجین مسلم است.که زوجین بیش از سه سال است.از یکدیگر مفارقت جسمانی دارند ، ولی تحقیق نشده است. اولا- علت بروز اختلاف چیست ثانیا – ایا زوج در طول مدت مذکور اقدام مفید و موثری در جهت ترغیب زوجه به بازگشت به زندگی مشترک بعمل اورده است.یا خیر. ایا زوج دادخواست الزام زوجه به تمکین و فراهم نمودن مقدمات تمکین را انجام داده است.یا خیر. ثالثا – زوجه مدعی است.زوج علی رغم محکومیت به پرداخت نفقه از پرداخت محکوم به نفقه استنکاف نموده است.در این پرونده زمینه پرونده استنادی محکومیت نفقه و پرونده اجرایی مربوطه از مرجع مربوطه درخواست شده و ضمن تهیه گزارش مفید از ان رفع ابهام گردد. ، ایا زوج در موعد مقرر و برابر مقررات مربوطه محکوم به نفقه را به زوجه پرداخت نموده است.یا خیر. رابعا – دادگاه هنگام رسیدگی به دعاوی طلاق موظف است.برابر ماده ۲۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ قرار داوری جهت مساعدت در صلح و سازش صادر کرده و نظریه داوران را جلب نماید. نظر به اینکه دادگاههای بدوی و تجدیدنظر به تکلیف مذکور عمل ننمودند. لذا پرونده از جهت مذکور نیز ناقص است.و ضرورت دارد. رفع نقص گردد. علی هذا با توجه به مراتب مذکور رای فرجامخواسته قابلیت ابرام ندارد. و مستندا به مواد ۳۷۱ و ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی ان را نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد در راستای مطالب گفته شده به شعبه *ارجاع می نماید.
رییس شعبه *: ح. ع.
مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.