رأی دادگاه بدوی
رای دادگاه
در خصوص کیفر خواست صادر شده از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان گ. اقایان ۱- س. ر. خ. س. با وکالت جناب اقایان م. ا. و س. ع. م. ر. متهم است.به الف: ارتکاب یک فقره قتل عمدی مرد مسلمان اقای ی. ع. ا. . با برخورد دادن و کوباندن دو مرحله با اتومبیل به عقب موتور سیکلت که مرحوم ترک نشین ان بوده است. ب: ایراد صدمات غیر مسری ج: ایراد ضرب و جرح عمدی به شاکی اقای ا. ع. م. با اتومبیل ۲- اقای م. ظ. ا. ن. متهم است.به رانندگی بدون پروانه ، تفصیل موضوع با همان شرحی که ما قبلا در دادنامه صادر شده اوردیم می باشد. که به خاطر جلوگیری از اطاله کلام از ذکر انها خود داری می شود. و صرفا در جهت تامین خواستهای شعبه محترم دیوان عالی کشور در دادنامه صادر شده از شعبه ششم دیوان محترم عالی کشور خواهد بود. انچه از ایرادات و در نتیجه نقض شعبه محترم دیوان برای ما احراز میگردد. اینکه: گر چه متهم ردیف اول اصل وقوع تصادف را پذیرفته ، و هیچ گونه اختلافی با مرحوم نداشته است.و اختلاف وی در ارتباط با دوستی خانم م. ا. با م. ظ. ا. بوده است. و قصد کشتن ی. ع. ا. را نداشته ، توجه مرتکب به اینکار نوعا نسبت به مجنی علیه موجب جنایت واقع شده ثابت نمی باشد. و استدلال دادگاه مبنی بر علم به عمدی بودن قتل ارتکابی محکوم علیه با لحاظ اینکه در اکثر تصادفات عمل به گونه ای نیست که کشنده باشد. و در مورد متهم هم قراین و *به گونه ای نیست که علم اور و موجب تعیین و ملاک صدور حکم باشد. لذا بزه انتسابی از شمول ماده ۲۱۱قانون مجازات اسلامی به ویژه به جهت بررسی نشدن مقررات تبصره یک ذیل ماده ۲۹۰ قانون مرقوم خارج می باشد. با بررسی مجدد پرونده و تشکیل جلسه موارد زیر برای ما کاملا احراز میگردد. ۱- همانطور که خود متهم هم بارها اعلام نموده است.وی اصل تصادف را قبول دارد. و اینکه با برخورد کردن یا برخورد دادن و کوباندن اتومبیل به موتور سیکلت مرحوم به قتل رسیده است. لیکن از اظهارات شهود و حتی اظهارات دو نفر خانمی که داخل اتومبیل متهم بوده اند و از دوستان او نیز به شمار می ایند گفته اند: متهم از قبل به ما گفته بود که انهارا خواهد کشت در زمان برخورد و تعقیب و گریز نیز خانم ز. ا. م. که از سرنسینان اتومبیل متهم است.در صفحه ۳۵ پرونده اعلام داشته است: تا متوجه شدیم انها رفته اند ما سریع به سمت *رفتیم انها جلوی ما امدند ناگهان ر. با اتومبیل به موتور سیکلت میزند موتور به لرزه می افتد برای بار دوم با اتومبیل به موتور سیکلت زد و با شدت هم زد و حتی ماشین را نگه نداشت و همین طور موتور را با خود می کشید ۲- این تصادف و یا بهتر است.بگوییم ، برخورد دادن و کوباندن اتومبیل ، با یک تصادف معمولی و حادثه ترافیکی کاملا متفاوت است ، گرچه در اغلب تصادفات نیز عمل به گونه ای است.که منجر به قتل می شود. امار تصادفات خصوصا تصادفات جاده ای گویای این مطلب هست ، حقیتا اگر این گونه برخورد دادن ان هم بصورت مکرر و حداقل دو نوبت و بطوریکه موتورسیکلت واژگون شده و سر نشینان ان پرتاب شده و به اتومبیل و کف جاده با شدت تمام برخورد کرده اند را از عرف سیوال کنیم ایا این عمل با همین توصیف کشنده است.یا خیر عرف به ما چه پاسخی خواهند داد؟ ایا قریب به اتفاق انها نخواهند گفت این عمل کشنده است؟ ۳- متهم نیز که جزی عرف جامعه است.راننده است.و چند سال است.که رانندگی می کند او باید بداند که زدن باتومبیل به موتور سیکلت و سر نشینان ان که هیچ گونه حفاظتی ندارد. روی دو چرخ حرکت می کند و با کوچک ترین ضربه تعادل خود را از دست می دهد ان هم با سرعت و شدت و با خشم و غضبی که از قبل بر متهم مستولی شده است.و به صورت مکرر این برخورد تکرار شود. یقینا این عمل با این توصیف نوعا عملی کشنده تلقی می شود. و متهم نیز بدان اگاهی و التفات دارد. ۴- هنگامیکه ما کشندگی نوعی عمل را از متن بند ب ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی با این توصیف که بیان شد ( کوباندن مکرر اتومبیل به موتور سیکلت ) به دست اوردیم دیگر چه نیازی به تبصره یک ذیل ماده مرقوم خواهد بود. تا ما اگاهی و عدم اگاهی مرتکب را به رفتار ارتکابی بررسی کنیم. ضمن اینکه در تبصره همچنین می گوید که اگر متهم ادعای عدم اگاهی و توجه داشته باشد. باید این عدم اگاهی و توجه را به اثبات برساند در غیر این صورت جنایت عمدی است. دراین جا متهم می گوید بدون هیچ زمیه قبلی فقط و فقط یک حادثه ترافیکی و یک تصادف معمولی است. لیکن از اظهارات شهود و درگیری و خصومت قبلی که متهم حداقل با یکی از سرنشینان موتور سیکلت داشته است.و به صورت مکرر هم اتوموبیل را به موتورسیکلت کوبانده است. عرف می گوید این عمل نوعا کشنده است.و با یک تصادف و تصادم معمولی متفاوت است. همین ها بوده است.که برای ما اعضای دادگاه به عنوان قراین و امارات بین که موجب علم است.احراز شده است. فلذا اعتقاد وفهم قضایی ما ان است.که عمل متهم به استناد بند ب ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی و در حد انجام عمل نوعا کشنده که موجب قتل شده است.کاملا و ملموسا و با یقین قاطع و حاصل از و مدارک پرونده بزهکاری متهم ردیف اول محرز و مسلم است.متهم ردیف اول اقای س. ر. خ. س. را به استناد ایه شریفه قصاص مواد ۱۹ ۲۱۱ بند ب ماده ۲۹۰٫۲۱۹٫۳۰۱٫۳۵۱٫۳۸۱٫۳۸۶٫۳۸۷٫۴۱۷٫۴۴۸٫۴۴۹٫۴۶۲٫۴۸۸٫۷۰۹٫۷۱۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ به قصاص نفس از طریق حلق اویز شده با طناب دار در زندان دادسرای مجری حکم و نیز به پرداخت سه ونیم درصد دیه کامله بابت خراشیدگی پشت دست چپ و زانوی چپ ساق راست زانوی راست قو زک خارجی پای راست خلف ران و روی پای راست و پرداخت دو صدم دیه کامله از یک دهم بابت خراشیدپی بند انتهایی انگشتان دوم و سوم پای چپ در حق اولیای دم و به پرداخت یک ونیم درصد دیه کامله بابت جراحت حارصه خلف ران و ساق چپ وخلف ارنج چپ و نیم درصد دیه کامله بابت ارش خراشیدگی خطی ناحیه راست گردن در حق مصدوم محکوم می نماید. رای صادر شده حضوری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوان محترم عالی کشور خواهد بود. ص/
مستشاران شعبه پنجم دادگاه کیفری یک *خراسان رضوی
م. ش. پ. ع. ا.