عنوان: فسخ نکاح به دلیل عدم فرزند آوری در فرض داشتن فرزند

پیام: اگر ازدواج زوجین با یکدیگر ازدواج دوم هر یک از آنان بوده و هر یک هم از ازدواج سابق خود دارای چند فرزند می باشند، قدر متیقن این است که در ازدواج فیمابین آن ها، باروری زوجه و صاحب فرزند شدن زوجین از یکدیگر از جمله اهداف اساسی و قطعی آنان در این ازدواج محسوب نمی شود تا فقدان این وصف در زوجه موجد حق فسخ نکاح برای زوج باشد.
مستندات:
شماره دادنامه قطعی :

تاریخ دادنامه قطعی :
1400/07/03
گروه رأی:
حقوقی
آراء منتخب پرونده:

عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده

رأی خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:
در تاریخ ۱۳۹۹/۱۲/۱۸ اقای م. ا. ک. بوکالت از طرف اقای ع. ش. ز. بطرفیت خانم ف. خ. چهارده دادخواستی بخواسته صدور حکم بر تایید و تنفیذ فسخ نکاح بلحاظ اینکه زوجه فاقد رحم فرزند اوری می باشد. تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۰/۱/۱۰ که با حضور زوجین و وکیل خواهان تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت عرایض بشرح دادخواست تقدیمی است.زوجین حسب سند نکاحیه پیوست در تاریخ ۹۸/۳/۱۵ با هم ازدواج نموده اند حدود سه ماه قبل موکل پیشنهاد فرزند اوری را به خوانده داد که خوانده بیان نموده دارای رحم جهت فرزند اوری نمی باشد. که موکل در همان موقع اظهارنامه رسمی مبنی بر فسخ نکاح را ارسال نموده است.و چون یکی از اهداف ازدواج فرزند اوری می باشد. و خوانده فاقد چنین ویژگی می باشد. لذا موکل شکایت کیفری تدلیس در نکاح را مطرح کرده که چون فعل منفی بوده منتج به قرار منع تعقیب گردیده و متعاقبا موکل فسخ نکاح را مطرح نمودند لذا تقاضای فسخ نکاح را استدعا دارم. خوانده دفاعا اظهار داشت بنده دارای دو فرزند و خواهان دارای سه فرزند از ازدواج قبلی می باشم و این ازدواج ازدواج دوم هر دو ما می باشد. و اتفاقا یکی از شروط خواهان برای ازدواج دوم این بوده که بچه دار نشویم و قبل از ازدواج و در گفتگوهای خصوصی به او گفتم که بنده رحم خود را برداشتم و بچه دار نمی شوم و معرف این ازدواج برادر بنده و یکی از همکاران او بنام ع. خ. سر بوده و حتی برادرم به خواهان اعلام کرد یکنفر را می شناسم که چنین شرایطی را دارد. ولی از قبل نگفت که خواهرم می باشد. و بعد از اینکه خواهان با این شرایط موافق بودند سپس برادرم به او گفت که ان شخص خواهرم می باشد. من در پیامک های خودم به خواهان گفتم مگر تو منو پیش دکتر بردی که رحم ندارم. پس چطور متوجه شدی که این مشکل را دارم. و چون ایشان هر دفعه بمن میگفت تو دروغ گفتی که در نتیجه بنده برای اینکه لج او را در بیاورم بهش پیامک دادم که من بهت دروغ گفتم و به خدا قسم بنده قبل از ازدواج این موضوع را به اطلاع او رساندم تا اینکه چند وقت اخیر بنده را مورد ضرب و جرح قرار داده و من را از خانه بیرون انداخت و تقاضای اظهارات گواهان را دارم. سپس دادگاه قرار استماع گواهی گواهان خواهان را صادر نموده و در جلسه بعدی دادرسی بتاریخ ۱۴۰۰/۲/۱۲ که با حضور زوجین و وکیل خواهان تشکیل گردیده از سوی خوانده دو نفر شاهد باسامی ع. خود سر و ح. خ. ( برادرخوانده ) معرفی گردیده که در اوراق ۲۰ الی ۲۳ پرونده از انان استماع گواهی بعمل امد که ع. خ. سر بعنوان گواه اظهار داشت ( بنده کارمند *هستم با خواهان و برادر خوانده همکار هستم و بعد از فوت همسر اول خواهان که ایشان اظهار داشت قصد ازدواج دارد. و حتی چند ویژگی و شرایطی را برای همسر اینده خودش بیان کرد از جمله قد و هیکل مناسب تا اینکه اقای ح. خ. اعلام کرد که یکنفر را می شناسم این ویژگی را دارد. و حتی بچه دار هم نمیشود. ولی نگفته بود که خواهر من است.تا اینکه بعد از دو هفته اقای ش. ز. به نزد من مراجعه کرد و گفت متوجه شدم منظور ح. خ. چه شخصی می باشد. و ایشان خواهر خود را برای ازدواج بمن معرفی کرد و تا اینکه بعد از ازدواج این دو نفر چند مرحله بنده با شوخی به خواهان گفتم اینکه بچه دار نمیشود. هم خیلی خوب است.و بعد از مدتی دیدم بین طرفین کدورتی رخ داده و اختلاف دارند و اقای ش. ز. میگفت من دیدم چون زندگی خوبی داریم قصد داشتم بچه دار بشویم اما خانم رحم ندارد. و نمی تواند بچه دار شود. س – ایا برادر خوانده در معرفی ویژگی های خوانده درخصوص فاقد رحم بودن خوانده مطلبی را ابراز کردند.؟ خیر- هیچ مطلبی به این صراحت اعلام نکرد بلکه فقط گفته بود بچه دار نمیشود. ) شاهد دیگر بنام ح. خ. برادر خوانده اظهار داشت ( … اقای ش. ز. بعد از فوت همسرش به دنبال ازدواج مجدد بود و چند ویژگی و شرایط برای همسر اینده خود معرفی کرد برای مثال از لحاظ فیزیک بدنی لاغر نباشد. و بچه دار هم نشود. و من فکر کردم که ایشان خواهرم را می شناسد و لذا در مرتبه اول اعلام کرد که یک نفر را می شناسم که حتی هم بخواهد نمی تواند بچه دار بشود. تا اینکه در مرتبه دوم در حضور اقای خ. سر دوباره این موضوع را تاکید کردم تا اینکه اقای ش. ز. برای ملاقات با خواهرم بمنزل بنده امدند و خواهرم به او اعلام کرد که دیگر رحم ندارم. و بچه دار نمیشوم و ایشان هم با این موضوع مشکل نداشتند و حتی خوشحال بودند از این ماجرا تا اینکه بعد از یکسال زندگی مشترک بدلیل رفتارهای غیرمتعارف جنسی خواهان و تقاضای غیرمعقول از خوانده دچار مشکل شدند ) و پس از استماع گواهی گواهان دادگاه اظهارات وکیل خواهان و نیز خوانده را در صورتمجلس درج نموده و سپس با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۲/۱۳ پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات وکیل ایشان و ملاحظات خواهان و اقدامات انجام شده با اعلام اینکه احد از گواهان بنام اقای ع. خ. سر اظهار داشته بنده همکار خواهان و برادر خوانده می باشم که بعد از ابراز تمایل خواهان برای ازدواج سپس اقای ح. خ. بدون اعلام نسبت فامیلی خوانده با خود بیان داشت یکنفر را می شناسم و حتی بچه دار هم نمیشود. که بعد از ازدواج این دو نفر به شوخی به خواهان گفتم اینکه بچه دار نمیشود. هم خیلی خوبه … و مودای گواهی گواه دوم بنام ح. خ. موید صحت ادعای خوانده می باشد. و در مقابل خواهان و وکیل ایشان به پیامک های رد و بدل شده فیمابین زوجین استناد که برخی از ان حاوی مطالبی است. مگر تو منو پیش دکتر بردی که رحم ندارم. و من بهت دروغ گفتم رحم ندارم. میخوام ازت شکایت کنم مدرک هم دارم. که شکایت کردی برام و البته خوانده انتساب به این پیامک ها رابه خود تایید و اما در توضیح تکمیلی بیان میدارد. منظور و مقصود اینجانبه در ان پیامک و در خطاب به خواهان این بود که شما منو پیش دکتر نبردی پس چگونه متوجه این موضوع شدی پس من به شما این مطلب را اعلام کردم و بهت دروغ نگفتم و از طرفی هر چند یکی از اوصاف مهم در عقد نکاح ، تولید نسل و فرزند اوری بوده و بر همین مبنا عقد منعقد و شکل میگیرد لیکن نظر به شرایط خاص هر یک از زوجین قبیل سابقه ازدواج ، تعدد فرزند از ازدواج گذشته و اینکه مودای گواهی گواهان بیانگر علم و اطلاع و اگاهی کامل خواهان در عدم قدرت فرزند اوری خوانده و عدم تمایل زوج به تولید مثل می باشد. و پیامک های استنادی با توجه به مبهم بودن ان و توضیح بعدی خوانده و رفع ابهام از ان و لحاظ اظهارات گواهان که حاکی از اطلاع کامل زوج از اوصاف زوجه بوده بعنوان ادله اثباتی قابل استناد نبوده و قابلیت تعارض با دلایل دیگر را ندارد. لذا دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص و حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۴/۱ اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را موافق موازین قانونی و فاقد ایراد و اشکال قانونی تشخیص و باستناد ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخ. را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر از سوی وکیل زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست مورد فرجامخواهی قرار گرفته که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رأی متن رأی

رای شعبه
فرجامخواهی وکیل فرجامخواه اقای ع. ش. ز. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۴/۱ شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۲/۱۳ صادره از شعبه *که بموجب ان درخصوص دعوی فرجامخواه بخ. صدور حکم بر تایید و تنفیذ فسخ نکاح فیمابین ایشان و فرجامخوانده حکم بر بطلان دعوی اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا زوج فرجامخواه بعلت اینکه زوجه فاقد رحم جهت فرزند اوری بوده و حین عقد نکاح این امر را از وی مخفی نگه داشته است.لذا صدور حکم بر تایید و تنفیذ فسخ نکاح را خواستار گردیده است. هر چند مودای گواهی گواهان تعرفه شده از ناحیه زوجه در مجموع بیانگر اطلاع زوج فرجامخواه از عدم قدرت باروری و فرزند اوری زوجه بوده و این امر اساسا یکی از شرایط و ویژگی های مورد نظر نامبرده در امر ازدواج بوده است.معهذا با فرض اینکه زوج فرجامخواه از فقدان رحم زوجه و عدم قدرت فرزند اوری ایشان حین عقد نکاح بی اطلاع بوده باشد. چون ازدواج زوجین با یکدیگر ازدواج دوم هر یک از انان بوده و هر یک هم از ازدواج سابق خود دارای چند فرزند می باشند لذا قدر متیقن اینکه در ازدواج فیمابین زوجین فرزند اوری زوجه و صاحب فرزند شدن زوجین از یکدیگر و مالا تولید مثل از جمله اهداف اساسی و قطعی انان در این ازدواج محسوب نبوده و بر این اساس حتی اگر زوج از فقدان رحم زوجه و عدم قدرت فرزند اوری ایشان حین عقد نکاح هم مطلع می بوده با لحاظ عرف جامعه و اینکه در اینگونه ازدواج تولید نسل مقصود اصلی محسوب نبوده قدر متیقن زوج با ازدواج خود با زوجه فرجامخوانده موافقت میکرده است.بنابراین قدرت باروری زوجه از اوصاف قطعی مقصود در ازدواج فیمابین طرفین محسوب نبوده تا فقدان این وصف در زوجه موجد حق فسخ نکاح برای زوج فرجامخواه بوده باشد. بنابراین و با توجه به مراتب اشعاری دادنامه های بدوی و فرجامخواسته با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین در جلسات رسیدگی و لوایح تقدیمی در مراحل دادرسی و مودای گواهی گواهان و جهات و مبانی استدلال و استنباط دادگاه بشرح منعکس در حکم موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل فرجامخواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمی باشد. لهذا ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه باستناد مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته ابرام میگردد.
رییس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.

نقد رأی

تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0

نقدهای شما