عنوان: درخواست تخلیه به دلیل تغییر شغل

پیام: در دعوی تخلیه به جهت تغییر شغل، اذن شفاهی موجر و مالک به تغییر شغل با شهادت شهود قابل اثبات بوده و با توجه به اینکه قانونگذار اذن کتبی از ناحیه موجر یا مالک را شرط نکرده، درفرضی که در قرار داد اجاره نیز اذن کتبی جهت تغییر شغل قید نشده باشد، حکم به رد دعوی صادر می شود.

عنوان: نوع اجازه مالک در تغییر شغل مستاجرشرط تخلیه به استناد تغییر شغل مستاجر

پیام: اگر پس از گذشت مدت طولانی موجر نسبت به تغییر شغل مستاجر اعتراض نکند و اجاره بها را دریافت کند؛ از موجبات رد دعوای تخلیه به استناد تغییر شغل مستاجر می باشد.
مستندات:
شماره دادنامه قطعی :
9409970238001112
تاریخ دادنامه قطعی :
1394/11/03
گروه رأی:
حقوقی
آراء منتخب پرونده:

عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

تجدیدنظر خواهی آقای ظ. ب. با وکالت آقای ن. د. نسبت به دادنامه شماره 930573 مورخه 1393/6/8 صادره از شعبه 34 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به تخلیه و تحویل مورد اجاره شش دانگ اصل مفروز و مجزا شده از پلاک 12979 فرعی از اصلی مذکور واقع در بخش 10 تهران بلحاظ تغییر شغل بانضمام هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل طبق تعرفه صادر و اعلام گردیده است وارد و محمول بر صحت بوده و دادنامه تجدیدنظر خواسته مستوجب نقض می باشد . زیرا که اولا : تجدیدنظر خواه آقای ظ. ب. به موجب اجاره نامه شماره 63664 مورخه 1376/4/25 صادره از دفتر خانه 371 تهران مورد اجاره یاد شده را از موجرین آقایان م. ، م. شهرت هر دو خرسند نیا و هریک به نسبت یک و نیم دانگ مشاع خانم ف. چ. به نسبت دو دانگ و آقای ح. خرسند نیا به نسبت یک دانگ مشاع از شش دانگ و آقای ح. خرسند نیا به نسبت یک دانگ مشاع از شش دانگ که نامبرده اخیر اصالتا و وکالتا از ناحیه بقیه موجرین به موجب وکالت نامه شماره 58454 مورخه 1374/8/2 آن دفتر خانه ذیل اجاره نامه را امضاء می کند . که به موجب این وکالتنامه اخیر الذکر آقای ح. خرسند نیا از ناحیه سایر موجرین حق هر گونه دخل و تصرف و تصمیمی که جهت مورد اجاره تشخیص داده و لو اینکه در وکالتنامه تصریح نشده ، دانسته است . بنابراین ادعا وکیل تجدیدنظر خواندگان که اظهار داشته موجرین (مالکین) چهار نفر می باشند و به صرف اظهارات شفاهی یکی از مالکین (آقای ح. خرسند نیا) مبنی بر تغییر شغل به فرض محال مانع استیفاء حقوق سایر مالکین نمی گردد و آنها اجازه ندادند . موجه و منطبق با قانون نمی باشد . ثانیا : مغازه متنازع فیه داخل پاساژی بوده که به پاساژ طلا معروف و تا سالهای 78 الی 74 به کسب طلا فروشی انتقال داشته اند که بلحاظ مسائل امنیتی پاساژ ، کسبه اقدام به تغییر شغل می نمایند و تجدیدنظر خواه از این امر مستثناء نبوده و اقدام به تغییر شغل از ناحیه تجدیدنظر خواه با اذن و اجازه شفاهی از آقای ح. خرسند نیا بوده که شهود و تعرفه شده از ناحیه تجدیدنظر خواه چه در مرحله رسیدگی نخستین و چه در جلسه دادرسی مورخه 1394/9/8 این دادگاه به این امر صحه گذاشته و از ناحیه تجدیدنظر خواندگان دلیل یا مدرک و یا شهود و معارضی که ادعای تجدیدنظر خواه را رد نمایم ارائه و تقدیم نشده است ثالثا : اقدامات تجدیدنظر خواه مبنی بر تغییر شغل مغازه از طلا فروشی به پوشاک و از پوشاک به خدمات فنی در حال حاضر قریب 12 سال می گذرد که در این مدت هیچگونه اعتراض از ناحیه موجرین بعمل نیامده و اجاره دریافت داشته اند و استناد وکیل تجدیدنظر خواندگان به بند 7 از ماده 14 قانون و رابط موجر و مستاجر سال 1356 صحیح نمی باشد زیرا قانونگذار در این بند از ماده 14 قانون یاد شده اذن کتبی از ناحیه موجر یا مالک را شرط نکرده است و در قرار داد اجاره فیما بین متداعیین پرونده در بند 3 آن اذن کتبی جهت تغییر شغل در موجرین قید نشده است از این رو دادگاه با استناد قسمت اول از ماده 358 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ، ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم به رد دعوی خواهانهای اولیه صادر و اعلام می نماید . رای صادره قطعی است.
شعبه 55 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار
یوسف یعقوبی محمودآبادی - علی مداح

نقد رأی

تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0

نقدهای شما