رأی خلاصه جریان پرونده
خواهان م. د. با وکالت خانم الف. م. و غیره به طرفیت آقای الف. ع. دادخواستی به دادگستری شهرستان قائم شهر تقدیم و تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش به لحاظ عسروحرج زوجه نموده اند و در شرح دادخواست اظهار داشته اند به موجب سند نکاحیه ضم دادخواست موکله همسر دائمی و شرعی خوانده می باشد که حاصل این رابطه زوجیت نیز فرزندی دو ساله به نام الف. می باشد. خوانده دارای سوءرفتارهای عدیده ای می باشد. نامبرده با داشتن چندین فقره کیفری از جمله سابقه حمل حشیش، سابقه سرقت حمل مواد و نیز داشتن اعتیاد شدید به هروئین و سابقه بیماری روحی و عارضه روانی شدید عرصه را بر موکل تنگ نموده و علی رغم تعهداتی که به موکل داده نتوانسته سوءرفتارهای خویش را ترک نماید به استناد بندهای 1و 2و 7و 9 قسمت ب عقدنامه که به امضاء زوجین رسیده و به استناد بندهای 1و 2و 3 ماده1130 قانون مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته مورد استدعاست و طی لایحه ای نیز از دادگاه تقاضا نموده که زوج دارای محکومیت کیفری به مواد مخدر و سرقت می باشد از مراجع ذیربط استعلام شود که دادگاه استعلام نموده است و در جلسه دادگاه نیز مطالب خود را تکرار و شماره دادنامه های محکومیت زوج را نیز نام برده است و گفته اخیراً در کمپ ح. بابل از تاریخ92/1/8 تا 93/3/8 حضور داشته است و دادنامه ای به شماره1513-91/12/7 صادره از شعبه 21 دادگاه تجدیدنظر استان مازندران مبنی بر اینکه زوج آقای الف. ع. به معاونت در سرقت محکوم به 6 ماه حبس تعزیری شده است که حسب اظهار وکیل زوج توسط دادگاه تجدیدنظر به جزای نقدی تبدیل شده است را ضمیمه نموده است و زوج نیز طی لایحه ای اعلام داشته زوجه زندگی خود را ترک کرده و منزل پدرش زندگی می کند حاضر به طلاق نیستم و از سوی دادگاه انقلاب و دادگاه عمومی تصاویر آرای صادره از محکومیت زوج را به دادگاه شعبه7 ارسال نموده اند ولی کمپ ح. گفته پرونده ای در مورد الف. ع. بابت اعتیاد در این کمپ ندارد آقای س.الف. م. طی لایحه ای از آقای الف. ع. اعلام وکالت نموده است و گفته پرونده ای به کلاسه 921193 به خواسته تمکین در شعبه7 مطرح است که ارتباط کامل با پرونده مذکور(طلاق) دارد. درخواست رسیدگی توأمان را نموده است و لایحه ای نیز مجدداً به دادگاه مذکور ارائه که به شماره701607-92/7/25 ثبت لوایح گردیده است و بیان کرده صرف اینکه موکل در گذشته واجد پیشینه کیفری بوده است دلیل در طلاق نخواهد بود و تعهدنامه در جهت اصلاح ذات البین و ایجاد صلح و آشتی فیمابین زوج و زوجه تحریر یافته که اینک مورد سوءاستفاده خواهان( زوجه) قرار گرفته و بند5 تعهدنامه مربوط به تعهد زوجه بوده و اساساً تعهدنامه مذکور یک تعهد طرفینی است و دلیلی در طلاق محسوب نمی گردد. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر می نماید زوجین داوران خود را معرفی و جلسه توجیه داوران برگزار شده است و داور زوج نظریه خود را اعلام داشته است و گفته خواهان ادامه زندگی مشترک زوجین می باشد و داور زوجه بیان داشته که قادر به اصلاح ذات البین نشده است زوجه به سبب عسروحرج خواستار طلاق و دریافت کلیه حق و حقوق قانونی خویش می باشد. شعبه7 دادگاه خانواده شهرستان قائم شهر طی دادنامه شماره00620-94/3/28 با توجه به عدم توفیق داوران در حصول سازش و همچنین عدم موفقیت دادگاه در اصلاح ذات البین و با توجه به تعهدنامه عادی از ناحیه زوج و دادنامه شماره00147 که حکایت از ایراد ضرب و جرح عمدی از ناحیه زوج نسبت به زوجه و خانواده وی دارد و با توجه به دادنامه 91/1513 صادره از دادگاه تجدیدنظر استان که به استناد آن خوانده به اتهام معاونت در سرقت سیم برق به شش ماه حبس تعزیری محکوم گردیده ضمن وارد دانستن دعوی خواهان به استناد ماده1130 ق.م و مواد27و 29و 32و 33 ق.ح خانواده حکم طلاق را صادر می نماید زوجه مهریه را بذل کرده است آقای الف. ع. با وکالت آقای س.الف. م. از دادنامه صادره فوق تجدیدنظرخواهی نموده است و گفته در رأی دادگاه بدوی که به دادنامه 91/1513 اشاره شده این قسمت از رأی دادگاه بدوی کاملاً نادرست و اشتباه است موکل هیچگاه محکومیت کیفری در روابط خود با همسرش حاصل ننموده است و علی رغم ترک منزل از سوی زوجه، زوج حاضر نشده که نامبرده را از تحت شمول بیمه تأمین اجتماعی خود خارج سازد و اظهارنامه های متعددی دالّ بر برگشت به منزل توسط موکل مطرح گردید و تجدیدنظرخوانده هیچ توجهی به آن ننموده است. در رأی قید گردیده که موکل دچار بیماری روانی شدید بوده کاملاً نادرست می باشد چرا که در گواهی پیوست پرونده صرفاً به تحت درمان قرارداشتن از تاریخ87/7/15 لغایت87/7/22 اشاره گردیده که این بدان معنی نمی باشد که موکل در حال حاضر یا در زمان طرح دادخواست دچار بیماری بوده در مورد حضانت فرزند مشترک بیش از 3ماه در نزد موکل می باشد و از وی مراقبت می نماید و در حکم صادره حق ملاقات فرزند توسط موکل قید نگردیده و در مورد اعتیاد نیز موکل به هروئین داشته کاملاً نادرست است شعبه12 دادگاه تجدیدنظر استان مازندران طی دادنامه شماره1128-94/8/28 با بررسی محتویات پرونده سوابق متعدد زوج تجدیدنظرخواهی وی را با وکالت آقای س.الف. م. وارد ندانسته و ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید و استوار می نماید از دادنامه صادره فرجام خواهی توسط آقای س.الف. م. به وکالت از زوج صورت پذیرفته که مفاداً تکرار مطالب گذشته است و وکیل دیگر زوج دادنامه ای را به شماره929-90/11/6 از دادگاه تجدیدنظر شعبه اول مازندران پیوست که حکایت از محکومیت زوجه به تحمل چهل و پنج ضربه شلاق تعزیری به اتهام رابطه نامشروع دارد و وکیل دیگر زوج به نام خانم ص. ق. نیز از دادنامه صادره فوق فرجام خواهی نموده که به هنگام شور قرائت خواهد شد وکیل زوجه نیز به نام ع. ح. طی لایحه ای پاسخ داده و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای محمد ربّانی نژاد عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 1128-94/8/28 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی طرفین دادنامه فرجام خواسته مخدوش است زیرا:1- تعهدنامه ای که دادگاه بدوی به آن استناد نموده است مربوط به تاریخ1382/12/14 بوده که کدورت طرفین با این مصالحه نامه ضمن اینکه زوجه هم متعهد به ح. معاشرت شده تا آن تاریخ خاتمه یافته است و از آن تعهدنامه طبق ماده755 ق.م نمی توان به عنوان اقرار زوج مبنی بر ایراد ضرب و جرح زوجه قبل از این تاریخ استناد نمود.2- زوجه با وجودیکه طبق دادنامه شماره1705-84/8/26 رأی به نفع وی صادر شده است از اقدام به طلاق صرفنظر نموده است که حکایت از صلح و سازش بین وی و زوج دارد.3- مرکز توان بخشی ش. در تاریخ84/5/3 اعلام نموده است که زوج با مراجعه داوطلبانه به آن مرکز پس از ترک اعتیاد ترخیص شده است.4- دادنامه شماره147-91/2/31 ربطی به زوج ندارد و نمی شود مورد استناد قرار گیرد.5-استناد به دادنامه شماره مذکور در رأی بدوی حکایت از اصرار زوج در سوءرفتار و یا استمرار سوءرفتار ندارد.6- استناد به دادنامه شماره1513-91 در خصوص معاونت در سرقت زوج نیز با توجه به دادنامه های شماره401-90/5/18 درباره محکومیت زوجه به مجازات به علت برقراری رابطه نامشروع با مرد اجنبی که برابر دادنامه شماره929-90/11/6 صادر شده از شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان تشدید شده است نمی تواند موجب تحقق بند9 شرط ضمن عقد گردد.7- در پرونده غیر از موارد مذکور دلیلی نیست که موجب عسروحرج زوجه در ادامه زندگی با زوج باشد. علی هذا با نقض رأی فرجام خواسته رسیدگی به شعبه دیگر از دادگاه تجدیدنظر استان مازندران به استناد بندج ماده371ق.آ.د.م محوّل می گردد./ر
جعفر الهی (مستشار) محمد ربّانی نژاد( عضو معاون)
رأی شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی طرفین دادنامه فرجام خواسته مخدوش است زیرا:1- تعهدنامه ای که دادگاه بدوی به آن استناد نموده است مربوط به تاریخ1382/12/14 بوده که کدورت طرفین با این مصالحه نامه ضمن اینکه زوجه هم متعهد به ح. معاشرت شده تا آن تاریخ خاتمه یافته است و از آن تعهدنامه طبق ماده755 ق.م نمی توان به عنوان اقرار زوج مبنی بر ایراد ضرب و جرح زوجه قبل از این تاریخ استناد نمود.2- زوجه با وجودیکه طبق دادنامه شماره1705-84/8/26 رأی به نفع وی صادر شده است از اقدام به طلاق صرفنظر نموده است که حکایت از صلح و سازش بین وی و زوج دارد.3- مرکز توان بخشی ش. در تاریخ84/5/3 اعلام نموده است که زوج با مراجعه داوطلبانه به آن مرکز پس از ترک اعتیاد ترخیص شده است.4- دادنامه شماره147-91/2/31 ربطی به زوج ندارد و نمی شود مورد استناد قرار گیرد.5-استناد به دادنامه شماره مذکور در رأی بدوی حکایت از اصرار زوج در سوءرفتار و یا استمرار سوءرفتار ندارد.6- استناد به دادنامه شماره1513-91 در خصوص معاونت در سرقت زوج نیز با توجه به دادنامه های شماره401-90/5/18 درباره محکومیت زوجه به مجازات به علت برقراری رابطه نامشروع با مرد اجنبی که برابر دادنامه شماره929-90/11/6 صادر شده از شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان تشدید شده است نمی تواند موجب تحقق بند9 شرط ضمن عقد گردد.7- در پرونده غیر از موارد مذکور دلیلی نیست که موجب عسروحرج زوجه در ادامه زندگی با زوج باشد. علی هذا با نقض رأی فرجام خواسته رسیدگی به شعبه دیگر از دادگاه تجدیدنظر استان مازندران به استناد بندج ماده371ق.آ.د.م محوّل می گردد./ر
جعفر الهی (مستشار) محمد ربّانی نژاد( عضو معاون)
رأی شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی طرفین دادنامه فرجام خواسته مخدوش است زیرا:1- تعهدنامه ای که دادگاه بدوی به آن استناد نموده است مربوط به تاریخ1382/12/14 بوده که کدورت طرفین با این مصالحه نامه ضمن اینکه زوجه هم متعهد به ح. معاشرت شده تا آن تاریخ خاتمه یافته است و از آن تعهدنامه طبق ماده755 ق.م نمی توان به عنوان اقرار زوج مبنی بر ایراد ضرب و جرح زوجه قبل از این تاریخ استناد نمود.2- زوجه با وجودیکه طبق دادنامه شماره1705-84/8/26 رأی به نفع وی صادر شده است از اقدام به طلاق صرفنظر نموده است که حکایت از صلح و سازش بین وی و زوج دارد.3- مرکز توان بخشی ش. در تاریخ84/5/3 اعلام نموده است که زوج با مراجعه داوطلبانه به آن مرکز پس از ترک اعتیاد ترخیص شده است.4- دادنامه شماره147-91/2/31 ربطی به زوج ندارد و نمی شود مورد استناد قرار گیرد.5-استناد به دادنامه شماره مذکور در رأی بدوی حکایت از اصرار زوج در سوءرفتار و یا استمرار سوءرفتار ندارد.6- استناد به دادنامه شماره1513-91 در خصوص معاونت در سرقت زوج نیز با توجه به دادنامه های شماره401-90/5/18 درباره محکومیت زوجه به مجازات به علت برقراری رابطه نامشروع با مرد اجنبی که برابر دادنامه شماره929-90/11/6 صادر شده از شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان تشدید شده است نمی تواند موجب تحقق بند9 شرط ضمن عقد گردد.7- در پرونده غیر از موارد مذکور دلیلی نیست که موجب عسروحرج زوجه در ادامه زندگی با زوج باشد. علی هذا با نقض رأی فرجام خواسته رسیدگی به شعبه دیگر از دادگاه تجدیدنظر استان مازندران به استناد بندج ماده371ق.آ.د.م محوّل می گردد./ر
جعفر الهی (مستشار) محمد ربّانی نژاد( عضو معاون)
رأی شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی طرفین دادنامه فرجام خواسته مخدوش است زیرا:1- تعهدنامه ای که دادگاه بدوی به آن استناد نموده است مربوط به تاریخ1382/12/14 بوده که کدورت طرفین با این مصالحه نامه ضمن اینکه زوجه هم متعهد به ح. معاشرت شده تا آن تاریخ خاتمه یافته است و از آن تعهدنامه طبق ماده755 ق.م نمی توان به عنوان اقرار زوج مبنی بر ایراد ضرب و جرح زوجه قبل از این تاریخ استناد نمود.2- زوجه با وجودیکه طبق دادنامه شماره1705-84/8/26 رأی به نفع وی صادر شده است از اقدام به طلاق صرفنظر نموده است که حکایت از صلح و سازش بین وی و زوج دارد.3- مرکز توان بخشی ش. در تاریخ84/5/3 اعلام نموده است که زوج با مراجعه داوطلبانه به آن مرکز پس از ترک اعتیاد ترخیص شده است.4- دادنامه شماره147-91/2/31 ربطی به زوج ندارد و نمی شود مورد استناد قرار گیرد.5-استناد به دادنامه شماره مذکور در رأی بدوی حکایت از اصرار زوج در سوءرفتار و یا استمرار سوءرفتار ندارد.6- استناد به دادنامه شماره1513-91 در خصوص معاونت در سرقت زوج نیز با توجه به دادنامه های شماره401-90/5/18 درباره محکومیت زوجه به مجازات به علت برقراری رابطه نامشروع با مرد اجنبی که برابر دادنامه شماره929-90/11/6 صادر شده از شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان تشدید شده است نمی تواند موجب تحقق بند9 شرط ضمن عقد گردد.7- در پرونده غیر از موارد مذکور دلیلی نیست که موجب عسروحرج زوجه در ادامه زندگی با زوج باشد. علی هذا با نقض رأی فرجام خواسته رسیدگی به شعبه دیگر از دادگاه تجدیدنظر استان مازندران به استناد بندج ماده371ق.آ.د.م محوّل می گردد./ر
جعفر الهی (مستشار) محمد ربّانی نژاد( عضو معاون)
رأی شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی طرفین دادنامه فرجام خواسته مخدوش است زیرا:1- تعهدنامه ای که دادگاه بدوی به آن استناد نموده است مربوط به تاریخ1382/12/14 بوده که کدورت طرفین با این مصالحه نامه ضمن اینکه زوجه هم متعهد به ح. معاشرت شده تا آن تاریخ خاتمه یافته است و از آن تعهدنامه طبق ماده755 ق.م نمی توان به عنوان اقرار زوج مبنی بر ایراد ضرب و جرح زوجه قبل از این تاریخ استناد نمود.2- زوجه با وجودیکه طبق دادنامه شماره1705-84/8/26 رأی به نفع وی صادر شده است از اقدام به طلاق صرفنظر نموده است که حکایت از صلح و سازش بین وی و زوج دارد.3- مرکز توان بخشی ش. در تاریخ84/5/3 اعلام نموده است که زوج با مراجعه داوطلبانه به آن مرکز پس از ترک اعتیاد ترخیص شده است.4- دادنامه شماره147-91/2/31 ربطی به زوج ندارد و نمی شود مورد استناد قرار گیرد.5-استناد به دادنامه شماره مذکور در رأی بدوی حکایت از اصرار زوج در سوءرفتار و یا استمرار سوءرفتار ندارد.6- استناد به دادنامه شماره1513-91 در خصوص معاونت در سرقت زوج نیز با توجه به دادنامه های شماره401-90/5/18 درباره محکومیت زوجه به مجازات به علت برقراری رابطه نامشروع با مرد اجنبی که برابر دادنامه شماره929-90/11/6 صادر شده از شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان تشدید شده است نمی تواند موجب تحقق بند9 شرط ضمن عقد گردد.7- در پرونده غیر از موارد مذکور دلیلی نیست که موجب عسروحرج زوجه در ادامه زندگی با زوج باشد. علی هذا با نقض رأی فرجام خواسته رسیدگی به شعبه دیگر از دادگاه تجدیدنظر استان مازندران به استناد بندج ماده371ق.آ.د.م محوّل می گردد./ر
جعفر الهی (مستشار) محمد ربّانی نژاد( عضو معاون)