رأی خلاصه جریان پرونده
به حکایت پروندة کلاسه 900395 شعبة سوم دادگاه عمومی حقوقی قروه، آقای م. خ. وکیل دادگستری به وکالت از آقای ج. م. فرزند ع. ، ضمن اقامة دعوی به طرفیّت آقای م. ر.ش. به خواستة مطالبة خسارت به شرح دادخواست تقدیمی، مستدعی اقدام قانونی می باشد. دادگاه با رسیدگی های لازم، نهایتاً دادنامة شماره 301092-1393/12/12 را مبنی بر اعلام بی حقی خواهان صادر می نماید. دادنامة مذکور در مورخ 1394/1/15 به آقای م. خ. وکیل خواهان ابلاغ شده و سپس مشارالیه به اتفاق خانم س.ب. وکیل دیگر خواهان در تاریخ 139/2/3 با اسقاط حق تجدیدنظرخواهی، نسبت به دادنامة صادره فرجام خواهی نموده است. به همین لحاظ پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و تحت کلاسة بالا در دستور کار این شعبه قرار گرفته است. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیده پس از قرائت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
برابر دستور ماده 367 قانون آئین دادرسی مدنی، رأی مرجع نخستین که به لحاظ عدم درخواست رسیدگی تجدیدنظر، قطعیت یافته باشد، با وجود یکی از شرایط مقرّر در شقوق «الف»; و «ب»; مادة مرقوم، قابلیّت رسیدگی فرجامی خواهد داشت. دادنامة شماره 431092-1393/12/12 صادره از شعبة سوم دادگاه عمومی حقوقی قروه، در مورخ 1394/1/15 به وکیل خواهان ابلاغ گردیده و در زمان تقدیم دادخواست فرجامی( 1394/2/3) هنوز غیرقطعی و دادخواست تقدیمی هم داخل در مهلت تجدیدنظرخواهی بوده است. مضافاً به اینکه اسقاط حق تجدیدنظرخواهی عنوان شده از جانب وکلای فرجام خواه نیز مؤثر در مقام نمی باشد زیرا مقررات قانون آئین دادرسی مدنی علی الاصول از قواعده آمره و راجع به نظم عمومی است. بنا به کیفیت موصوف به علّت غیرقابل فرجام بودن موضوع، این شعبه با تکلیفی مواجه نبوده، مقرر می دارد دفتر پرونده را از موجودی کسر و به مرجع بدوی اعاده نماید تا از آن طریق اقدام شایسته معمول گردد.
شعبه 10 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
هادی عبداله پور - سیدحجت اله میرمجیدی