رأی دادگاه بدوی
در خصوص در خواست شعبه 15 دادسرای ناحیه 25 تهران به شماره بایگانی 911018مورخ 1394/4/23مبنی بر صدورحکم به رفع حجر اقای ق. ش.ح.خ. فرزند ف. باتوجه به محتویات پرونده از جمله اینکه طی دادنامه 1131مورخ 1390/11/18در پرونده 89/45/89 این دادگاه حکم حجر نامبرده به سبب جنون ادواری صادر گردیده است و نظریه کمیسیون سه نفر پزشکی قانونی به شماره 1/33/1693/93مورخ 1393/6/4پس از معاینه روانپزشکی اعلام نموده است نامبرده سوابقی از ابتلا ء به اختلال روانی شدید دارد که با درمانهای انجام شده در معاینه فعلی بیماری وی تحت کنترل نسبی است و در شرایط فعلی توانائی تصمیم گیری در مورد امور مالی خود را دارد لیکن احتمال عود بیماری منتفی نیست و در رایط فعلی توانایی تصمیم گیری در مورد امور مالی خودنیست. و این نظریه حکایت از وجود دوره افاقه دارد و دلیلی بر مرتفع شدن جنون نمی باشد دادگاه خواسته خوهان را غیر وارد تشخیص و به استناد ماده 1213 ق م حکم به بطلان دعوی صادر و اعلام می نماید رای دادگاه ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی می باشد.
رئیس شعبه 45 دادگاه حقوقی تهران- سیدمجتبی موسوی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای علی (قدرت) ش.ح.خ. بطرفیت شعبه 15 دادسرای ناحیه 25 تهران نسبت به دادنامه شماره 959-94/10/07 صادره از شعبه 45 دادگاه عمومی حقوقی تهران وِیژه امور حسبی با توجه به مندرجات و مستندات پرونده وارد و موجه است و رای مزبور که به موجب آن با درخواست شعبه 15 دادسرای ناحیه 25 تهران مبنی بر صدور حکم به رفع حجر تجدید نظرخواه بلادلیل و غیر وارد تشخیص حکم به بطلان دعوی صادر شده است مخدوش و مغایر با قانون ودلائل موجود در پرونده است زیرا با توجه به سوابق نامبرده که بعنوان معاون یکی از شعبه بانک صادرات منطقه بازار تهران مشغول به کار بوده اگرچه ممکن است بعدا دچار مشکلاتی از حیث اعصاب و روان شده باشد و به همین سبب دادگاه بموجب گواهیهای پزشکی قانونی بموجب دادنامه شماره 1131-90/11/18 حکم حجر وی را صادر نموده است ولی بعدا با گذشت زمان و با ادامه معالجات پزشکی سلامت نسبی خود را بازیافته و از حیث روحی و روانی وضعیت بهتری پیدا کرده بطوریکه قادر به زندگی عادی و اداره امورات مربوط به خود شده به همین دلیل تقاضای رفع حجر خود را از دادسرای مربوطه نموده و مرجع مزبور که قبلا خود متقاضی حجر وی بوده با بررسی های که بعمل آورد خصوصا نتیجه تحقیقات مورخ 93/4/30 ادعای افاقه مشارالیه را صحیح تشخیص و به موجب تقاضانامه شماره 1479-94/4/23 تقاضای رفع حجر او را از دادگاه نموده و حتی هیئت سه نفره کمیسیون پزشکی قانونی تهران طی نامه شماره 1/33/1693/93 -93/6/04 پس از معاینه اعلام داشتند اختلال روانی گذشته وی با درمانهای انجام شده تحت کنترل نسبی است و در شرائط فعلی توانائی تصمیم گیری در مورد امور مالی خود را دارد اگرچه احتمال عود بیماری منتفی نیست در موارد عود و شدت بیماری قادر به اداره امور خود نیست علی ایحال صرفنظر از طریقی بودن نظر پزشکی قانونی بعنوان نظر کارشناسی ماده 1213 قانون مدنی نیز مجنون اداواری در حال جنون را ممنوع التصرف دانسته که با توجه به مفهوم مخالف آن یعنی اگر در حال افاقه باشد محجور و ممنوع التصرف در اموال و تصمیم گیری مهم خود نمی باشد و اعمال حقوقی او نافذ است و چه بسا ممکن است حالت افاقه پس از ایجاد تا پایان عمر نیز ادامه یابد و نمی توان آن شخص را پس از اثبات افاقه و صرفا با احتمال اینکه بعدا ممکن است بیماری او عود کند برای ابد از تصرف در اموال خود به منظور اداره یک زندگی طبیعی و عادی محجور و ممنوع نمود علیهذا با توجه به مراتب مذکور و مفاد لایحه دفاعی و عنایتا به مصاحبه این دادگاه با نامبرده که جملگی دلالت بر افاقه و حالت طبیعی وی دارد دادنامه تجدید نظرخواسته را مخدوش و در خور نقض دانسته و باستناد ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی آنرا نقض و به استناد ماده 1213 قانون مدنی حکم به رفع حجر تجدید نظرخواه صادرو اعلام می نماید این رای قطعی است وظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوانعالی کشور می باشد.
شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار
محرمعلی بیگدلی - علیرضا زاهدیان