رأی خلاصه جریان پرونده
پرونده مسبوق به سابقه رسیدگی در این شعبه می باشد ،خلاصه جریان پرونده تا زمان صدور دادنامه شماره 9309970907300423 _ 1393/11/29 شعبه دیوان قبلاً تنظیم و در مقدمه رأی مزبور منعکس و شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و اعاده به همان شعبه ، پرونده جهت رفع نقص و رسیدگی مجدد در شعبه دوم دادگاه کیفری یک تهران ( جانشین شعبه 71 دادگاه کیفری استان ) مطرح و پس از رسیدگی به عمل آمده در جلسه مقرر ۱۳۹۴/04/09 دادگاه مبادرت به صدور دادنامه شماره 9409970225100064 ـ 1394/04/13 نموده است . به موجب این رأی دادگاه مجدداً ارتکاب بزه انتسابی قتل عمدی مرحوم الف. ب.ن. را از ناحیه متهم ردیف اول ( ک. س. ) حسب اظهارات م. ر. و اقرار شخص متهم محرز و ثابت تشخیص و نامبرده را به قصاص نفس حسب درخواست تنها ولی دم مقتول محکوم نموده است . آقای ح. ت. وکیل ک. س. با وجود اینکه نزد دادگاه اعلام داشته : « . . . با توجه به اینکه در جلسه امروز مشخص شد موکل ضربات را زده و اقرار نیز دارد و م. ر. نیز مطالب را بیان نمودند عرض خاصی ندارم . » بشرح لایحه تقدیمی اخیر وارده به شماره 653 _ ۱۳۹۴/05/31 به دادنامه اخیرالصدور اعتراض و درخواست تجدیدنظر نموده است . پرونده در تاریخ 1394/07/19 به دیوان عالی کشور ارسال و بر اساس سابقه به این شعبه ارجاع و حسب نظر ریاست محترم شعبه توسط عضو ممیز امضاء کننده ذیل بررسی مقتضی انجام و این گزارش در ادامه گزارش قبل تنظیم گردیده است . عضو ممیز با توجه به بررسی پرونده و محتویات آن نکات آتی را متذکر می گردد . 1 ـ نظر به اینکه فرزند مرحوم د. الف. صغیر و فاقد ولی قهری ( جد ) می باشد و برای او قیم نصب گردیده است . دادسرا قبل از صدور کیفرخواست با استناد به ماده 356 قانون مجازات اسلامی مراتب را جهت کسب تکلیف به ریاست محترم قوه قضائیه اعلام و بر اساس مفاد نامه شماره 9001/15410/10 _ 1392/09/25 ریاست محترم قوه قضائیه مرقوم داشته « نسبت به اخذ دیه یا قصاص تا زمان بلوغ ولی دم صبر شود ، اما نسبت به تعقیب ، انجام پذیرد . « ( ص 181 ) 2 ـ سابقهای از گواهی حصر وراثت مرحوم الف. ب.ن. در پرونده موجود نبوده و صرفاً یک برگ تصویر استشهادیه که مقدمتاً برای صدور حصر وراثت تنظیم می گردد ضمیمه پرونده شده ( برگ 169 ) و بدین ترتیب دلیل سمت خانم ظ. خ. به عنوان مادر مرحوم الف. ب.ن. تنها ولی دم و انحصار به وی در پرونده که می بایستی در جریان رسیدگی مورد توجه دادگاه قرار می گرفت مشخص نمی باشد . هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید . پس از قرائت گزارش آقای محسن ربانی زاده عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد ح. ارجمند دادیار دادسرای دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر اینکه با توجه به محتویات و ملاحظه مفاد لایحه اعتراضیه وکیل مدافع محکوم علیه مستند به دلیل موجه و قانونی نبوده ضمن عقیده به رد آن چون دادنامه تجدیدنظرخواسته و معترض عنه در تحقیقات معموله واجد ایراد و اشکال تحقیقاتی می باشد و به لحاظ نقص در پرونده مستنداً به بند ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری نظر به نقض آن و رسیدگی مجدد در همان شعبه به لحاظ رفع نقص تحقیقاتی دارم . وکیل نسبت به یک فقره دیگر از اتهامات محکوم علیه مذکور مبنی بر قصاص نفس مربوط به ارتکاب قتل عمدی مرحوم د. الف. صرفنظر از عدم اعتراض نسبت به آن لذا محکومیت نامبرده به صرف درخواست احد از اولیاء دم و قبل از تعیین تکلیف نهایی فاقد وجاهت شرعی و قانونی می باشد . لذا به نظر این بخشی از دادنامه به استناد بند ب ماده 469 قانون مذکور نقض و به جهت رسیدگی مجدد به همان شعبه دارم . 3 - اعتراض آقایان م.ع. و م.د. به وکالت از ناحیه محکوم علیه م. ر. با توجه به ملاحضه مفاد لایحه اعتراضیه آنان در دادگاه اخیرالذکر به نظر وارد و مسموع نبوده ضمن عقیده به رد آن چون دادنامه معترض و عنه مربوط به استناد بند الف ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری مطابق با موازین قتنونی و شرعی صادر شده است نظر و عقیده به ابرام و تأیید آن دارم . در خصوص دادنامه های شماره 9309970225100083 مورخه 1393/04/31 و 9409970225100064 مورخ 1394/04/13 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده ، چنین رأی می دهد :
رأی شعبه دیوان عالی کشور
1 ـ اعتراض آقای ح. ت. وکیل تسخیری ک. س. نسبت به دادنامه شماره 9409970225100064 مورخ 1394/04/13 شعبه دوم دادگاه کیفری یک تهران از جهت ایراد به احراز ارتکاب بزه انتسابی قتل عمدی مرحوم الف. ب.ن. توسط ک. س. وارد نبوده و مردود است لکن به جهت اینکه سابقهای از گواهی حصر وراثت مرحوم الف. ب. ن. به منظور احراز سمت قانونی خانم ظ. خ. به عنوان ولی دم مرحوم و انحصار به وی در پرونده موجود نمی باشد و بایستی این امر در جریان رسیدگی مورد توجه قرار می گرفت ، لذا شعبه دیوان بدین ترتیب موجبات تأیید محکومیت ک. س. به یک فقره قصاص نفس مربوط به قتل مرحوم الف. ب. ن. موضوع دادنامه یاد شده در بالا را به کیفیت حاضر فراهم ندانسته و به لحاظ نقص در پرونده آن را با استناد به بند 2 از قسمت ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری نقض و جهت رفع نقص به همان شعبه اعاده می نماید . 2 ـ در خصوص محکومیت دیگر ک. س. مبنی بر یک فقره قصاص نفس مربوط به ارتکاب قتل عمدی مرحوم د. الف.، موضوع قسمت دیگر دادنامه سابق الصدور شماره 9309970225100083 _ 1393/04/31 شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران صرفنظر از عدم اعتراض نسبت به آن نظر به اینکه احد از اولیاء دم مرحوم د. الف. صغیر و فاقد جد پدری می باشد و بر همین اساس ریاست محترم قوه قضائیه با اختیارات حاصل از ماده 356 قانون مجازات اسلامی و در پی اعلام مراتب از سوی دادستان عمومی و انقلاب تهران چنین مرقوم و مقرر داشته : « نسبت به اخذ دیه یا قصاص تا زمان بلوغ ولی دم صبر شود ، اما نسبت به تعقیب ، انجام پذیرد » لذا محکومیت ک. س. به یک فقره قصاص نفس دیگر به صرف درخواست احد از اولیاء دم و قبل از تعیین و تکلیف نهایی موضوع نسبت به قصاص و یا دیه از سوی ولی دم دیگر مقتول وجاهت شرعی و قانونی نداشته و لذا این بخش از دادنامه شماره 9309970225100083 _ 1393/04/31 صادره از سوی شعبه 71 دادگاه کیفری استان سابق تهران با استناد قانونی مذکور در بند یک نقض و به همان شعبه اعاده تا به تکلیف قانونی عمل نمایند .3 ـ اعتراض آقایان م.ع. و م.د. به وکالت از م. ر. بشرح لوایح تقدیمی نسبت به محکومیت موکل خود در دادنامه اخیرالذکر وارد نبوده و مردود می باشد و لذا با استناد به بند الف ماده قانونی فوق الذکر صرفاً این قسمت از دادنامه ابرام می گردد . این رأی قطعی است .
شعبه 13 دیوان عالی کشور- رئیس و عضو معاون
علی اصغر باغانی - محسن ربانی زاده