رأی خلاصه جریان پرونده
آقای ل.ک. با تقدیم دادخواستی بطرفیت خانم الف.ح. به خواسته تنفیذ طلاق و حکم به ثبت واقعه طلاق تقاضای رسیدگی نموده شعبه اول دادگاه عمومی ... با استناد به اقاریر صریح طرفین به وقوع طلاق و تأیید موضوع از سوی شورای روحانیت اهل سنت ... حکم به تأیید و تنفیذ صادر نموده است. خانم الف.ح. به رأی مزبور به لحاظ عدم توجه به حقوق مالی وی اعتراض نموده، شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان ... به موضوع رسیدگی نموده، زوجه اعلام نموده است: کار منزل را تبرعاً انجام داده، ولی پرداخت مهریه را خواستار است و اضافه نموده است: زوج طلاجات وی را شامل 12 قطعه نیم لیره و یک قطعه زنجیر 15 گرمی به فروش رسانده است که آن را نیز می خواهد. زوج اظهار داشت: مهریه همسرم را پرداخت ... (خوانا نیست) طلاجات را خودش فروخته است، با آن زمین خریدیم. حاضرم حقوقات وی را قطعی بدهم. دادگاه بهشرح دادنامه فرجام خواسته تنفیذ طلاق را تأیید نموده و زوج را به پرداخت مهریه و 12 قطعه نیم لیره و یک قطعه زنجیر طلا با وزن 15 گرم (طلاجات فروخته شده) و مبلغ بیست میلیون ریال بابت حق المتعه محکوم نموده است. زوج از رأی صادره فرجام خواهی نموده و اعلام کرده است: زوجه فقط مستحق مهریه می باشد که به صورت اقساط پرداخت خواهم نمود که زوجه در شعبه اول دادگاه حقوقی ... به شماره پرونده 9207045 بهصورت جداگانه اقامه دعوی کرده است که دادنامه شماره 01848-26/12/1392 صادر گردیده است و وجهی برای رسیدگی مجدد نبوده و راجع به طلاجات نیز خود وی آن را فروخته و ربطی به من ندارد. پرونده به این شعبه دیوان عالی کشور ارجاع، با قرائت گزارش آقای رزاقی و ملاحظه نظریه آقای حاتمی دادیار دادسرای دیوان عالی کشور مبنی بر: ابرام دادنامه، به شرح زیر اقدام به صدور رأی می گردد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده و مفاد و مستندات رأی بدوی و تجدیدنظر، تنفیذ طلاق از سوی محاکم بدوی و تجدیدنظر که وقوع آن بر اساس مدارک ابرازی قابل احراز بوده و اعتراضی نسبت به آن نشده مطابق مقررات تشخیص و مستنداً به مواد 370 و 396 قانون آئین دادرسی مدنی ابرام می گردد و درخصوص حکم به پرداخت مهریه با توجه به اینکه موضوع قبلاً از سوی زوجه به صورت دعوی مستقل مطرح و منتهی به صدور دادنامه شماره 01848-26/12/1392 صادره از شعبه اول دادگاه حقوقی ... شده است، وجهی برای صدور حکم مجدد نبوده و این بخش از دادنامه نقض بلاارجاع می گردد و درخصوص حکم به پرداخت طلاجاتی که به ادعای زوجه توسط زوج فروخته شده و مورد انکار زوج واقع شده است، صرفنظر از اینکه مطابق ماده 349 قانون آئین دادرسی مدنی مرجع تجدیدنظر فقط به آنچه که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی می نماید، چنانکه اداره حقوقی نیز در نظریه شماره 1833/7-02/06/1373 تصریح نموده است: «موضوعی را که در دادگاه بدوی نفیاً یا اثباتاً منتهی به اظهارنظر نشده است نمی توان در دادگاه تجدیدنظر مورد صدور حکم قرار داد»; و در مانحن فیه موضوع فروش طلاجات زوجه توسط زوج که به عنوان حقوق ناشی از زوجیت نبوده و دعوی مستقلی محسوب می شود و زوجه نیز در مرحله بدوی علیرغم حضور در دادگاه و بیان مطالب خویش نسبت به این موضوع سخنی نگفته است و مورد انکار زوج می باشد که نیاز به بررسی مستقل و ارزیابی و تحلیل ادله طرفین دارد و دادگاه بدون بررسی ادله وارد این موضوع شده و خوانده را به استرداد آن محکوم نموده است، فاقد وجهه قانونی است. لذا رسیدگی نسبت به این بخش از دادنامه ناقص تشخیص و این قسمت از دادنامه فرجام خواسته شماره 0077-26/01/1393 صادره از شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان ... مستنداً به بند 5 ماده 371 و بند (الف) ماده 401 قانون آئین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی مجدد به همان دادگاه ارجاع می گردد.
شعبه 27 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
مرتضی فاضل - عزیزالله رزاقی