رأی خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده خانم ف. ب. در تاریخ ۱۳۹۲/11/21 به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بهارستان علیه آقای ر. الف. به اتهام تجاوز به عنف و ازاله بکارت شکایت نموده شاکی در توضیح شکایت خود اظهار داشته که سه سال قبل در حالیکه از مدرسه عازم منزل شدم که این آقا مرا سوار اتومبیل کرد و با تهدید چاقو مرا به یک خانه برد در حالیکه کسی در خانه نبود و به من تجاوز کرد و ازاله بکارت نمود و به من گفت که مرا به ازدواج خود درمیآورد اما به حرف خود عمل نکرد از ترس خانوادهام در این مدت به آنها نگفتم که هماکنون مجبور شدم به مادرم بگویم و شکایت کردم دادسرای عمومی و انقلاب علیرغم تلاش در جهت دستگیری متهم موفق به دستگیری نشده در نهایت شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بهارستان ۱۳۹۳/2/5 پرونده را به استناد تبصره 3 ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب قرار عدم صلاحیت خود را به شایستگی محاکم کیفری استان تهران صادر و اعلام نموده و پروند به مرجع ذیصلاح ارسال که شعبه 72 دادگاه کیفری استان تهران متکفل رسیدگی گردیده دادگاه پس از اخذ توضیح از شاکی دستور جلب متهم را صادر که مأمورین اداره آگاهی موفق به دستگیری متهم نگردیدهاند شاکی به دادگاه محترم اعلام نموده که متهم از طریق اداره آگاهی بازداشت میباشد دادگاه نیز به اداره آگاهی دستور دادهاند که مرجع بازداشتکننده به دادگاه اعلام تا بهرهبرداری قضائی گردد پلیس آگاهی تهران بزرگ در پاسخ اعلام نموده که متهم ر. الف. در مورخه ۱۳۹۳/10/6 به دستور بازپرس محترم شعبه پنجم دادسرای ناحیه 34 تهران به ندامتگاه تهران بزرگ به اتهام سرقت مسلحانه و کیفقاپی اعزام گردیده و در تاریخ ۱۳۹۳/10/1 آزاد شده است مجدداً دادگاه به نیروی انتظامی شهرستان بهارستان دستور جلب متهم را صادر اما بجائی نرسیده در این اثنا شاکی به پلیس مراجعه اظهار داشته که دو نفر از اتومبیل پیاده شدند و مرا تهدید کردند که از جان ر. الف. چه میخواهی اگر رضایت ندهی تو را خواهم کشت متعاقباً شاکیه بالاجبار تسلیم به گذشت میشود و دادگاه طی دادنامه شماره فوقالاشعار به لحاظ فقد دلیل کافی باستناد ماده 383 قانون آئین دادرسی کیفری قرار منع تعقیب متهم را صادر و اعلام نموده با ابلاغ دادنامه به شاکی وی به دادامه اعتراض و اظهار داشته که به علت تهدیدات مشتکیعنه رضایت دادهام و هماکنون به دادنامه اعتراض و درخواست تجدیدنظر دارم پرونده پس از ارسال به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع گردیده است. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای نبیاله راجی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای کامران محمدحسینی دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر با توجه به اینکه شاکیه مدعی است با اجبار اقدام به گذشت کرده است و متعاقباً اعتراض کرده است تقاضای صدور نقض رأی صادره را دارم. در خصوص دادنامه شماره 225200112-1394/5/31 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره 225200112-1394/5/31 صادره از شعبه سوم دادگاه کیفری یک تهران که به لحاظ فقد دلیل شکایت تجدیدنظرخواه منجر به قرار منع تعقیب متهم گردیده و به قرار صادره اعتراض نموده با توجه به شکایت تجدیدنظرخواه، گواهی پزشکی قانونی، متواری بودن مشتکیعنه و سابقه دستگیری وی به اتهام سرقت مسلحانه و کیفقاپی لازم بود مشتکیعنه به هر نحو ممکن دستگیر و از وی تحقیق به عمل میآمد و به رضایت و گذشت شاکی که قبل از آن اعلام نموده دوستان مشتکیعنه مرا با چاقو تهدید کردهاند، اعتنائی نمیشد علیایحال با توجه به مراتب با پذیرش اعتراض تجدیدنظرخواه با استناد به بند ب ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری رأی معترضعنه نقض و به شعبه صادرکننده رأی پرونده اعاده تا ضمن تحقیقات مجدد مبادرت به صدور رأی نمایند.
رئیس و مستشار شعبه 29 دیوان عالی کشور
نبیاله راجی - محمد کرمی