رأی دادگاه بدوی
در خصوص دعوی خانم م. ج.ب.ط. فرزند ی. به طرفیت اداره ثبت احوال....به خواسته ابطال شناسنامه شماره..... وصدور شناسنامه جدید با تاریخ تولد1361/7/13 بدین شرح که در تاریخ 1359/7/13به دنیا آمده ولیکن خواهری داشته که درسال 1359 به دنیا آ مده وبعداً فوت نموده والدین به سبب علاقه به فرزند متوفی شناسنامه وی را باطل ننموده وهمان را برای موکل در نظر گرفته لذا تقاضا ی ابطال آن وصدور شناسنامه جدید با تاریخ تولد واقعی موکل را دارم . نماینده ثبت احوال بشرح لایحه مثبوت به شماره ....مورخ 1393/1016 با اشاره به اینکه سند سجلی سند رسمی است و در مقاطع مختلف مورد استفاده خواهان قرار گرفته در خواست رددعوی مطروحه رانموده است. دادگاه با توجه به شهادت گواهان تعرفه شده خواهان وعدم جرح ایشان از سوی خوانده واینکه صرف استفاده از شناسنامه مسقط ادعای بطلان آن چنانچه متکی به دلیل باشد،نخواهد بود وتردید وشائبه ای در حقانیت شهادت شهود تعرفه شده وجود ندارد حقانیت ادعای خواهان را ثابت تشخیص داده وبه استناد ماده 995قانون مدنی و ماده 4 قانون ثبت احوال ونظریه شورای نگهبان در اعلام بی اعتباری ماده 1309قانون مدنی حکم به ابطال سند سجلی مذکور والزام اداره خوانده به صدورسند سجلی و شناسنامه جدید با تاریخ تولد 1361/7/13 بنام خواهان صادر می نماید. رای صادره حضوری وظرف 20روز از تاریخ قابل تجدید نظر در دادگاه محترم تجدید نظر استان تهران می باشد.
رئیس شعیه 14دادگاه عمومی حقوقی تهران -مظلومی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی اداره ثبت احوال تهران بطرفیت خانم م. ج. از دادنامه شماره 00839 مورخ 1393/11/7 شعبه محترم 14 دادگاه عمومی حقوقی تهران که مفادا متضمن ابطال سند سجلی شماره .....و محکومیت تجدیدنظرخوانده صدور شناسنامه جدید با تاریخ تولد 1367/7/13 بنام تجدیدنظرخواه را داشته وارد و موجه بوده و رای صادره شایسته تائید نمی باشد . زیرا دلیل استنادی تجدیدنظرخوانده در اثبات مدعی به شهادت شهود بوده که با فرض تائید ارزش گواهی گواهان از سوی دادگاه این امر به تنهایی قادربه اثبات واقعه فوت خواهرنامبرده واستفاده وی از شناسنامه ایشان نمی باشد وتجدیدنظرخوانده می بایست گواهی فوت خواهر مورد ادعای خود و مدارک مربوط به تحصیلات ابتدایی و شناسنامه والدین را به عنوان دلیل ارائه و مورد استناد قرار می داد که به این امر مهم اقدام نکرده حتی با وصف ابلاغ اخطاریه ارسالی از سوی این دادگاه برای اخذ توضیح راجع به تاریخ فوت و تقدیم مدراک مثبته در این مرجع حاضر نگردیده که عدم حضورمشارالیهما می تواند قرینه مثبته برای واهی بودن ادعای نامبرده تلقی میگردد . علی ایحال دادگاه توجها به مراتب فوق و و ملاحظه لوایح ابرازی طرفین و ضرورت حفظ اعتباری اسناد سجلی از هرگونه تزلزل وفقدان ادله اثباتی کافی در ما نحن فیه جهت پذیرش ادعای تجدیدنظرخوانده مستندا به مفهوم مواد 197 -358 از قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی وماده 995 از قانون مدنی و مواد 22 -24 قانون ثبت احوال مصوب 1355 مفهوم ماده واحده قانون حفظ اعتبار اسناد سجلی و جلوگیری از تزلزل انها مصوب1367/11/2 ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم بر بطلان دعوی تجدیدنظرخوانده صادر و اعلام می نماید . این رای قطعی است.
شعبه 56 دادگاه تجدیدنظراستان تهران - مستشاران
آژیده - یوسف رمضانی