رأی دادگاه بدوی
در خصوص اتهام ی.م.س.، 30 ساله، اهل خرم آباد، ساکن تهران آزاد به قید کفالت، مسلمان، ایرانی با سواد با وکالت بعدی آقای الف.ص.ز. و کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ... دادگاه با ملاحظه جمیع اوراق و محتویات پرونده نظر به شکایت شاکی نظریه پزشکی قانونی گزارش مرجع انتظامی اظهارات شهود تعرفه شده در مراحل تحقیق و اتیان سوگند شاکی و دفاعیات بلاوجه متهم در مراحل تحقیق و دادرسی و مویدا به سایر قرائن و امارات موجود در پرونده از جمله دفاعیات وکیل مدافع شاکی من حیث المجموع بزه انتسابی به متهم در حد کیفرخواست، مقرون به صحت تشخیص و مستندا به مواد 448 , 450, 452 , 462 , 488 بند الف 594 و بند ب 709 همگی از قانون مجازات اسلامی و 64 الی 67 و بند ب 83 و بند ب 86 همگی از قانون مزبور و ماده 608 قانون تعزیرات اسلامی از بابت جنبه عمومی ایراد جرح عمدی به پرداخت هجده میلیون ریال جزای نقدی به عنوان جایگزین حبس و از بابت فحاشی به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت و از بابت صدمات وارده به پرداخت مجموعا هشت درصد دیه کامل بابت جراحت های دامیه بین ابروها سمت راست پیشانی و سمت چپ پیشانی و قدام سر سمت چپ که از تاریخ جرم ظرف یک سال تمام قمری قابل پرداخت می باشد محکوم واعلام مینماید. رای اصداری حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه 1037 دادگاه عمومی و جزایی تهران -مختار صبور رازلیقی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای ن.ز. به وکالت ازآقای الف.خ. نسبت به دادنامه شماره102مورخ 1394/2/19شعبه 1037دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن تجدیدنظرخوانده به اتهام ایرادضرب وجرح عمدی به پرداخت دیه درجنبه خصوصی جرم وپرداخت جزای نقدی با اعمال مجازات جایگزین حبس ازجنبه عمومی جرم وبه پرداخت جزای نقدی دیگر بابت جرم فحاشی بنابه شرح واستدلال منعکس دردادنامه محکوم شده است. دادگاه باتوجه به محتویات پرونده درمورد جنبه عمومی جرم ایراد ضرب و جرح عمدی صرفنظر ازاینکه درکیفرخواست به جنبه عمومی جرم مذکور اشاره ای نشده و نیز به ماده قانونی آن استناد نشده است. ازآنجا که هیچ دلیلی برجنبه عمومی جرم وجود ندارد ومعلوم نیست دادگاه صادرکننده حکم به استناد کدام قانون دراین خصوص انشاء رأی نموده و هیچ توضیح واستدلال درمورد آن ننموده ازطرفی استناد به مواد مربوط به جایگزینی حبس وتعیین مجازات مربوط درصورتی است که شرط اساسی آن که اعلام رضایت شاکی است وجود داشته باشد. درحالی که درمانحن فیه منتفی است لهذادادنامه صادره دراین مورد صحیح نبوده واجازه حاصله ازبند ب ماده455 ازقانون آئین دادرسی کیفری (باتوجه به اینکه متهم تجدیدنظرخواهی نکرده ) ضمن نقض این قسمت ازدادنامه مستندا" به بند ب ماده فوق الذکر واصل برائت آقای ی. م.س. را ازاتهام جنبه عمومی جرم ایراد ضرب و جرح عمدی تبرئه می نماید. امّا درمورد جنبه خصوصی جرم و پرداخت دیه نظربه برائت درجنبه عمومی ازآنجاکه دیه تعیین شده کمترازده درصد دیه کامل انسان بوده ودادنامه ازاین حیث قطعی است. لذا مستندا" به بند ب ماده 427ازقانون آئین دادرسی کیفری قرارردّ درخواست تجدیدنظرخواهی صادرمی گردد[لازم به توضیح است که اگرچه شاکی به خصوصه وبه صراحت نسبت به موارد دادنامه اعتراض نداشته لکن به صورت عام اعتراض داشته که هیئت شعبه مکلف به اظهارنظر میباشد]وامّا درمورد توهین نظربه اینکه دراین مرحله ازرسیدگی ازسوی تجدیدنظرخواه ایراد و اشکال موجه ومؤثری که بتواند به اساس حکم خدشه وارد آورد ارائه وعنوان نشده است. اشکالات مطرح شده ازسوی تجدیدنظرخواه(عدم تناسب و قلّت قرار تأمین کیفری با جرم انتسابی و عدم استعلام سوابق کیفری بلحاظ تأثیرگذاری آن برمیزان مجازات ازنظر شدّت) مؤثردرمقام نیست و دادگاه تجدیدنظربه استناد مفهوم ومدلول ماده 458ازقانون آئین دادرسی کیفری نمی تواند مجازات مقرردرحکم راتشدید نماید و شرائط تشدیدنیز مهیا نمی باشد وتجدیدنظرخواهی باهیچ یک ازشقوق مندرج درماده 434 قانون اخیرالذکر انطباق ندارد. لهذا ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی بعمل آمده مستندا"به بند الف ماده455 ازقانون آئین دادرسی کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته را در قسمت مربوط به توهین و درحدود اعتراض تجدیدنظرخواه تائید می نماید، ضمنا" ماده 594 قانون مجازات اسلامی که درمتن دادنامه تایپی به اشتباه تایپ شده است صحیح آن ماده 549ازهمان قانون میباشد. رأی صادره قطعی است.
شعبه 5 دادگاه تجدیدنظراستان تهران - رئیس و مستشار
صادق علی طهماسبی - رضا نوری