رأی خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1393/2/8 م. گ. از دایره سرپرستی دادگستری مشهد درخواست رسیدگی و تعیین سرپرست برای پدر خود م. گ. کرده است و توضیح داده پدرش در اثر کهولت سن و سکته مغزی دچار بیماری آلزایمر شده است و قادر به انجام امور خود و تصمیمگیری نیست پدرش متولد 1309 میباشد سرپرست ناحیه 5 دادسرای عمومی مشهد م. گ. را برای اظهارنظر به پزشکی قانونی خراسان رضوی معرفی نموده است سازمان مزبور طی شماره 02955 ۱۳۹۳/۳/۱ مورخ ۱۳۹3/7/12 گزارش کرده است که از م. گ.م. معاینه به عمل آمد نتیجه به شرح ذیل است : « از نامبرده مصاحبه روانپزشکی و ارزیابی شناختی به عمل آمد وی در حال حاضر مبتلا به اختلال شناختی ناشی از کهولت سن میباشد در حدی که قادر به اداره اموال مالی خود نمیباشد تاریخ احراز این وضعیت معاینه توسط پزشک مرکز مورخ ۱۳۹3/7/9 میباشد » (برگ 5 پرونده) آقای دادیار متصدی رسیدگی به کلانتری محل دستور تحقیقات درباره م. گ. داده است از دو نفر تحقیق شده بیان داشتهاند از نظر روحی و روانی مشکلی ندارد دارای فراموشی است مریضی او چند سال است و مجنون و سفیه نیست. سپس پرونده برای رسیدگی و صدور حکم حجر به دادگاه ارسال شده است شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی مشهد طی دادنامه شماره 9309977575100673 مورخ 1393/7/19 با استناد به نظریه پزشکی قانونی حکم به حجر او به علت سفاهت از تاریخ 1393/7/9 صادر کرده است پس از ابلاغ آقای س.الف. ح. به وکالت از م. گ. از رأی صادره تجدیدنظرخواهی نموده است او توضیح داده که موکل پدر دو شهید است به دنبال سانحه رانندگی دچار محدودیت حرکتی و کلامی شده ولی در سایر حواس او نقصانی بوجود نیامده است و ندارد و اطرافیان و مصالح خود را تشخیص میدهد بدون اخذ نظریه پزشکی قانونی مبادرت به صدور حکم گردیده است با استناد به نظریه پزشک معالج تقاضای ارجاع امر به کمیسیون پزشکی را کرده است تجدیدنظرخوانده در رد اظهارات وکیل مزبور بیان داشته وقتی که تجدیدنظرخواه قادر به حرکت و تکلم نیست چگونه میتواند امورات خود را انجام و اداره کند یا مصالح خود را تشخیص دهد اعتراض باید موجه و توأم با دلیل باشد مدارکی برای تصادف ادعایی هم ارائه نشده است لذا اعتراض بدون دلیل است درخواست تأیید رأی صادره را کرده است پرونده برای رسیدگی به شعبه 21 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی ارجاع گردیده است شعبه مزبور به اعتبار اینکه تجدیدنظرخواهی خارج از موعد قانونی است پرونده را برای اقدام قانونی به دادگاه بدوی اعاده داده است دادگاه آن را در مهلت تلقی و برای رسیدگی مجدداً به دادگاه تجدیدنظر ارسال داشته است محکمه طرفین و بستگان را به دادرسی دعوت و در تاریخ 1394/4/20 با حضور طرفین و بستگان و وکیل تجدیدنظرخواه تشکیل جلسه داده است دادگاه با مشاهده وی م. گ. وضعیت او را چنین صورتجلسه کرده است که : « با توجه به وضعیت جسمی و روحی و روانی وی کاملاً مشهود است قادر به تکلم در حال حاضر نیست و سئوالی که به عمل آمد قادر به پاسخگویی نمیباشد محجوریت وی با توجه به شرایط موجود مشارالیه محرز و مسلم است نیازی به تحقیقات بیشتری به نظر نمیرسد وکیل منتخب وی اظهار مینماید من به حضور ایشان رسیدم با ایماء و اشاره مرا وکیل کرد قدرت شناخت دارد هر کس که قادر به تکلم نشود این علت نیست که محجور است و نظریه پزشکی قانونی هم به ایشان ابلاغ نگردیده است» دادگاه سپس ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامهی فرجامخواسته با استناد به نظریه پزشکی قانونی و تحقیقات انجام شده و اختبار در دادگاه تجدیدنظر تجدیدنظرخواهی را غیرموجه و بدون دلیل تشخیص و ضمن رد آن رأی بدوی را تأیید کرده است پس از ابلاغ از رأی صادره فرجامخواهی شده است حاصل اعتراضات فرجامی این است که دادگاه تجدیدنظر با حضور یک قاضی تشکیل شده موکل اساساً به پزشکی قانونی نرفته است یک نفر پزشک به منزل وی مراجعه و نظر داده است او قادر به شناخت اطرافیان است نظریه هم به وی ابلاغ نشده است درخواست جلب نظر کمیسیون پزشکی را دارد فرجامخوانده پاسخ داده علت حجر سکته مغزی و کهولت سن است وکیل فرجامخواه هم تأیید کرده است که او قادر به حرکت و تکلم نیست پزشکی که به منزل آمده نماینده پزشکی قانونی بوده است ایرادات و اعتراضات وی اتلاف وقت دادگاه است درخواست رد فرجامخواهی میشود پس از تبادل لوایح پرونده برای رسیدگی به دیوان کشور ارسال و رسیدگی به آن در دستور کار این شعبه قرار گرفته است لوایح طرفین در جلسه شور قرائت میشود. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
بر رسیدگی دادگاه تجدیدنظر و دادنامهی صادره اشکال وارد است 1- با لحاظ صورتجلسهی دادرسی مورخ ۱۳۹4/4/20 شعبه 21 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که با حضور طرفین و فرزندان و همسر فرجامخواه تشکیل یافته است معلوم میشود که دادگاه با حضور یک عضو مستشار تشکیل یافته است و طبق ماده 20 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب دادگاه رسمیت نداشته است 2- به علاوه چون ایراد شده که فرجامخواه به پزشکی قانونی اعزام نشده است و یک نفر پزشک به منزل مراجعه و بر اساس آن اظهارنظر گردیده است و این امر مورد تأیید فرجامخوانده هم قرار گرفته است اقتضاء داشته طبق درخواست فرجامخواه برای اظهارنظر قطعی نظر کمیسیون پزشکی جلب شود به علاوه چون درخواست حجر به تقاضای اداره سرپرستی مطرح شده است باید برای رسیدگی دعوت شود. علیهذا نظر به مراتب یاد شده و مستنداً به بندهای 3 و 5 ماده 371 و ماده 396 قانون آئین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته به علت عدم رعایت تشریفات دادرسی و نقص رسیدگی نقض و رسیدگی بعدی وفق بندهای الف مواد401 و 405 قانون مرقوم به دادگاه صادرکننده رأی ارجاع میشود.
رئیس و عضو معاون شعبه 3 دیوان عالی کشور
حسن غفارپور - محمدرضا سلطانیان