رأی خلاصه جریان پرونده
گزارش میرسد که م. به عنف وارد منزلی شده است، مأمورین به آن منزل میروند و او را دستبسته در آن منزل مییابند و صاحبخانه و بستگان وی هم هستند. خانم ل. میگوید: او به من پیامک زد و گفت باید امروز برای من پول بیاوری تا گوشی تو را به تو بدهم در غیر این صورت فیلم تو را پخش میکنم. من به همراه برادر و دامادمان به خانه رفتیم، او آمد برای گرفتن پول، علت اینکه دست و پای او را بستم این است که چند روز پیش طی اتفاقی میخواست خودش را از پنجره بیرون اندازد، لذا دست و پای او را بستیم و به 110 زنگ زدیم. شوهر این خانم به نام و. گفته است: امروز متوجه شدم همسرم مزاحم تلفنی داشته است، همسرم اظهار داشته: چند روز قبل ایشان را مورد ضرب و شتم قرار داده و حتی در منزل از ایشان بهصورت عریان فیلمبرداری نموده است و نهایتاً یوم جاری بدون اطلاع بنده، همسرم با برادرش برای ایشان تله گذاشتند و در منزل، ایشان را که جهت اخاذی آمده بود دستگیر نمودند و به بنده اطلاع دادند. در پاسخ متهم گفته: اظهارات ایشان دروغ است، برای اینکه فرار نکند دست و پای وی را بستیم. ل. مجدداً نوشته است: از قبل ما همسایه بودیم و رفتوآمد خانوادگی داشتیم که مزاحمتهای تلفنی شروع شد که ما کوچ کرده بودیم به خانه جدیدمان که بعد از تهدیدهای تلفنی روز پنجشنبه از خیابان که میآمدم با پسرم، به ما حمله کرد و گوشی تلفن همراه من افتاد و آن برداشت و ما فرار کردیم، آمدیم خانه مادرم و جمعه عصر که آمدم خانه خودم که زنگ خانه را زدن گفتن غذای نذری آوردهام. تا من آمدم در را باز کردم در را هل داد و آمد داخل راهپله و من دویدم بالا در خانه را ببندم که او رسید و من را با چک زد و پسرم را انداخت داخل اطاق و دست و پای من را بست و دهنم را بست و به من تجاوز کرد. بعد با تهدید چاقو گفت که جلوی دوربین گوشی بخند و حرف بزن که بعد از چند ساعت خواب افتاد و من به مادرم زنگ زدم که ساعت 5 صبح 1392/10/07 شده بود، مادرم آمد زنگ زد پسره بیدار شد و به من حمله کرد، که به کسی گفتی و مادرم از در آمد داخل اتاق و پسره آیینه را شکست و ما را تهدید کرد، که اگر به پلیس 110 زنگ بزنید خودم را میکشم و خون من گردن شما میافتد و با گوشی تلفن من فرار کرد. صبح مادرم به خانواده پسره زنگ زدن، آنها آمدن خانه ما و پسر، م. من را صبح تهدید کرد پول و گوشی باید به من بدهی و من گفتم که بیا گوشی گرفتم برات، او آمد خانه ما تا پدر و مادرش را دید فریاد زد و من را زد و بعد من رفتم داخل دستشویی، شیشه را شکست و دماغ من زخمی شد و بعد فرار کرد رفت. دوباره تهدید کرد من را تا پول بدهم وگرنه عکسها و فیلم را پخش میکند و من به روحانی محل گفتم ماجرا را که توضیح دادم، او به من گفت به شوهرم بگم و من امروز 1392/10/10 که تهدیدهای م. بیشازحد شد که پسرم را میدزدد و من را هم میکشد و من که خیلی ترسیده بودم به برادرم گفتم و به شوهرم زنگ زدم که در ت. سرکار بود و با م. قرار گذاشتم بیاید خانه ما تا پول را بدهم. وقتی آمد خانه ما برادرم او را گرفت و منتظر شدیم تا شوهرم بیاید از ت. که دامادمان آمد و بعد شوهرم آمد و به 110 زنگ زدیم و او مرا تهدید کرد، دیگر نمیگذارم زنده بمانی، خودت و پسرت را حتماً میکشم و من آبرویم رفته است، فقط تقاضا دارم حق من از این نامرد گرفته شود و دیگر امنیت جانی ندارم. نمیدانم باید چکار کنم، پسرم میترسد و مدرسه نمیرود.( ص 4 ) متهم در پاسخ گفته است: مرا بهزور داخل خانه بردند، مرا آزار جنسی کردند، من با رضایت خودش با ایشان همبستر شدم و چون گفته بودم فیلم تو را پخش میکنم ناراضی بود، ضمناً لازم به توضیح است که بنده همیشه برای ایشان قرص ترامادول تهیه میکردم و اولین بار نیز ایشان به بنده قرص ترامادول داد و خودش هم خورد و با یکدیگر نزدیکی نمودیم و من هرگز بهزور به ایشان تجاوز نکردم.( ص 6) در خلال رسیدگی، یک دستگاه گوشی تلفن همراه توسط شوهر خواهر خانم ل. به یگان انتظامی ارائه شده که فیلم مورد ادعای شاکی نیز در آن موجود بوده، گوشی ضمیمه پرونده است. نزد بازپرسی شاکیه ل. گفته است: من از م.م. شکایت دارم به لحاظ اینکه با خانواده وی رابطه و رفتوآمد داشتیم، او از فرصت استفاده کرده و از روی کلید خانه ما کپی کرده است و من پسرم الف را میبردم پیشدبستانی، وقتی میآمدم خانه میدیدم م. خانه ماست یا بعدازاین که میآمدم با کلید درب را باز میکرد میآمد داخل منزل. در خصوص فیلمی که داخل گوشی است و م. با من رابطه جنسی برقرار کرده است، جمعهشب بود پسرم خواب بود، شوهرم رفته بود سرکار ت.، من و پسرم آمدیم خانه و گوشی من دست م. بود، زنگ درب خانه را زد و از طبقه دوم آمد پایین درب را باز کردم. م. گفت نذری آورده ولی دیدم نیاورده است. من رفتم بالا، م. هم دنبال من آمد بالا و به من سیلی زد و من افتادم، پسرم را فرستاد داخل اتاق و مرا تهدید کرد و با من رابطه جنسی بهزور برقرار کرد و فیلمبرداری کرد و تهدید کرد آن را منتشر میکند. او بهزور داخل خانه آمده، از وی شاکی هستم. م.م. پس از تفهیم اتهام گفته است: کل روابط ما با میل ل. بوده است و قبول ندارم.(ص10) قرار بازداشت موقت برای متهم صادر شده است.( ص 13) شاکیه به تقاضای خودش به پزشکی قانونی معرفی شده و قید شده است: وی در یک هفته گذشته دچار صدمات ذیل شده است: 1 - کبودی در حال جذب زیر چشم راست و چپ _ ساعد چپ _ قاعده شست و سمت چپ بازوی چپ _ پهلوی چپ، 2 - خراشیدگی (حارصه) ریشه بینی _ چانه ، 3 - خراشیدگی مختصر ( حارصه ) ساق چپ، صدمات بند 1 در اثر اصابت جسم سخت و بندهای 2 و 3 در اثر اصابت جسم برنده ایجاد شده است.(ص 15 ) م.م. در صفحه 39 از الف.ی.ف. و الف.ت شکایت کرده و گفته که او را خیابان گرفته بردهاند داخل منزل ع.و. و به خاطر قضیه ارتباط وی با ل.، او را بسته و زدهاند و با کمربند و مشت و لگد زدهاند و شیشه نوشابه را فرو کردند به پشت من و از مقعد من خون آمد و مرا فرستادند و گفتند برو خودت را بشور. صدمات بدنی را الف. به من وارد کرده است و از ایشان شکایت دارم، آنها فحاشی میکردند. وی مجدداً گفته است: رابطه با ل. با رفاقت بود، از صحنه رابطه جنسی هم ل. فیلم میگرفت هم من فیلم میگرفتم، من تهدید نکردم که پخش میکنم.(ص40) الف. ادعای وی را تکذیب کرده و گفته است: او تهدید به اسیدپاشی کرده بود، وقتی وارد شد او را گرفتیم تحویل پلیس دادم .ت. هم همین را گفته است. دو شاهد به نام ف. و ک. گفتهاند که دیدند دو نفر م.م. را گرفتند بهزور داخل پراید انداختند. تقاضای اخذ پرینت پیامکها شده است از سوی شوهر ل. ولی پرینت پیامکها ضمیمه نیست. ت. و الف. منکر آدمربائی و ایراد ضربوجرح عمدی شدهاند.( ص 53 )راجع به این دو موضوع، کیفرخواست صادر و جهت رسیدگی توأم به کیفری استان ارسال شده است ولی کیفری استان موضوع آدمربائی و ایراد ضرب را در صلاحیت خود ندانسته و قرار عدم صلاحیت صادر کرده است.( ص 134 )دادگاه عمومی( جزایی) شعبه : 102 دادگستری شهرستان الف. متهم الف.ی.ف. را به اتهام ایراد ضربوجرح به دیات مرتبط محکوم و هر دو را از اتهام آدمربائی تبرئه کرده است که فعلاً موضوع رسیدگی شعبه دیوان نیست و این رأی در دادگاه تجدیدنظر تأیید شده است.(ص 151 )سرانجام پرونده در خصوص زنای به عنف به دادگاه کیفری استان ارسال شده است. در جلسه دادگاه کیفری استان شاکی شکایت خود را بهتفصیل بیان کرده است که اجمالی از آن نقل میشود: م. قبلاً که خانه ما آمده بود کلید خانه ما را دزدیده بود، یکشب من و پسرم که خواب بودیم وی وارد خانه ما شد، وی وقتی وارد اتاق شد، البته وارد خانه ما شد، من از اتاق بیرون آمدم، دیدم یک دستش یک چاقو بود و یک ظرف دستش بود، گفت این اسید است، اولش گفت با تو کاری ندارم فقط باید حرفهای من را گوش بدهی، تهدید کرد اگر دادوبیداد کنی خودم را میکشم و بر گردن شما میاندازم. وی یک رم داشت و پر از فیلمهای مبتذل بود، یک آبمیوه پرتقال در دستش بود و اصرار کرد و گفت باید بخوری و من خوردم خیلی تلخ بود. من روی خواسته او داشتم صحبت میکردم، پسرم الف. صحبت کرد و صدا کرد آیا بابا آمده ؟، من از م. اجازه گرفتم گفتم پسرم را ساکت کنم و رفتم پسرم را ساکت کردم، برگشتم و متوجه نشده، وی اصرار کرد باید پسرت را کنار بخاری که در هال و پذیرایی بود بخوابانی و من و تو برویم داخل اتاق خواب پسرت. لذا من قبول کردم و پسرم را جابجا کردم، دوباره تهدید کرد اگر حرفهای من را گوش نکنی من الف. را بیدار میکنم. لذا سی دی را داخل دستگاه دی وی دی گذاشت و فیلم (نامناسب) بود، لذا وی تهدید کرد که باید با من همبستر شوی و نزدیکی کنیم، وی تهدید کرد، من قبول نکردم. بالاخره من را با تهدید مجبور کرد تا نزدیکی کنیم، دوباره من را مجبور کرد که قرص بخورم که خوردم و دچار دگرگونی شدم که نزدیکی شروع شد و وی فیلم گرفت و به خواسته وی و از روی فیلم میگفت همان عملیات را باید انجام دهیم که من هم بعضیها را انجام میدادم و بعضیها را نمیتوانستم انجام بدهم. دومرتبه در تاریخهای متفاوت با من نزدیکی کرده است، هر دومرتبه با تهدید بود، هر دو را فیلمبرداری کرد، من هر دو را به مادرش گفتم: میگفت به کسی نگو با تهدید بود، تنها دلیل و مدرک من برای اثبات ادعایم همان فیلم است که حکایت از نزدیکی دارد. برای تهدیدش هم باید این موضوع را بهعنوان دلیل طرح کنم که اگر به خواسته من بود موضوع را به والدین وی نمیگفتم و ایضاً به والدین خودم نمیگفتم. اس ام اس نیز برای من میفرستاد. من این نزدیکیها را به خاطر تهدیدهای وی انجام دادم و در هر دو مرتبه فیلمبرداری صورت گرفت، گوشی حاوی فیلم را تحویل دادگاه دادیم، دو مرتبه به من تجاوز جنسی کرده، از او شاکی هستم. ( گوشی ضمیمه است.) م.م. گفته است: من در فیلم هستم، با رضایت خانم نزدیکی انجام دادم، گوشی شکسته مال من است، خودم شکستم چون آمدند من را بگیرند من گوشیام را انداختم زمین شکست. نمیدانم داخل آن چه میباشد، زنا را قبول دارم، یکمرتبه با وی زنا کردم با رضایت و درخواست خودش. وکیل شاکیه گفته است: گوشی شاکیه را پیدا کرده رم آن را جدا نموده و تهدید کرده است اگر با من رابطه برقرار نکنید پخش میکنم، آبرویت را میبرم، موکل تمکین نکرده است. درنهایت با کلیدی که در اختیار داشته بدون اجازه وارد خانه او شده، میدانسته همسر موکل من در شهر ت. است و با تهدید و زور و اکراه موکل را مجبور به برقراری رابطه نموده و از آن فیلمبرداری کرده است و اعلام کرده: اگر به روابطمان با من ادامه ندهید فیلمهایتان را در سطح شهر پخش خواهم نمود. در مرحله دوم به ادعای اینکه نذری آوردهام بهزور وارد منزل شده و به موکل تجاوز نموده و فیلم گرفته است، فیلمهای گرفتهشده توسط ایشان دقیقاً مؤید زور و عنف و اکراه از ناحیه وی بوده و موکل را مورد ضربوجرح قرار داده است. به دلیل ارسال اس ام اس های متعدد مجبور میشود چندین مرحله نیز موکل پولهایی به متهم بدهد. در مرحله سوم حضور متهم در منزل توسط بستگان موکل دستگیر میشود، تقاضای مجازات وی را دارم. متهم گفته است: من اتهام زنا را با تمایل و هماهنگی خود خانم برای یکبار قبول دارم، عنف هم نبوده و پیامکها عاشقانه بوده است. وکیل متهم از او دفاع کرده است، اس ام اس ها را قابل بررسی داشته. دادگاه پس از اخذ آخرین دفاع ختم رسیدگی را اعلام، متهم را از اتهام زنای به عنف تبرئه کرده، ولی با توجه به چهار بار اقرار متهم او را به یکصد ضربه شلاق حدی زنا محکوم کرده است. هر دو طرف به رأی اعتراض کردهاند. وکیل شاکیه در لایحه خود آورده است: خود متهم در صفحه 6 گفته است: گفته بودم فیلم شما را پخش خواهم کرد، از این موضوع ناراضی بود. که این اقرار وی دلیل اکراه و عنف است، سناریوی فیلمبرداری و گفتگوهای موجود در فیلم قرینه محکمی بر تجاوز به عنف است. اس ام اس های ارسالی حاوی تهدید است که باید پرینت اخذ شود. گواهیهای پزشکی قانونی دال بر تجاوز به عنف است و اگر موکل راضی بود، مخفی نگه میداشت. متأسفانه دادگاه در خصوص سوابق متهم و خانواده وی ورود پیدا نکرده، وی فردی شرور در منطقه است، در بدنش آثار جرح و درگیری دارد، از مدرسه اخراج شده و با کپی کردن کلید، شبانه وارد منزل موکله شده و به وی تجاوز کرده است. عدم برخورد قاطع با نوامیس مردم را در معرض تعرض قرار میدهد و موجب گسترش اقدامات مجرمانه میگردد و تقاضای نقض حکم و برخورد قانونی و قاطع با متجاوزین به نوامیس مردم را دارم. وکیل محکوم نیز لایحهای داده و ادعا کرده: 1 - اقرار با فشار اخذ شده، در نزد حاکم چهار بار اقرار نکرده است، با لحاظ احراز رضایت باید شاکیه هم مجازات میشد. متهم کوچکتر از شاکیه بوده و تحت تأثیر شاکیه قرار داشته، تقاضای تعقیب شاکی را دارم و تقاضای نقض دادنامه را نموده است. اینک پس از قرائت گزارش عضو ممیز و تبادلنظر و مشورت ختم رسیدگی را اعلام، به شرح برگ آتی مبادرت به صدور رأی مینماید. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای علیاکبر یساقی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمدحسین ارجمند دادیار محترم دادسرای دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر رسیدگی تجدیدنظرخواهی بهعملآمده و صدور رأی شرعی و قانونی با توجه به محتویات پرونده دارم .در مورد دادنامه شماره 9309972816600166 مورخه 13/ 10/ 1393 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده، چنین رأی میدهد.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
اعتراض وکیل شاکیه و محکومعلیه نسبت به دادنامه شماره 9309972816600166 _ 1393/10/13 صادره از شعبه دوم دادگاه کیفری استان ق. وارد است. چون اولاً فیلم ضمیمه، معلوم است که بهدقت نگریسته نشده است، ثانیاً - لازم است گوشی تلفن سفیدرنگ حاوی فیلمها (دو صحنه) حفظ شود و مکالمات درون آنها بر روی کاغذ پیاده شود (صحنه تجاوز)، این فیلم کاملاً حاکی است که تجاوز با تهدید به نشر فیلم صورت میپذیرد و به این مدرک بیتوجهی شده است. ثالثاً: تحقیق جامعی در مورد سوابق خانواده و موقعیت اجتماعی متهم باید صورت پذیرد که چنین اقدامی نشده است. رابعاً: در پرونده ادعای تهدید به مرگ از سوی شاکیه مطرح شده و وی ادعا کرده که متهم هم خود او و هم فرزندش را تهدید به مرگ کرده است. در این مورد پرونده باید به دادسرا اعاده شود و به دادستان محترم جهت تحقیق بیشتر احاله شود. همچنین تهدید به اسیدپاشی اینها شکایتهایی است که بدانها رسیدگی نشده است، باید دادسرا بدانها رسیدگی و اظهارنظر مینمود. از باب نظارت عالیه دیوان تذکر داده میشود تا اقدام شود. شاکیه گفته است: امنیت جانی ندارد، باید موضوع به کلانتری محل و مقامات انتظامی منعکس گردد، تا تعهدات لازم از متهم اخذ کنند. نسبت به موضوع ورود به عنف به منزل نیز رسیدگی نشده است که باید به دادسرا اعاده شود تا رسیدگی صورت بگیرد. بارها تقاضا شده پرینت پیامکها اخذ شود که نشده است و در رسیدگی به موضوع تأثیر دارد، لازم است این پرینت اخذ شود. افزون بر همه اینها، اصولاً موضوع در صلاحیت دادگاه انقلاب است، چراکه با ملاحظه فیلم کاملاً مشخص است که زنا با تهدید به انتشار فیلم که در مراحل قبل اخذ شده، صورت میگیرد. فلذا با استناد به ماده 4 قانون نحوه مجازات اشخاص که در امور سمعی و بصری فعالیتهای غیرمجاز مینمایند و ماده 11 همان قانون و با اجازه حاصله از بند 3 شق ب. ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر میدارد: اگر رأی به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شود پرونده به مرجعی که دیوان عالی کشور صالح تشخیص میدهد ارسال و مرجع مذکور مکلف به رسیدگی میباشد، حکم صادره نقض جهت رسیدگی در مورد زنا با تهدید به نشر فیلم به دادگاه انقلاب محل ارجاع میگردد، تا در مورد تهدید به مرگ شاکیه و پسرش و نیز تهدید به اسیدپاشی و ورود به عنف پرونده را به دادسرای عمومی محل با تشکیل بدل از طریق رئیسکل دادگستری ارسال نمایند و در مورد زنای به عنف با استفاده از تهدید به انتشار فیلم، پس از اخذ سوابق متهم تحقیق جامع محلی نسبت به شخصیت و سوابق وی و اخذ پرینت مکالمات فیمابین شاکیه و متهم رسیدگی و انشاء رأی نمایند. این رأی قطعی است.
رئیس شعبه 13 دیوان عالی کشور - مستشار
علیاصغر باغانی- علیاکبر یساقی