رأی دادگاه بدوی
در خصوص دعوی 1- آقای ش.ه. 2- شرکت الف. به طرفیت بانک س. به خواسته صدور حکم به اعسار از پرداخت هزینه دادرسی تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره 0439- 1393/5/1 صادره از شعبه 190 دادگاه عمومی حقوقی تهران توجهاً به جمیع اوراق و محتویات پرونده اولاً نظر به اینکه استشهادیه تقدیمی از ناحیه خواهان وفق مقررات ماده 506 قانون آیین دادرسی مدنی تنظیم نشده و در آن مشخصات کامل شهود میزان درآمد خواهان ردیف اول و وسیله امرار معاش وی قید و تصریح نشده است که با این وصف فاقد اعتبار لازم بوده و قابل ترتیب اثر نمیباشد ثانیاً خواهان علیرغم ابلاغ قانونی اخطاریه و استحضار از وقت رسیدگی در جلسه دادگاه حاضر نشده شهود خود را در جلسه دادگاه حاضر نکرده است بنابراین شهادت شهود از عداد دلایل ایشان خارج میشود و با خروج شهادت شهود از عداد دلایل وی ادله دیگری جهت اثبات ادعا وجود ندارد و ارائه نشده است بنابراین دادگاه دعوی مطروحه توسط خواهان ردیف اول را غیر وارد تشخیص حکم به بطلان دعوی ایشان صادر و اعلام مینماید ثانیاً در مورد خواهان ردیف دوم باتوجه به اینکه شرکت الف. (سهامی خاص) شرکت تجاری و تاجر محسوب میشود و طبق ماده 512 از قانون مذکور از تاجر دادخواست اعسار پذیرفته نمیشود تاجری که مدعی اعسار است باید مطابق مقررات قانون تجارت دادخواست توقف تقدیم نماید نظر به مراتب فوق دعوی مطروحه توسط خوانده ردیف دوم قابلیت استماع ندارد بنابراین دادگاه به استناد فوقالذکر و ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوی خواهان (ردیف دوم) را صادر و اعلام مینماید، رأی صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه 190 دادگاه عمومی حقوقی تهران - موسی وند
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ش.ق. و شرکت الف. به طرفیت بانک س. و آقایان الف.ب. و و.ض. از دادنامه شماره 787-1393/8/7 شعبه 190 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر اساس آن نسبت به تجدیدنظرخواه ردیف اول حکم به بطلان دعوای اعسار از هزینه دادرسی مرحله تجدیدنظرخواهی و نسبت به تجدیدنظرخواه ردیف دوم قرار عدم استماع دعوی اعسار از هزینه دادرسی مرحله تجدیدنظرخواهی به شرح مفاد دادنامه مذکور صادر شده است اولاً در مورد شرکت الف. تجدیدنظرخواهی مطروح منطبق با هیچیک از جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب نمیباشد و اعتراض مدلل و موثری که موجب گسیختن دادنامه مرقوم گردد اقامه نشده است از اینرو در این بخش با استناد به ماده 353 از همان قانون ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته تأیید و استوار میگردد ثانیاً در مورد آقای ش.ه. از آنجاکه مقررات ماده 506 قانون مذکور که مورد اشاره محکمه بدوی نیز بوده است رعایت نگردیده لذا مقتضی صدور قرار رد دعوا بوده و نه حکم مطمح نظر دادگاه نخستین واقع نگردیده از این حیث دادنامه در این قسمت واجد ایراد قضائی تشخیص و به استناد به مواد 2-348و 358 از همان قانون ضمن نقض دادنامه تجدید نظرخواسته قرار رد دعوی بدوی صادر و اعلام میگردد. این رأی قطعی است.
رئیس و مستشار شعبه 44 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
شیخ علیا لواسانی- کرمی