رأی دادگاه بدوی
در خصوص دعوی خانم م.و. بهطرفیت آقای ع.ص. الزام خوانده بهپرداخت 12 عدد نیم سکه تا یوم دادخواست و محاسبه آن تا صدور حکم موضوع ممانعت رأی شماره 526 مورخ 1385/7/25 از آقای م.ق. بانضمام مطالبه کلیه خسارات دادرسی میباشد. نظر به اینکه خواهان بموجب طلاق توافقی با آقای م.ق. توافق نمودند، خواهان ماهیانه قیمت سکه را به نرخ روز از حقوق زوج کسر نماید؛ چنانچه به هر دلیلی زوج حقوقی برای پرداخت نداشته باشد، از حقوق ضامن وی(خوانده دعوی) کسر خواهد شد. از آنجا که بموجب رأی شماره 920461-1392/3/29 دادگاه تجدیدنظر که مطابق دعوی اعسار و تعدیل و کاهش اقساط مهریه خواهان، حکم قطعی قضائی بر کاهش پرداخت اقساط از ماهیانه یک سکه طلای تمام بهار آزادی به نیم سکه در حق خواهان صادر گردیده است، به دو دلیل قانونی دعوی خواهان، نامبرده نیم سکه مهریه موضوع دادنامه های مذکور را پرداخت مینماید. فلذا تا زمانیکه نامبرده پرداخت میکند مسئولیتی متوجه خوانده نیست. درثانی مستفاد از تنقیح مناط ماده 408 قانون تجارت که مقرر داشته همین که دین اصلی به نحوی از انحاء ساقط شد، ضامن نیز بری میشود. بنابراین با ساقط شدن نیمی از مسئولیت مضمونٌعنه، مسئولیت ضامن نیز نسبت به نیم دیگر بری خواهد شد. فلذا دادگاه ادعای خواهان را مطابق موازین قانونی و شرعی ندانسته و مستنداً به مواد 197 از ق.آ.د.م و مواد 1257 و 1258 قانون مدنی، حکم بر بطلان آن صادر و اعلام میدارد. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه 206 دادگاه عمومی حقوقی تهران – قربانی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی خانم م.و. بهطرفیت آقای ع.ص. از دادنامه شماره 461 مورخه 1393/6/26 شعبه محترم 206 دادگاه عمومی حقوقی خانواده تهران که بموجب آن حکم به رد دعوی تجدیدنظرخواه بهخواسته مطالبه دوازده عدد نیم سکه تا تاریخ تقدیم دادخواست از تجدیدنظرخوانده بدلیل ضمانت از زوج قبلی وی در پرونده طلاق که در صورت عدم امکان وصول قیمت یک سکه در ماه از حقوق زوج، ضامن موظف به پرداخت آن شده است؛ باتوجه به اینکه ضامن در ضمانتنامه استنادی قید نموده «در صورت عدم امکان وصول مهریه از زوج» و نظر به اینکه زوج به صورت تقسیط درحال پرداخت مهریه میباشد(حسب اظهارتجدیدنظرخواه)، لذا اعتراض وارد نمیباشد. زیرا رأی براساس مـقررات و موازین قانونی صادر شده و ایرادی از حیث ماهوی یا شکلی به آن وارد نیست و استدلال محکمه محترم بدوی و نیز مستندات آن صحیح میباشد و تجدیدنظرخواه دلیل یا دلایلی که موجبات نقض و یا بیاعتباری دادنامه را فراهم نماید، ارائه ننموده؛ لـذا بنا به مراتب دادگاه مستنداً به قسمت اخیر ماده 358 قانـون آئیـن دادرسی دادگاههای عـمـومی و انقلاب در امــورمـدنی مصوب 1379/1/21، ضمن رد اعتراض معترض، دادنامه معترضٌعنه را عیناً تأیید مینماید. رأی دادگـاه بموجب ماده365قانون فوقالذکر قطعی است.
رئیس و مستشار شعبه 45 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
علیمحمدی - غفاری