رأی دادگاه بدوی
در خصوص دعوی آقای م.ش. فرزند ع. با وکالت آقایان س. و ش. وکلای محترم دادگستری به طرفیت وزارت محترم دادگستری (صندوق بیت المال) به خواسته مطالبه دیه خسارات دادرسی مقوم به مبلغ 51/000/000 ریال به شرح دادخواست تقدیمی و اجمالاً بدین توضیح که: «موکل اینجانبان از ناحیه دست مورد اصابت گلوله توسط شخص یا اشخاص ناشناس قرار گرفته و دچار ضایعه عضوی گردیده است. در این خصوص پرونده در دادسرای شهرستان .. تشکیل که به لحاظ عدم شناسایی خسارت یا ضاربین قرار منع تعقیب قضیه به موجب تصمیم شماره 9009976629200180 مورخ 1390/08/08صادر و درحال حاضر با توجه به وجود قواعدی که ناظر به حرمت خون مسلمان و جلوگیری از هدر رفتن آنست و به موجب نظریات مشورتی قوه قضائیه و فتاوی برخی از مراجع عظام پرداخت دیه از بیت المال اختصاص به قتل نداشته، تقاضای رسیدگی و صدور حکم مقتضی را دارد.» با عنایت به مجموع اوراق و محتویات پرونده به ویژه اظهارات و مدافعات وکلای خواهان و خوانده به شرح لوایح تقدیمی و توجهاً به مقررات قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 که حاکم بر زمان حادثه است، فارغ از نظریات مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه و استفتائات موجود در این خصوص، نظر به اینکه پرداخت دیه از بیت المال امری استثنایی بوده و در امر استثنا بایست به قدر متیقن اکتفا نمود و تعمیم شمول آن به سایر موارد محتاج نص صریح است که در مقررات حاکم چنین تصریحی وجود ندارد، لذا با مستفاد از مقررات ماده 313 قانون مجازات اسلامی و مواد 198 و 197 قانون آئین دادرسی مدنی دعوی مطروحه را غیر وارد تشخیص و حکم بر بیحقی خواهان صادر و اعلام میدارد. رأی صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه 5 دادگاه عمومی حقوقی تهران - شفیعی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.ش. باوکالت آقای ه.س. به طرفیت وزارت دادگستری جمهوری اسلامی ایران به شرح دادخواست تجدیدنظر نسبت به دادنامه شماره 327 مورخ 1393/03/31 صادره در پرونده کلاسه شعبه پنجم دادگاه عمومی (حقوقی) تهران که متضمن صدورحکم بر بی حقی تجدیدنظرخواه به خواسته مطالبه دیه دست مورد اصابت گلوله توسط شخص یا اشخاص ناشناس و خسارات دادرسی میباشد با عنایت به جمیع محتویات پرونده دادنامه بدوی مطابق با موازین قانونی و با رعایت اصول دادرسی صادرگردیده و اعتراض موجه و ایراد مؤثری که موجبات نقض و بی اعتباری آن را فراهم آورد در این مرحله از دادرسی به عمل نیامده و موضوع تجدیدنظرخواهی با هیچیک از جهات مندرج در ماده 348 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقت ندارد. لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد مقررات ماده 358 قانون آئین دادرسی مارالذکر دادنامه تجدیدنظرخواسته را عیناً تأیید و استوار مینماید. رأی صادر قطعی است.
رئیس و مستشار شعبه 33 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
خیری - مرادی