مفهوم اختلاف در صلاحیت - 6/23/2013 12:00:00 AM

رأی خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 3/7/1391 خانم الف.م. فرزند الف. به نشانی... به استناد تصاویر مصدق سند ازدواج شماره 1481-7/6/1381 حوزه ثبتی ساوه غرق آباد بخش نوبران، گواهی حصر وراثت مقیم نامه مورخ 1/3/1389 و شناسنامه دادخواستی به خواسته صدور حکم مبنی بر محکومیت خوانده ( خواندگان) به پرداخت هفت میلیون تومان وجه نقـد بابت مهریه به نـرخ روز فعلاً مقوم به مبلغ هشت میلیون ریال با هزینه دادرسی به طرفیت آقایان الف.م. و م. به نشانی... تقدیم و توضیح می دهد، اینجانب به موجب سند ازدواج در تاریخ 7/6/1381 با مقدار هفت میلیون تومان به عقد دائمی مرحوم م.م. درآمدم و تاکنون مهریه خودم را دریافت نکرده ام به استناد ماده 1082 قانون مدنی تقاضای صدور حکم بر محکومیت خواندگان ( خوانده) را به نرخ روز و اعسار از پرداخت هزینه دادرسی را دارم پرونده برای سیدگی به دادگاه عمومی بخش نوبران ارجاع می گردد، دادگاه در وقت مقرر 25/9/1391 با حضور خواهان و بدون حضور خواندگان تشکیل جلسه می دهد خواهان اظهار می دارد اینجانب همسر مرحوم م.م. درآمدم. یک فرزند صغیر به نام الف. دارم که حضانت وی با من است، در سال 1388 شوهرم به قتل رسیده است، پدر شوهرم به عنوان ولی دم قصد أخذ دیه را دارد لذا با تقدیم دادخواست تقاضای رسیدگی را دارم دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رأی شماره 947-25/9/1391 به این که نشانی خواندگان در شبستر از توابع تبریز می باشد خود را برای رسیدگی به دعوای مطروحه صالح ندانسته و به استناد مواد 11-26-27 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم صلاحیت خود را به شایستگی دادگاه عمومی حقوقی شبستر صادر و پرونده را ارسال می دارد که برای رسیدگی به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شبستر ارجاع می گردد دادگاه در وقت فوق العاده مورخ 20/12/1391 در وقت فوق العاده تشکیل جلسه می دهد و با اعلام ختم دادرسی طی رأی شماره 1402-20/12/1391 به استناد ماده 11 قانون آیین دادرسی مدنی سال1379 قرار عدم صلاحیت خود را به شایستگی دادگاه عمومی بخش تسوج صادر می نماید، دادگاه عمومی بخش تسوج طی رأی شماره 00046-14/2/1392 با توجه به خواسته خواهان و محل وقوع عقد به استناد ماده 13 قانون آیین دادرسی مدنی سال 1379 خواندگان دعوی قائم مقام مرحوم م.م. می باشند که قانوناً مسئول پرداخت دیون وی (مهریه) از محل ماترک شوهر متوفی خواهان می باشند و خواهان دعوای خود را در باید در محل وقوع عقد ازدواج طرح نمایند و فوت شوهر خواهان موجب سلب اختیار خواهان از رجوع به دادگاه محل وقوع عقد نمی گردد، قرار عدم صلاحیت خود را به شایستگی دادگاه عمومی بخش نوبران را صادر و پرونده را برای حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال و برای رسیدگی به این شعبه ارجاع می گردد.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

حسب مندرجات پرونده خواهان بدواً دعوای خود را در دادگاه عمومی بخش نوبران طرح که منتهی به صدور قرار عدم صلاحیت شماره 947-25/9/91 به شایستگی دادگاه عمومی حقوقی شبستر گردید، سپس دادگاه مذکور طی رأی شماره 1402-20/12/1391 خود را صالح به رسیدگی ندانسته و به اعتبار محل اقامت خواندگان در بخش تسوج مبادرت به صدور قرار عدم صلاحیت می نماید که سرانجام دادگاه عمـومی بخـش تسوج به استناد ماده 13 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم صلاحیت خود را به صلاحیت دادگاه عمومی بخش نوبران صادر و پرونده از طریق دفتر دادگاه مذکور به دیوان عالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع می گردد، با مراجعه به پرونده به نظر می رسد محل اقامت خواندگان در حوزة قضایی دادگاه عمومی بخش تسوج قرار دارد و دادگاه مذکور به استناد ماده 13 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 به صلاحیت دادگاه محل اقامت خواهان مبادرت به صدور قرار عدم صلاحیت می نماید در نتیجه تاکنون بین دادگاه عمومی بخش نوبران و دادگاه بخش تسوج اختلافی در رسیدگی به دعوای عنوان شده واقع نشده است لذا پرونده به دادگاه عمومی بخش تسوج ارسال تا آن را به دادگاه عمومی بخش نوبران ارسال و در صورت بروز اختلاف بین دو دادگاه یاد شده پرونده برای رسیدگی به دیوان عالی کشور (این شعبه) ارسال نماید.
رئیس شعبه 12 دیوان عالی کشور - مستشار
طیبی - اسلامی