رأی شعبه دیوان عالی کشور
بسمه تعالی
متقاضی: ع. ن. ف.
موضوع رسیدگی: اعمال ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری نسبت به دادنامه شماره *
مرجع رسیدگی: شعبه *
هییت شعبه: اقایان ع. م. رییس و دکتر ف. ا. عضو معاون
خلاصه جریان پرونده:
خواهان ب. ا. دادخواستی به طرفیت اقای ج. ا. به خواسته الزام خوانده به تنظیم سند رسمی ششدانگ اعیانی یکباب خانه به پلاک ثبتی ۳۷۶۲ *به دادگاه عمومی قائم شهر تسلیم و اظهار داشته: به موجب صلحنامه عادی پیوست مرحوم بابت ا. ا. تمامی ششدانگ عرصه و اعیانی یکباب خانه به پلاک فوق الذکر را به موکله انتقال داده. موکله با اصلاح سند رسمی راجع به عرصه ، موفق به اخذ سند رسمی به نام خود میگردد. ولی با توجه به فوت ب. ا. ا. سند اعیانی همچنان به نامه ان مرحوم باقی مانده است. مطابق گواهی حصر وراثت صادره ، وراث منحصر به فرد نامبرده خوانده دعوی میباشد. مشارالیها به من مراجعه و ضمن تایید مفاد صلحنامه عادی به انتقال اعیانی مزبور از سوی پدرش به موکله اقرار نموده لذا تقاضای صدور حکم به شرح خواسته دارد. رسیدگی به پرونده به *شورای حل اختلاف قائم شهر محول گردیده است. که پس از تشکیل جلسه مورخ ۲۶ /۱/ ۸۸ و استماع اظهارات حاضرین ( ۱۶ ) استعلام از ثبت قاضی *طی دادنامه شماره ۱۵۷۴ ۲۵ /۵/ ۸۸ خوانده را غیابا به انتقال رسمی اعیانی خانه پلاک فوق به خواهان محکوم مینماید. سپس در تاریخ ۱۶ /۶/ ۹۰ ع. ن. ف. دادخواستی تحت عنوان اعتراض ثالث به طرفیت ب. ب. ا. و ج. ا. به خواسته اعتراض نسبت به دادنامه فوق درخصوص *به دادگاه عمومی قائم شهر تقدیم و اظهار داشته حسب مدارک پیوست موکل تمامی پلاک مذکور را از خانم ن. ا. خریداری کرده است. با توجه به اینکه بعد از فوت مرحوم ب. ا. ا. ( مالک اصلی پلاک فوق ) طبق گواهی انحصار وراثت صادره تمامی اموال ان مرحوم به خانم ن. ا. تعلق گرفته است. نظر به اینکه معامله شرعا وقانونا بین موکل و مشارالیها منعقد گردیده و خوانده ردیف اول با ارائه صلحنامه عادی اقدام به انتقال پلاک بنام خویش کرده است ، درحالی که مندرجات و امضاهای صلحنامه عادی مورد تردید موکل اینجانب میباشد. و تقاضای ابطال صلحنامه مذکور را دارد. رسیدگی به *شورای حل اختلاف قائم شهر محول گردیده است.و در تاریخ ۹ /۷/ ۹۰ تشکیل جلسه داده است. و حاضرین مطالبه را شرح داده اند ( ۵۸ ) وکیل مرقوم در جلسه دادرسی تقاضای ابطال سند رسمی و صلحنامه عادی را دارد. ( سند رسمی پلاک مورد دعوی ) با ادامه رسیدگی مورخ ۲۲ /۹/ ۹۰ و بیان مطالب ( ۸۱ ) شورا پس از یک سلسله رسیدگی به موجب دادنامه شماره ۲۹۱ ۲۳ /۱/ ۹۱ در پرونده شماره *حکم به ابطال صلح نامه عادی و سند رسمی اعیانی پلاک فوق صادر مینماید. اقای ت. ف. پ. ک. ا. وکیل دادگستری به وکالت از ب. ب. ا. ز. به رای فوق اعتراض و نسبت به ان تجدیدنظر خواهی کرده است. رسیدگی به شعبه *محول گردیده یکی از مستندات خانم ب. ا. پرونده شماره *بوده که در ان پرونده طبق دادنامه شماره ۲۰۴۸ ۱۶ /۱۲/ ۸۳ ادارات ثبت اسند و املاک و اوقاف و امور خیریه قائم شهر مکلف به اصلاح سند رسمی اعیانی *شده اند. ( به نام ب. ب. ا. ) و در مورد ابطال سند پلاک مذکور ، به لحاظ فقد ادله اثباتی حکم بر بطلان دعوی صادر گردیده است. وکیل اقای ع. ن. ف. به لحاظ اینکه رسیدگی به دعوی ابطال سند در صلاحیت سازمان *بوده و دادگاه صلاحیت رسیدگی نداشته و رای صادره در ان پرونده حقوق موکل وی را مخدوش میسازد به عنوان معترض ثالث طاری به رای مذکور اعتراض و درخواست رسیدگی مینماید. شعبه *که عهده دار رسیدگی شده طی دادنامه شماره *مورخ ۳۱ /۴/ ۹۲ در خصوص دعاوی مطروحه رای مقتضی صادر و از حیث درخواست ابطال سند رسمی با توجه به اینکه خواسته تغییر یافته و از اصلاح سند به ابطال سند تغییر یافته ، دادگاه دعوی را وارد دانسته و ضمن فسخ دادنامه مورد اعتراض ، درخصوص اصلاح سند ، با توجه به اینکه موضوع از صلاحیت ذاتی دادگاه خارج بوده به اعتبار شایستگی هیات نظارت سازمان *اسناد و املاک مرکز استان ( ساری ) قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته که به شعبه *ارجاع و هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل است. پس از قرائت گزارش اقای ع. خ. عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:خواهان ( ب. ب. ا. ) مدعی است. مالک یک قطعه زمین دارای پلاک شماره ۳۷۶۲ *است. و اعیانی این ملک نیز دارای سند رسمی بوده که اشتباها از طرف سازمان *اسناد و املاک قائم شهر ، تحت *به نام اقای ب. ا. ا. به ثبت رسیده و درخواست اصلاح سند خود را به شرح فوق دارد. که موضوع منطبق با سند ۴ ماده ۲۵ قانون ثبت اسناد واملاک بوده و رسیدگی به ان بر عهده هیات نظارت است. لذا با تشخیص صلاحیت هیات نظارت مستقر در سازمان ** مقرر میدارد. پرونده به مرجع ذیصلاح ارسال شده است. و واحد ثبتی طی تصمیم مورخ *اقدام قبلی واحد ثبتی در باره اصلاح سند را معتبر اعلام و و با تداوم رسیدگی به دعوی در سازمان *و تشکیل جلسه ( ۲۷۸ ) نهایتا طی دادنامه شماره *مورخ ۳۰ /۵/ ۹۳ در خصوص دعوی خانم ب. ا. ز. فرزند س. ا. با وکالت اقای ت. ف. پ. ک. ا. بطرفیت اقای ع. ن. ف. فرزند ح. با وکالت اقای ع. خ. بخواسته اعتراض نسبت به دادنامه شماره ۲۹۱ مورخ ۲۳ /۱/ ۹۱ شعبه *نظر به اینکه شورای حل اختلاف در پرونده کلاسه *دادخواست اقای ع. ن. ف. بطرفیت خانم ب. ا. و اقای ج. ب. ا. بخواسته ابطال صلح نامه مورخ ۱ /۱۲/ ۱۳۳۵ و سند رسمی اعیانی پلاک ثبتی ۳۷۶۲ *بخش ۱۶ ثبت قائم شهر بعنوان معترض ثالث اصلی طرح دعوی نموده اند و تحت این عنوان که حسب سند وکالت بشماره ۴. ۱۳ مورخ ۲۶ /۲/ ۸۷ تنظیمی دفتر خانه ۱۱۴ قائم شهر تمامیت شش دانگ پلاک ثبتی مذکور را با جمیع متعلقات از خانم ن. ا. معامله نمودند و حسب گواهی انحصار وراثت شماره ۳۸۵ مورخ ۳۱ /۳/ ۸۳ صادره از شعبه *وفق ماده ۸۸۱ قانون مدنی تمام اموال مرحوم ب. ا. ا. به خانم ن. ا. انتقال یافته است. و شورا حکم به ابطال صلح نامه عادی و سند رسمی اعیانی پلاک ثبتی فوق الاشعار رای صادر نموده است. که معترض در مقام اعتراض اظهار داشتند موکل خانم ب. ا. در پرونده کلاسه *شورای حل اختلاف بطرفیت اقای ج. ا. مبنی بر الزام به تنظیم سند رسمی شش دانگ اعیانی یکباب خانه به پلاک ثبتی ۳۷۶۲ *که قبلا مالک عرصه پلاک ثبتی بوده طرح دعوی نموده و منجر به حکم گردیده و رای مزبور نیز قطعی شده چرا که تنها وراث مرحوم ب. ا. ا. فرزند ش ج. بوده و موکل برابر صلح نامه و مبایعنامه تنظیمی مورخ ۱۹ /۹/ ۱۳۳۵ و ۲۰ /۱/ ۱۳۶۳ و وصیت نامه مورخ ۲۵ /۱۲/ ۱۳۶۶ مالک عرصه و اعیانی مزبور بوده که سند مالکیت شش دانگ عرصه برابر سند قطعی ۳۰۳۱۷۴ مورخ ۱ /۳/ ۸۴ دفترخانه ۲۵ قائم شهر از سوی شرکت خدمات مهندسی و شهرسازی بنیاد علوی به موکل منتقل و ششدانگ اعیانی یکباب خانه برابر سند اجرایی *مورخ ۸ /۹/ ۸۸ دفتر خانه ۱۱۴ قائم شهر بنام موکل منتقل گردیده است. در مقابل تجدید نظر خوانده و وکیل ایشان اعلام نمودند برابر صلح نامه و وکالتنامه های مندرج در پرونده کلیه حقوق پلاک ثبتی را خانم ن. ا. صلح نمودند و به اینجانب منتقل گردیده است. چرا که تنها وراث مرحوم ب. ا. ا. حسب گواهی حصر وراثت مورخ ۳۱ /۳/ ۱۳۸۳ که فرزند ج. بوده طبق ماده ۸۸۱ مکرر قانون مدنی خانم ن. ا. بوده چون پدر ایشان دین بهاییت داشتند و ایشان اسلام را اختیار کرده بودند و جهت اثبات مدعای خود به گواهی صادر از شخصی بنام س. ر. ش. استناد کردند. بتاریخ ۱۹ /۱۱/ ۱۳۷۵ که با تایید ان مقام رسیده است. و تقاضای رد اعتراض معترض را خواستار گردیده اند دادگاه با توجه به محتویات پرونده و استماع اظهارت طرفین پرونده و ملاحظه اسناد و مدارک ابرازی موجود در پرونده از جمله صلح نامه و مبایعنامه و وصیت نامه خانم ب. ا. که بعنوان عروس از مرحوم ب. ا. ا. داشتند که مرحوم ب. ا. ا. در زمان حیات انرا واگذار کردند. و خانم ب. ا. در زمان حیات مرحوم ب. ا. ا. در خصوص اعیانی پلاک ثبتی که شامل چند دهنه مغازه بوده سرقفلی انرا به اشخاص مختلف واگذار کردند. که نسخه ای از دادنامه های بشماره ۹۰۵ مورخ ۲۰ /۸/ ۸۶ شعبه *استان و ۸۹۰۹۹۷۱۵۱۶۸۰۰۳۶۲ مورخ ۲۸ /۴/ ۱۳۸۹ شعبه *و ۸۹۰۹۹۷۱۵۱۷۲۰۰۸۹۹ مورخ ۱۵ /۱۲/ ۱۳۸۹ شعبه **که توسط وکیل تجدید نظر خواه ارائه که منضم پرونده می باشد. که همگی حکایت از انتقال سرقفلی این مغازه در زمان حیات ب. ا. ا. و قبل از فوت ایشان در سال ۷۲ می باشد. که چنانچه نامبرده اعتراض می داشت اعلام می کرد و همچنین گواهی پرداخت مالیات به دارایی جهت انتقال شش دانگ عرصه و اعیان که همگی حکایت از تصرفات مالکانه خانم ب. ا. داشته و تجدید نظر خوانده در مقام دفاع اظهار داشتند انتقال سند رسمی اعیانی خانم ب. ا. بعد از فوت مرحوم ب. ا. ا. می باشد. که با فوت موکل وکالت باطل می گردد. در حالیکه حسب وکالت و وصیت نامه تنظیمی مورخ ۲۵ /۱۲/ ۶۶ دفترخانه ۲۳ قائم شهر که موکل ب. ا. ا. در ذیل وکالتنامه اعلام نمود وصی خانم ب. ا. وکیل ایشان می باشد. در حیات و حتی بعد از ممات و از طرفی اقداماتی را که خانم ب. ا. در زمان حیات مرحوم ب. ا. جهت انتقال سرقفلی تعدادی از مغازه ها که جز اعیانی ان پلاک ثبتی محسوب می شوند انجام داده است. که همگی نشان از مالکیت خانم ب. ا. بوده هر چند وکالت ارائه شده از سوی تجدید نظر خوانده در صفحه ۲۲۸ پرونده که کپی ان منضم پرونده دفتر خانه ۱۱۴ *شهر انتقال پلاک ثبتی موضوع دعوی توسط خانم ن. ا. به اقای ع. ن. ف. تایید گردیده است. که البته خانم ن. ا. در چندین مرحله از دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران واشنگتن که مدارک ان ثبت و درج پرونده بوده اعلام داشتند هرگونه وکالت یا صلح نامه به اقای ع. ن. ف. یا اشحاصی دیگر را کذب و بی اساس می دانم و عرصه و اعیانی پلاک ثبتی متعلق به خانم ب. ا. می باشد. با توجه به استعلام بعمل امده از ثبت اسناد و املاک قائم شهر که بشماره ۹۱۱۰۰۹۱۲۳۰۶۰۱۳۴۲ مورخ ۹ /۵/ ۹۱ ثبت دفتر دادگاه شده است. شدانگ عرصه و اعیانی پلاک ثبتی ۳۷۶۲ *بخش ۱۶ ثبت قائم شهر بنام خانم ب. ا. منتقل گردیده است. دادگاه مستندا بماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر تایید دادنامه بدوی بشماره */۸۷ شعبه *صادر نموده است. و با تجویز اعاده دادرسی موضوع ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری پرونده به این شعبه ارجاع شده است
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل است. پس از قرائت گزارش اقای عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
( ( رای ) )
در اجرای ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری و به منظور رفع نواقص اعلامی از ناحیه اقایان رییس کل سازمان *و مشاوران قضایی پرونده با دادگاه صادر کننده رای ارسال تا:
۱ پس از تشکیل جلسه اظهارت طرفین در باره ایرادات که به پیوست ارسال می شود. استماع شود.
۲ وضعیت ثبتی محل مجددا استعلام شود.
۳ از خانم ب. ا. اصل صلح نامه مورد ادعا مطالبه و ضمیمه شود.
۴ از مسجلین و گواهان در باره صلح نامه استنادی تحقیق شود.
۵ سپس با ارجاع امر به کارشناس به هزینه خانم ب. ا. در باره صلح نامه مورد استناد اظهارنظر نمایند
۶ بررسی شود. تنها وارث مرحوم ب. ا. ا. ن. ا. بوده یا خیر و چناچه بوده چگونه دعوی به طرفیت ج. ب. ا. طرح شده است
۷ پرونده کیفری مورد استناد مطالبه و ماحصل ان ضمیمه شود. و مشخص شود. ایا صلح نامه دیگری نیز تنظیم شده یا خیر؟
در اجرای ماده ۱۹۹ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومیوانقلاب در امور مدنی چنانچه اقدامات دیگری به منظور کشف واقع ضروری باشد. انجام و سپس پرونده به منظور رسیدگی و انشا رای به این شعبه ارسال شود.
رییس شعبه *ع. م. عضو معاون دکتر ف. ا.
