رأی دادگاه بدوی
پرونده های کلاسه *و *شعبه *تصمیم نهایی شماره *شکات:
۱. اقای د. ط. پ. ب. فرزند ط.
۲. اقای ا. ط. پ. ب. فرزند ط.
۳. خانم م. ب. ق. ب. فرزند ف. ا.
۴. اقای ع. ط. پ. ب. فرزند ا.
متهمین:
۱. اقای ا. ط. پ. ب. فرزند ط. به نشانی *
۲. اقای ع. ط. پ. ب. فرزند ا. به نشانی *
۳. اقای د. ط. پ. ب. فرزند ط. ۴. خانم م. ب. ق. ب. فرزند ف. ا. همگی به نشانی *
۵. اقای ا. ط. پ. ب. فرزند ط. به نشانی *
۶. خانم س. و. ن. فرزند ر. ۷. اقای ع. ط. پ. ب. فرزند ا. همگی به نشانی *
۸. اقای د. ط. پ. ب. فرزند ط. ۹. خانم م. ب. ق. ب. فرزند ف. ا. همگی به نشانی *
۱۰. اقای ا. ط. پ. ب. فرزند ط. به نشانی *
۱۱. اقای ع. ط. پ. ب. فرزند ا. ۱۲. خانم س. و. ن. فرزند رستم همگی به نشانی *
۱۳. خانم م. ب. ق. ب. فرزند ف. ا. ۱۴. اقای د. ط. پ. ب. فرزند ط. همگی به نشانی *
اتهام ها:
۱. مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به ضرب و جرح
۲. ضرب و جرح عمدی ( مباشرت در ایراد ضرب و جرح عمدی از ناحیه سینه )
۳. ضرب و جرح عمدی ( مباشرت در ایراد ضرب و جرح عمدی از ناحیه گوش چپ )
۴. مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به ضرب و جرح
۵. ضرب و جرح عمدی ( مباشرت در ایراد ضرب و جرح عمدی از نواحی پشت دست چپ و مچ دست راست و ساق پای راست )
۶. ضرب و جرح عمدی ( مباشرت در ایراد ضرب و جرح عمدی )
۷. ضرب و جرح عمدی ( مشارکت در ایراد ضرب و جرح عمدی از نواحی چشم راست و گوش راست و پشت )
۸. ضرب و جرح عمدی ( مباشرت در ایراد ضرب و جرح عمدی )
۹. توهین به اشخاص عادی ( توهین و اهانت )
بتاریخ ۱۴۰۲/۱/۱۳در وقت فوق العاده ( در روز طبیعت و روز تعطیل ساعت ۱۶:۲۵ ) جلسه شعبه *به تصدی امضا کننده ذیل تشکیل است.پرونده کلاسه فوق تحت نظر قرار دارد.دادگاه با ملاحظه کلیه اوراق و محتویات موجود در پرونده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.:
بسم الله المهیمن رای دادگاه:
( ( مقدمه ) ) : در خصوص اتهامات اقایان و بانوان ۱ ) ا. ط. پ. ب. فرزند ط. ، متولد ۱۳۵۷ ، متاهل ، اهل و ساکن *، فاقد سابقه محکومیت کیفری موثر ، ازاد به قید معرفی کفیل دایر بر ۱- مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به ضرب و جرح ۲- مباشرت در ایراد ضرب و جرح عمدی موضوع شکایت خانم م. ب. " ۳- مشارکت در ایراد ضرب و جرح عمدی موضوع شکایت اقای د. ط. پ. " از نواحی چشم راست و گوش راست و پشت ۲ ) ع. ط. پ. ب. فرزند ا. ، متولد ۱۳۷۳ ، متاهل ، اهل و ساکن *، دارای سابقه محکومیت کیفری ، فعلا ازاد به قید معرفی کفیل دایر بر ۱- مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به ضرب و جرح ۲- مباشرت در ایراد ضرب و جرح عمدی موضوع شکایت اقای د. ط. پ. " از ناحیه سینه ۳- مشارکت در ایراد ضرب و جرح عمدی موضوع شکایت اقای د. ط. پ. " از نواحی چشم راست و گوش راست و پشت ۳ ) د. ط. پ. ب. فرزند ط. ، متولد ۱۳۵۸ ، متاهل ، اهل و ساکن *بزرگ ، دارای سابقه محکومیت کیفری ، فعلا ازاد به قید معرفی کفیل دایر بر ۱- مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به ضرب و جرح ۲- مباشرت در ایراد ضرب و جرح عمدی موضوع شکایت اقای ع. ط. پ. " و از ناحیه گوش چپ موضوع شکایت اقای ا. ط. پ. " ۳- توهین و اهانت موضوع شکایت اقای ع. ط. پ. ۴ ) م. ب. ق. ب. فرزند ف. ا. ، متولد ۱۳۵۵ ، متاهل ، اهل و ساکن *بزرگ ، فاقد سابقه محکومیت کیفری ، فعلا ازاد به قید معرفی کفیل دایر بر ۱- مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به ضرب و جرح ۲- مباشرت در ایراد ضرب و جرح عمدی موضوع شکایت اقای ا. ط. پ. " از نواحی پشت دست چپ و مچ دست راست و ساق پای راست ۵ ) س. و. ن. فرزند ر. ، متولد ۱۳۵۶ ، متاهل ، اهل و ساکن *، فاقد سابقه محکومیت کیفری ، فعلا ازاد به قید معرفی کفیل دایر بر مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به ضرب و جرح موضوع کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *به شماره*( ( توجیهات ) ) : دادگاه با عنایت به جمیع اوراق و محتویات پرونده ( ۱: شهادت شهود ، وفق اوراق ۹۲-۹۳-۹۴ پرونده-۲:تحقیقات مرجع انتظامی ( وفق برگه ۱ پروند ) ، ۳- شکایات متقابل ( اماره قضایی ) ، گواهی های مطابق با اوضاع و احوال پزشکی قانونی ( اماره قضایی ) ( گواهی منتظم خانم م. ب. منتضم در برگه۲۳ پرونده-گواهی منتظم ا. ط. پ. منتضم در برگه۲۴ پرونده-گواهی منتظم ع. ط. پ. منتضم در برگه ۲۵ پرونده-گواهی منتظم د. ط. پ. منتضم در برگه ۲۶ پرونده ) - قسامه های اجرا شده اقای د. ط. پور ، صرفا به منظور انتساب هر یک از صدمات وارده به متهم مسئول صدمه" در پرونده ، شهادت شهود:۱. -تحقیقات مرجع انتظامی:۲.گواهی های پزشکی قانونی:۳.طرح دعوا علیه همدیگر ، وجود داشته است.و هدف شعبه از اجرای مراسم قسامه صرفا و صرفا جهت تکمیل فرایند حصول علم و اینکه کدامیک از ضربات توسط کدام متهم ایراد شده است ، بوده است.نه اینکه از اساس ادله ای در خصوص اصل نزاع وجود نداشته باشد. ، به عبارتی ادله کافی و وافی برای احراز نزاع وجود داشته ، ولی اینکه کدام صدمه را کدام متهم ایراد نموده است ، نیازمند اجرای ق. ه بوده است.بنده با اشرافیت تمام نسبت به ماده ۲۰۸ قانون مجازات اسلامی باب کلیات مصوب ۱۳۹۲ دست به اجرای قسامه نموده ام ادله مثبت رکن مادی ذکر شد در این مجال باقی ، در خصوص نحوه برخورد ، مقدماتی که توجیه گر منطوق باشد. عرض ، تلو ان در باب منطوق ، غایتا اعلام عقیده میگردد. -۱: از حیث مساحت جغرافیایی ، روستای ق. ب. بزرگ ( نسبت به محیط های شهری ) بسیار کوچک است ، ارتکاب جرمی همچون نزاع دسته جمعی ، واکنش اجتماعی غیر قابل اغماض و ملموس تری را نسبت به محیطی با مساحت بیشتر در پی خواهد داشت ، برخوردی با پشتوانه رافت اسلامی صرف ، بدون اینده نگری در حق متهمین و عدم عنایت به درخواست عرف در خصوص نحوه تعیین مجازات از حیث نوع ، نتیجه ای جز ، به سخره گرفتن قانون و تبدیل این اقدام دادگستری به ضرب المثلی در محافل به منظور عرفا جرم ندانستن جرایم با درجات پایین تر ، با این استدلال که اگر برخورد با نزاع ، الزام به پرداخت چندرغاز جزای نقدی انهم به جیب دولت باشد. ( ناگفته نماند ، عرف ، به مجازات با دید تخصصی نمینگرد ، لهذا صرف پرداخت جزای نقدی ، گرچه با مبالغی بسیار سنگین ، به دلیل اینکه پرداختها دور از دید عرف و در اجرای احکام کیفری رخ میدهد ، اسباب تشفی خاطر و مراضات قلبی انان نسب به جرم و عدم تکرار ان فراهم نمیگردد. ، هم چنانکه جرم در علن اتفاق افتاده است ، مجازاتهای علنی یا غیر مخفیانه موجبات تشفی خاطر انان را فراهم خواهد اورد! ) ، توهین و تهدید و ضرب و جرح های ساده و ….پس حتما نسخ ضمنی شده است.یا ( در مقایسه با نزاع ) مجازات چندانی نخواهد داشت ، لهذا این تصور علاوه بر اتراق در انگاره متهمین ، من جمله اسباب هنجار شکنی و قانون گریزی در روستای محل وقوع جرم خواهد شد -۲: اگر ما باشیم و حرف راست ، ۹۰درصد مردم اصلا کتاب قانون مجازات اسلامی باب تعزیرات را ندیده اند ، فرض بگیریم که قانون را دیده و چندین بار نیز انرا خوانده باشند ، ایا قوانین کیفری را شخصی غیر حقوقی ، میتواند درک کند؟! اگر میتواند؟ تحصیل در دانشکده های حقوق برای چیست؟! لهذا ، این ارای قاعده ساز شعب است.که به عنوان استادی خوش بیان ، مواد کاربردی انرا ( جرایمی که در یک حوزه رخ میدهد ) به جامعه تحویل میدهد ، اگر با این رفتار ها متناسب برخورد نشود. ( به نحوی که متهمین متنبه شده و مردمی که ماجرا را شنیده اند ، در استمرار حس امنتیشان خللی ایجاد نگردد. ) مردم ادنی ارزش ، به قانونی که شعب کیفری ، روح ان ( قدرت و اثر کاریزماتیک قانون ) را گرفته اند نخواهند داد ۳: متهمین بلاشک ، فطرتا و مادرزادی مجرم خلق نشده اند ( گرچه چ. ل. ( پزشک و جرم شناس ایتالیایی ) بر این امر عقیده داشت که مجرم از مادر مجرم به دنیا می اید ، لیکن این نظریه در *و حتی نزد شاگرد قدرتمند وی ، ا. ف. نیز مطرود گشت و نظریه اثر محیط بر مجرم جای انرا گرفت ) چرا که بزهکاری امری اکتسابی است ، اثر محیط در مجرم شدن متهمین پرونده بلا اغماض است ، انچه جهت بازپروری انان میبایست مطمح نظر قرار گیرد ، دور نمودن متهمین گرچه برای زمانی بسیار اندک ( لیکن حداقل برای مدتی که کشف شخصیت واقعی متهمین در زندان ممکن شده ، متهمین ارتباطشان با یکدیگر منطقی و هنجارمند گشته ، از افراد نابابی که شاید انان در مجرم شدن متهمین پرونده دخالت حداکثری داشته اند ، نیز فاصله بگیرند تا بعد از برون رفت از زندان یا موسسه مزبور نحوه معاشرت سالم را یاد بگیرند ) از محیط موجد جرم میباشد.- ( برگرفته از مقاله چطور مجرم میشوند ؟ تبیین مسیر گذار مجرمانه در پرتو جرم شناسی رشد نگر و تلفیقی ) - ۴ : جرایم جمعی ( مشارکتی ) معمولا کمتر از جرایم انفردای رخ میدهد ، لیکن انچه حایز اهمیت است.این است.که ضریب احتمال ارتکاب رکن مادی بعد از مرحله شروع به جرم ، در جرایم جمعی ۱۰۰درصد بیشتر از جرایم انفرادی است ، علت ان وجود نقشه ای حساب و کتاب شده و اعتماد خاطری است.که هر یک از یکدیگر میگیرند! چنین افرادی با عنایت به اینکه اکثر اوقات با یکدیگر هستند ، مستعد برای ارتکاب تمامی جرایم بوده و تاب تحمل کوچکترین خرده ای را ( به دلیل اعتماد به حضور یکدیگر ) ندارند ( مجرمین بالقوه ) ، لهذا نیاز است.تا اموزشهای لازم در راستای تغییر هدف جمع توسط متخصصین امر ارایه گردد. ۵: وقتی که اختلاف سر چند متر زمین ، انهم با عنایت به تشخیص دادگاه در پرونده به کلاسه ( ۰۱۰۱۴۹۳ شعبه *) معبر باشد. نه ملک طلق اصحاب پرونده ، منتهی به نزاعی خونین انهم توسط خویشاوندان ( ا. و د. با هم برادر هستند ) میگردد. ، استفاده از نهاد زندان ( حبس ) جهت انتفاع از فواید ان تنها نسخه ای است.که یقینا داروی این ضعف فرهنگی میتواند باشد. ۶: در پرونده های کیفری مطروح فی مابین اقربا ، غربا ، درست یا نادرست ، با این دید که ، اصحاب پرونده برادر یکدیگرند ، فردا روز انان با هم سازش میکنند و این ما هستیم که برای خود دشمن میتراشیم ، پس چرا ، ما وارد موضوع شده و خود را بدنام کنیم ، از حیث مشارکت در صلح و سازش یا شهادت دادن به نفع حق و قلع ریشه نزاع … امتناع مینمایند و عزلت را جهت تماشای اقدام دادگستری بهترین انتخاب میدانند ، واگذاری ماوقع به جزای نقدی یا استفاده از نهادهای ارفاقی در این مرحله ( حداقل قبل ارایه رضایت ) و تسمیه ان ، به واکنش جامعه در برابر جرم ، به نظر کمی ، کم انصافی باشد. ، چرا که در ان صورت ، به جای جامعه ، رویه قضایی ( انهم نا به جا ) اظهار نظر نموده است! اصحاب پرونده به دلیل اقربا بودن با یک تلنگر ( بعد از چند روز در حبس ماندن ) حاضر به رضایت خواهند شد ، که ان روز ، هم انان اصلاح شده اند و هم جامعه انان را با اغوش باز پذیرا خواهدبود . ( ( منطوق ) ) : دادگاه ارتکاب رفتار فیزیکی رکن مادی جرایم موضوع گزارش مرجع انتظامی و شکایت را احراز ، انتساب ان به متهمین پرونده را به شرح کیفرخواست صایب ، مستندا به مواد ۴۴۸- ۴۴۹-۵۵۹-۶۴۱-۶۵۴-۷۰۹-۷۱۰-۷۱۴ از قانون مجازات اسلامی باب دیات مصوب سال ۱۳۹۲- بند سه ماده ۶۱۵ قانون مجازات اسلامی باب تعزیرات مصوب۱۳۷۵-مواد ۲-۱۱-قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب ۱۳۹۲- اعلام میدارد. : متهمان پرونده را از بابت اتهام مستوجب دیه" به ترتیب به تادیه الف :۲/۵ صدم دیه کامل از بابت صدمات وارده و گواهی شده وفق بندهای ۳-۴-۷-۱۲-۱۴ گواهی پزشکی قانونی منتضم در برگه ۲۳ پرونده ب :۱۷/۵ هزارم دیه کامل از بابت صدمات وارده و گواهی شده وفق بندهای ۲-۵-۶-۸-۹-۱۰-۱۱-۱۳گواهی اخیر الاشاره - ج : یک سه هزارم دیه کامل از بابت صدمه وارده وگواهی شده وفق بند یک گواهی اخیر الاشاره ( در حق م. ب. ) - د : دو دویستم دیه کامل از بابت مشارکت در ایراد جرح عمدی منتهی به دو فقره حارصه در سر و صورت ( پلک فوقانی چشم راست و گوش راست ) - ه : یک و نیم چهار هزارم ( یک و نیم از چهار هزارم ) دیه کامل ، از بابت مشارکت در ایراد ضرب عمدی منتهی به یک فقره سرخ شدگی غیر سر و صورت ( پشت ) ( در حق د. ط. پور ) الف : یک و نیم دو هزارم دیه کامل از بابت صدمه وارده و گواهی شده وفق بند ۴ ( سینه ) گواهی پزشکی قانونی منتضم در برگه ۲۶ پرونده ب : دو دویستم دیه کامل از بابت مشارکت در ایراد جرح عمدی منتهی به دو فقره حارصه در سر و صورت ( پلک فوقانی چشم راست و گوش راست ) - ج : یک و نیم چهار هزارم ( یک و نیم از چهار هزارم ) دیه کامل از بابت مشارکت در ایراد ضرب عمدی منتهی به یک فقره سرخ شدگی غیر سر و صورت ( پشت ) ( در حق د. ط. پ. ) الف : سه صدم دیه کامل از بابت صدمات وارده و گواهی شده وفق بندهای ۱-۳-۴-۵ گواهی پزشکی قانونی منتضم در برگه ۲۵ پرونده ب : پنج هزارم دیه کامل از بابت صدمه وارده و گواهی شده وفق بند ۲ گواهی اخیر الاشاره ( در حق اقای ع. ط. پ. ) - ج : دو هزارم دیه کامل از بابت صدمه وارده وگواهی شده وفق بند ۳ گواهی پزشکی قانونی موجود در برگه ۲۴ پرونده ( در حق اقای ا. ط. پ. ) یک و نیم صدم دیه کامل از بابت صدمات وارده و گواهی شده وفق بندهای ۱-۲-۴ گواهی پزشکی قانونی منتضم در برگه ۲۴ پرونده ( در حق اقای ا. ط. پ. ) ظرف یک سال قمری از تاریخ وقوع جرم ( ۱۴۰۱/۶/۱۲ ) صادر و از حیث اتهام نزاع دسته جمعی نیز " ، متهمین را به تحمل ۵ماه حبس تعزیری محکوم مینماید. ( علت عدم قناعت شعبه به حداقل حبس قانونی عبارت است.از - ۱: داشتن سابقه کیفری ، هرچند غیر موثر .۲: توجه ویژه مقنن به نزاع و عدم دخالت در حبس نزاع با وجود سیاست حداقلی حبس دهی در اخرین اراده خود ( قانون کاهش حبس تعزیری مصوب ۱۳۹۹ ) ! ۳: جلوگیری از مرسوم شدن عبارتی نزد عرف تحت عنوان ( فلانی ها نزاع کرده بودند چه اتفاقی افتاد ما نیز نزاع خواهیم کرد مگر چه میشود.! ) ۴: متناسب نبودن نهادهای ارفاقی ( پابند-تعلیق ابتدایی- ) در خصوص نزاع ها ۵: عدم تنبه متهمان و جلوگیری از نزول قبح نزاع در اذهان مردم- ۶: تقلا برای تاثیر تعزیر در حق متهمین در راستای بند ت ماده ۱۸ قانون مجازات اسلامی باب کلیات مصوب ۱۳۹۲ با اصلاحات سال ۱۳۹۹ - لیکن : نظر به وضعیت خاص متهمان ردیف چهار و پنج ( زن بودن و دادن فرصتی دیگر برای انان به منظور اصلاح خود ) قرار تعلیق اجرای مجازات حبس انان را برای مدت یک سال از نوع ساده صادر و اعلام میگردد. متهمان ملزم میباشند در این مدت یک ساله مرتکب جرمی نشود. و اگر در مدت تعلیق مرتکب یکی از جرایم عمدی مستوجب حد-قصاص-دیه-تعزیر تا درجه ۷ شود. مجازات جدید به همراه مجازات معلق اجرا خواهد شد و در خصوص اتهام متهم ردیف سوم دایر بر توهین و اهانت موضوع شکایت ع. ط. پ. من باب عدم کفایت دلیل قانونی مستند به ماده ۱۹۹ قانون مجازات اسلامی باب کلیات مصوب ۱۳۹۲- ۴-۲۶۵ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲-اصل ۳۷ قانون اساسی ، حکم بر برائت صادر و اعلام می دارد. ارای صادره حضوری بوده و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در شعب عالی قدرمحکمه محترم تجدید نظر *میباشد.
