رأی دادگاه تجدیدنظر استان
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *تجدیدنظرخواه: اقای م. ط. ی. فرزند ص. به نشانی *
تجدیدنظرخوانده: خانم ف. ک. ک. فرزند م. به نشانی *
تجدیدنظر خواسته: طلاق به درخواست زوجه
بسمه تعالی به تاریخ ۹۷/۱۱/۹ در وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضایکنندگان ذیل تشکیل است. پرونده کلاسه *تحت نظر است. دادگاه با التفات از اوراق پرونده و با استعانت از ایزد سبحان ختم رسیدگی را اعلام به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.:
رای دادگاه
در خصوص تجدیدنظرخواهی اقای م. ط. ی. به طرفیت خانم ف. ک. ک. فرزند م. نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه *موضوع کلاسه *که به موجب ان دادگاه محترم بدوی دعوی خانم ف. ک. فرزند م. با وکالت اقای م. ط. به خواسته طلاق به درخواست زوجه به استناد بند دو عقدنامه با این استدلال که نظر به دادخواست تقدیمی و احراز علقه زوجیت به دلالت عقدنامه مورخ ۸۱/۴/۳۱ شماره ۱۶۸۸۳ دفترخانه ۳۱ *و تصاویر اوراق عقدنامه ممضی به امضای طرفین و اخذ اظهارات دو طرف و صورتجلسه مورخ ۹۷/۶/۲۵ و ۹۷/۸/۲۹ دادگاه و توضیحا خواهان اظهار داشت می خواهم از همسرم جدا شوم … به مدت شانزده سال ازدواج کرده ام دارای فرزند مشترک پسر یازده ساله می باشم با من می باشد. و پنج سال به خاطر بداخلاقی وی بچه دار نشده ام. اقوام به من گفته اند بچه دار شوی اخلاق شوهرت خوب می شود. ولی بدتر شده که بهتر نشده و فحاشی و کتک و تهدید می کند و خرجی نمی دهد و سرکار نمی رود و به خانواده ام و خودم توهین می کنند در مورد مهریه و نفقه و اجرت المثل رای صادر شده و جهیزیه نزد خودم می باشد. ادعایی ندارم. باکره نیستم حامله نیستم … از وی کراهت دارم. دست بزن دارد. شکاک است.و رای ایراد ضربه دارم. که محکوم شده است.وچندین بار مرا زده که به پزشک قانونی نرفتم. دادگاه نظر به لایحه خوانده که برای خواهان قرائت شده حسب وظیفه ذاتی و اخلاقی و اجتماعی و مهمتر از همه قرانی قرائت ایه الصلح خیرخواهان را به صلح سازش دعوت که مقبول نظر نیفتاد خواهان بیان داشت که نظریه داوری برای من قرائت شده فهمیدم دعوی به شرح دادخواست تقدیمی است.مطالبم همان است.که بیان نموده ام و وکیل خواهان اظهار داشت فعلا مطلبی ندارم. همانست که موکلم مطرح نموده است. لایحه وکیل قرائت شده رای در مورد ایراد ضرب و شتم تقدیم دادگاه خواهد شد و دادگاه مجددا طرفین را به سازش دعوت و پیامد طلاق را برایشان گوش زد نموده که خوانده بیان داشت نظریه داوری برای من قرائت شده و فهیمدم من طلاق نمی دهم و راضی به طلاق نیستم و حاضر به زندگی با وی هستم چرا که همسرم را دوست دارم. چهارسال همکاری کردم و خانم من به *فرستادم و عدم تمکین وی صادر شده و ازدواج مجدد برای من ثابت شده است.و رای صادره در مورد ایراد ضرب و شتم را قبول ندارم. حضانت فرزند را خودم متقبل می شود. در مورد مهریه و اجرت المثل رای صادر شده سه سال است.رها کرده رفته البته چند ماه امده و مجدد رفت و یکسال و نیم است.رفته وکیل خوانده بیان داشت قبلا لایحه تقدیم دادگاه نمودم جهت صلح و سازش باوکیل خواهان صحبت کردم مقبول نیفتاد و اختلاف از اینجا نشات گرفته که زوج اجازه داده زوجه به دانشگاه برود و موکل زوجه را دوست دارد. موکل حکم تمکین دارد. … دادگاه با توجه به اقامتگاه خواهان ( زوجه ) خود را صالح دانسته نظر به مراتب مذکور … نظر به مجموع اظهارات طرفین و محکومیت خوانده تحقق شرط مندرج در بند دو عقدنامه مذکور محرز گردیده لذا خواسته را به حق دانسته و در اجرا مواد ۲۶ الی ۳۹ قانون حمایت خانواده و مواد ۱۱۱۹ و ۱۱۳۳ و و ۶۵۶ و ۶۵۸ و ۶۶۳ و ۶۸۰ و ۱۱۳۹ و ۱۱۴۰ قانون مدنی و بند دو عقدنامه مذکور گواهی عدم امکان سازش با شرایط ذیل بین انان صادر و اعلام می نماید. و نظر به این که زوجه از طرف زوج وکالت تام الاختیار دارد. لذا به زوجه اجازه داده می شود. و وکیل است.تا با حق توکیل به غیر پس از قطعیت حکم صادره جهت اجرا و ثبت طلاق با مراجعه به یکی از دفاتر ثبت طلاق و با توجه به این که حسب اظهارات زوجه کراهت از زوج داشته و دارد. امادگی وی جهت بذل یک سکه از مهریه محرز دانسته و سردفتر محترم طلاق پس از بذل مهریه از زوجه و قبول ان به وکالت از زوج و با رعایت به سایر مقررات شرعی قانونی نسبت به اجرای صیغه طلاق و ثبت ان اقدام نماید. رعایت وجود شرایط صحت اجرای صیغه طلاق از جمله مراعات مفاد مواد ۱۱۳۴ ۱۱۳۵ ۱۱۳۸ ۱۱۴۱ قانون مدنی به عهده مجری صیغه طلاق بوده در مورد مهریه رای صادر شده و فقط زوجه حسب تقدیم لایحه یک سکه را اعلام بذل نموده مورد اجرت المثل نیز رای صادر شده جهیزیه نزد زوجه بوده با توجه به سن فرزند مشترک حضانت به زوج اعطای شده و زوجه هر هفته روز جمعه از ساعت ۹ صبح تا ساعت ۶ عصر همان روز حق ملاقات تعیین شده از طرف مرجع قضایی و انتظامی واقع در *خواهد داشت. طرفین موظف به همکاری در جهت ملاقات می باشند نوع طلاق مستندا به مواد ۱۱۴۵ و ۱۱۴۶ و ۱۱۵۱ قانون مدنی خلع و عده ان سه طهر می باشد. زوجه حسب اظهاراتش باردار نبوده ولی مدخوله می باشد. و ارائه گواهی عدم حمل به دفترخانه الزامی است. مدت اعتبار گواهی مذکور بر اساس ماده ۳۴ قانون مذکور سه ماه پس از ابلاغ دادنامه قطعی یا قطعی شدن رای می باشد. اما نسبت به خواسته عسر و حرج با توجه به مراتب مذکور و پیش گفته و صورت جلسات یاد شده و خواهان و وکیل وی ادله کافی جهت اثبات دعوی خود به گونه ای که اختیار طلاق را در مورد عسر و حرج از زوج سلب نماید. ارائه نشده است. دعوی خواهان را مردود اعلام داشته و با استناد ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی و مفهوم مخالف ماده ۱۱۳۳ و عموم قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق حکم بر بطلان دعوی خواهان در این قسمت ( عسر و حرج ) صادر نموده ان دادنامه مزبور در فرجه مقرر قانونی مورد اعتراض واقع شده و جهت رسیدگی به این شعبه تجدیدنظر ارجاع گردیده است. دادگاه نظر به این که دادنامه مزبور مطابق موازین قانونی اصدار یافته و با رعایت اصول دادرسی بوده و از ناحیه تجدیدنظرخواه دلیلی که موجب نقض دادنامه مزبور را فراهم بنماید. فراهم ننموده است.لذا ضمن رد دعوی تجدیدنظرخواهی و با استناد به ذیل ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته با اصلاح مدت اعتبار ان از سه ماه به شش ماه تایید می نماید. رای صادره ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در محاکم محترم دیوانعالی کشور می باشد.
مستشاران شعبه *: ح. م. ج. ض. پ.
مدیر دفتر شعبه *: م. ل.
