رأی دادگاه بدوی
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
خواهان: خانم م. گ. فرزند ا. با وکالت خانم ا. ب. فرزند پ. به نشانی *
خوانده: اقای ا. م. فرزند ع. با وکالت اقای م. ق. فرزند ا. به نشانی *
خواسته ها:
۱. مطالبه مهر المثل
۲. مطالبه ا. ا.
گردشکار:به تاریخ فوق در تاریخ وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضا کننده ذیل تشکیل است.پرونده کلاسه فوق تحت نظر است. ملاحظه می گردد. دراین پرونده خواهان دادخواستی به خواسته خوانده مطرح نموده است ، که پس از ارجاع به این دادگاه و وصول به شعبه ، به کلاسه فوق ثبت شده است.پس از جری تشریفات قانونی دادگاه ضمن اعلام ختم دادرسی با استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.
رای دادگاه
درخصوص دادخواست خواهان خانم م. گ. فرزند ا. با وکالت خانم ا. ب. به طرفیت خوانده اقای ا. م. فرزند ع. با وکالت اقای م. ق. به خواسته ۱. مطالبه مهر المثل۲. مطالبه ا. ا. به شرح دادخواست تقدیمی ، با این توضیح که حسب محتویات پرونده ۱- وکیل خواهان با تقدیم دادخواست فوق و در جلسه رسیدگی اظهار داشته: موکل در تاریخ ۱۳۹۹/۱۲/۲۱ با برگزاری مراسم نامزدی رسما از طرف اقای ا. م. به عنوان نامزد معرفی وتعیین شدند. خانواده های دو طرف توافق می شود. صیغه محرمیت جاری شود. و به مدت یک سال صیغه نکاح جاری می شود. موکل زمان عقد نکاح موقت دوشیزه بوده است. در اثر جهل موکل به حکم و قانون ، مبنی بر اینکه رابطه نامزدی ایجاد محرمیت نمی کند ، به درخواست خوانده مبنی بر ایجاد روابط زوجیت تمکین خاص نموده و خوانده با توسل به وسایل متقلبانه و ایجاد این ذهنیت در اینجانب که تمکین خاص زوجه از زمان اغاز نامزدی رسمی است.و صیغه عقد تشریفاتی بیش نیست؛ موکل را گمراه و لذا به درخواست خوانده موکل تمکین نموده و موکل را ازاله بکارت نموده است. متعاقب ان از اواسط مهر ماه سال جاری خوانده رابطه اش را با موکل قطع می کند و کم کم موکل متوجه می شود. ، اساسا خوانده قصد جهت ادامه زندگی ندارد. لذانظر به مراتب مزبور وباعنایت به مستندات ابرازی؛ به استناد ماده ۴۴۱ ق.م.ا و ماده ( ۹ ) قانون مسئولیت مدنی مصوب ۷ اردیبهشت ماه۱۳۳۹ و رای شماره *و اقرار خوانده ، دال بر این که ازاله بکارت صورت گرفته است؛ از دادگاه تقاضای صدور رای مبنی بر ا. ا. و مهر المثل طبق نظر کارشناس با احتساب به انضمام کلیه خسارات قانونی موضوع ماده ۵۱۹ ق.ا.د.م اعم از هزینه دادرسی ، و هزینه کارشناس و … ، در حق موکل مورد استدعاست .۲- وکیل خوانده نیز ضمن حضور در جلسه رسیدگی در مقام دفاع اظهار داشته: خواسته خواهان مورد قبول موکل نمی باشد. موکل با زوجه صیغه نکاح موقت یک سال جاری می شود. رابطه انها تا اواسط مهرماه ادامه و از ان زمان تا کنون جدا از هم زندگی می کنند. حسب اعلام موکل خواهان در ابتدای عقد نکاح موقت دوشیزه و تا زمانی که با هم ارتباط و رفت و امد داشتند ، خواهان دوشیزه بودند ، و ازاله بکارتی توسط موکل صورت نگرفته است. لازم به ذکر است.موکل بعد از مهرماه که ارتباط قطع شده بذل مدت نمودند فلذا تا زمانیکه خوانده در قید زوجیت موقت موکل بوده است.دوشیزه بوده است. از سوی دیگر طرفین صیغه نکاح موقت جاری و مهریه پرداخت شده است.و موجبی برای مهر المثل باقی نمی ماند . با عنایت به محتویات پرونده ، اظهارات طرفین دعوی خواهان وارد نمی باشد. چه اینکه حسب اظهارات طرفین پرونده زوجین بوده و در نکاح موقت یکدیگر بودند ، فلذا با جاری شدن صیغه نکاح چه دایم و چه موقت اثار ان بر زوجین مترتب و احد از ان تمکین زوجه از زوج می باشد. و در این خصوص تفاوتی بین نکاح دایم و موقت نمی باشد. ، و از سوی دیگر خواهان مقر است.که با اراده و نه به اجبار تمکین نموده است ، در این خصوص نمی توان عرف را مستند قرار داد ، چه اینکه معمول و متعارف است.که زوجه در ایام عقد و قبل از شروع زندگی مشترک تمکین خاص نداشته باشد. اما بدان معنا نمی باشد. اگر اتفاق افتاد مستحق ا. ا. کار باشد. و به فرض صحت ان دراین خصوص خوانده منکر موضوع می باشد. و در خصوص مهر المثل نیز نظربه تعیین مهریه و پرداخت خارج از شمول ان می باشد. ، فلذا دادگاه دعوی خواهان را وارد ندانسته و با استناد به ماده ۱۲۵۷ از قانون مدنی و ماده ۱۹۷ ازقانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم بر بی حقی خواهان ، صادر و اعلام می دارد.رای صادره حضوری محسوب وظرف بیست روز ازتاریخ ابلاغ ، قابل تجدیدنظرخواهی درمحاکم تجدیدنظر *می باشد.
معاون قضایی و دادرس شعبه *- ش. ا.
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
تجدیدنظرخواه: خانم م. گ. فرزند ا. با وکالت خانم ا. ب. فرزند پ. به نشانی *
تجدیدنظرخوانده: اقای ا. م. فرزند ع. به نشانی *
تجدیدنظر خواسته: از دادنامه شماره *۱۴۰۰/۱۲/۲۵ شعبه *
رای دادگاه
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم م. گ. فرزند ا. با وکالت خانم ا. ب. به طرفیت اقای ا. م. فرزند ع. از دادنامه شماره *۱۴۰۰/۱۲/۲۵ شعبه *که به موجب ان در مورد دعوی مشارالیها بخواسته مطالبه مهرالمثل و ارش البکاره ناشی از عقد موقت که منجر به وقوع مباشرت بین زوجین و ازاله بکارت شده است. حکم بر بیحقی وی صادر شده است. با عنایت به اوراق و محتویات پرونده نظر به اینکه به موجب قانون وشرع ذکر مهر در عقد منقطع لازم است. و بدون ان عقد باطل خواهد بود. در ماده ۱۰۹۵ قانون مدنی امده است. در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است. و در مسیله ۵ از القول فی النکاح المنقطع ج ۲ تحریرالوسیله حضرت ا. خ. ( ره ) ص۲۸۹ امده است: یشرط فی النکاح المنقطع ذکر المهر ، قلوا خل به بطل و در مسیله ۶ از مدرک فوق امده است. فلو وهبها المده فان کان قبل الدخول لزمه نصف المهر وان کان بعده لزمه الجمیع و درمانحن فیه به موجب برگ یک از پرونده صورتمجلس تنظیم شده بین طرفین عقد موقت به مدت یک ساله با مهر به میزان یک حلقه انگشتر طلا از تاریخ ۹۹/۱۲/۲۱ لغایت ۱۴۰۰/۱۲/۲۱ واقع شده است. در فرضی که وقوع مباشرت و تمکین خاص توسط زوجه انجام شده باشد. مستحق تمام مهر المسمی خواهد بود. در غیر این صورت و بذل مدت مهر نصف است. اگرچه زوج منکر این موضوع بوده و مدعی است. ازاله بکارت توسط وی نبوده است. ومهر المسمی نیز پرداخت شده و بذل مدت انجام گرفته است. که این دادگاه فعلا در مقام رسیدگی به ان نیست وخواهان در صورت ادعا می تواند برای مهر المسمی موضوع عقد موقت برای مطالبه اقدام نماید. ومطالبه مهر المثل و ارش البکاره باتوجه به مراتب فوق موجب شرعی و قانونی نداشته است. و رای صادره از دادگاه محترم بدوی وفق موازین شرعی و قانونی اصدار یافته و ایراد اساسی به ان ملاحظه نمیگردد. مستندا به قسمت ذیل ماده ۳۵۸ از قانون ایین دادرسی مدنی مصوب ۷۹/۱/۲۱ ضمن رد اعتراض معترضه دادنامه تجدیدنظرخواسته عینا تایید و ابرام مینماید. رای دادگاه حضوری بوده و به موجب ماده ۳۶۵ از قانون فوق الذکر قطعی است./ن
رییس شعبه *مستشار دادگاه
ق. م. م. م.
