دلالت رفتار عملی طرفین بر رجوع به مابذل و رجوع از طلاق - 8/10/2016 12:00:00 AM

رأی شعبه دیوان عالی کشور


خانم م. الف. بطرفیت آقای م.ع. ق.و. بخواسته ثبت رجوع در دفترخانه ازدواج با حفظ حقوق اعم از مهریه و غیره طرح دعوی کرده است بدین توضیح اینجانبه م. الف. طبق طلاق توافقی در تاریخ 93/7/5 از آقای م.ع. ق.و. جدا شدم ولی در همان تاریخ رجوع نمودم اما همسرم در طول این مدت حاضر به ثبت عده نشده است و از نظر شرعی و قانونی همسر خوانده بوده ام ولی در دفترخانه ازدواج و طلاق واقعه فوق ثبت نشده است لذا از دادگاه محترم تقاضامندم نسبت به صدور حکم شایسته اقدام لازم را مبذول فرمائید. لازم به ذکر است که در موقعی که دادنامه طلاق را از دادگاه گرفتم و به دفترخانه مراجعه نمودم و ثبت نمودم اینجانب پس از ثبت طلاق جهت جمع آوری وسایلم به منزل همسرم رفتم که ایشان پیشنهاد به من دادند که من پشیمان هستم و گفتند که رجوع کنیم و من هم پذیرفتم ولی در حال حاضر در حدود 6 ماه است که ثبت رجوع را به تأخیر انداخته و در این بین مشاجراتی بین اینجانب و همسرم روی داده و همچنین به خانواده ام گفته بود که واقعه رجوع را ثبت میکنند ولی حاضر به ثبت نشدند و در حال ، خواهان ثبت رجوع و رسیدگی به جرم واقع شده را طبق ماده 49 قانون حمایت از خانواده دارم. در جریان دادرسی خانم م. الف. خانم الف. ع.ب. را وکیل رسمی خود اختیار کرده است. خواهان برگ استشهادیه خود را تقدیم داشته است ( صفحات 12-13) ( و صفحه 17) و طی لایحه ای عکس ها و فیلم های مختلفی که با خوانده داشته تسلیم نموده است. آقای م.ع. ق.و. آقای الف. ع.ن. را به عنوان وکیل رسمی خود برگزیده است. خانم الف. ع.ب. وکیل خواهان طی لایحه ای که مضموناً درج میگردد مرقوم داشته مطابق با سند طلاق شماره ... - 93/7/5 صیغه طلاق در دفترخانه شماره 66 شاهین شهر فیمابین موکله و خوانده محترم آقای م.ع. ق.و. جاری میگردد و در همان روز پس از اجرای صیغه طلاق موکل به منزل مشترک مراجعه می کند تا وسایل خود را جمع کند که خوانده به وی پیشنهاد زندگی مجدد را میدهد و به وی رجوع می کند لیکن از آن زمان تاکنون از ثبت واقعه رجوع امتناع نموده و این در حالی است که در طول چندین ماه با موکل به مسافرت رفته و همخوابگی داشته 000 در راستای امتناع خوانده از ثبت واقعه رجوع موکله پرونده کیفری به کلاسه 940137 که در شعبه 102 دادگاه جزایی در جریان رسیدگی می باشد تشکیل داده که این پرونده به علت اقرار مشتکی عنه ( خوانده ) به رجوع و انجام اعمالی که رجوع از طلاق محسوب میشود و به استناد شهادت شهود در دادسرا منجر به صدور قرار مجرمیت شده است. در پرونده کیفری شاهدان تعرفه شده در اظهاراتشان بیان داشته اند که ما با زوجین رفت و آمد خانوادگی داشتیم و در جریان زندگی این دو نفر بودیم و با هم به مسافرت رفتیم و این دو نفر طوری با هم بودند که ما اصلاً خبر نداشتیم که طلاق گرفته اند. و در دی ماه به همراه فرزندشان به خانه ما آمدند و یک ماه بعد به اتفاق خانواده به خانه ایشان رفتیم و اطلاعی از طلاق نداشتیم. در پرونده کیفری مذکور موکله در اظهاراتش بیان داشته: در عید سال 94 همسرم به خانه پدر بزرگ من آمد برای بازدید عید و تا عصر حدود ساعت 7 آنجا حضور داشتند و در حدود 10 فروردین تا 13 فروردین 94 با من به همراه دوست خانوادگی مان آقای ح. ذ. و خانم ایشان و فرزندشان به مسافرت آمدند و شب اول در مدرسه همگی خوابیدیم و فردا شب و پس فردا شب آن به خانه دختر خاله دوست خانوادگی مان رفتیم و شب را ایشان با من در یک اتاق که منزل آنها بود خوابیدند و در تاریخ 93/7/18 تولد دخترم بود که تولد او را در تاریخ 93/7/27 گرفتم و خانه را با هم آماده کردیم و با همدیگر عکس و فیلم گرفتیم و شب با هم نزدیکی داشتیم 000 مطابق با ماده 49 قانون حمایت خانواده مصوب 91/12/9 زوج چنانچه پس از رجوع تا یک ماه پس از آن از ثبت رجوع امتناع نماید ضمن الزام به ثبت این واقعه به جزای نقدی درجه پنج ( از 8 میلیون تومان تا 18 میلیون تومان ) و یا حبس تعزیری درجه 7 ( از 91 روز تا 6 ماه) محکوم میشود. موکله در صورت نیاز شاهدان خود را به دادگاه معرفی می کند در پرونده کیفری فوق الاشاره خوانده به رجوع موکله اقرار نموده است. با گذشت قریب به یک سال از رجوع ، خوانده با عدم ثبت آن ، موکله را در بلا تکلیفی قرار داده ، این در حالی است که ایشان چندین مرتبه به خانواده موکله تعهد داده که رجوع را ثبت می کنم. لکن تا کنون از انجام آن سرباز زده است لذا نظر به مراتب فوق درخواست صدور حکم مبنی بر اثبات واقعه رجوع با حفظ حقوق مالی موکله و الزام زوج به ثبت آن را مینماید ( صفحات 28-29-30 ) وکیل خوانده در جلسه 94/6/1 اظهار داشته از خواهان سئوال دارم که آیا طلاقتان خلعی بوده است جواب بله سئوال آیا برای رجوع به ما بذل به دفترخانه مراجعه کردید جواب خیر ، ما یک روز هم جدا نبودیم و خودش گفت من میروم شناسنامه و همه چیز را درست میکنم و حتی دو دانگ منزلشان را وکالتی به من دادند. وکیل خوانده در پاسخ اظهار داشت نظر به اینکه نوع طلاق خواهان و خوانده خلع نوبت اول بوده و در طلاق خلع زوجه می بایست به دفترخانه مراجعه و نسبت به آنچه که بذل نموده رجوع نماید و مراتب رجوع ایشان در دفتر ثبت طلاق ثبت گردد و بوسیله دفترخانه مراتب رجوع بصورت کتبی به اطلاع زوج برسد و پس از رجوع زوجه به مهریه و ثبت آن نوع طلاق از خلع به رجعی تبدیل میگردد که در این فاصله زوج می تواند به زوجه رجوع کند لذا در این پرونده زوجه جهت اثبات ادعای خود و رجوع به مهریه هیچگونه دلیل و مدرک مستند و مستدلی ارائه ننموده و صرفاً ادعائی را مطرح نموده که موکل منکر آن است. چرا که تاکنون از دفتر ثبت طلاق هیچگونه ابلاغیه ای دال بر رجوع به ما بذل برای موکل ارسال نشده و از طرفی اصلاً رجوع به ما بذل از طرف زوجه در دفتر ثبت طلاق صورت نگرفته حسب اقرار خواهان نه به دفترخانه برای رجوع به ما بذل مراجعه نموده و نه به مهریه خود رجوع نموده است. و در مورد ادعای ایشان مبنی بر اینکه مدتی را با یکدیگر زندگی نموده اند با توجه به اینکه زوجه در زمان اجرای صیغه طلاق به زوج اعلام میدارد فعلاً محلی در جهت سکونت ندارد لذا با یکدیگر توافق می نمایند که زوجه تا زمان انقضاء قرار داد اجاره در آن منزل ساکن باشد و در این فاصله زوج جهت تهیه مایحتاج فرزند مشترک به منزل رفت و آمد داشت که این موضوع دلیل به رجوع شرعاً و قانوناً نیست منزل مذکور همزمان با انقضاء مدت اجاره توسط طرفین تخلیه گردیده است در پاسخ به لایحه وکیل خواهان نظر به اینکه وفق ماده 53 قانون آئین دادرسی خواهان باید در دادخواست خود دلایل و استشهادیه و اسامی افرادی که باید شهادت دهند قید نماید که چنین امری نیز لحاظ نشده تقاضای رد ادعای خواهان مورد تمناست. در پرونده کیفری هیچگونه دادنامه مبنی بر اینکه نوع طلاق رجعی است یا خلع ضمیمه نشده است وکیل خواهان در پاسخ اظهار داشته زوجه در زمان عده به دفترخانه طلاق جهت مطالبه مهریه و رجوع به ما بذل مراجعه نماید این دفترخانه است که باید مراتب رجوع به ما بذل زوجه را به زوج اطلاع دهد و در این زمان اگر زوج تمایلی به رجوع داشت می تواند رجوع نماید در صورتی که در موضوع این پرونده عکس این قضیه اتفاق افتاده و در ابتدای امر زوج به موکل رجوع نموده و حتی خود ایشان در مراحل تحقیقات مقدماتی پرونده کیفری مطروحه تحت کلاسه 940137 شعبه 102 دادگاه کیفری 2 شاهین شهر اقرار به رجوع به موکل نموده و حتی اظهار داشته که در مراسم جشن تولد فرزند مشترک همسرم را بوس کردم و با وی عکس گرفتم باید گفت فی الواقع رجوع زوج به موکل در زمان عده صورت گرفته و ایشان به موکله پیشنهاد داده که مهریه ات را پرداخت می کنم و بیا برگردیم به زندگی مان و دوباره از نو شروع کنیم. باید گفت این مسأله که وکیل محترم خوانده اعلام داشته که زوجه باید به دفترخانه جهت مهریه اش مراجعه کند درست نیست و این روند در دفترخانه های طلاق جاری نمی باشد و وقتی زوج رجوع به همسرش نمود خواه ناخواه رابطه زوجیت بر قرار میگردد. خوانده چندین ماه با موکل در یک منزل مشترک زندگی میکرده و ادعای وکیل محترم زوج که بیان داشته زوج صرفاً جهت تهیه ما یحتاج فرزند مشترک به منزل رفت و آمد میکرده مورد قبول نمی باشد و موکله این مسأله که وکیل زوج بیان داشته موکله در زمان اجرای صیغه طلاق بیان داشته محلی جهت سکونت ندارد را قبول ندارد و فی الواقع در این مدت ، موکل با همسرش در منزل سابق سکونت داشته اند و باید گفت حقیقتاً در زمانی که موکله پس از اجرای صیغه طلاق به منزل مشترک جهت جمع کردن وسایلش مراجعه می کند زوج به وی رجوع می نماید. باید گفت پس از گذشت 8 ماه از زمان اجرای صیغه طلاق منزل مشترک به علت انقضای قرار داد اجاره تخلیه میگردد و در طول این مدت موکله و همسرش با یکدیگر در این منزل زندگی میکرده اند. و در پرونده کیفری شاهدان بطور مشروح راجع به کل مسأله و وجود رابطه و زندگی مشترک فیمابین موکل و همسرش به نحوی که اظهار بی اطلاعی از مسأله طلاق صورت گرفته نموده اند ادای شهادت نموده اند فی الواقع مسافرت خوانده با همسرش به همراه دوست خانوادگی شان و فرزند مشترک صرف یک مسافرت عادی نبوده و در طول این مدت چندین مرتبه با موکله نزدیکی نموده و در یک اطاق خوابیده است با توجه به اقرار زوج به رجوع ، تقاضای اثبات واقعه رجوع را دارد. ضمناً شهادت شهود در جهت تکمیل دلایل موکل می باشد. و وقتی خود زوج اقرار به رجوع در پرونده کیفری در محضر محترم دادگاه نموده و وقتی اقرار نموده که در جشن تولد فرزند مشترک همسرم را بوس کردم جایی برای شهادت باقی نمی ماند. ضمن اینکه موکله شاهدانی دارد که در حضور قاضی محترم حاضر به شهادت شهود می باشند. خاطر نشان میگردد که موکله حتی در زمان عده به مهریه اش هم رجوع نموده و زوج به میزان 2 دانگ از منزل مسکونی خریداری خود را وکالتاً و بموجب یک قرار داد قولنامه به موکله انتقال داده است و بیان داشته است که زمانی که این دو دانگ ساخته شود به اندازه مهریه تو می شود و فی الواقع خود زوج نسبت به پرداخت و نحوه مهریه موکله اعتراف نموده و بیان داشته که مهریه ات را پرداخت میکنم. در جلسه 94/6/15 در صفحه 44 شهود مفهوماً ارتباط آنان را با یکدیگر بیان داشته اند بهر حال شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان شاهین شهر پرونده استنادی 940137 شعبه 102 جزایی شاهین شهر را مطالبه و در صفحات 44-45-46 خلاصه نویسی کرده است زوج در صفحه 45 اظهار داشته جشن تولدم دخترم را هم گرفتیم و خانواده همسر سابقم منزل ما بودند و همه عکس گرفتیم و فیلم برداری کردیم و با خانم و فرزندم عکس هم گرفتیم و بوس هم کردم و من هیچ اطلاعی از اینکه بعد از جاری شدن صیغه طلاق نباید با همسر سابقم رابطه داشته باشم نداشتم و از قانون بی اطلاع بودم ضمناً فتوکپی دادنامه 9409973760200893 مورخ 94/7/7 صادره از شعبه 102 دادگاه کیفری 2 شهر شاهین شهر و بیمه (102 جزایی سابق) که در خصوص اتهام عدم ثبت رجوع از طلاق ظرف یک ماه از زمان رجوع بوده ، آقای م.ع. ق.و. برائت حاصل نموده است صفحه 49 پرونده را تشکیل میدهد. بالاخره شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی شاهین شهر بموجب دادنامه 9409973759301194 مورخ 94/7/19 چنین رأی صادر کرده است «رأی دادگاه : خواسته م. الف. با وکالت الف. ع. بطرفیت م.ع. ق.و. با وکالت ر. ع.ن. ثبت واقعه رجوع است. دادگاه از توجه به اوراق پرونده و دادخواست تقدیمی و مدارک و مستندات ابرازی خواهان و اظهارات وکلای طرفین و لوایح ارائه شده که در دادخواست خواهان تقدیم نموده :« در تاریخ 93/7/5 بر اساس طلاق توافقی جدا شده و در همان تاریخ رجوع نموده و طلاق فیمابین خلع نوبت اول بوده و اکنون همسرم در طول این مدت نسبت به ثبت واقعه رجوع اقدامی ننموده که تقاضای الزام او را دارم 000»; و در طول رسیدگی نیز با ارائه چند قطعه عکس و همچنین استناد به پرونده کیفری و شهادت شهود اظهار داشته که با دوستانشان به مسافرت رفته ، نزد یکدیگر خوابیده و حتی رابطه زناشوئی داشته اند ولی وکیل خوانده منکر هر گونه رابطه بوده و رجوع از نظر شرعی و قانونی را منکر و تقاضای رد آن داشته است آنچه بنظر دادگاه مسلم و محرز است اینکه خواهان پس از وقوع طلاق مدتی در منزل خوانده زندگی کرده و شهود تعرفه شده در پرونده کیفری که خلاصه نویسی شده فرضیه است بر صحت این موضوع شهادت داده اند. خوانده نیز حضور خواهان را در منزلش رد نکرده و به مسافرت و گرفتن جشن تولد دخترشان و گرفتن عکس با یکدیگر اذعان نموده است و در مورد ارتباط جنسی نیز گر چه بطور قطع و یقین به دادگاه اثبات نشده لیکن محتمل بوده است ولی با وجود تمام این مراتب برای رجوع کفایت نمی کند زیرا طلاق واقع شده است فیمابین از نوع خلع بوده و صرف تصمیم طرفین به ادامه زندگی مشترک و حضور خواهان در منزل خوانده ولو برای مدت طولانی و حتی برقراری ارتباط جنسی فی نفسه برای وقوع رجوع به نحو شرعی کافی نیست بلکه آنچه در رجوع طرفین اهمیت داشته و می بایست مراعات می شده اینکه ابتدا خواهان باید به مهریه رجوع میکرده در این صورت طلاقی که در واقع به صورت خلع واقع شده به طلاق رجعی تبدیل گردیده و خوانده هم بلحاظ ایجاد حق رجوع می توانسته به خواهان رجوع نماید که در این صورت طلاق فیمابین باطل و شرعاً رابطه زوجیت مجدد بین طرفین برقرار می گردیده در حالی که در ما نحن فیه در مورد مهریه صحبتی نشده و پس از طلاق با یکدیگر زندگی نموده اند. بنا به مراتب با عنایت به اینکه اساساً خواهان به ما بذل رجوع نکرده است . و خوانده نیز شرعاً نمی توانسته به خواهان رجوع نماید در نتیجه زوجیتی بین طرفین برقرار نشده و نامبردگان خارج از زوجیت شرعی مدتی با یکدیگر زندگی کرده اند و حتی برقراری رابطه خاص جنسی احتمالی نیز علقه زوجیت بر آن ایجاد نکرده است ضمن اینکه بموجب دادنامه شماره 94000893 - 92/7/7 شعبه 102 جزائی ( کیفری) شاهین شهر خوانده از بزه عدم ثبت رجوع تبرئه گردیده و سر دفتر طلاق 66 شاهین شهر بموجب شماره ... - 94/7/1 اعلام داشته در ایام عده هیچ رجوعی به ما بذل و ثبت آن از طرف زوجه م. الف. نشده و طلاق واقع شده خلع نوبت اول بوده است. دادگاه بنا به جهات یاد شده دعوی خواهان را وارد ندانسته و مستنداً به ماده 1257 قانون مدنی حکم به بطلان آن صادر می نماید. رأی صادره حضوری و ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان می باشد»; خانم م. الف. با کالت خانم الف. عمو بیگی طی دادخواست و لایحه پیوست به شرح مندرج در آن نسبت به دادنامه شماره 9409973759301194 مورخ 94/7/19 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی شاهین شهر ، تجدیدنظر خواهی کرده است شعبه 24 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان پس از یک سلسله رسیدگی بموجب دادنامه شماره 9509970376400127 مورخ 1395/2/5 چنین رأی صادر کرده است «رأی دادگاه : در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم م. الف. با وکالت خانم الف. عمو بیگی بطرفیت آقای م.ع. ق.و. با وکالت آقای ر. ع.ن. نسبت به دادنامه شماره 1194-94/7/19 صادره در پرونده شماره 226-94 شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی شاهین شهر که بموجب آن حکم به بطلان دعوی ثبت رجوع نامبرده صادر گردیده با توجه به محتویات پرونده و نظر به اینکه ماده 1149 قانون مدنی مقرر داشته رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل میشود که دلالت بر رجوع کند مشروط بر اینکه مقرون به قصد رجوع باشد و از طرفی با لحاظ گزارش تهیه شده از ناحیه رئیس شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی شاهین شهر از پرونده شماره 940137 شعبه 102 دادگاه عمومی جزائی شاهین شهر که در آن ذکر شده خانم م. الف. اعلام کرده در تاریخ 93/7/5 طلاق گرفتیم و همسرم به من رجوع نمود و من هر روز می گفتم به دفترخانه رجوع کنیم ولی امروز و فردا میکرد و ذکر شده مطلع آقای الف.ح.ذ. که اعلام کرده دوست خانوادگی این دو نفر هستم و مسافرت رفته ایم و با هم زندگی میکردند و خبر نداشتیم که در تاریخ 93/7/5 طلاق گرفته اند و منزل ما میآمدند ما منزلشان میرفتیم و مطلع دیگر آقای ع. ب.اعلام کرده اطلاع از طلاق آنها نداشتم در دی ماه با خانم و فرزندشان به منزل ما آمدند و یک ماه بعد من با خانواده ام به منزلشان رفتیم و اطلاعی از طلاق آنها نداشتم و اظهارات آقای م.ع. ق.و. که در پرونده کیفری اعلام کرده عید نوروز با دوست خانوادگی رفتیم مسافرت و به مدت سه روز که شب اول در داخل یک کلاس مدرسه همگی خوابیدیم شب دوم و سوم منزل اقوام دوستم بودیم با خانم الف. و دخترم و آقای ذ. و پسرش و همسرشان س. عقد میرفتیم و جشن تولد دخترم را هم گرفتیم و خانواده همسر سابقم منزل ما بودند و همه عکس گرفتیم و فیلمبرداری کردیم و با خانم وفرزندم عکس گرفتیم وبوس هم کردم واظهارات خانم م. الف. که دردادخواست خود اعلام کرده در تاریخ 93/7/5 جدا شدیم و در همان تاریخ رجوع نمودم ولی همسرم حاضر به ثبت نشد و پس از ثبت طلاق جهت جمع آوری وسایلم به منزل همسرم رفتم و گفت پشیمان هستم و رجوع کنیم من پذیرفتم و در جلسه رسیدگی 94/6/1 دادگاه بدوی اعلام کرده ما یک روز جدا نبودیم وخودش گفت میروم و شناسنامه و همه چیز را درست میکنم و حتی دو دانگ منزل را وکالتی به من دادند و اظهارات او که در جلسه رسیدگی 95/2/1 این دادگاه اعلام کرده من گفتم همه چیزی که در دفترخانه به تو بخشیده ام برگردان و شناسنامه را درست کن و اظهارات آقای م.ع. ق.و. که در جلسه رسیدگی این دادگاه اعلام کرده «از شش ماه قبل از اجرای طلاق اختلافات ما به اوج رسیده بود »; و در زمان طلاق در دادگاه گفتم اگر روی اخلاقت تجدیدنظر کنی زندگی کنیم و گفت تصمیم خودم را گرفته ام و حکم طلاق صادر شده سه چهار روز بعد از حکم طلاق رفتیم دفتر طلاق و گفتم پدر و مادرت گفت خودم تصمیم می گیرم و در دفتر طلاق گفت اگر دو دانگ خانه به نام من بکنی طلاق نمی گیرم و من گفتم اینطوری قبول ندارم که اینگونه شرط بگذاری »; « یکی دو سه روز منزل ما بود و با دخترم طبقه پائین بود و من در دوبلکس بالا بودم و بعدرفت و برج مهر 93 طلاق ما بود و بعد از یک هفته آمد گفت میخواهم زندگی کنم البته بعد از چهل و پنج روز یک هفته دوباره آمد و شروع کرد به زندگی کردن و نشست به صحبت کردن ولی دقیقاً رفتار و کردار او همان گونه بود و یک ماشین *** خریده بود و گفت ماشین خریده ام و پنج میلیون تومان کم آورده ام و من گفتم خودم یک ماشین دوازده میلیونی دارم و چرا شما ماشین بیست میلیونی خریده ای و دوباره همان اخلاق قبل را داشت و گند را به زندگی کشید»; «در آن موقع گفتم بدون اجازه من نباید این کار را میکردید»; آمدیم اصفهان و یک چند روزی در خانه ما بود و دوباره به من زنگ زد که باید برویم دادگاه و طلاق را برگردانیم و بخاطر فشار خانواده اش بود و گفتم در اخلاق و رفتار شما تغییری ندیده ام و پشت تلفن بحث مان شد و رفتیم دم دادگاه شاهین شهر و به توافق نرسیدیم و یک یا دو روز بعد از مسافرت رفت خانه پدرش »; وقتی آمد در خانه نشست با پدرش صحبت کردم وگفت میخواهد زندگی کند و اگر میخواهی دلش راضی باشد ببینم در اخلاق و رفتارش تجدیدنظر می کند که بدتر شد و بعد از آن که وکالت دادم یک برگ آورد و گفت پرسیده ام که این برگ را هم باید امضاء کنی »; « و من آن را امضاء نکردم و یکی دیگر به عنوان خرید و فروش نوشتم و آن را امضاء کردم و همان دو دانگ بود که به او وکالت دادم »; و وکالت نامه رسمی مورخه 93/7/9 صادره از دفتر اسناد رسمی شماره 392 حوزه ثبت شاهین شهر که آقای م.ع. ق.و. چهار روز پس از اجرای صیغه طلاق به خانم م. الف. وکالت برای انتقال دو دانگ ملک داده و نوشته عادی مورخ 93/7/14 که دو دانگ ملک را به خانم م. الف. واگذار نموده مؤید ادعای خانم م. الف. می باشد که اعلام کرده گفته ام همه چیزم را میخواهم و قرار بوده رجوع را ثبت کند. چون آقای م. ق.و. با جملاتی که از او نقل شد و وکالت و مبایعه نامه بصورت ضمنی ادعاهای خانم م. الف. را پذیرفته و اگر آن گونه که ادعا کرده که اختلافات آنها شدید بود دیگر نباید موضوع خرید ماشین *** را میگفت نباید بدون اجازه من می خریدی و به حرف پدر او توجه نمی کرد که برای دلگرمی او دو دانگ ملک به او واگذار کند و دیگر نمی گفت تغییری در اخلاق و رفتارش حاصل نشده بود چون اگر رجوعی واقع نشده بود اخلاق و رفتار او ارتباطی به او نداشت و با او که شدیداً اختلاف داشته اند مسافرت و مهمانی نمی رفت که حتی دوستان او متوجه نشده اند که طلاق گرفته اند و چگونه با وجود اختلاف شدید که در جلسه رسیدگی این دادگاه اعلام کرده از اول زندگی مشکل داشتیم پس از طلاق توافقی که خانم م. الف. مهر خود را بذل کرده بوده و از دست او و مهر او راحت شده قبول کرده چنین زنی مدت ها در خانه او زندگی کند و حتی ملک به او منتقل کند و از او پنج میلیون تومان پول ماشین *** را مطالبه کند. آیا در عرف جامعه باور کردنی است که کسیکه ادعا کند اختلاف شدید داشتیم و بعد از طلاق اینگونه روابط نزدیکی را ادامه دهد آیا اینکه اعلام کرده اخلاق و رفتارش تغییر نکرده بود اماره ای بر این نیست که رجوع بین آنها واقع شده بود و قول داده بود که نسبت به ثبت رجوع اقدام کند لکن چون اخلاق او از نظر وی تغییر نکرده بود حاضر به ثبت رجوع نشده و ادعای اینکه اطلاع نداشته ام که بعد از طلاق نمی توانم اینگونه روابط نزدیک را داشته باشم نیز غیر منطقی است چون در کشور ما از مسلمات و بدیهیات است که هر کس میداند که پس از طلاق زوجیتی وجود ندارد که ایشان بتواند زن مطلقه خود را بوس کند و با او زندگی عادی داشته باشد و عکس بگیرد که چنین رفتاری فقط در زمان زوجیت انجام میگیرد بنابراین تجدیدنظرخواهی را موجه تشخیص و با احراز رجوع مستنداً به ماده 20 قانون حمایت خانواده و 358 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه ، آقای م.ع. ق.و. را به ثبت رجوع ، ملزم می نماید. این رأی چون از متفرعات دعوی طلاق است به تجویز مواد 368 - 369 - 397 قانون مذکور ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. این دادنامه در تاریخ 95/2/18 به آقای ر. ع.ن. وکیل آقای م.ع. ق.و. ابلاغ شده است. آقای م.ع. ق.و. طی دادخواست و لایحه پیوست به شرح مندرج در آن در تاریخ 95/3/1 نسبت به دادنامه 9509970376400127-95/2/5 صادره از شعبه دوم تجدیدنظر استان اصفهان فرجام خواهی کرده است. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال جهت رسیدگی به شعبه 19 دیوان ارجاع شده است کلیه محتویات پرونده به هنگام شور قرائت می شود. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عبدالرضا کریمی صحنه سرائی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور


اعتراضات فرجامخواه بر رأی فرجامخواسته اجمالاً این است که نوع طلاق فیمابین ، طلاق خلع نوبت اول بوده اقتضاء داشته زوجه با مراجعه بدفتری که طلاق در آن واقع شده و رجوع بما بذل تا طلاق برجعی تبدیل گشته و زوج حسب نظر خود اقدام نماید و این امر حسب اظهار نظر سر دفتر مربوطه انجام نگرفته است و زوجه دلیل دیگری بر اثبات رجوع بما بذل ارائه نداده است. استنباط دادگاه از اقداماتی که طرفین بعد از وقوع طلاق توافقی داشته اند از قبیل زندگی مشترک با یکدیگر در مدت طولانی در زندگی مشترک و رفت آمد خانوادگی با دوستان کما فی السابق و مسافرت با هم و شرکت در جشنهای خانوادگی و انتقال سهمی از خانه از طرف زوج بزوجه و اظهارات گواهان و رفتارهائیکه مجموعاً بعد از طلاق انجام نمیگیرد مؤید رجوع زوجه بما بذل و رجوع زوج بطلاق خالی از اشکال است و صرف عدم رعایت تشریفات ثبتی و مراجعه بدفتر ثبت طلاق کافی بر عدم تحقق رجوع نیست رأی فرجامخواسته بشماره 9509970376400127 شعبه 24 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان موجهاً صادر شده تأیید میگردد.
رئیس شعبه19دیوان عالی کشور-مصطفی فاتحی
مستشار- عبدالرضا کریمی صحنه سرائی