رأی دادگاه بدوی
در خصوص دعوی وکیل خواهان بطرفیت خواندگان بخواسته تنفیذ وصیتنامه عادی مورخه 1387/2/28 مرحوم مورث اصحاب دعوی ح. الف. هر چند دفاعیات خواندگان حسب لوایح تقدیمی مؤثر در دعوی نبوده که مشروحا به ایرادات خواندگان طبق تصمیم مورخه 1393/11/26 پاسخ داده شده و اظهار نظر گردیده نظر باینکه اخذ توضیح از وکیل خواهان در موارد خواسته شده در تصمیم مذکور ضرورت داشته که لزوم تشکیل جلسه اخیر دادگاه 1394/4/2 نیز ادای توضیح وکیل خواهان بوده النهایه وکیل خواهان بدون ادای توضیح کافی در جهت توضیحات تکمیلی سه روز جهت تقدیم لایحه تکمیلی استمهال نموده با وصف تصمیم موصوف و با اطلاع وکیل استمهال وی در جهت ادای توضیح موجه نیست بنابراین قطع نظر از دفاعیات خواندگان نظر به اینکه حسب پاسخ استعلام واصله از واحد ثبتی مربوطه و بعد از تاریخ وصیتنامه عادی موصوف مرحوم مورث اقدام به انتقال رسمی 2/4 دانگ مشاع از پلاک ثبتی تحت مالکیت و در زمان حیات خود به شخص ثالث نموده قطع نظر از اینکه دعوی بطرفیت وی نیز که یکی از مالکین مشاعی است و حق دفاع داشته اقامه نشده چون مرحوم مورث عملا و بر خلاف وصیتنامه مورد ادعای وکیل خواهانها عمل نموده و اقدام به انتقال سهمی از مالکیت خود در پلاک مورد ادعا به ثالث نموده و دعوی فعلی که بدون توجه به خروج بخشی از مالکیت وی اقامه شده موجه نبوده نظر باینکه با وصف ادعای وکیل خواهانها و وجود چنین وصیتنامه ای با توجه به اقدام عملی مرحوم مورث نمی تواند با واقعیات خارجی مطابقت داشته باشد با توجه باینکه وصیتنامه مذکور تاب تنفیذ و تأئید اصالت آنرا در محکم نداشته تا از آثار اسناد رسمی برخوردار گردد و بعنوان سندرسمی محسوب شود لذا دادگاه دعوی وکیل خواهان را بنا به مراتب مذکور غیر ثابت دانسته مستندا به ماده 197 قانون آدم حکم بر بطلان آن صادر و اعلام می نماید رای در فرجه 20 روزه پس از ابلاغ در دادگاه استان قابل تجدید نظر میباشد.رئیس شعبه 128 دادگاه عمومی(حقوقی) تهران -رضا طاهری
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی خانمها س. و الف. شهرت هر دو نفر الف. و خانم م. ل. با وکالت اقای ر. م.ر. نسبت به دادنامه شماره 940410 مورخه 1394/04/07 صادره از شعبه 128 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بموجب آن حکم به بطلان دعوی تجدیدنظرخواهان بخواسته تنفیذ وصیتنامه عادی مورخه 1387/02/28 بانضمام خسارات دادرسی صادر و اعلام گردیده است وارد و محمول بر صحت نبوده و بر استدلال و استنباط محکمه نخستین خدشه و اشکال قانون وارد نمی باشدزیرا دادنامه تجدیدنظرخواسته بر اساس محتویات پرونده و دلایل و مدارک ابرازی صحیحاً و مطابق مقررات قانونی و خالی از هر گونه اشکال صادر شده و تجدیدنظرخواه در این مرحله از رسیدگی دلیل یا مدرک قانع کننده و محکمه پسندی که نقض و بی اعتباری دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید ابراز ننموده ولایحه اعتراضیه متضمن جهت موجه نیست و تجدیدنظرخواهی با هیچک از شقوق ماده 348 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقت ندارد لذا دادگاه ادعای تجدیدنظرخواه را وارد و محمول بر صحت تشخیص نداده و دادنامه مورد اعتراض را منطبق با مقررات و اصول دادرسی میداند مستنداً به قسمت اخیر ماده358 قانون یاد شده ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا تائید مینماید رای صادره قطعی است.شعبه 62 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار
یوسف یعقوبی محمودآبادی - علی مداح
