وجود لاشه قبوض اقساط مهریه در ید زوج - 12/21/2015 12:00:00 AM

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دعوی خانم م. ز. با وکالت آقای ح. م.ک. به طرفیت آقای ف. س. با وکالت آقای ج. م. و خانم الف. پ. به خواسته 300 عدد سکه تمام بهار آزادی و هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل بدین توضیح که زوجین برای دادنامه شماره 1481 مورخه 1390/05/24 و سند طلاق به شماره ... مورخه 1390/05/26 در دفتر خانه شماره 21 تهران از یکدیگر جدا شده اند که مهریه زوجه 500 عدد سکه تمام بهار آزادی می باشد و زوجه در قبال طلاق زوج یک عدد از 500 عدد رابذل نموده است و خوانده باید هر ماه نیم سکه را پرداخت نماید و هرگاه هر یک از اقساط از ده روز پرداخت نشود باید کلیه دیون یک جا پرداخت نماید و در تاریخ 1391/10/30 در وقت ساعت 9/15دقیقه وقت رسیدگی تعیین و وکیل خواهان در دادگاه حاضر شده و خوانده علیرغم اخطاریه در دادگاه حاضر نگردیده است و منجر به صدور حکم غیابی و محکومیت خوانده به پرداخت 300 عدد سکه آزادی شده است و رای در تاریخ 1391/11/23 به خوانده ابلاغ کرده است و درتاریخ93/12/16 مورد واخواهی آقای ف. س. با وکالت خانم الف. پ. و آقای ج. م. قرار گردیده وکیل خواهان در جلسه واخواهی اظهار داشته که موکل من مهریه را در دفترخانه پرداخت کرده است و از اخذ مهریه خودش منصرف شده است و با عقد جدید مهریه را پنج عدد قرار داده است وکیل خواهان(زوجه) در دفاع از موکل خودش اظهار داشته است من قبول ندارم که طرفین با توافق از یکدیگر جدا شده اند و فقط یک عدد ازکل مهریه را بذل نموده است و بقیه را زوج باید به زوجه پرداخت نماید و عقد دوم غیر از عقد اول می باشد ومهریه سابق به جای خودش باقی می باشد که در نهایت منجر به صدور رد واخواهی گردیده است و دادگاه جهت اثبات ادعای طرفین استماع شهود نموده است گواهان زوج در دادگاه اظهار داشته است که زوجه به همسرمان گفته است که مهریه خودش را به زوج بذل کرده اند اما گواهان خودشان از زوجه استماع نکرده اند سردفتر در گواهی خودش فقط گفته زوجه قبض اقساط مهریه را تحویل زوج داده اینکه زوجه مهریه را بذل کرده باشد اظهار صریح نکرده است دادگاه با توجه به اینکه هیچ کدام از گواهان صریحاً و منجز نگفته اند زوجه مهریه را به زوج بذل کرده اند یا خیر نکرده اند بنابر این دادگاه خواسته خواهان را ثابت دانسته لذا مستنداً به ماده 1078-1082 و قانون مدنی و ماده 198-515-519 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده به پرداخت 300 عدد سکه تمام بهار آزادی بابت اصل خواسته و هزینه دادرسی و هزینه حق الوکاله وکیل صادر و اعلام می نماید . رای صادره حضوری محسوب و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم تجدید نظر استان تهران می باشد .
رئیس شعبه5 28دادگاه عمومی خانواده تهران -حبیب اله گنجی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

تجدیدنظرخواهی آقای ف. س. با وکالت خانم الف. پ. و آقای ج. م. از دادنامه شماره 9309970243301735 مورخ 29/9/1393 شعبه محترم 285 دادگاه خانواده تهران که به موجب آن دعوی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخوانده خانم م. ز. با وکالت آقای ح. م.ک.خ. بطرفیت تجدیدنظرخواه بخواسته مطالبه سیصد عدد سکه طلای تمام بهار آزادی در پرونده کلاسه 9109980243301269 حکم به محکومیت تجدیدنظرخواه به پرداخت سیصد عدد سکه طلای تمام بهار آزادی توام با خسارات دادرسی تصدیر گردیده است وارد است با این توضیح که بدواً در خصوص دعوی مطروحه دادنامه غیابی به شماره 1645 مورخ 30/10/1391 از همان شعبه صادر که مورد واخواهی و طی دادنامه شماره 441 مورخ 20/3/1393 دادگاه محترم بدوی با رد واخواهی دادنامه واخواسته را تایید و استوار و با تجدیدنظرخواهی اقای ف. س. پرونده به این شعبه ارجاع که طی دادنامه شماره 1239 مورخ 20/7/1393 بلحاظ عدم دقت و توجه به مودی گواهی گواهان با نقض دادنامه معترض عنه پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه محترم بدوی اعاده که با استدلال منعکس در دادنامه اصداری مجدداً حکم به محکومیت تجدیدنظرخواه صادر گردیده است عمده استدلال دادگاه محترم بر این موضوع تکیه دارد که گواهان از شخص تجدیدنظرخوانده بذل مهریه را استماع نکرده اند و اظهارات مشارالیهم نیز صریح نمی باشد قدر متیقن قضیه حسب مفاد طلاق توافقی بشماره دادنامه 1481 مورخه 24/5/1390 که منجر به صدور سند طلاق بشماره ...مورخ 26/5/1390 در دفتر خانه شماره 21 طلاق تهران به ثبت رسیده از 500 عدد سکه طلای تمام بهار آزادی یک عدد سکه طلای تمام بهار آزادی در قبال طلاق بذل شده است و حسب ادعا قرار بر این بوده ماهیانه نیم سکه تا استهلاک کامل محکوم به پرداخت که در عدم پرداخت بموقع کلیه دیون حال شده و قابلیت وصول داشته باشد محل نزاع فی ما بین در خصوص کلیه قبوض اقساطی است که در ید تجدیدنظرخواه بوده که اصول آنها نیز برویت دادگاه رسیده است تجدیدنظرخواه مدعی است که بعد از 6 ماه از طلاق به دفتر خانه مربوطه مراجعه تا واقعه رجوع ثبت که بلحاظ فوت سردفتر شخصی به نام آقای سید م.ع.م. که در برگ استشهادیه تحریری خود را متصدی وقت دفترخانه اعلام نموده طی اظهارات صریح و منجزی که داشته و در جلسه دادگاه نیز اظهارات کتبی قبلی خود را اینگونه بیان نموده که به جهت گذشت زمان به طرفین گفتم که امکان رجوع نیست باید عقد مجدد خوانده شود سپس موضوع قبوض پرداخت مهریه پیش آمده که چون خانم م. ز. تمام قبوض مهریه بتعداد یکعدد قبض که پس از ثبت طلاق تحویل ایشان داده و رسید از ایشان گرفته بودیم دستشان بود ، ایشان گفتند همه را در قبال عقد جدید به همسرم می بخشم که بنده همه قبض ها را تحویل گرفته و روی پاکت نوشته قبوض باطل است و تحویل آقای س. داده و عرض کردم این قبوض حکم چک را دارند امضاء آنها را در بیاورید کافی است و ایشان عرضه داشتند لازم نیست در دفتر چیزی نوشته شد که دوباره گفتم امضاء را در بیاورید کافی است و با خوشحالی و رضایت کامل عقد جدید را در حضور جاری نمودیم مراتب بذل و بخشش مهریه قدیم و تقاضای مهریه جدید با رضایت کامل سرکار خانم م. ز. انجام پذیرفت در قبال مطالب فوق شهود تعرفه هم در مرحله بدوی و هم در مرحله تجدیدنظر در جلسات دادگاه حاضر و استماع موضوع بذل و بخشش مهریه توسط تجدیدنظرخوانده را تایید و تصدیق نموده در مقابل دلایل مذکور تجدیدنظرخوانده مدعی است قبوض مربوطه در منزل بوده که در طول زندگی مشترک بعد از عقد دوم تجدیدنظرخواه بدون اطلاع وی آن را برداشته و هیچ بذل و بخشش در باب مهریه نداشته و اظهارات شهود وی را مردود می داند وکیل محترم تجدیدنظرخوانده نیز طی لوایح متعددی که در مراحل دادرسی تقدیم نموده عمده دفاع نامبرده بر این استوار بوده که تجدیدنظرخواه یک بار موضوع صلح و در جای دیگر موضوع بذل و در جای دیگر نیز موضوع ابراء را مطرح نموده وبا تکیه بر ماده 362 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 21/1/79 را که دلایل جدید در مرحله تجدیدنظر قابل استماع نبوده و در اسناد ذمه امضاء دائن نیز شرط و دلیل پرداخت بوده و بتنهائی در اختیار داشتن اسناد مذکور توسط تجدیدنظرخواه دلیل بر برائت ذمه نمی باشد و اینکه عقد دوم بر اساس 5 عدد سکه طلای تمام بهار آزادی منعقد شده بجهت وجود مهریه قبلی است وکیل تجدیدنظرخواه در چند نوبت دادرسی که مرحله بدوی و تجدیدنظر تشکیل گردیده است اعلام نموده با عقد دوم نکاح آثار عقد اول که بخشی از آن مربوط به مهریه است ملغی الاثر می گردد مضافاً بر اینکه در مورد قبوض اقساط مودی گواهی گواهان در رابطه با بذل منجز بوده کما اینکه عقد دوم نیز که با 5 عدد سکه تمام بهار آزادی جاری گردیده بجهت قبول شرط ضمن عقد توسط موکل در اعطاء وکالت در طلاق به زوجه بوده و قصد و اراده انشائی طرفین نیز بر اساس دلائل ارائه شده بر مبناء بذل بوده و قبوض اقساط در ید تجدیدنظرخواه دلیل بر برائت ذمه وی می باشد دادگاه با غور و تدقیق در اوراق و محتویات پرونده و تشکیل جلسات دادرسی و استماع اظهارات شهود تعرفه حاکی از برائت ذمه تجدیدنظرخواه نسبت به موضوع خواسته است و قبوض طرفین در باب بذل مهریه از ناحیه تجدیدنظرخوانده و وکالت طلاق به زوجه در عقد دوم است و اینکه در ظهر اسناد ذمه لزوماً می بایست امضاء دائن باشد موثر در مقام نیست و وحدت ملاک رای اصراری شماره 2106 مورخ 3/10/1435 دیوان عالی کشور نیز وجود لاشه قبوضی در ید مدیون را دلیل پرداخت مال الاتجاره دانسته موید برائت ذمه تجدیدنظرخواه است کما اینکه تجدیدنظرخوانده نیز در باب اینکه قبوض اقساط در فاصله زندگی مشترک توسط تجدیدنظرخواه تصاحب گردیده اولاً متکی به دلیل نیست ثانیا با توجه به اظهارات شهود تعرفه علی الخصوص اظهارات آقای م.ع.م. که در حضور وی قبوض اقساط به تجدیدنظرخواه توسط تجدیدنظرخوانده تحویل گردیده و بوی بذل شده حاکی از صحت اظهارات تجدیدنظرخواه است لذا با وارد دانستن اعتراض معترض با استناد صدر ماده 358 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 21/1/79 ضمن نقض دادنامه معترض عنه با توجه به گواهی گواهان و اینکه قبوض اقساط در ید تجدیدنظرخواه دلیل بر برائت ذمه وی بوده مستندا به ماده 1257 قانون مدنی حکم به رد دعوی تجدیدنظرخوانده ( خواهان بدوی ) صادر و اعلام می گردد . رأی صادره مطابق ماده 365 از همان قانون قطعی است .
شعبه 2 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
​علی سیفی -حسین واعظی