رأی خلاصه جریان پرونده
شماره پرونده : 9409980700200310 شماره دادنامه : 9409970908200252تاریخ : 1394/11/12خلاصه جریان پرونده
آقای رحیم صادقی بوکالت از آقای ع. م. دادخواستی بطرفیت شهرداری ش. و شهرداری منطقه 7 ش. به خواسته : 1- تقاضای ابطال سند انتقال اجرائی بشماره 149159-93/6/2 دفترخانه 108 ش. نسبت به مازاد مورد مسیر بمساحت 289/5 مترمربع از پلاک 2069/195 -2- تقاضای ابطال نظریه هیئت کارشناسی -3- مطالبه خسارات وارده به اعیانی پلاک ثبتی مارالذکر بدلیل تخریب با جلب نظر کارشناس را تسلیم دادگاههای عمومی حقوقی ش. نموده و خلاصتاً اظهار داشته موکلش مالک رسمی و قانونی منزل مسکونی پلاک فوق با مساحت 381/5 مترمربع می باشد و برابر طرح تفصیلی شهرداری حدود 100 مترمربع آن در مسیر تعریض قرار گرفته و ...... و متأسفانه شهرداری منطقه 7 طی پرونده 3/910747/ح بصورت غیابی اقدام به تملک کل پلاک و مازاد بر اجرای طرح مینماید ، در صورتیکه ........ فقط حدود 100 مترمربع در مسیر قرار داشته و حتی در مجاورت ملک موکل مجوز آپارتمان با ضابطه M6 صادر نموده است ، وکیل خواهان پس از توضیحاتی راجع به تملک غیرمجاز شهرداری در کل ملک و تخریب ساختمان و چگونگی کارشناسی برخلاف واقع در پرونده استنادی ، نظریه کارشناسان به شماره 92/209-92/9/23 را اشتباه دانسته و آنها را منتخب قاضی شعبه 3 حقوقی ندانسته و متقاضی حکم به شرح خواسته شده است ، این دادخواست در تاریخ 94/4/15 به شعبه دوّم دادگاه عمومی حقوقی ش. ارجاع ، ضمن دستور استعلام گردش ثبتی ملک طرفین بدادرسی دعوت میشوند ، اداره ثبت مالکیت خواهان بر 6 دانگ پلاک فوق را تأیید و اعلام داشته ضمناً جریان ثبتی به شعبه اوّل دادگاه عمومی حقوقی ش. نیز اعلام که نتیجه معلوم نیست ( عضوممیز - مالکیتی برای شهرداری گواهی نشده است ) ، جلسه مورّخ 94/6/29 با حضور خواهان و وکلاء ایشان و خوانده ( آقای بهنام ابراهیمی ) تشکیل میگردد ، وکیل خوانده در لایحه ای که داده اجمالاً بیان داشته شهرداری طبق قانون نحوه تقویم ابنیه ، املاک و اراضی موردنیاز شهرداری و لایحه قانونی نحوه خرید اراضی و املاک ...... دولت با لحاظ و تخصیص ردیف اعتبار و بودجه مقرر و ضرورت اجرای طرح تفصیلی نسبت به اجرای طرح عمرانی تعریض بلوار اقدام به ابلاغ مکرر اخطاریه های مربوطه و مذاکرات حضوری با ع. م. (مالک سابق) مینماید و شهرداری با استنکاف نامبرده مواجه و حسب تبصره 4 ماده واحده با مراجعه به دادگاه حقوقی و طی روال قانونی جهت تملک قهری ملک فوق و 6 ملک دیگر در پرونده متشکله در شعبه 3 اقدام و کارشناسی را به شرح انعکاس یافته در لایحه معمول و نظریه ای که تلویحاً به قیمت بالاتر از عرف بازار بوده اخذ ، موضوع با شهروندان بصورت تواقفنامه پایان و 6 مورد ملکهای دیگر به تملک و تحویل شهرداری ش. درآمدند و فقط موضوع ملک خواهان بدلیل استنکاف مکرر و مؤکد ایشان ، طی روال و مقررات قانونی و واریز 6/290/000/000 ریال در صندوق ثبت و با امضاء نماینده دادستان منجر به انتقال در دفترخانه 108 گردید و حسب تقاضای خواهان مبلغ به ایشان پرداخت می شود ، با توضیحاتی در همین ارتباط اقدام شهرداری را صحیح و قانونی دانسته و گفته اعضاء هیأت کارشناسی هر سه نفر منتخب دادگاه بوده اند ، وکیل خواهان همسو با مطالب دادخواست و وکیل خوانده مشابه اظهاراتش در لایحه تقدیمی را عنوان مینمایند ، دادگاه بمنظور مشخص شدن اینکه چه طرحی باید اجرا می شده و میزان مشمول طرح ملک خواهان و تشریح وضعیت فعلی و تعیین حدود اربعه و متراژ قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر و آقای کارشناس در نظریه ای که داده اعلام داشته فقط بخشی از پلاک فوق به مساحت 91/7 مترمربع در مسیر بلوار بوده و مابقی ( 289/5 مترمربع ) دارای کاربری تجاری - مسکونی بوده که شهرداری اقدام به تخریب و تصرف کل پلاک نموده است ، پس از ابلاغ نظریه ، وکیل شهرداری خوانده در لایحه ای که داده : اوّلاً- با استناد به رأی وحدت رویه شماره 544-69/11/30 دیوان عالی کشور و بند الف ماده 10 قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری ضمن ایراد شکلی خواستار قرار ردّ دعوی شده ، ثانیاً - متقاضی ارجاع به هیأت کارشناسی می شود ، دادگاه بدوی در وقت نظارتی پرونده را تحت نظر قرار داده و ختم دادرسی اعلام و رأی خود را طی شماره 891-94/8/23 صادر و بموجب آن پس از ذکر مشخصات طرفین و مقدمات رأی صرفنظر از صحت و سقم ادّعای خواهان با نظر به اینکه نظریه هیئت کارشناسان و سند اجرائی به تبع تصمیم اداری واقع گردیده و تا زمانیکه این تصمیم اداری ابطال نگردد ، رسیدگی به خواسته های خواهان امکان پذیر نمی باشد و ابطال تصمیمات اداری سازمان های دولتی به دنبال شکایت اشخاص حقیقی قابل طرح در دیوان عدالت اداری می باشد ، لذا به استناد بند 2 ماده 11 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1360 قرار عدم صلاحیت به شایستگی و صلاحیت شعب دیوان عدالت اداری صادر و پرونده را جهت حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال نموده است . با ارجاع پرونده به شعبه 22 دیوان و ثبت آن به کلاسه 940190/22 گزارش پرونده بنحو فوق توسط عضوممیز تهیه گردیده است . هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حضرتی عضوممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص قرار شماره 891-94/8/23 صادره شعبه دوّم دادگاه عمومی حقوقی ش. که طی آن رسیدگی به دعوی آقای ع. م. بطرفیت شهرداری ش. - شهرداری منطقه 7 ش. به خواسته تقاضای ابطال سند اجرائی ، ابطال نظریه هیئت کارشناسی و مطالبه خسارات وارده به اعیان بدلیل تخریب منجر به صدور قرار عدم صلاحیت به صلاحیت و شایستگی شعب دیوان عدالت اداری و پرونده امر جهت حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال گردیده ، از قابلیت طرح در دیوان عالی کشور برخوردار نمیباشد ، دادگاه صادر کننده قرار به اعتبار صلاحیت مرجع دیگر از خود نفی صلاحیت نموده لیکن پرونده را ارسال ننموده تا چنانچه مورد قبول واقع نشود اختلاف محقق گردد ، تفاوتی در حدوث یا عدم حدوث اختلاف دیوان عدالت اداری با مرجع قضائی و بالعکس وجود ندارد و حدوث علی الاطلاق است ، مطابق ماده 14 قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب 92/3/25 ، شعب دیوان عالی کشور در صورت تحقق اختلاف صلاحیت ، مرجع حل اختلاف بین شعب دیوان عدالت اداری و سایر مراجع قضائی خواهد بود ، مفاد رأی وحدت رویه شماره 28-64/9/12 هیئت عمومی دیوان عالی کشور نیز مؤید همین نظر میباشد ، فلذا و بنا به مراتب مذکور و تا قبل از حدوث اختلاف در صلاحیت ارسال پرونده به دیوان عالی کشور موقعیت قانونی ندارد ، با اعلام غیرقابل طرح بودن پرونده در دیوان عالی کشور مقرر میدارد تا پرونده به شعبه دوّم دادگاه عمومی حقوقی ش. عودت تا اقدام قانونی معمول نماید.شعبه 22 دیوان عالی کشور- رئیس و عضومعاون
سعید جنتی - احمد حضرتی
