قابلیت استناد و اعتبار صلح‌نامه عادی - 5/19/2015 12:00:00 AM

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دعوی خانم ز. الف. با وکالت ب. ر. و ح. ر. به طرفیت خانم ل. ر. اصالتاً و قیومتاً از به نام خانم‌ها ی. و ن. ج. به خواسته الزام خواندگان به تنظیم سند رسمی صلح نسبت 5-6 از 2 سهم مشاع از 9 سهم ششدانگ یک دستگاه آپارتمان با پلاک ثبتی ... فرعی از ... اصلی بخش 3 تهران به استثنای ... اعیانی به انضمام خسارات وارده نظر به گواهی حصر وراثت شماره 710-1385/2/19 شبعه ... دادگاه عمومی حقوقی تهران مفاد وکالت‌نامه رسمی شماره 71152-1377/2/24 دفتر استنادی شماره 8 تهران و مفاد صلح‌نامه عادی مورخ 1384/5/28 و اینکه خواندگان دعوی علیرغم ابلاغ وقت رسیدگی در جلسه دادگاه حاضر نگردیده و نسبت به دعوی و مستندات ابرازی ایراد و دفاعی به عمل نیاورده‌اند. لذا در وضعیت فعلی دعوی خواهان را محمول بر صحت تلقی به استناد مواد 10-219 و 220 قانون مدنی و مواد 198 و 519 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده ردیف 1 اصالتاً و نیز قیومتاً از ناحیه خواندگان ردیف 2 و 3 به حضور در یکی از دفاتر اسناد رسمی تهران و تنظیم سند رسمی صلح 6-5 از 2 سهم مشاع از 9 سهم ششدانگ آپارتمان موصوف به غیر از ثمنیه اعیانی به نام خواهان و نیز پرداخت هزینه دادرسی و حق‌الوکاله وکلای خواهان بر مبنای تعرفه مربوطه در حق خواهان صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره غیابی و غیر قطعی می‌باشد و ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در همین دادگاه می‌باشد.
رئیس شعبه سی ودوم دادگاه عمومی (حقوقی) تهران - عمادی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای م. ت. به وکالت از تجدیدنظرخواهانها 1- خانم ل. ر. (اصالتاً) و قیومتا از طریق مشارالیها نسبت به خانم‌ها 2- ی. ج. و 3- ن. ج. به طرفیت تجدیدنظر خوانده خانم ز. الف. (با این توضیح که در زمان طرح دعوی بدوی، تجدیدنظرخواه ردیف دوم صغیر بوده لیکن اکنون کبیر و شخصاً دارای اهلیت استیفاء قانونی بوده) و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 00744 مورخ 1389/10/14 شعبه 32 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که در مقام رسیدگی به دعوی اعتراض مشارالیهم از دادنامه غیابی شماره 01308 مورخ 1387/12/20 همان مرجع که به صدور حکم بر محکومیت نامبردگان به تنظیم سند رسمی صلح ظاهراً پنج ششم از 2 سهم مشاع از 9 سهم ششدانگ یک دستگاه آپارتمان به شماره ثبتی ... فرعی از ... اصلی بخش 3 تهران به غیر (به استثنای) ثمینه اعیانی به نام خواهان بدوی (تجدیدنظر خوانده) و با احتساب کلیه خسارات دادرسی و در حق مشارالیها اشعار داشته اصدار یافته و طی آن با رد دعوی اعتراض واخواهی مطروحه دادنامه معترض‌عنه واخواسته را عیناً تأیید نموده اشعار داشته مالاً وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تأیید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض می‌باشد زیرا: اولاً - در ستون مربوطه به تعرفه خواسته موضوع دادخواست 1386/10/23 حاوی دعوی بدوی به نحو کاملاً مخدوشی و نسبت به سهم ادعائی از 3 سهم مشاع از 9 سهم ششدانگ آپارتمان موصوف مورد تقاضا واقع شده که وضعیت خواسته را در موقعیت نارسائی قرار داده و علاوه از آن نیز در متن دادخواست مرقوم و پس از تعرفه خواسته بدواً و صرفاً محکومیت خواندگان به تنظیم سند رسمی انتقال گردیده و سپس بدون هرگونه توضیح و تأیید و گواهی، واژه «صلح» به صورت خارج نویسی و خارج سطور اضافه و الحاق شده که به علت درج خارج از سطور و عدم تأیید و گواهی آن و نامعلوم بودن زمان و تاریخ اضافه نمودن واژه یاد شده اصولاً و از حیث شکلی خواسته با وضعیت نارسائی مواجه گردیده ثانیاً مطابق مقررات قانونی موضوع بند دوم ذیل ماده 47 قانون ثبت اسناد و املاک کشور و بدون تردید در محل وقوع آپارتمان یاد شده (تهران)، ثبت هرگونه صلح‌نامه الزامی و اجباری بوده و از آنجا که تنها مستند دعوی بدوی خواهان مربوطه یک برگ صلح‌نامه عادی تایپ شده مورخ 1384/5/28 بوده که به علت عدم ثبت رسمی قبلی و در وضعیت عادی، قابلیت استناد نداشته و مادام که بدواً مورد تنفیذ واقع نشده باشد واجد اعتبار و ارزش قانونی و در مقام اثبات خواسته را نداشته به ویژه آنکه به صورت تایپ شده تنظیم و تاریخ آن حدود 4 ماه قبل از فوت مرحوم س.ح. ج. درج شده و علیرغم ادعای جعل نسبت به تاریخ یاد شده و نظریه هیات سه‌ نفره‌ی کارشناسی مندرج در برگ 51 پرونده از حیث آنکه به علت محدودیتهای فنی تعیین تاریخ دقیق و صحیح صلح‌نامه یاد شده را ممکن و میسر ندانسته و علیرغم تقاضای وکیل واخواهانها (خواندگان بدوی) در ارجاع مراتب به منظور تشخیص موضوع یاد شده و به آزمایشگاه جنائی اداره کل تشخیص هویت ناجا، موضوع نفیاً یا اثباتاً مورد اتخاذ تصمیم واقع نشده و انجام کارشناسی موضوع قرار اصداری 1389/6/3 مندرج در برگ 41 پرونده عقیم و بلانتیجه باقی مانده که از نارسائیهای عمده رسیدگی ماضی محسوب شده ثالثاً از آنجا که مطابق وکالت‌نامه تفویضی به شماره 71152 مورخ 1377/2/24 دفتر اسناد رسمی تهران که از سوی مرحوم س.ح. ج. به برادرش آقای س. ع. ج. تفویض گردیده و پس از فوت مرحوم یاد شده مرتفع گردیده و قابلیت اجرائی نداشته صلح‌نامه مستند دعوی وکالتاً با قید تاریخ 1384/5/28 تنظیم شده که مستلزم تأیید و تنفیذ بوده و در ما نحن فیه چنین اقدامی نسبت به آن انجام نشده، بناء علیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر، دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2،3 و بندهای 7،8 ذیل ماده 84 و مواد 89، 305 و 308 قانون پیش‌گفته ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته، در نتیجه نیز با قبول و پذیرش دعوی اعتراض واخواهی واخواهانها ضمن نقض دادنامه معترض‌عنه واخواسته به شماره 01308 مورخ 1387/12/20 در نتیجه قرار رد (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی خانم ز. الف. را صادر و اعلام می‌دارد. رأی دادگاه قطعی است.
رئیس و مستشار شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
محمدرضا طاهری - جعفر افراشی