رأی دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست خانم س. ک. به طرفیت اداره ثبت احوال شهریار به خواسته صدور حکم مبنی بر الزام خوانده به اصلاح سند سجلی و حذف نام زوج از سند سجلی شماره 864994، با این شرح که خواهان اعلام داشته در سال 1386 ازدواج ناموفقی داشته و در دوران عقد به لحاظ عدم تفاهم اخلاقی با زوج طلاق گرفته است و علیرغم اینکه باکره نبوده تن به جدایی داده و در سن 17 سالگی و در عنفوان نوجوانی بیوه شده و برای رهایی از فشارهای روانی اقدام به ادامه تحصیل کرده و در حال حاضر در مقطع کارشناسی ارشد داروسازی دانشگاه تهران مشغول تحصیل میباشد لیکن اثرات روحی و روانی طلاق و بودن نام همسر سابق در سند سجلی و شناسنامه خواهان روان مشارالیه را تحت تأثیر قرارداده و خواستگاران ایشان با مشاهده نام همسرش در شناسنامه وی پشیمان شده و این مساله موجب افسردگی شدید خواهان شده است لذا تقاضای صدور حکم به شرح ستون خواسته را نموده است. علیهذا با عنایت به توضیحات منطقی خواهان و مضی مدت بیش از چند سال از تاریخ جدایی و عدم تشکیل مجدد زندگی مشترک توسط خواهان و بافت سنتی حاکم بر شهرستان که مؤید ادعای خواهان میباشد و همچنین سن خواهان که در حال گذر از سن تشکیل زندگی میباشد و سایر اوضاع و احوال حاکم بر خواسته که ملحوظ نظر دادگاه میباشد و همچنین دفاعیات غیر موجه خوانده در خصوص اعلام وظایف سازمان ثبتاحوال که این امر نافی صلاحیت ذاتی محاکم عمومی که مرجع تظلمات عامه و دعاوی افراد میباشند نیست و از طرف دیگر در مواردی که قانونگذار برای مرجعی اختیار قائل شده باشد روال و طریقه تحصیل موضوع همان است که قانون تعیین کرده است در صورت عدم تصریح جهت تحصیل امری نوبت به اجرای عمومات میرسد که در مانحن فیه نیز خواسته خواهان از حیطه وظایف سازمان ثبت احوال خارج است لهذا خواسته خواهان را ثابت و موجه تشخیص داده و به استناد مواد 995 قانون مدنی و ماده 4 قانون ثبتاحوال ناظر بر ماده 33 قانون مذکور حکم بر اصلاح و تصحیح سند سجلی خواهان باحذف نام زوج سابق با حفظ سایر ارکان سند سجلی صادر و اعلام میدارد. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس ازابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران است.رئیس شعبه اول محاکم حقوقی شهریار - محمد عزیزی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه اداره ثبتاحوال شهریار به طرفیت تجدیدنظرخوانده خانم س. ک. و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 00787 مورخ 1393/6/27 شعبه اول محترم دادگاه عمومی حقوقی شهریار که بر صدور حکم به اصلاح و تصحیح سند سجلی تجدیدنظر خوانده (به شماره 864994) با حذف نام زوج (همسر) سابق مشارالیها از آن و با حفظ سایر ارکان سند سجلی مرقوم و به استناد ماده 995 قانون مدنی و ماده 4 قانون ثبتاحوال ناظر بر ماده 33 همان قانون اشعار داشته مالاً وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تأیید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض میباشد زیرا: اولاً – جلسه رسیدگی مرجع بدوی در تاریخ 1393/6/9 تشکیل و پس از استماع اظهارات خواهان بدوی (تجدیدنظر خوانده) و نیز ظاهراً ملاحظه و قرائت لایحه خوانده (تجدیدنظرخواه) سپس بدون آنکه ختم دادرسی اعلام شده باشد در اوراق ضمیمه پیوست مبادرت به صدور رأی تجدیدنظر خواسته گردیده که علاوه بر صدر صورت جلسه نیز ذیل امضاء مربوطه در آنها، مقید به تاریخ نگردیده و معلوم و مشخص نمیباشد در چه تاریخی اصدار یافته و سپس با فاصله طولانی در تاریخ 1393/6/27 مشمول تقید به شماره دادنامه گردیده که به هیچ وجه مطابق مقررات قانونی موضوع مواد 295 و بند اول ذیل ماده 296 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی نبوده و از این حیث دارای منقصت اساسی میباشد ثانیاً مقررات استنادی در صدور دادنامه مرقوم نیز غیر مرتبط به موضوع بوده زیرا مقررات قانونی موضوع ماده 995 قانون مدنی صرفاً ناظر به تغییر مطالب و مندرجاتی است که در دفاتر سجل احوال ثبت شده و به حکم محکمه صالحه تغییر مییابد که در ما نحن فیه خروج موضوعی از خواسته که ناظر به سند سجلی حالیه شخصیه خواهان بدوی بوده داشته و ماده 33 قانون ثبتاحوال مصوب 1355 و اصلاحیه های مربوطه ناظر به وظیفه آمره ثبتاحوال در ثبت کلیه وقایع ازدواج، طلاق، وفات، رجوع، بذل مدت و فسخ نکاح در دفاتر ثبت کل وقایع بوده که در المثنای شناسنامه مرد یا زن فقط آخرین نکاح و طلاق یا بذل مدت و در صورت تعدد زوجات آن تعداد ازدواج که به قوت خود باقی است منعکس خواهد شد و فقط صرفاً ازدواج و طلاق غیر مدخوله در المثنای شناسنامه درج نخواهد شد و مطابق رأی شماره 183 مورخ 1387/10/10 هیات عمومی دیوان عدالت اداری مراتب در هر دو شناسنامه روجین درج نخواهد شد که با توجه به ادعای تجدیدنظر خوانده از حیث مدخوله بودن مقررات یاد شده نیز مؤثر در مقام نبوده و از این جهت نیزدادنامه معترضعنه واجد منقصت بوده ثالثاً مطابق ماده 3 اصلاحی قانون پیش گفته هر گونه اصلاح در سند سجلی در صلاحیت مرجع ثبتاحوال مربوطه بوده که در رسیدگی ماضی مورد توجه قرار نگرفته، بناء علیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر، دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2،3 و بندهای 7،8 و 9 ذیل ماده 84 و ماده 89 قانون پیشگفته و مواد 3 و 33 قانون ثبتاحوال ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته، درنتیجه قرار رد (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی را صادر و اعلام میدارد. رأی دادگاه قطعی است.رئیس و مستشار شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
محمدرضا طاهری - منصور عظیمی
