رأی دادگاه بدوی
در خصوص اتهامات اقای م.الف. ر. دائر بر ترک انفاق و توهین و افتراء و ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به شاکیه با توجه به شکایت شاکی خصوصی و تحقیقات مرجع انتظامی و دادسرا و نظریه پزشکی قانونی و کیفرخواست دادسرای ناحیه 14 تهران بزهکاری او احراز میگردد و استناد مواد 608 و697 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 و ماده 53 قانون حمایت از خانواده با رعایت تبصره 4 ماده 134 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت از جهت ارتکاب توهین و تحمل یکسال حبس تعزیری از جهت ارتکاب افتراء و تحمل دو سال حبس تعزیری از جهت ترک نفقه همسر محکوم میگردد از با رعایت مقررات مربوط به تعدد جرائم فقط مجازات پرداخت جزای نقدی و تحمل دو سال حبس تعزیری به عنوان مجازات اشد قابل اجرا میباشد و در صورت تقلیل مجازات یا تبدیل و غیرقابل اجرا شدن مجازات اشد یاد شده بالا مجازات اشد بعدی اجرا میگردد و به استناد مواد 448و462و488و549و560و714 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به پرداخت یک فقره شش هزارم و یک فقره یک و نیم هزارم کل دیه در حق شاکیه ظرف یکسال از تاریخ وقوع جرم۱۳۹۳/6/۲۰ محکوم میگردد رای صادره غیابی و ظرف 10 روز قابل واخواهی در این دادگاه میباشد.پرویز خسروخانی رئیس شعبه 1130 دادگاه عمومی جزایی تهران
رأی دادگاه بدوی
در خصوص واخواهی آقای م.الف. ر. با وکالت اقای ح. د. نسبت به دادنامه شماره 9301001 -۱۳۹۳/10/۲۹ این دادگاه که به موجب ان واخواه به اتهام ترکه نفقه همسر و غیره موضوع شکایت خانم الف. م. به تحمل حبس تعزیری و پرداخت دیه در حق واخوانده محکومیت حاصل نموده نظر به اینکه مشارالیه ایراد و اعتراض موجهی که موجبات نقض دادنامه معترضعنه را ایجاب نماید ارائه و ابراز نداشته لذا ضمن رد واخواهی مطروحه مستندا به ماده 218 قانون ائین دادرسی کیفری دادنامه معترضعنه عینا تائید میگردد رای صادره ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر وفق مقررات است.پرویز خسروخانی رئیس شعبه 1130 دادگاه عمومی جزایی تهران
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
به موجب دادنامه شماره 100165 مورخ 1394/3/6 و دادنامه غیابی مربوط صادره از دادگاه عمومی جزایی شعبه محترم 1130 تهران آقای م.الف. ر. به دلیل ارتکاب جرایم ترک انفاق، توهین و افتراء و ایراد ضرب و جرح عمدی حسب مورد به تحمل مجازات محکوم شده است. محکومعلیه با وکالت آقای ح. د. اعتراض نموده است. این دادگاه با مطالعه تمام اوراق پرونده اولا ":اعتراض معترض را در خصوص محکومیت به دلیل جرم افتراء مآلا"وارد تشخیص میدهد. زیرا افتراء نیازمند سبق رسیدگی است و در این پرونده سبق رسیدگی مشهود نیست. به عبارت دیگر همان طور که در نظریه شماره 7/5002 مورخ 1378/8/8 ابراز شده است چنانچه مشتکیعنه از بزهی که به وی نسبت داده شده، برائت حاصل نماید و این حکم به مرحله قطعیت رسیده باشد، میتواند در مقام شکایت افتراء برآید و صرف اظهار شاکی مبنی بر اینکه به او افتراء زده شده است، کافی برای تحقق جرم افتراء نمیباشد، علیهذا به دلیل عدم فراهم بودن ارکان جرم افتراء به استناد بند ب ماده 455 قانون آیین دادرسی کیفری با نقض دادنامه معترضعنه در این قسمت رای برائت آقای م.الف. ر. صادر میگردد. ثانیا": اعتراض معترضعنه در خصوص محکومیت به دلیل ارتکاب جرایم ترک انفاق، توهین و ایراد ضرب و جرح عمدی وارد دانسته نمیشود. زیرا مفاد لایحه اعتراض متضمن جهتی نیست که رای بدوی را متزلزل نماید لذا به استناد بند الف ماده 455 قانون آیین دادرسی کیفری رای بر تایید دادنامه معترضعنه صادر میگردد . این رای قطعی است.رئیس و مستشار و مستشار شعبه 63 دادگاه تجدیدنظراستان تهران
حبیب محمدعلی زاده اشکلک - اسد اله هادوی - علی اکبر صادقی
