رأی خلاصه جریان پرونده
آقایان م. ه. و ع.د. به وکالت از آقای الف. ش. طی شکوائیه مورخ ۱۳۹3/4/14 به دادسرای عمومی و انقلاب تهران شکایت کردهاند :1- موکل به موجب قرارداد مورخه ۱۳۹0/5/8 مبادرت به عقد قرارداد سرمایهگذاری و مشارکت در تولید فیلم ... هیچ کس با آقای ب.ز. به عنوان اسپانسر فیلم مذکور مینماید و بعد از گذشت مراحل مربوطه فیلم در مرحله اکران قرار میگیرد که میزان تعهدات و سرمایهگذاری نیز به موجب قرارداد فی ما بین پیوست میباشد و طرفین به تعهدات خود به طور کامل و هیچگونه اعتراضی نیز وجود نداشته است 2- متاسفانه در تاریخ ۱۳۹3/3/26 آقای م. د. به موجب مصاحبهای که با روزنامه فرهنگی هنری و. انجام دادهاند و به موجب عدم نظارت مدیر مسئول این روزنامه مطالب کذب خلاف واقع و سراسر توهین به موکل نسبت دادهاند از جمله اینکه در صفحه اول صراحتاً قید گردیده که اگر آقای ب.ز. نبود الف. ش. در ... آب خنک میخورد و اینکه در صفحه دوم این روزنامه صراحتاً مدعی قرارداد یک میلیارد و پانصد میلیون گشته در حالیکه قرارداد یک میلیارد و پنجاه میلیون تومان بوده و همچنین مدعی برگشت مبلغ 65 میلیون تومان بوده که این مطالب قید شده سراسر کذب محض بوده و همچنین با الفاظ نامناسب که به موکل نسبت دادهاند که پول ناهار گروه را نیز نمیتواند تهیه کند . در ضمن مطالب قید شده نیز در سایت روزنامه موجود میباشد 3- با توجه به حساسیت فعالیت در این عرصه مطالب کذب مطروحه علیه موکل در فعالیتهای بعدی در عرصه هنر و سینا تاثیر بسزایی دارد و زیان معنوی وارده قابل جبران نمیباشد . حالیه نظر به مراتب فوق مستنداً به مواد 689 -746 -747 قانون مجازات اسلامی و نسبت دادن امری خلاف واقع در دروغ و بیاساس و زیان معنوی وارده به موکل و الفاظ سراسر وهن آور علیه موکل و عدم نظارت مدیر مسئول روزنامه تقاضای تعقیب کیفری مشارالیها از محضر محترم مورد استدعاست (مشتکیعنهما عبارتند از آقای م. د. و موسسه فرهنگی هنری و. با مدیر مسئولی آقای م.ر.ش. ) شکوائیه به شعبه دوم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه ارجاع و بازپرس مرجوعالیه از آقای م. ه. 29 ساله وکیل شاکی تحقیق کرده و مشارالیه مطالب مندرج در شکوائیه را تکرار کرده است . متهمین احضار شدهاند . در تاریخ ۱۳۹3/4/23 از آقای م. د. متولد 1342/7/14 شغل بازیگر به عنوان متهم تحقیق و به وی خطاب شده با توجه به محتویات پرونده از جمله شکایت آقای الف. ش. ، ملاحظه متن مصاحبه مورخه ۱۳۹3/3/26 شما در نشریه ... اتهام دایر بر توهین و نشر اکاذیب (بدین شرح که شما در مصاحبه خود اعلام نمودهاید « اگر آقای ب.ز. نبود آقای الف. ش. در زندان ... آب خنک میخورد » و در صفحه 3 این نشریه مدعی قرارداد یک میلیارد و پانصد میلیون کشته درحالیکه قرارداد یک میلیارد و پنجاه میلیون تومان بوده و مدعی برگشت مبلغ 65 میلیون تومان شدهاید . و همچنین مدعی شدهاید آقای الف. ش. پول ناهار گروه را نمیتواند تهیه کند به شما تفهیم هر مطلبی به عنوان دفاع دارید بیان کنید ؟ متهم در پاسخ به خط خود نوشته بنده اتهام نشر اکاذیب را قبول ندارم اول اینکه من نگفتم قرارداد آقای ش. 1/5 میلیارد است بلکه گفتهام ایشان بابت این فیلم یک و نیم میلیارد پول گرفته و الان هم صحت ادعای خودم تصویر اسناد دریافتی را آورده و به این شعبه ارائه میکنم و فقط از مبلغ دریافتیهای آن فیلم فقط 65 میلیون تومان توسط رسانه قرارداد ایشان به اینجانب برگشت و مسترد شده و ما بقی هیچگونه برگشتی نداشته است و هنوز تکلیف مابقی مانده است و 65 میلیون تومان اسناد موجود است ایشان ادعای کذب نموده ضمن اینکه سند را تقدیم میکنم توضیح اینکه پس از این مصاحبه مبلغ 33 میلیون از موسسه رسانه دریافت نمودهایم ایشان که مدعی است بیشتر از این مبالغ دو فقره پرداخت نموده مدارک ارائه نماید ضمناً دویست میلیون چک ایشان برگشت شده که هیچگونه اقدامی ننمودیم سوماً این جمله افراد مثل آقای ز. خوب است به سینما بیایید و نه آنهائی که بدون بودجه هستند و ایشان تامین نمودند منظورم آقای ش. نیست و نبوده و لیکن این قسمت از اظهارات اگر آقای ب.ز. نبود گفتم آقای ش. آب خنک در زندان میخورد را میپذیرم . س- اتهام به شرح فوق مجدداً به شما تفهیم آخرین دفاعت چیست؟ ج- اینجانب فقط مطلب آخر را با توجه به سئوال خبرنگار گفتم و شیطنت خبرنگاران نوشتهاند که من آن را میپذیرم و فکر نمیکردم مصاحبه اینطور چاپ شود برای متهم قرار کفالت به مبلغ یکصد میلیون ریال صادر شده است . در تاریخ ۱۳۹3/4/25 از آقای م.ر. ش. 33 ساله مدیر مسئول روزنامه ... به عنوان متهم تحقیق و به وی خطاب شده با توجه به محتویات پرونده از جمله شکایت آقای الف. ش. ، ملاحظه مطالب منتشره در روزنامه مورخه ۱۳۹3/3/26 اتهامت دایر بر توهین و نشر اکاذیب به شما تفهیم هر مطلبی به عنوان دفاع دارید بیان کنید ؟ ج- 1- موضوع اختلاف نظر آقای الف. ش. و آقای م. د. در یک سال گذشته در سنوات مختلف رسانهای شده است توضیح اینکه در روزنامهها یک مصاحبه 500 کلمه از آقای م. د. چاپ شده است که در آن توضیح کاملی از سرمایه ... فیلم که با سرمایه آقای ب.ز. ساخته شده است میدهند و در بخشی از مصاحبه به فیلم آقای ش. اشاره میکنند.2- آقای ب.ز. در سال گذشته در فیلمی به کارگردانی آقای ش. سرمایهگذاری میکنند، بعد از دستگیری ایشان بین آقای م.د. ( مدیر عامل ... فیلم ) و ایشان برای بازگرداندن سرمایه فیلم اختلاف زیادی به وجود میآید که این اختلاف بارها رسانهای میشود . آنچه که و. از این اختلاف منتشر کرده است فقط یک پارگراف 50 کلمهای است که آقای م.د. میگوید اگر برای ب. ز. این اتفاقات نمیافتاد الان آقای ش. در ... آب خنک میخورد چرا که از سرمایه یک میلیارد و پانصد میلیون تومان ایشان فقط شصت میلیون آن را به ما برگردانده است .3-هیچ تهمت و افترائی یا بیاحترامی در متن منتشر شده وجود ندارد 4- تمام متن مصاحبه عیناً از مصاحبه با آقای م.د. است که فایل صوتی آن به پیوست تقدیم شده است ما فقط بخش کوچکی از این مصاحبه را منتشر کردهایم .5- آقای الف.ش. به دنبال تسویه حساب با آقای م.د. است و اساساً طرح این ادعا به خاطر تسویه حساب شخصی با م. د. میباشد .س- نشریه شما مجوز فعالیت دارد یا خیر ؟ ج- بله از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- اتهامت به شرح فوق مجدداً به شما تفهیم آخرین دفاعت چیست ؟ ج- دفاعیات به شرح فوق ارائه گردیده است به همراه مستندات پیوست (قرار قبولی کفالت به مبلغ یکصد میلیون ریال برای آزادی متهم صادر اما قرار تامین کفالت برای متهم ملاحظه نگردید . عضو ممیز) سپس بازپرس به شرح قرار مورخه ۱۳۹3/4/29 در خصوص اتهام متهمان به توهین قرار مجرمیت صادر و در خصوص اتهام دیگر آنان به نشر اکاذیب قرار منع تعقیب صادر نموده است دادیار اظهارنظر با قرار صادره موافقت کرده و طی کیفرخواست شماره 00087-1393/5/4 به استناد ماده 30 و بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات ناظر به ماده 608 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات برای متهمان تقاضای تعیین مجازات نموده است . پرونده به شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع و شعبه مرجوع الیه دستور داده وقت رسیدگی تعیین و طرفین و هیئت منصفه دعوت شوند آقایان م. ن. و ع.د. وکلای شاکی طی لایحهای که به شماره 00057 ثبت دفتر بازپرسی به قرار منع تعقیب صادره توسط بازپرس اعتراض نمودهاند لایحه اعتراضیه طی نامه شماره 00369-1393/5/28 شعبه بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه پیرو سابقه به دادگاه کیفری استان ارسال شده است . جلسه رسیدگی دادگاه در تاریخ ۱۳۹3/6/30 با حضور آقایان م. ه. و د. وکلای شاکی و آقای م.ر.ش. (مدیر مسئول روزنامه ...) و آقای م. د. و نماینده دادستان و در غیاب آقای الف. ش. شاکی تشکیل نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت نموده موفق کیفرخواست تقاضای محاکمه و صدور حکم شایسته را نموده است. دادگاه به آقایان ه. و د. وکلای شاکی خطاب کرده شکایت خود را با ذکر دلایل بیان کنید ؟ احد از وکلای شاکی شکایت خود را به شرح مطالب قبلی که به علت جلوگیری از اطناب کلام ازدواج مجدد آن خودداری میشود بیان کرده است . دادگاه به وی خطاب کرده منجزا الفاظ توهینآمیز را بیان کنید ؟ ج- « اگر ب.ز. نبود الف. ش. در زندان آب خنک میخورد » و « پول ناهار گروه را ندارد و تهیه کند « 65 میلیون تومان برگشت داشته است » از لحاظ عرف کاری این جملات مصادیق توهینی هستند . دادگاه به متهم م.ح. خطاب کرده اتهام شما دایر بر توهین و نشر اکاذیب تفهیم میشود چه میگوئید ؟ ج- من اتهامات را قبول ندارم حتی قصد توهین هم نداشتم سپس به طور مفصل از اتهام انتسابی دفاع نموده است .دادگاه به آقای م.ر.ش. مدیر مسئول روزنامه فرهنگ و هنر... خطاب کرده بر اساس کیفرخواست صادره و شکایت وکلای آقای ش. و محتویات پرونده اتهام شما توهین به شاکی است ،اتهام را قبول دارید ؟ ج- اتهام را قبول ندارم روزنامه ... از سال 92 هفتگی منتشر میشده از سال 93 روزنامه مستقل فرهنگ و هنری است و توضیح بدهم رابطه بین کارگردان و تهیه کننده است آقای ز. سرمایهگذار بوده و نه تهیهکننده آقای ش. با ز. قرارداد بست و فیلم ساخت بعد از اتفاقاتی که برای آقای ز. افتاد و آقای ز. در پروژههای سینمایی مختلف که در روزنامه ... هم بحث و صحبت شد سرمایهگذاری کرده بود بعد از مزایده اموال آقای ب.ز. در حوزه سینما خبرنگاری که فایل آن موجود است درخواست مصاحبه با ما کرد که توضیحاتی داده شده از مصاحبه 40 دقیقهای چهار صد کلمه چاپ شده خیلی از مطالب آن چاپ نشده است در خصوص فیلم آقای ش. صحبت شد وقتی کارگران ضمانت فروش فیلم میدهد به سرمایهگذار و فیلم نفروشد خیلی برای کار گردن است (کلمهای که موجب خفت کارگردان میشود از متهم افتاده است عضو ممیز) آن چه که برای آقای ش. بد تمام شد و منجر به شکایت شد در آب خنک نبود بحث حساب و کتاب بوده است ، عرف سینما است ، اگر به من بگویند آقای ش. فیلم ساخته و هزینه کرده و کل برگشتی 65 میلیون بوده --- تهیه کننده دیگر سرمایهگذاری روی فیلم دیگر ایشان نمیکنم . فیلم ایشان واقعاً هم فروش نکرده است که ایشان ناراحت شده ناراحت شده است . آقای س. هم برای فیلم... از آقای ز. پول گرفته است و هیچ ناراحتی و مشکلی پیش نیامد . در جشنواره فیلم فجر جایزه هم گرفت من به عنوان روزنامه وظیفه و در راستای رسالت خودم اطلاعرسانی کردم و واقعیت این است که فروش فیلم 65 میلیون بوده و میگویند هفتصد میلیون که ما در پاسخگویی به دادستان و نماینده ایشان از نظر مالی با مشکل مواجه میشدیم هیچ توهینی نبوده و اطلاعرسانی بوده است. مدارک ارقام و اعداد و اسناد هم که موجود بوده باید ارائه شود. اعتقاد دارم اتفاق افتاده اتفاق مبارکی است و ما وظیفه اطلاعرسانی داشتیم. س- صاحب امتیاز روزنامه کیست ؟ ج- موسسه فرهنگی و هنری و. که بنده مدیر عامل هستم . س- هر مطلبی دارید به عنوان آخرین دفاع بیان کنید ؟ ج- با ملاحظه در مصاحبه و فایل صوتی هیچ توهین و افتراء نبوده و خیلی از مطالب هم چاپ نشده است که صلاح دیدم ، اگر ب.ز. هم بود از ش. شکایت میکرد چرا که پس از سرمایهگذاری ضرر کرده است . اطلاعرسانی شده و ک. که آقای ش. ناراحت شدند . اعضاء هیئت مدیره موسسه بنده به عنوان مدیر عامل موسسه هستم کار فیلمسازی میکند و برادر اینجانب هم در آنجا فعالیت دارند. فیلمهای این موسسه سر به سریالهای ..... و نشریه و. که کاملاً فرهنگی و غریبایی است. دادگاه به آقای م. د. خطاب کرده به عنوان آخرین دفاع در خصوص اتهام توهین مطالبی دارید بفرمائید؟ ج- مطالب گفته شد، توهین را قبول ندارم و اسناد و مدارک مالی هم موجود است هیچ قصد و غرضی و خصومت شخصی هم نداشته و نداریم اعضاء هیئت منصفه حاضر در جلسه به اتفاق آراء متهمان را مجرم نشناخته است سپس دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح رأی شماره 00235-۱۳۹3/7/1 اعلام کرده « نظر به اینکه پس از قرائت کیفرخواست از سوی نماینده دادستان و استماع اظهارات وکیل شاکی هیئت منصفه مطبوعات به اتفاق آراء بر عدم مجرمیت مشتکیعنهما ابراز عقیده کردهاند فلذا از این رو دادگاه مستنداً به بند الف ماده 177 قانون دادرسی کیفری و تبصره ماده 43 قانون مطبوعات مصوب سال 1364 و اصلاحات بعدی آن به لحاظ عدم احراز از وقوع بزهی رأی به برائت صادر و اعلام میدارد ...» دادنامه در تاریخ ۱۳۹3/8/21 به معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران ابلاغ لایحهای مبنی بر فرجامخواهی از ایشان ملاحظه نگردیده . دادنامه در تاریخ ۱۳۹3/8/24 به آقای م. ه. احد از وکلای آقای ش. ابلاغ نامبرده و وکیل شاکی آقای ع.د. طی لایحهای که به شماره 00104-۱۳۹3/9/15 ثبت دفتر دادگاه شده تقاضای تجدیدنظر نمودهاند لایحه در موقع شور قرائت خواهد شد. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای محمد ناصری صالح آباد عضو ممیز و نظریه کتبی جناب آقای دکتر احمد رفیعی دادیار محترم دیوان عالی کشور مبنی بر معتقد به عدم قابلیت اعتراض نسبت به دادنامه فرجامخواسته و در نتیجه رد تقاضای فرجامخواهی به استناد تبصره 3 ماده 43 قانون مطبوعات میباشم . مشاوره نموده چنین رأی صادر میکند:رأی شعبه دیوان عالی کشور
نظر به اینکه طبق تبصره 3 ماده 43 قانون مطبوعات « در صورتی که رأی دادگاه مبنی بر مجرمیت باشد رأی صادره طبق مقررات قانونی قابل تجدیدنظرخواهی است ...» و چون در ما نحن فیه حکم بر برائت متهم صادر شده است رأی صادره قطعی است و از طرف شاکی خصوصی قابل اعتراض نمیباشد . لذا به رد فرجامخواهی فرجامخواه اظهارنظر میگردد.رئیس و عضو معاون شعبه 20 دیوان عالی کشور
محمد ناصری صالح آباد - حمید دلیر
