رأی خلاصه جریان پرونده
پیرو گزارش مورخ 1393/5/1 : در تاریخ 1389/4/24 خانم م. ب. با وکالت آقای ح. ق. وکیل پایه یک مرکز امور مشاوران حقوقی قوة قضائیه باستناد 1- تصویر مصدق عقد نامه 2- گزارش بیمارستان دایر بر تولد فرزند و معرفی خوانده بعنوان پدر فرزند مشترک 3- شهادت شهود 4- گواهی آزمایش خون 5- اظهارات ساکنین مجتمع آپارتمان محل سکونت زوجین به عنوان مدیر ساختمان – اظهارات نگهبان ساختمان دادخواستی بخواسته اثبات رابـطه زوجیـت به طـرفیت آقای پـ.گ. تقـدیم و تـوضیح میـدهد خـوانده به موجـب سنـد عـادی نـکاحیه مورخ 1385/7/24و گـواهی دفتـر ازدواج و معرفی نامه مربوطه به آزمایش خون بعمل آمده از زوجین موکله را به عقد دائم خود با مهریه (دویست عدد سکه بهار آزادی) درآورده است مأمورین کلانتری حسب تحقیق محلی که انجام دادهاند – گزارش کرده اند نامبردگان زن و شوهر میباشند – برابر اظهارات نگهبان ساختمان محل سکونت زوجین ، آنها سه سال در مجتمع آپارتمان ... زندگی میکردهاند و زوج بعنوان مدیر آن ساختمان انتخاب شده و ساکنین حاضرند در این مورد شهادت بدهند خوانده در بیمارستان محل تولد فرزند مشترک خود را بعنوان پدر طفل معرفی کرده و مراتب را امضاء کرده است تقاضای انجام آزمایش DNA هم میشود لذا با تقدیم دادخواست تقاضای رسیدگی و صدور حکم وفق خواسته میشود شعبه هفتم دادگاه عمومی خانواده شیراز به موضوع رسیدگی و در تاریخ 1389/8/1 با حضور وکیل خواهان و در غیاب طرفین تشکیل جلسه داده و وکیل خواهان اظهار میدارد تقاضا وفق دادخواست تقدیمی است و خواسته موکل خود را تکرار مینماید دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رأی غیابی 766-1389/8/6 با شرح دعوای خواهان و اینـکه خوانده نسـبت بـدعوای مـطروحه در دادگاه حضور نیافته و از خود دفاعی ننموده است و با توجه به تصویر عقدنامه شرعی و سایر مدارک ابرازی که دلالت بر وقوع عقد نکاح بین خواهان و خوانده داشته فلذا باستناد ماده 198 قانون آئین دادرسی مدنی (مصوب سال 1379) حکم به اثبات زوجیت بین خواهان با خوانده را صادر مینماید آقایان الف.ر. ب.ف. و ع. د. وکلای پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه خود را وکیل آقای پ. گ. معرفی میکنند پس از ابلاغ رأی آقای پ. گ. با وکالت آقایان ع. د. و الف.ر. ب.ف. نسبت به آن واخواهی مینمایند دادگاه در تاریخ 1390/7/6با حضور احد از وکلای واخواه و واخوانده و وکیل او تشکیل جلسه میدهد بدواً وکیل واخواه اظهار میدارد اعتراض موکل بشرح لایحه تقدیمی است وکیل خوانده اظهار میدارد تا همین تاریخ زوج با زوجه زندگی میکرده است اگر نامبرده در دادگاه حضور می یافت مطلب روشن میشد – شباهت نزدیک بین او و فرزند مشترک وجود دارد در قبض تلفن همراه نام و مشخصات زوج در آن درج شده است وکیل واخواه اظهار میدارد بدواً ایراد شکلی وجود دارد در خصوص مدارک عادی ارائه شده توسط واخوانده اول درخواست ارائه اصل آن را دارم و مدارک مورد انکار موکل است دادگاه ضمن صدور استماع شهادت شهود خواهان به وکیل خواهان اخطار میکند اصول اسناد را ابراز نماید وکیل واخواه طی لایحه مورخ 1391/4/18ضمن ایراد نسبت به سند ابرازی و نحوه وقوع عقد ازدواج و انکار موکل خود تقاضای ارجاع امر به کارشناس را درخـواست میکند دادگـاه در تـاریخ 1391/4/18بـا حضور وکلای طرفین و واخوانده تشکیل جلسه میدهد احد از وکلای واخواه اظهار میدارد نام موکل من پ. گ.است ولی دعوا علیه پ. گ. طرح شده است لذا دعوا متوجه موکل نیست واخوانده از سند سجلی بنامهای س. و م. ب. استفاده نموده لذا هنوز هویت واقعی و دقیق وی بعنوان خواهان معلوم نیست زیرا نامبرده با سند س. ب. گذرنامه اخذ نموده است و چند بار از کشور خارج شده است تقاضای بررسی این امر را دارم زیرا اگر دعوای خواهان (واخوانده )درست باشد در زمان خروج از کشور اذن شوهر لازم است و سند ازدواج ادعائی را موکل تصدیق نکرده است در نتیجه ایجاب و قبول بالفعل هم صورت نگرفته است و موکل نیز ایجاب و قبول را مورد انکار قرار میدهد و اصل سند هم از سوی وکیل واخوانده ابراز نشده است تقاضا دارد از اداره گذرنامه و اداره ثبت احوال در مورد واخوانده بنامهای مختلف استعلام گردد ضمناً واخوانده گواه خود را بدادگاه معرفی نکرده است دادگاه پس از خاتمه محاکمه و قبل از اتخاذ تصمیم به تقاضای وکیل واخوانده بلا فاصله تشکیل جلسه میدهد و از شهود معرفی شده در اوراق جداگانه تحقیق میکند خانم س. ب. خواهر واخوانده اظهار میدارد خواهرم با واخواه (خوانده) ازدواج نمودند و فرزند هم مال آنهاست نام خواهرم م. ب. است ولی در منزل او را س. صدا میزنند خواهرم متولد 1358 است و با شوهرش بخارج از کشور مسافرت نمودند نام عاقد آقای ظ. خواهرم قبلاً شوهر داشته ولی از او طلاق گرفته است آقای خ. ث. اظهار میدارد بنده ده سال است که داماد زوجه هستم و در این مدت شـاهد زندگی مشترک آنها بودهام در روز عقد حضور داشتم فرزند مشترک متعلق به زوجین است آقای پ. ث. اظهار میدارد من از بچگی میدانستم آنها با هم زن و شوهر هستند و در عروسی آنها بودهام و فرزند هم متعلق به آنها است و با هم به مسافرت میرفته اند حسب گواهی زایشگاه بیمارستان ... بشماره 81035- 1388/10/12 اعلام میشود جنس نوزاد پسر میباشد و نام مادر م. ب. است ولی در قسمت نام پدر سفید میباشد و تاریخ تولد نوزاد 1388/12/1میباشد دادگاه از اداره گذرنامه و اداره ثبت احوال به ترتیب استعلام میکند آیا خانم س. ب. و یا خانم م. ب. و یا خانم م. ب. با شناسنامه شماره ... الف ... و شناسنامه سریال ... دارای گذرنامه میباشد یا خیر و با رضایت همسرش از کشور خارج شده و تاریخ آن کدام است و دارای شناسنامه با مشخصات مذکور میباشد یا خیر ؟ کلانتری ... در تاریخ 1391/2/25گزارش مأمور تحقیق در محل را بدادگاه ارسال میدارد حسب گزارش اعلام میشود از همسایگان مجتمع مسکونی ... تحقیق گردید آنها اظهار میدارند خانم م. ب. و آقای پ. گ. با هم زن و شوهر هستند و 8 سال میباشد در این محل سکونت دارند و شوهر را کاملاً میشناسم خانم ... اظهار میدارد در تاریخ 1391/4/20خودم به چشم خود دیدم که به منزل رفت و آمد میکرد و بخانهاش سرکشی میکرد و خودم مدت پنـجسال در این محـل سـکونت دارم آقـای م. تـ. اظـهار میـدارد بین زن و شوهر هیچ مشکـلی مشـاهده نـکردم آنها را کامـلاً مـیشناسم رئیس پلیس امنیـت عـمومی استـان فـارس در تـاریخ 1391/22 بدادگاه اعلام می کند خانم م. ب. دارای گذرنامه بشماره ... -1390/8/12 با ارائه طلاقنامه (گذرنامه) را دریافت نموده است ولی طی نامه 1391/4/24 به دادگاه اعلام مینماید خانم س. ب. فاقد هر گونه سابقه صدور گذرنامه میباشد اداره ثبت احوال شیراز حسب نامه مورخ 1391/4/24 بدادگاه اعلام مینماید شناسنامه شماره سریال ... چهار مربوط به خانم م. ب. بعلت اینکه محل صدور آن ف. میباشد لذا برای کسب اطلاعات ایشان بایستی با اداره ثبت احوال ف. مکاتبه شود ضمناً برابر اعلام مرکز رایانه شناسنامه به سریال ... نامعتبر میباشد (هیچ گونه رکوردی یافت نمیشود) دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رأی شماره 00720-1391/4/27با توجه به گزارش مأمور کلانتری و تحقیقات انجام شده و پاسخ استعلام واصله از ادارات ثبت احوال و پلیس امنیت و اطلاعات عمومی استان فارس اعتراض واخواه را وارد ندانسته و دادنامه غیابی را عیناً تأیید و استوار مینماید پس از ابلاغ رأی آقای پ. گ. با وکالت آقای الف.ر. ب.ف. نسبت به آن تجدیدنظرخواهی میکند شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس به موضوع رسیدگی و در تاریخ 1392/5/16 با حضور طرفین و وکیل تجدیدنظرخواه تشکیل جلسه میدهد دادگاه از تجدیدنظرخوانده نشانی عاقد آقای ظ. را پرسش میکند که نامبرده محل اقامت او را بدادگاه اعلام میکند زوجه اظهار میدارد اگر تجدیدنظرخواه شوهرم نیست چرا هر پنجشنبه و جمعه به منزل من میآید من بحکم دادگاه برای فرزندم شناسنامه گرفتم و وی الان 6 ساله است دادگاه وقت دادرسی را تجدید و طرفین و آقای سید خ.ظ. را برای رسیدگی دعوت میکند و در تاریخ 1392/5/27با حضور تجدیدنظرخواه و وکیل او و تجدیدنظرخوانده تشکیل جلسه میدهد در ورقه مجزا از آقای سید خ. ظ. 43 ساله شغل ... تحقیق میکند نامبرده اظهار میدارد در سال 1385 من عقدنامه باین نمونه را نداشتم از سال 1387من این فرم را داشتهام من کلاً عقدهای دائم را در دفترچهای که در دستم میباشد یادداشت میکنم و با ملاحظه در آن دفتر در تاریخ 1385/8/24 عقدی (را) اصلاً درج نکردم دادگاه خطاب نمود که تجدیدنظرخوانده سئوال میکند شما در کجا عقد شدهاید نامبرده اظهار میدارد در منزل حاجی آقا ظ. در خیابان ... بود اظهار میدارد نه من هیچ زمانی منزلم در گمرک نبوده است نامبرده اظهار میدارد دست خط و امضاء و مثلاً قید کلمه دائمی دست خط من نیست ولی در (خطوط و امضاء یادم نمیآید) که بگویم امضاء من هست یا خیر حتماً اواخر سال 1389 مهر و برگه های سفید عقد نامهام را سرقت کرده اند که پرونده در اداره آگاهی موجود میباشد من امضاء شهود را حتماً در ذیل عقدنامه میگیرم دادگاه استماع اظهارات آقایان ث. و ث. را ضروری تشخیص و به خواهان (تجدیدنظرخوانده) اخطار میکند شهود فوق را بدادگاه معرفی کند دادگاه در تاریخ 1392/6/19 در وقت مقرر با حضور وکیل تجدیدنظرخوانده و وکیل تجدیدنظرخواه تشکیل جلسه میدهد در اوراق جداگانه از شهود احضار شده تحقیق می کند از آقای پ. ث. خواهر زاده خانم ب. تحقیق میکند نامبرده اظهار میدارد من در عقد طرفین حضور نداشتم چون چند سال با هم زندگی می کنند معلوم است که زن و شوهر هستند دادگاه در تاریخ فوق مجدداً از آقای سید خ. ظ. 43 ساله شغل ... تحقیق میکند از نامبرده سئوال میکند آیا خانم ب. و آقای پ. گ. جهت اجرای صیغه نکاح دائم به شما مراجعه نموده و شما صیغه را قرائت کرده اید ج- امضاء و خط شبیه امضاء ... است اگر کارشناسی شود بهتر است البته علت اینکه در آن جلسه قبلاً انکار کردم به خاطر این بود که خانم گفت منزلمان ... بود در حالیکه منزل ما ... نمیباشد ولی نزدیک ... هست – س – آیا دقیقـاً یادتان هست که زوجین ادعائی به شما مراجعه کردهاند ج- محال است من بدون زوج عقد کرده باشم س – آیا شما زوج را بیاد دارید ؟ ج- من تا حالا هزار نفر بمن مراجعه کردهاند پس از تحقیق از نامبرده وکیل تجدیدنظرخواه اظهار میدارد با توجه به اینکه هم در ... اول و هم تا جلسه قبل از بیان عاقد مبنی بر اینکه ... در سال 1385ضمن عقدنامهای نداشتهام و این عقدنامه در سال 1387تهیه نموده که عیناً اظهار نمود000 این عقدنامهها حاضر میباشد در همین لحظه بود که تجدیدنظرخوانده ادعای جدیدی را مطرح نموده این عقد نامه ها حاضر میباشد و این ادعا مبنی بر اینکه ما در سال 1385سند نکاحیه دیگری داشتیم ولیکن در سال 1387یا 1388مجدداً مراجعه نمودیم و عاقد سند دیگری را که هـمین سند ارائـه شده میباشد برای ما 000 که بنده در همین جلسه از عاقد سئوال نمودم آیا شما سند خلاف واقع تنظیم می نمایید اظهار نمود خیر با توجه به اینکه سند ارائه شده به عنوان مستند اولیه تجدیدنظرخواه در سال 1385اصلاً وجود خارجی نداشته است از دادگاه درخواست اتخاذ تصمیم شایسته را دارم وکیل تجدیدنظرخوانده اظهار میدارد در عقد نکاح عقد رضایی است نه تشریفاتی لذا خیلی از زوجین ممکن است صاحب فرزند باشند اما نکاح آنها به ثبت نرسیده باشد دادگاه با ملاحظه دلائل و قرائن میتواند حکم بر اثبات رابطه زوجیت با توجه به وجود فرزند مشترک بین زوجین صادر نماید از دادگاه محترم میخواهم تا از خود زوج سئوال نماید که آیا به در ساختمانی که موکله در آنجا ساکن است میباشد و شبهای متوالی در نزد ایشان حضور داشتهاند یا خیر و رابطه زوجیت با خانم م. ب. را قبول می نماید اظهارات شهود مبنی بر اینکه موکل اظهار میدارد با زوجـین در مـسافرت رفـته و در یک منزل غذا می خوردند و مراوده داشته و حتی آنها را به عنوان زن و شوهر میشناسند قبول دارند یا خیر؟ تجدیدنظرخواه اظهار میدارد مدیر ساختمان باید 000 که من به هیچ وجه و عنوان مدیر ساختمان نبودهام و هیچ رابطه ندارم منکر دوستی و رابطه می باشم تجدیدنظرخوانده اظهار میدارد عقد اول سال 1384یا 1385بوده بدون مهریه و بعد توافق کردیم 200 عدد سکه مهریه کند که پیش آقای ظ. رفتیم از اول خطبه عقد را خواندند با مهریه 200 سکه بهار آزادی 000 که روی عقدنامه است خودش ارائه داد و آقای ظ. آنرا مهر کرده دادگاه بدواً نظر آقای م. ر. مستشار محترم را اخذ که نامبرده با تشریح موضوع و جریان واقعه عقد اول در سال 1384یا 1385و عقد بعدی با مهریه 200 عدد سکه بهار آزادی نتیجتاً استدلال میکنند عقد اول مفوضه البضع بوده و تا زمانیکه عقد اول باقی است عقد جدید با مهریه مذکور محقق نمیشود و آثاری بر آن بار نیست و اعتقاد به نقض رأی دادگاه نخستین را دارم ولی اکثریت با اعلام ختم رسیدگی طی رأی شماره 00798-1392/7/13 استدلال میکنند با توجه به مندرجات پرونده و آراء صادره غیابی و بعد حضوری از دادگاه نخستین و تحقیقات انجام شده توسط کلانتری ... رابطه زوجیت فیمابین اصحاب دعوا محرز است لذا مستنداً بماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 دادنامه تجدیدنظرخواسته را استوار مینمایند و توضیح میدهند در خصوص میزان مهریه قطع نظر از اینکه موضوع خواسته خواهان بدوی نبوده چون اصالت سند تعیین مهریه محرز نیست لذا اثبات رابطه زوجیت دائم طرفین دعوا بدون اظهارنظر در خصوص مهریه میباشد رأی در تاریخ 1392/8/9 به وکیل آقای پ. گ. ابلاغ و آقای م.ب. به وکالت از سوی نامبرده در تاریخ 1392/8/26 نسبت به آن فرجامخواهی می کند که پرونده پس از تبادل لوایح به دیوانعالی کشور ارسال و برای رسیدگی به این شعبه ارجاع میگردد لوایح طرفین به هنگام قرائت گزارش و شور مطالعه خواهد گردید. این شعبه بشرح بین الهلالین دادنامه فرجام خواسته را نقض و برای رسیدگی مجدد به شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس ارسال میکند : (رأی شعبــه) «بر دادنامه فرجامخواسته بجهات ذیل ایراد وارد است: 1- نظر باینکه آقای سید خ. ظ. فرزند ح. 43 ساله شغل ... در تاریخ 1392/5/27 اظهار داشته ( ... من این نمونه عقد نامه را نداشتم از سال 1387من این فرم را داشتهام من کلاً عقد دائم را از دفترچه ای که در دستم میباشد یادداشت می کنم و با ملاحظه در آن دفتر در تاریخ 1385/2/24 عقدی اصلاً درج نگردیده است و تجدیدنظرخوانده در قبال سئوال دادگاه مبنی بر اینکه (شما در کجا عقد شده اید اظهار میدارد در منزل حاجی آقا ظ. در خیابان ... در یک کوچه تنگی بود ولی آقای ... اظهار میدارد نه من هیچ زمانی منزلم در ... نبوده است و نامبرده اظهار میدارد دست خط و امضاء مثلاً قید کلمه دائمی دستخط من نیست ولی در خصوص امضاء یادم نمی آید که بگویم امضاء من هست یا خیر ...) در حالیکه از نامبرده در تاریخ 1392/6/19تحقیق بعمل آمد اظهار میدارد (000 از شما سئوال میشود آیا خانم ب. و آقای پ. گ. جهت اجرای صیغه نکاح دائم به شـما مـراجعه نمـوده اند و شما صیغه را قرائت کرده اید جواب می دهد امضاء و خط شبیه امضاء من است اگر کارشناسی شود بهتر است البته علت اینکه در آن جلسه قبلاً انکار کردم بخاطر این بود که خانم گفت منزلتان در ... بوده در حالیکه منزل ما ... نمیباشد ولی نزدیک ... هست. آیا شما زوج را بیاد دارید جواب می دهد من تا حالا هزار نفر به من مراجعه کرده اند.) بنابه مراتب فوق اظهارات عاقد که در دو مرحله از وی تحقیق شده با یکدیگر مغایرت دارد حتی نامبرده اظهار نموده است اگر کارشناسی شود بهتر است گویا تردید مشارالیه در خصوص عقدنامه استنادی میباشد لذا اعتـبار دادن به آن و استناد به اظهارات وی مخالف مقررات و فاقد توجیه قانونی است و نمیتواند مبنای صدور حکم قرار گیرد 2- در جلسه دادرسی مورخ 1389/8/1 وکیل زوجه به پرونده کلاسه 329/88/8 شعبه هشتم دادگاه به خواسته ثبت واقعه ازدواج که منتهی به صدور رأی شده است استناد نموده لذا ملاحظه نتیجه رسیدگی پرونده مذکور و درج خلاصه ای از آن در پرونده جریانی برای ایضاح امر ضرورت دارد. 3- برابر تصویر مصدق نامه مرکز بهداشت شهرستان شیراز مرکـز تحـقیقات تالاسمی آقای پ. گ. و خانم م. ب. برای انجام آزمایش از جـهت تالاسمی و از نظر مرفین و ابتلاء به بیماریهای آمیزشی و شرکت در کلاس مشاوره قبل از ازدواج و انجام واکسیناسیون زوجه ، مراجعه و نتیجه آن اعلام شده است و آزمایش مذکور بشماره 9862-87-1387/9/30 صادر شده است در حالیکه بر اساس دادخواست تقدیمی و اظهارات طرفین و عاقد عقد در سال 1385 واقع شده است و معمولاً آزمایش مذکور قبل از شروع زندگی و عقد نکاح انجام میشود لذا ضرورت دارد از طرفین در خصوص مزبور بطور مستوفی تحقیق و سوابق امر مطالبه و پیوست پرونده گردد.4- تحقیقات انجام شده بوسیله ستوان دوم ف. که طی نامه مورخ 1391/4/25 کلانتری ... تقدیم دادگاه شده مأمور مذکور از م. ت. در مورد خانم م. ب. و پ. گ. تحقیق نموده است با توجه به ایراد فرجامخواه در خصوص نحوه اظهار اطلاع وی و تجویز ماده 199 قانون آئین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 ضرورت دارد دادگاه با تعیین وقت دادرسی دعوت اصحاب دعوا از نامبرده بطور کامل تحقیق نماید 0 5- خانم م. ب. در جریان دادرسی اظهار داشته چون آقای پدرم گ. برای فرزندش شناسنامه نگرفت لذا خودم در این مورد اقدام و برای او شناسنامه اخذ نمودم لذا ضرورت داشته سابقه مذکور مطالبه و در پرونده منعکس گردد.6- با توجه به وجود ابهامات در وقوع عقد نکاح و اظهارات دوگانه عاقد و تقاضای خواهان بدوی اقتضاء دارد دادگاه محترم با تعیین وقت دادرسی و دعوت اصحاب دعوی به همراه فرزند مذکور برای انجام آزمایش DNA به مرکز تخصصی مربوطه معرفی و نتیجه آن در پرونده پیوست گردد بنا به مراتب فوق و جهات یاد شده رسیدگی را در وضعیت فعلی نارسا تشخیص و باستناد بند الف ماده 401 قانون آئین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه 22 دادگاه محترم تجدیدنظر استان فارس ارجاع میگردد.)) پس از وصول پرونده به شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس دادگاه با ملاحظه رأی این شعبه پرونده کلاسه 29/ 883/ 8 شعبه 8 دادگاه خانواده را مطالبه میکند و کلاسه پرونده مربوط به صدور شناشنامه برای طفل مشترک را از طرفین میخواهد. دادگاه در تاریخ 1393/7/8 با حضور وکیل تجدیدنظرخواه و شخص تجدیدنظر خوانده تشکیل جلسه میدهد و با درج ایراد این شعبه ، تجدیدنظرخوانده اظهار میدارد سال 1385عقد (کاغذی و دائم بودیم) ولی درسال 1387ایشان قبول کرد که عقد را رسمی کنیم که از آزمایش ایشان منصرف شدند. وکیل تجدیدنظرخواه اظهار میدارد من قبلاً به تنظیم گزارش مامور مربوطه ایراد گرفتم و گفتم تقاضا اینست که چنانچه مجدداً به عنوان شاهد از وی و از شهود تحقیق گردد و عکس موکلم را در اختیار میگذارم تا تحقیق انجام شود. حتی اگر آزمایش DNA ثابت کند که فرزند مشترک منتسب به موکل باشد دلیلی به ازدواج دائم نمیباشد وکیل تجدیدنظرخوانده اظهار میدارد ایشان هنوز که هنوز است می آید فرزند را به مهد کودک میبرد و تا فرزند بازی کامپیوتری میکند و برای فرزندش لباس میخرد. دادگاه از مهد کودک (تلاش شیراز) استعلام میکند چه کسی فرزند را به مهد کودک آورده است که مهد کودک در تاریخ 1393/7/12 به دادگاه اعلام میکند ن. پ. گ. توسط مادرشان خانم م. ب. در این مهد کودک ثبت نام شدهاند و تا کنون توسط مادر به مهد کودک رفت و آمد داشته است. بجز حدوداً سه مرتبه که پدرشان پ. را از مهد کودک تحویل گرفته است . دادگاه با ارسال عکس پ. گ. از کلانتری ... شیراز میخواهد در محل قید شده تحقیق و نتیجه را گزارش نماید . دادگاه در تاریخ 1393/8/28 دروقت فوق العاده تشکیل جلسه میدهد و پرونده کلاسه 994 ـ شعبه 13 دادگاه خانواده شیراز را ملاحظه میکند ، خانم م. ب. در تاریخ 1391/10/3 دادخواستی به طرفیت آقای پ. گ. و اداره ثبت احوال شیراز به خواسته اثبات نسب و الزام اداره ثبت احوال به صدور شناسنامه تقدیم که پرونده در شعبه 13 دادگاه خانواده شیراز به موضوع رسیدگی و طی رأی غیابی 250 ــ 1392/2/29 منتهی به صدور حکم اثبات نسب فرزند متولد شده به خواهان و خوانده ردیف اول صادر میکند که پس از واخواهی و آزمایش DNA به عمل میآید و انتساب فرزند بنام پ. به خواهان تایید میگردد و طی رأی شماره 518 ـ مورخ 1392/11/21 دادگاه دادنامه غیابی را استعلام نموده و پس از تجدیدنظرخواهی حسب رأی شماره 868 ـ 1393/7/14 (این شعبه 22) تایید میگردد. دادگاه خلاصه از پرونده کلاسه 880329 را بشرح ذیل در پرونده درج میکند : (آقای ح. ق. به وکالت از خانم م. م. بطرفیت آقای پ. گ. دادخواستی ، تحت عنوان الزام به ثبت نکاح دائم مطرح نموده و شعبه 13 دادگاه عمومی حقوقی به موضوع رسیدگی و در تاریخ 1388/9/16 در غیاب خوانده و پس از استماع اظهارات وکیل خواهان به موجب رأی شماره 1189 حکم بر محکومیت خوانده به ثبت رسمی واقعه ازدواج با مهریه دویست عدد سکه بهار آزادی به صورت غیابی صادر مینماید. دادنامه مورد واخواهی قرار گرفته و پس از رسیدگی توسط شعبه مربوطه به موجب دادنامه شماره540 ـ قرار توقیف رسیدگی و بلحاظ اختلاف در نکاح دائم صادر و اعلام میگردد مجدداً در تاریخ 1391/9/12 به موجب دادنامه شماره 00167 ـ با توجه به عدم اقدام (زوجه) به ارائه دادخواست اثبات وقوع نکاح ـ قرار رد دعوی خواهان اصلی صادر گردیده و از قرار تجدیدنظرخواهی شده و شعبه بیستم دادگاه تجدیدنظر استان فارس حسب دادنامه شماره 00510 ــ رأی نقض و پرونده جهت رسیدگی به دادگاه بدوی ارسال میگردد و آن دادگاه با عنایت به اینکه به موجب دادنامه شماره 798 ـ شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر حکم بر تایید دادنامه به شماره 0072 ـ شعبه هفت مبنی بر اثبات زوجیت صادر شده واخواهی را مردود و حکم بدوی را عیناً مبنی بر اثبات زوجیت را صادر شده واخواهی را مردود و حکم بدوی را عیناً تایید نموده است . ازدادنامه تجدیدنظرخواهی به عمل آمده و ... شعبه بیستم دادگاه تجدیدنظر فارس با این استدلال که دادنامه استنادی دادگاه بدوی در پی فرجام خواهی در دیوان عالی کشور در حال مطرح رسیدگی است و باستناد ماده 19 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امر ... قرار توقیف دادرسی را صادر نموده است ... ) کلانتری ... در تاریخ 1393/8/19 عین گزارش مامور را به دادگاه ارسال میدارد. ستوان سوم ا. به دادگاه اعلام میکند (شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان) به محل مورد نظر رفتم از اهالی محل و مجتمع تحقیق بعمل آمد تعدادی از اهالی حاضر به شهادت کتبی نبودند و به صورت شفاهی بیان داشته که شخص آقای پ. گ. را نمیشناسیم و از بلوک 3 واحد 8B تحقیق شد که به صورت شفاهی بیان داشتهاند شخصی به هویت پ. حدود ماهی یک مرتبه به داخل منزل ... مراجعه میکند و مابقی روزها خانمها به همراه بچه سه الی چهار سال به صورت تنها زندگی میکند ... ) و احد از قضات دادگاه تجدیدنظر استان فارس اعلام میکند اینجانب کمافی السابق معتقد به بطلان دعوا هستم و در تاریخ 1393/9/13 به طور مشروح حکم ابطال دعوای خواهان بدوی را صادر میکند و بعلت اختلاف و اعلام آن از سوی رئیس دادگاه تجدیدنظر استان ـ آقای ن. س. ازطریق معاونت قضائی تعیین میگردد . دادگاه در تاریخ 1393/11/11 در وقت فوق العاده تشکیل و سوابق مربوط به آزمایش طرفین دعوا به شماره ... ـ 1387/9/30 را مطالبه میکند. رئیس مجتمع بهداشتی فوق تخصصی در تاریخ 1393/11/19 سوابق مربوط به جوابهای آزمایش زوجین آقای پ. گ. و سرکار خانم م. ب. را به دادگاه ارسال میکند و پاسخ اداره ثبت احوال استان فارس سوابق مورد نظر دادگاه را نیز ارسال میکند و رونوشت رأی شماره 250 ـ 1392/2/29 شعبه 13 دادگاه خانواده شیراز را به دادگاه ارسال میگردد. به موجب آن حکم به اثبات نسب فرزند متولد شده به خواهان خانم م. ب. و آقای پ. گ. صادر میشود. دادگاه در تاریخ 1393/12/9 در وقت مقرر با حضور طرفین پرونده و وکیل تجدیدنظرخوانده تشکیل جلسه میدهد زوجه اظهار میدارد آقای ق. را از وکالت عزل میکنم. آقای پ. گ. در خصوص دعوای مطروحه اظهار میدارد اولین آشنائی من با خانم م. ب. در خیابان م. در کافه ... بود در سال 1384 اولین صیغه موقت یک ماهه بین اینجانب و خانم م. ب. جاری شد و خانم س. ب. خواهر خانم م. یک مرد با لباس ...آورد به داخل ماشین خودم ، صیغه نکاح موقت یک ماهه جاری کرد و مهریه آن یک عدد سکه بهار آزادی تعیین گردید. عقد نامه دست من بود. بعداً خانم م. ب. آن را از من گرفت و به من نداد . بعد از آن دیگر هیچ صیغهای جاری نشده، اعم از موقت یا دائم. رفت و آمد با خانم م. ب. پراکنده بود و بیشتر موقع او در دبی بود ولی وقتی به ایران میامد همدیگر را میدیدیم یک یا دو سال با خانم ب. بودم و زناشوئی به دفعات زیاد داشتیم و قبول دارم که بچه متولد شده هم متعلق به خودم است و حاضرم سوگند یاد کنم که صیغه دائم جاری نشده است. در زمان صیغه موقت من بودم و عاقد و س. ب. و خانم م. ب. بودند و کسی دیگری نبود و عاقد را نمیشناسم و نمیتوانم وی را معرفی کنم. آخرین زناشویی من با خانم م. ب. مربوط به سال 1388 میباشد. سپس خانم م. ب. اظهار میدارد ما رفتیم پیش یک عاقد و صیغه دائم جاری شد. صیغه موقت را قبول ندارم و زمانی صیغه جاری شد خواهرم س. حضور داشت در سال 1383 . عقد جاری شده دائم بوده است. وکیل تجدیدنظرخوانده دردفاع از موکل خود اظهاراتی نموده است. دادگاه از گ. سوال میکند صیغه عقد موقت که جاری شده آن را اقرار کردید بین شما و خانم ب. جاری شد و در چه سالی بوده است. آقای گ. اظهار میدارد صیغه موقت در سال 1384 جاری شد و امکان اینکه بتوانم با خانم م. ب. زندگی کنم وجود ندارد چون شخص دروغگو است. دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رأی شماره 1573 ــ 1393/12/20 با شرح دعوای خانم م. ب. علیه آقای پ. گ. ، اعتراض آقای گ. با صدور رأی غیابی و تایید آن در شعبه 7 دادگاه عمومی حقوقی شیراز رد شده است و با توجه به موضوع دعوا و اینکه عقد موقت را خانم م. قبول نداشته و عقد را دائمی اعلام نموده است . تجدیدنظر خوانده نتوانست عاقد را معرفی کند و حسب اعلام مجتمع درمانی ن. ک. در خصوص آزمایش طرفین و تاریخ آزمایش 1387/9/30 میباشد و نامه مورخ 1393/1/19 اداره ثبت احوال شیراز که حکایت دارد تاریخ تولد فرزند 1388/10/12 و نام مادر طفل م. ب. و نام پدر پ. گ. میباشد و اظهارات آقای گ. که عقد موقت مورد قبول خانم م. ب. نمیباشد و آقای پ. گ. ن. در دادگاه گفته است و بچه مال خودم میباشد و چندین سال آنها با هم ارتباط داشتند و در پرونده دلیلی بر عقد موقت نمیباشد و نظر مشهود فقها نیز در مورد اختلاف طرفین بر دائم یا انقطاعی بودن آن ، عقد دائم را مسجل دانستهاند لذا دادگاه با اصلاح دادنامه تجدیدنظر خواسته ازاین جهت که رابطه زوجیت طرفین و دعوا دائم و تاریخ انعقاد آن سال 1384 میباشد و قطع نظر اینکه مهریه موضوع خواسته ، خواهان بدوی نبوده چون اصالت سند عادی که در آن میزان مهریه تعیین شده ثابت نمیباشد رابطه زوجیت دائم طرفین دعوا بدون ذکر مهریه ثابت تشخیص و النهایه ضمن رد تجدیدنظر خواهی به استناد ماده 351 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اصلاح انجام شده استوار مینماید. رأی در تاریخ 1394/1/9 به آقای پ. گ. ابلاغ و آقای الف.ر. ب. به وکالت از وی در تاریخ 1394/1/27 نسبت به آن فرجام خواهی میکند. پرونده پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و برای رسیدگی به این شعبه ارجاع میشود. لوایح طرفین به هنگام قرائت گزارش و شور مطالعه خواهد گردید. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای قدرت اله طیبی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد:رأی شعبه دیوان عالی کشور
نظر به مندرجات پرونده و رابطه طولانی بین فرجام خواه و فرجام خوانده بر مبنای ادعایی زوج عقد جاری شده بر عقد موقت بوده که این امر (عقد موقت) مورد قبول فرجام خوانده قرار نگرفته است و قبول آقای پ. گ. ن. مبنی بر اینکه فرزند متولد شده از خانم م. ب. متعلق به من است ، نظرات مجتمع درمانی ... در خصوص آزمایش طرفین در تاریخ 1387/9/30 و نامه مورخ 1393/11/19 اداره ثبت احوال شیراز ، چون بین فرجام خواه و فرجام خوانده دو نوع عقد (موقت و دائم) و عدم اثبات عقد غیر دائم حسب مندرجات پرونده مورد اختلاف است و با توجه به اظهارات زوجه و بلحاظ نظرات فقها دراین خصوص (عقد موقت یا دائم) اصل بر ادامه زوجیت به نحوه دائم محسوب میگردد. لذا اعتراض فرجام خواه را وارد ندانسته و رأی صادره را مجموعاً بر صحت تلقی و مخالف قانون نمیباشد لذا با استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی رأی فرجام خواسته را نتیجتاً تایید و پرونده را اعاده میکند.شعبه12 دیوانعالی کشور - رئیس و مستشار
قدرت اله طیبی - حیدرعلی حیدری
