رأی دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست خانم م.ه. با وکالت خانم پ.ز. به طرفیت همسرشان آقای ک.ن. با وکالت خانم ل.ق. به خواسته طلاق با عنایت به دادخواست تقدیمی و مدارک و مستندات ابرازی زوجه و با توجه به اظهارات طرفین در جلسه دادرسی ماحصل اظهارات زوجه بدین شرح است که در تاریخ ۱۳۹۱/8/۱۲ با زوج ازدواج کردم فرزندی از ایشان ندارم همسرم عقیم است و قادر به بچه دار شدن نیست و من تقاضای طلاق دارم وکیل زوج نیز دفاعاً بیان داشته شرط ضمنالعقد محقق نشده زیرا هنوز 5 سال از ازدواج زوجین سپری نشده ضمن اینکه نباید به خاطر فرزند زندگی زوجین از هم پاشیده شود و در نهایت تقاضای رد دعوی طلاق نموده است دادگاه بدواً قرار ارجاع امر به داوری صادر نمود لیکن داوران زوجین موفق به رفع اختلافات و منصرف نمودن زوجه از طلاق نگردیده و نظریه داوری خود را کتباً به دادگاه ارائه نمودهاند دادگاه زوجین را به پزشکی قانونی معرفی نموده و خلاصه نظریه سازمان یاد شده به این شرح است که در معاینه بیضهها کوچکتر از حد طبیعی هستند و در آزمایش انجام شده میزان اسپرم (نطفه) صفر است فلذا عقیم تلقی میشود فلذا با توجه به نظریه پزشکی قانونی که تصریح به عقیم بودن زوج نمودهاند و اینکه داشتن فرزند حق هر زنی است که ازدواج نموده و با توجه به اینکه زوجه دارای 38 سال سن است هرچه سن مشارالیها بالاتر رود و احتمال وقوع حاملگی در وی کمتر میشود و از این نظر دادگاه مشارالیها را در عسر و حرج تلقی مینماید فلذا نظر به مراتب مذکوره دادگاه با احراز عسر و حرج زوجه دعوی وی را ثابت تشخیص داده مستنداً به بند 13 از قانون حمایت خانواده مصوب سال 1353 و نیز مادتین 1146 و 1144 قانون مدنی و مواد 33 و 29 و 27 و 26 و 24 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 حکم به الزام زوج به طلاق زوجه صادر نموده به زوجه خانم م.ه. اجازه میدهد با مراجعه به یکی از محاضر رسمی طلاق و با بذل مبلغ پنج میلیون ریال و قبول بذل به وکالت از دادگاه خود را به طلاق خلع مطلقه ساخته طلاق را به ثبت برساند کلیه محاضر رسمی طلاق نیز مأذون در ثبت و اجرای صیغه طلاق خلع به شرح فوق میباشند زوجه مهریه خود را دریافت نموده و نسبت به مابقی حقوق مالی خود ادعایی ندارد این رأی حضوری بوده ظرف بیست روز قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر مرکز استان تهران میباشد.دادرس شعبه 261 دادگاه عمومی خانواده تهران - اقدم
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای ک.ن. با وکالت خانم ل.ق. به طرفیت خانم م.ه. با وکالت خانم پ.ز. نسبت به دادنامه شماره 1165 مورخ ۱۳۹۳/8/۱۹ صادره از شعبه 261 دادگاه خانواده تهران (که به موجب آن با درخواست زوجه و احراز عسر و حرج وی با استناد به مواد 1144 و 1146 قانون مدنی و بند 13 قانونی حمایت از خانواده مصوب 1353 مواد 24 و 26 و 27 و 33 قانون حمایت از خانواده مصوب سال 1391 حکم به الزام زوج به طلاق همسرش صادر شده است) وارد و موجه بوده و رأی مزبور مغایر با قانون و دلایل موجود در پرونده و موازین شرعی است زیرا زوجین در تاریخ ۱۳۹۱/8/۱۲ ازدواج کردهاند و زوجه با این ادعا که شوهرش عقیم است و بچهدار نمیشود مدعی است در عسر و حرج قرار گرفته است در حالی که خود سابقه ازدواج و طلاق داشته مهریهاش را که یک کیلو طلای شمش 24 عیار است از زوج وصول نموده و ضمن عقد نکاح شرط نموده که زوج شش دانگ زمین به مساحت 360 مترمربع واقع در تنکابن را بلاعوض به وی انتقال دهد و حال صرفاً به لحاظ بچهدار نشدن مدعی عسر و حرج است که به نظر این دادگاه صرف بچه دار نشدن زوج در این مدت حتی عقیم بودن وی موجب عسر و حرج زوجه نمیگردد و زوجه میتواند پس از انقضاء پنج سال از ازدواجشان در صورت بچهدار نشدن زوج از بند 10 شرط ب ضمنالعقد مندرج در عقدنامه استفاده نموده و پس از اثبات با اختیارات حاصله از شرط مذکور به وکالت از طرف زوج به اجرای صیغه طلاق و ثبت آن نماید با وجود شرط مذکور عسر و حرج محقق نیست و مورد با ماده 1130 قانون مدنی انطباق ندارد به همین سبب با استناد به ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض میگردد و حکم بر بطلان دعوی زوجه صادر میگردد. این رأی قطعی است و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجامخواهی است.رئیس و مستشار شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
بیگدلی- علیخانی
